کد خبر: ۲۵۴۰۲
تاریخ انتشار: ۲۷ خرداد ۱۴۰۰ - ۰۸:۱۷-17 June 2021
اشعار نوشته شده بر روی سنگ‌ قبر برخی شاعران
شعر سنگ قبر حافظ:

بر سر تربت ما چون گذری همت خواه
که زیارتگه رندان جهان خواهد بود.

شعر سنگ قبر سهراب سپهری:

به سراغ من اگر می آیید
نرم وآهسته بیایید
مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من

شعر سنگ قبر پروین اعتصامی:
اینکه خاک سیهش بالین است
اختر چرخ ادب پروین است
گر چه جز تلخی از ایام ندید
هر چه خواهی سخنش شیرین است
صاحب آنهمه گفتار امروز
سائل فاتحه و یاسین است
دوستان به که ز وی یاد کنند
دل بی دوست دلی غمگین است
خاک در دیده بسی جان فرساست
سنگ بر سینه بسی سنگین است
بیند این بستر و عبرت گیرد
هر که را چشم حقیقت بین است
هر که باشی و زهر جا برسی
آخرین منزل هستی این است
آدمی هر چه توانگر باشد
چو بدین نقطه رسد مسکین است
اندر آنجا که قضا حمله کند
چاره تسلیم و ادب تمکین است
زادن و کشتن و پنهان کردن
دهر را رسم و ره دیرین است
خرم آن کس که در این محنت‌گاه
خاطری را سبب تسکین است

شعر سنگ قبر فریدون مشیری:

سفر تن را تا خاک تماشا کردی
سفر جان را از خاک به افلاک ببین
گر مرا می جویی
سبزه ها را دریاب با درختان بنشین

شعرسنگ قبر محمد تقی بهار:

عمری گذراندیم به کام دگران
القصه وطن را به دو چشم نگران
ما در تشویش و خلق در خواب گران
رفتیم و سپردیم به هنگامه کران

شعر سنگ قبر فروغ فرخزاد:

من از نهایت شب حرف میزنم
من از نهایت تاریکی
واز نهایت شب حرف می زنم
اگر به خانه من آمدی برای من
ای مهربان چراغ بیارو یک دریچه
که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم.

شعر سنگ قبرمیرزاده عشقی:

خاکم به سرزغصه به سرخاک اگر کنم
خاک وطن که رفت،چه خاکی به سر کنم
من آن نیم که به مرگ طبیعی شوم هلا
وین کاسه خون به بستر راحت هدر کنم
معشوق «عشقی» ای وطن، ای عشق پاک ما
ای آنکه ذکر عشق تو شام و سحر کنم

شعر سنگ قبر ایرج میرزا:

ای نکویان که در این دنیایید 
یا از این بعد به دنیا ایید 
اینکه خفته است در این خاک، منم
ایرجم ایرج شیرین سخنم 
مدفن عشق جهان است اینجا 
یک جهان عشق نهان است اینجا 
عاشقی بوده بدنیا فن من 
مدفن عشق بود مدفن من 
تا مرا روح و روان در تن بود 
شوق دیدار شما در من بود 
بعد چون رخت ز دنیا بستم 
باز در راه شما بنشستم
گرچه امروز بخاکم ماواست 
چشم من باز به دنبال شماست 
بنشینید بر این خاک دمی 
بگذارید به خاکم قدمی 
گاهی از من به سخن یاد کنید 
در دل خاک دلم شاد کنید.

شعر سنگ قبر رهی معیری:

الا ای رهگذر، کز راه یاری
قدم بر تربت ما می‌گذاری
در اینجا، شاعری غمناک خفته است
رهی در سینه‌ ی این خاک خفته است
فرو خفته چو گل، با سینه‌ی چاک
فروزان آتشی، در سینه‌ ی خاک
بنه مرهم ز اشکی داغ ما را
بزن آبی بر این آتش خدا را
به شب‌ها، شمع بزم افروز بودیم
که از روشن‌دلی چون روز بودیم
کنون شمع مزاری نیست ما را
چراغ شام تاری نیست ما را
سراغی کن ز‌جان دردناکی
بر‌افکن پرتوی، بر تیره خاکی
ز‌سوز سینه، با ما همرهی کن
چو بینی عاشقی، یاد رهی کن

شعر سنگ قبر رشید یاسمی:

نسیم آسا ازین صحرا گذشتیم 
سبک رفتار و بی پروا گذشتیم 
به پای کوشش از دیروز و امروز 
گذر کردیم و از فردا گذشتیم 
کنون در کوی نا پیدا خرامییم 
چو ا ز این صورت پیدا گذشتیم 
رشید از ما مجو نام و نشانی 
که از سر منزل عنقا گذشتتیم


علوم وفنون‌ادبی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان