کد خبر: ۲۵۰۸۹
تاریخ انتشار: ۰۶ خرداد ۱۴۰۰ - ۱۸:۵۷-27 May 2021
مرگ یک مقوله "حتمی" است و خدای متعال آن را "خلق" نموده است؛ "الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ"(ملک/۲)
عصراسلام: ما انسانها و بلکه کل موجودات، "مرگ" را می‌چشیم‌؛ "کل نفس ذائقه الموت ثم الینا ترجعون" (عنکبوت/۵۷)

در این آیه مرگ را تشبیه کرده به چیزى که چشیدنى است. استادبزرگوارمان در درس تفسیر می‌فرمودند: این چشیدن بدین معناست که وقتی انسان مرگ را به کام کشید، او را هضم می‌کند و دیگر تا ابدیت چیزی به نام مرگ وجود نخواهد داشت.

در زمینه مرگ ما با سوالات جدی و مشکلات زمین گیری مواجه‌ایم چرا که ورود به یک جهان ناشناخته داریم و با آن آشنا نیستیم و خوی نگرفته‌ایم. البته شیخ بزرگوارم علامه حسن زاده آملی می‌فرمودند: طبع انسان اینطور آفریده شده که بتواند با عوالم خو بگیرد و انس پیدا کند.

آنچه باعث افزایش سوالت و مشکلات درباره مرگ می‌شود؛ "مرگ عجیب" است ! یعنی مُردن هایی که انسان را به حیرت در می‌آورد!

برخی در شرائط غریبانه می‌میرند، برخی در سخت‌ترین حالات سخت و درد ناشی از بیماری جان می‌دهند، برخی در آسمان و دریا جان می‌دهند و چیزی از آنان باقی نمی‌ماند و ... اگرچه تمام این موارد بخصوصه در منابع دینی ما ذکر نشده، اما می‌توان جواب‌های اجمالی برای سوالات مان پیدا کنیم‌ برخی از آن نمونه‌ها را متذکر می‌شوم‌.

مرگ‌های سخت

سخت و یا راحت بودن مرگ یک قانون کلی نیست تا بتوانیم بر اساس آن قضاوت کنیم که فلانی که راحت مرد پس از اولیاء خدا بوده و یا بالعکس. در حالات برخی از اولیاء خدا و علماء ربانی داریم که بسیار سخت جان داده‌اند! آیا این سختیِ مرگ‌ به خاطر پاک شدن ایشان است؟ یا آنان اصلا سختی جان دادن را متوجه نمی‌شوند، واقعش اطلاع نداریم‌.

البته در روایات به برخی راز و رمز ها اشاره شده مانند این حدیث:

امام کاظم (ع)فرمود: "راحت مردن کافر، به خاطر تسویه حسابی است که خداوند نسبت به کارهای نیک آنان انجام می‌دهد و این آخرین لذت و یا راحتی اوست و آخرین ثواب حسنه‌ای است که برای آنان بوده است. = تُصَفِّی الْکَافِرِینَ مِنْ حَسَنَاتِهِمْ فَیَکُونُ آخِرُ لَذَّةٍ أَوْ رَاحَةٍ تَلْحَقُهُمْ هُوَ آخِرَ ثَوَابِ حَسَنَةٍ تَکُونُ لَهُم.[بحار، ج۶، ص۱۵۵] 

درد و بیماری منجر به مرگ هم از اسرار نهفته است. پیامبر(ص) می‌فرماید: براى بیمار چهار خصوصیّت وجود دارد:

۱- قلم از او برداشته می‌شود.
۲- خداوند به فرشتگان فرمان می‌دهد تا کارهاى خوب در زمان سلامتش را، در نامه اعمال او بار دیگر ثبت کنند.
۳- بیمارى به هر عضوى از اعضاى بدن او رسیده، گناهانى را که توسّط آن عضو انجام گرفته است محو می‌فرماید.
۴- اگر در این حالت بمیرد، آمرزیده از دنیا رفته است.

امیرمومنان (ع) فرماید: پيامبر خدا(ص) هنگام عيادت به همراه اصحابش از عبد اللّه بن رواحه ـ فرمود: شهيد امّت من كيست؟ اصحاب عرض كردند : همان كسى نيست كه در راه خدا مى جنگد و به دشمن پشت نمى‌كند تا كشته شود؟ رسول خدا (ص)فرمود: در اين صورت شهداى امّت من اندكند! شهيد كسى است كه شما گفتيد و نيز كسى كه بر اثر طاعون در گذرد و كسى كه بر اثر قولنج بميرد و كسى كه زير آوار رَوَد يا غرق شود و زنى كه بچه اش در شكم او گير كند و بميرد.

= إنَّ شُهَداءَ اُمَّتي إذا لَقليلٌ ! الشهيدُ : الذي ذَكَرتُم ، و الطَّعِينُ ، و المَبطونُ ، و صاحِبُ الهَدْمِ و الغَرِقُ ، و المَرأةُ تَموتُ جَمْعا ، قالوا: و كيفَ تَموتُ جَمعا يا رسولَ اللّه ِ ؟ قالَ : يَعتَرِضُ وَلَدُها في بَطنِها.[بحار،ج۳۰ص۲۴۵]

در حدیث دیگری؛ مرگ به جهت مواجه شدن با درندگان و یا آتش و یا غرق شدن و یا کشته شدن را مرگ شهادت گونه تفسیر شده است = أکله السبع أو احرق بالنار أو غرق أو قتل, هو واللّه شهید [المحاسن/۱۶۱]

به باور این قلم؛ مواردی که در دو حدیث بالا آمده است، با دیگر موارد سختی که منجر به فوت می‌شود "مانع الجمع" نیست، هر سختی و شدتی که بر هر انسانی وارد می‌شود مثلا در هواپیما و یا کشتی در اوج ترس جان می‌دهد و یا در سخت‌ترین بیماری‌ها که در حدیث به بیماری طاعون اشاره شده ولی منحصر به آن نیست بلکه هر بیماری عفونی شدیدی که آدمی را از نظر درد و یا آبرو، بیچاره می‌کند و سپس از دنیا می‌رود، بدون محاسبه در محضر ارحم الراحمین نخواهد بود و حتما زمینه لطف و رحمت الهیه خواهد شد. 

از دیگر مرگ‌های عجیب، مرگ‌ در غربت و دوری است. همانطوریکه مرگ در حالت بیماری و زجر جسمانی بی فضیلت نیست، مرگ در دوری از خانواده و دوستان و هم فکران هم مرگ بی اجری نیست.

امام صادق (ع) فرمود: کسی که در جای دور از دنیا می‌رود زمینی که در آن عبادت خدا کرده، برای او گریه می‌کند و اعمال او به آسمان ترفیع می‌یابد و فرشتگان بر او گریه می‌کنند‌. = ما من میّت یمُوت فى الأرض غربة تغیب عنه فیها بواکیه الاّ بکته بقاع الارض الّتى کان یعبد اللّه عزّوجلّ:علیها وبکته ابوابه وبکته ابواب السّماء التى کان یصعد فیها عمله وبکاه الملکان الموکلان به. [الفقیه ، ج۲ ص ۲۹۲]

حضرت صادق(ع) فرمود: غريب چون مرگش فراز آيد، براست و چپ خود مي‌نگرد، و كسى را نمى‌بيند كه سرش را از زمين بردارد، در اين حال خداى عزّ و جلّ‌ ميگويد: «بكدام كس توجّه ميكنى‌؟ بكسى كه براى تو بهتر از من باشد؟ بعزّت و جلال خودم قسم كه هر آينه اگر تو را از بند بيماريت رها سازم، در مورد طاعت خويشم قرار خواهم داد، و اگر قبض روحت كنم تو را به مورد كرامت خود خواهم برد.

ان الغریب إذا حضره الموت التفت یُمنة ویسرة ولم یر احداً یرفع رأسه فیقول اللّه عزّوجلّ الى من تلتفت ؟ الى من هو خیر لک منّى ؟ ! وعزتى وجلالى ! لئن اطلقتک عن عقدتک لأصیرنّک فى طاعتى وان قبضتُک لأصیرنّک الى کرامتى. المحاسن/ح ۱۳۲۶

با استفاده از کلام وحی بدین نتیجه می‌رسیم، ذره ذره حوادث و مسایل و اتفاقات این دنیا و کسی که در شرائط مرگ و انتقال به "دارالقرار" قرار دارد بی اثر نیست. یعنی وقتی کسی بالای سر محتضر است و نگاه دلسوزانه به او میکند و یا دعا میکند و یا اشک میریزد و... جملگی در موّاج شدن رحمت الهیه دخالت دارد و اگر محتضر در حال غربت در حال جان دادن باشد و دستش از محبت و دعای همراهانش کوتاه باشد؛ رحمت الهیه از زمین و آسمان و در و دیواری که از سوی خدای مهربان مسئولیت ناله و گریه دارند، برایش سرازیر می‌شود.

این حقایق که ناشی از حیات و حساس بودنِ  پدیده های جهان طبیعت را می رساند، قابل انکار نیست. در اینجا "قرآن و عرفان و برهان" با صدای رسا و بلند این حقیقت را منکشف کرده اند که؛ "ذره ذره این هستی؛ زنده است."

به نص صریح قرآن؛ تمام ذرات این عالَم از درک و شعور و تسبیح برخوردار هستند؛ "إِنْ مِنْ شَيْ‌ءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كانَ حَلِيماً غَفُوراً (اسراء/۴۴)

چه اولیائی از خدا بودند مانند آخوند کاشی و حکیم الهی قمشه‌ای و .. که صدای موجودات را می‌شنیدند. و برای اینکه این‌ معنا، یعنی زنده بودنِ و شعور داشتن همه کائنات؛ بیشتر به دل و اندیشه نشیند عرضه داشته باشم، "حیات موجوادت" یک مسئله قرآنی و یا عرفانی صِرف نیست، بلکه دارای پشتوانه عقلی و استدلالی مستحکم است که امثال فارابی و ابن سینا و خواجه نصیر طوسی در کتابهایشان بدان پرداخته اند. اما در این بین، آنکه از همه‌ی فیلسوفان والاتر و کامل تر و دلنشین‌تر مطرح نموده است جناب حکیم صدرالمتالهین ملاصدرا شیرازی است.

ایشان در جلد اول و دوم اسفار و نیز در کتاب مبدا ومعاد ومفاتیح الغیب و الشواهد الربوبیه ، برهانی که دلالت بر حیات تمام دار هستی می‌کند را چنین طرح نموده و می‌گوید: "هر وجودی دارای حیات است و نحوه وجودی هر موجودی، تعیین کننده آثار حیاتی میباشد که از او صادر می‌شود. دلیل حیات هر موجودی؛ مساوقت وجود با حیات است. پس حیات در تمام موجودات عالَم سریان دارد همانطوری که وجود سریان دارد." 

خدا توفیق فهم این معارف قرآنی و ایمانی را روزی همه ما بفرماید.


هادی سروش
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان