کد خبر: ۲۵۵۲۳
تاریخ انتشار: ۰۱ تير ۱۴۰۰ - ۰۱:۱۵-22 June 2021
امروزه بسياري از اقتصاددانان گرايشات مارکسيستي دارند، برخي پست مدرن ها هم خود را مارکسيست مي دانند و گرايشات مارکسيستي در دانشگاه ها نيز به وجود آمده در نتيجه نقد و برسي آن ضروري به نظر مي رسد. زيرا درست است که مارکسيسم در رابطه با انديشه اجتماعي و فلسفي بسيار ارزشمند است اما طرفداري کورکورانه از آن در سياست، تبعات بدي ـ به علت داشتن بار کينه ـ به دنبال خواهد داشت.
اقتصاد آزاد

اقتصاد آزاد مانند هر ايده اجتماعي، يک چارچوب فکري اوليه دارد که شالوده ايدئولوژي اصلي را تشکيل مي دهد.شعارهاي اقتصاد آزاد مبتني است بر آزادي انتخاب انسان ها و آزادي عمل انسان ها در چارچوب قواعد جهان شمول براي برقراري خواسته هايي که در نهايت به خير عمومي مي انجامد. و اين يعني آزادي در چارچوب قواعد. لازمه آزادي، مالکيت فردي و خصوصي است و انديشه حق و عدالت در ليبراليسم ير پايه اين دو مفهوم است: آزادي و مالکيت.

بندگي: انسان تابع اراده انسان يا انسانهاي ديگر است که در تقابل با آزادي به معناي تابع اراده خويش بودن است. انسان برده مالکيتي از آن خود ندارد و انسان آزاد در درجه اول مالک خود و بعد مالک هر آن چيزي است که از خود ناشي مي شود. به عبارت ديگر حق و آزادي در مفاهيم ليبرالي با مالکيت بيان مي شوند و حق مفهومي مخالف ظلم است. وقتي ظلم اتفاق مي افتد که حقي ضايع شده باشد.

مفهوم ديگري که شالوده اصلي ليبراليسم را مي سازد همسويي منافع است. ليبرال ها معتقدند در اين نوع از آزادي با قاعده، افراد با پيروي از اهداف شخصي خود با اهداف ديگران همسوئي پيدا مي کنند و نفع فردي به جاي آنکه در تضاد با نفع عمومي قرار بگيرد در راستاي آن قرار مي گيرد. اگر انسان ها آزاد به رقابت باشند، ثروت افزايش پيدا مي کند و حرکت همه در يک جهت قرار مي گيرد. اما نکته مهم آن است که جهت درست را پيدا کنيم.

از تئوري هاي اقتصاد آزاد، تخصيص بهينه منابع است، به گونه اي که اگر انسان ها خود تصميم گير باشند، رقابت، جامعه را به وضعيت تعادلي مي برد و منابع در آن جامعه به صورت بهينه تقسيم مي شود. اثبات آن هم با نگاهي به عملکرد اقتصاد آزاد امکان پذير است. بر خلاف گذشته که تمدن هاي بزرگ به وجود مي آمدند و دچار انحطاط مي شدند تمدن غربي 300 سال است که دچار انحطاط نشده و پيشرفت مي کند و رشد فزاينده اي هم دارد. ساده ترين و در عين حال مهم ترين شاخص پيشرفت، رفاه مادي است و بارزترين نشانه رفاه، عمر انسان است که در اين گونه کشورها رو به ازدياد دارد. شاخص مهم رفاه فرد، عمر اوست و شاخص رفاه يک کشور، متوسط عمر مردم آن. از 200 سال پيش مرگ و مير کودکان کاهش يافته، که نشانه پيشرفت در بهداشت و رفاه اجتماعي است.

از ديگر نشانه هاي توسعه جوامع ليبرال نزديک شدن سطح زندگي افراد [ نخبه و عامي] به هم است. سطح زندگي افراد از نظر کمي [ سه وعده غذا در روز، رفتن به مسافرت در تعطيلات و غيره] براي مثال بين رئيس جمهور و بيل گيتس و کارگر متخصص جنرال موتورز چندان تفاوتي ندارد، حال آنکه در تمدن هاي قديم سطح زندگي بين پادشاه و کارگر قابل مقايسه نبود. نتيجه آنکه پيشرفت اقتصادي طبقات را به هم نزديک ميکند.

اقتصاد مارکسيستي

مارکس از انديشمندان سوسياليسم است و مطالب و کتاب هاي خود او ـ نه تفسيرهايي که بر آنها نوشته شده است ـ بسيار عميق و ارزشمند هستند.

انديشه مارکسيستي بر پايه نظام طبقاتي و تنازع براي بقا [براي رسيدن به صلح] بنا شده. مارکس طرفدار جنگ نبود و از بزرگترين اومانيست هاي تاريخ و طرفدار صلح بود وليکن جامعه مدرني [کاپيتاليستي] را که به تصوير کشيد مبتني بر تضاد است که با حل اين تضاد مي توان به جامعه اي بدون طبقه رسيد؛ که اين جز با جنگ بزرگ و نهايي طبقه کارگر و غلبه بر بورژوازي امکان پذير نيست.

انديشه سوسياليستي که مارکس از آن دفاع مي کند مبتني بر نفي مالکيت خصوصي است که قبل از مارکس توسط روسو بيان شده بود. مارکس معتقد بود با ظهور مالکيت خصوصي، جامعه به سمت استثمار و تضاد طبقاتي سوق پيدا کرد. مالکيت با دوران کشاورزي و دامپروري شروع مي شود و از آن زمان عده اي داراي ابزار توليد مي شوند و آنهايي را که فاقد ابزار توليدند استثمار مي کنند. تاريخ داراي سه مرحله 1. برده داري 2. فئودالي و 3 سرمايه داري است و به اعتقاد مارکس جامعه سرمايه داري يک درجه از فئودالي بهتر و به سوسياليسم نزديکتر است.

اما پارادايم اقتصاد مارکسيستي درست مقابل اقتصاد ليبرالي و مبتني بر تضاد است. يعني با جنگ طبقاتي نهايي که غلبه کارگر بر سرمايه دار را در پي دارد، وارد جامعه سوسياليستي مي شويم.

در حقيقت و بنا بر نوشته هاي مارکس، عبارتي به نام اقتصاد مارکسيستي وجود ندارد و آنچه مارکس مي گويد، نقد اقتصاد سياسي است و سوسياليسم جايگزين اقتصاد است. به اين معنا که در کل اقتصاد را نفي مي کند . پس اقتصاد مارکسيستي و اقتصاد دان مارکسيست هيچ معنايي ندارد. اما آنگونه که مارکس پيش بيني کرده بود، در کشور هاي صنعتي انقلاب مارکسيستي به وجود نيامد.

بعدها سردمداران روس اقتصاد مارکسيستي را رقيب اقتصاد ليبرالي خواندند و پس از آن لغو مالکيت خصوصي را به عنوان بنيان اقتصاد مارکسيستي بيان کردند و اقتصاد دولتي به وجود آمد که همان تخصيص منابع از سوي دولت است و در آن دولت، نقش بازار و سهم هر کس را از آن مشخص مي کند.

در اصل ما نه اقتصاد و نه حقوق مارکسيستي داريم زيرا حقوق مستلزم مالکيت است و مارکس مي خواهد مالکيت را از بين ببرد و انسان طراز جديد بدون مالکيت را به وجود آورد.اما پس از انقلاب اکتبر ايده آليستي بودن آن را مي بينيم. با 70 سال اقتصاد مارکسيستي [ دولتي] در روسيه اتلاف منابع رخ مي دهد و بقاي آن در سايه اقتصاد سرمايه داري امکان پذير ميگردد. زيرا اگر در باقي کشورها نظام سرمايه داري نبود بقائ آن رخ نمي داد. سوسياليسم، غير ممکن است زيرا دولت منابع را توزيع مي کند. سرمايه و کالا همجنس نيستند که بتوان ارزش کالا را خارج از نظام بازار سنجيد و عملا غير قابل محاسبه مي گردد.چنانکه لودويک فون ميزس مي گويد تقاضا و توزيع بدون وجود داشتن قيمت امکان پذير نيست.يعني روسيه به گونه اي تقلب مي کرد. قيمت ها را از کشورهاي ديگر اخذ و سپس با محاسبه ارزش کالا، آن را توزيع مي کرد.

با نگاهي به ديگر کشورهاي کمونيستي مي بينيم که در چين نيز ميليونها نفر از گرسنگي مردند زيرا در اردو هاي کار اجباري، که متخصصان رشته هاي مختلف را نيز شامل مي شد، فجايع بسياري رخ داد که نتيجه آن چرخشي آرام ولي هوشمندانه در اقتصاد را شامل شد که اکنون مي بينيم کالاهاي چيني بازار دنيا را فرا گرفته اند. ويتنام نيز با آنکه حزب کمونيست در آن روي کار است اما اقتصادش از آزادترين اقتصادهاست. تنها دو کشور کوبا و کره شمالي بر ارزش هاي مارکسيستي در اقتصاد پافشاري مي کنند که نتيجه آن فقر شديد مردم آن است.
ايده اصلي و پارادايم ليبرالي اين است که هر کس آزاد است دنبال آنچه مي خواهد برود به شرط آنکه در تضاد و تنازع با ديگران نباشد. و حقيقت آن است که مارکس در انگلستان و در جامعه اي آزاد نوشتن و نقد کردن را انجام داد.

*متن سخنراني در دفتر انجمن اسلامي دانشکده حقوق و علوم سياسي/ موسی غنی نژاد
برچسب ها: موسی غنی نژاد
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان