کد خبر: ۲۴۸۴۲
تاریخ انتشار: ۲۸ ارديبهشت ۱۴۰۰ - ۱۱:۵۷-18 May 2021
لالگ نام دختري بوده كه دست جفاكار روزگار او را از يار و ديارش جدا كرده بود. او در فراق جاي و خانواده اش دوبيتي‌ هاي سروده بود كه درد دل گونه‌ اي با لاله ‌هاي وحشي زيباي دشت بوده است.
از این رو، در بيش تر اين دوبيتي‌ ها نام لالگ ذكر شده است. اين گونه ‌یي از دوبيتي‌ پسين‌ها به لالگ معروف شده است. به هر روي، در برخي از اين لالگ‌ ها به نام لالگ اشاره شده است و در برخي ديگر نه، اما از نظر مضمون يگانه‌ اند. اين دوبيتي ‌ها تنها صداي محزون دختران هزاره ‌اند كه در ميان هياهوي دنياي مردانه و مدرن امروز گم شده‌اند
موسيقي لالگ‌ ها مناسبتي با مضامين شاد و ضربي ندارد. بيان آرام و نرم هجا‌ ها نشان از غم نهان و ديرينه‌ اي در لالگ‌ ها دارند. 
با اين نگاه، لالگ‌ ها از نظر تاريخي و اجتماعي اهميت بسيار دارند، زيرا كه اين دوبيتي‌ ها بيان آلام و رنج‌ هاي اجتماعي دختراني اند كه با آن در صدد كاهش درد ‌ها و آرامش روحي و رواني خويش بوده ‌اند.
به ديگر سخن، لالگ ‌ها پاره‌ هاي دل دردمند دختران تنهاي هزاره‌ اند كه دمي دور از ديد اغيار به سادگي و پاكي موييده شده و با آن‌ ها درماني براي آلام‌ هاي كهن خويش جسته اند. در پايان براي بهتر آشنا شدن به لالگ‌ ها نمونه چندي از آن‌ ها آورده مي‌شوند:
گل لالگ بودم ده سر راي تو 
بچه نامرد بودي ماندم ده جاي تو
بچه نامرد بودي مردي ندشتي
گل لالگ بودم از مه گذشتي
...........................
درخت شير بودي شربت ندشتي
بچه بيوه بودي همت ندشتي
گل لالگ بودم ده سر راي تو
مه ده خانه، همه عالم ره گشتي
...........................
خدا قربان دشت و كوهسارت
زمستان و خزان و نو بهارت
لالگ ‌ها سر زده در كوه و صحرا
مه قربان گلاي لاله زارت
............................
لالگ‌ ها گل كده بلبل كجايه 
شميم كاكلي سنبل كجايه
نمي‌دانم بهاره يا زمستان
خداوندا ديده كابل كجايه
...........................
گل لالگ وري كمياب باشي
ميان صد گلاي ناب باشي
كتاب ده دست ميان صد جوانو
دعايي مي ‌كنم كامياب باشي
...........................
خداوندا بچه از مو جوان است
به سوي ملك بيگانه روان است
گل لالگ وري پژمرده گشته
نمي‌ دانم چرا رنگش خزان است
...........................
بهار آمد گل و سبزه دميده
گل لالگ ز هر سو قد كشيده
نمي ‌دانم چرا رنگم پريده
كالاي مه تر شده از آب ديده
...........................
شب تاريكه ابرا پاره پاره
ديي ملكا هميشه شاو مو تاره
گل لالگ بودم پژمرده گشتم
خداوندا بدي عمري دوباره
...........................
الا اي آسمان نامهرباني
بردي از مه امي عمري جواني
گل لالگ بودم ده كوه و صحرا
گرفتي صبح روز زندگاني
...........................
خداوندا شنو فرياد موره
به حق مرتضي كن ياد موره
گل لالگ وري لالوان مي ‌گردم
كنو شاد اين دل ناشاد موره
...........................
به باميان مي‌روي اي سو نگا كو
سخي جان مي‌روي مره دعا كو
گل لالگ وري ماندم ده جاي تو 
روزاي خوب و بد مره سوا كو
برچسب ها: لالگ ، هزاره
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان