کد خبر: ۲۴۸۰۱
تاریخ انتشار: ۲۷ ارديبهشت ۱۴۰۰ - ۲۰:۵۵-17 May 2021
عبدالله انوار از نوابغ روزگار است؛ تهران­شناس، مترجم، نسخه‌ پژوه، نسخه‌ شناس، فهرست‌ نویس، ریاضی‌ دان و متخصص متون کهن ریاضی. قریب به ۲۰ سال ریاست بخش نسخ خطی کتابخانه ملی ایران را برعهده داشته است و در تدوین لغت‌ نامه دهخدا همکاری داشته است.
استاد انوار، متولد 1303 ه.ش درتهران و پدرشان، سید یعقوب­ انوار­شیرازی از فعالان مشروطه، نماینده مجلس و مدرس حوزه بوده  که در آشنایی ایشان با بسیاری از رویدادهای تاریخی ایران چون مشروطه، نقش حائز اهمیتی ایفاد نموده اند. استاد انوار از تخریب حصار تهران تا ورود متفقین به کشور در سال 1320 خاطره دارد. کودتای 28 مرداد را زندگی کرده و با مشاوران اولین طرح جامع تهران از نزدیک معاشرت داشته است. تهران برای استاد انوار، امروزه عینتی بیرونی نیست که در واقع ذهنیتی است جان یافته از سال­ ها مداقه و مکاشفه  در پس و پیش خیابان­ ها، میدان ­ها و کوچه­ های شهری که حالا معدود فضاها و مکان­ هایی از آن­ها باقی مانده است. تهرانی که برای شناختش بیش ازعینیت­ های امروز باید به ذهنیت­ هایش دل داد. از این رو و به سبب نزدیکی به سوژه­ ی دارالخلافه ناصری، خدمت استاد انوار رسیدیم تا تهران را از خلال ذهنیت­ ها، یادها، شنیده­ ها و باورهای ایشان، احضار نماییم.


ـ در دلایل انتخاب تهران بعنوان پایتخت توسط آقامحمدخان قاجار، مواردی همچون نزدیکی به استرآباد، موقعیت سوق­ الجهشی و دیگر مواردی جغرافیایی قابل شناسایی است. با گذار از چنین دال ­هایی در خصوص اخذ این تصمیم از جانب موسس سلطنت قاجار، آیا بیان چنین فرضیه ­ای که آقامحمدخان با انتخاب یک شهر ـ روستای بی نام و نشان، گویی درصددِ ساخت سازمان فکری ـ فضایی نویی، منفک از تاریخ گذشته در جغرافیای سیاسی این سرزمین بوده، قابل طرح و چانه ­زنی است؟

تا آنجایی که بنده مطالعه و بررسی کرده­ ام، انتخاب تهران بعنوان پایتخت توسط آقامحمد خان بیش از هر چیز، جنبه نظامی و استراتژی داشته است. در چرایی انتخاب تهران، توجه و بررسی زندگی آقامحمد خان حایزاهمیت است. آقامحمدخان همچون نادرشاه، فرصت زندگی­ پایدار و ساکن در یک نقطه را نیافت و مدام برای تقویت پایه ­های حکومت نوپای قاجار مجبور به جابجایی بود. انتخاب تهران در این دوره به عنوان پایتخت قاجار بیش از هرچیز به منزله ایجاد پایگاهی کارآمد جهت حفظ و حمایت از این سلطنت است. چراکه تهران حائز چند نقطه قوت مهم به لحاظ استراتژی در آن دوره بوده است. یکی مکان گزینی در پهنه­ ای که ارتفاعاتی به شکل نعل اسب آنرا از سه بخش احاطه نموده­ اند. دوم نزدیکی تهران به استرآباد به سبب استقرار ایل قاجار و نیز مجاورت با ساوجبلاغ به عنوان پایگاه استقرار حامیان قاجار و سوم نزدیکی به دشت ورامین که بضاعت تامین مایحتاج نظامیان شهر را دارا بود.

ـ پس معتقدید در انتخاب تهران به عنوان پایتخت حداقل توسط آقامحمدخان نباید به دنبال ایده­ی خلق یک یوتوپیا حتی به شکل انتزاعی آن باشیم؟

آقامحمدخان بلافاصله پس از تکیه به تخت پادشاهی جهت فتوحات بیشتر، راهی قفقاز و تفلیس می ­شود. شرایط پیچیده­ ی پایه­ گذاری یک سلطنت مجال طرح چنین ایده هایی را حداقل برای آقامحمدخان دور از ذهن می­ سازد. در خصوص بضاعت جغرافیایی تهران، همانگونه که عرض کردم جغرافیای تهران به لحاظ سیاسی ـ نظامی برای قاجارها در آن دوره مورد توجه بود اما در این انتخاب چندان به زیرساخت ­ها و یا دیگر ویژگی­ ها برای زندگی در این محدوده توجه نشده بود.

ـ آیا اقدامات توسعه ­ای قابل توجه ی در تهران تازه پایتخت شده در دوره سلطنت آقامحمدخان قابل شناسایی است؟

خیر. آقامحمدخان پس از درگیری ­های سخت با نیروی زندیه و فتح تهران بنابر قولی در سال 1200 ه.ق و بنا بر قولی در 1212ه.ق ، با تکیه زدن بر اورنگ پادشاهی، تاسیس حکومت قاجار را رسما اعلام می­ کند. در این دوره بنابر آنچه که گفته شد، شاهد اقدامات توسعه­ ای در تهران نیستیم. تنها در محدوده ارک به جای مانده از دوره زندیه، اصلاحاتی به جهت حضور شاه و دیگر ملازمان صورت می ­پذیرد.

ـ به عبارتی ساختار کلی تهرانِ تازه پایتخت شده، تمام و کمال ساختار شهر به جای مانده از دوره صفویه است؟

بله. تهران در این دوره محدود به حصار طهماسبی با مساحتی حدود 4 کیلومتر مربع است که حد شمالی آن خیابان امیرکبیر در حال حاضر می ­شود.

ـ آقامحمدخان خیلی زود طی حضور در فتوحاتش کشته شد. آیا چنین احتمالی می ­توانست وجود داشته باشد که با ایجاد پایداری نسبی در سرزمین، آقامحمدخان پایتختش را از روستا ـ شهر تهران به سمت شهرهایی بزرگتر، آبادتر، ثروتمندتر و فرهنگ­مدارتر سرزمین، انتقال دهد؟

ممکن بود ولی با مرگ زود هنگامش و حضور فتعلیشاه، پایه­ های پایتختی تهران استوار شد.

توجه بفرمایید برای سلطنتی تازه تاسیس، مسایلی همچون فرهنگ، هنر و شهریت چندان قابل توجه و پرداخت نیست. برای فتعلیشاه همچون آقامحمدخان این کارکرد و توانایی سوق­ الجهشی تهران بود که در راس توجهات قرار داشت. با این حال فتعلیشاه آغازگر توسعه­ ی تهرانِ پایتخت شده است. او به جهت توسعه­ ی تهران و نزدیک شدن­ش به پایتختی درخور، از اساتید و خانواده ­های اصفهانی دعوت به حضور در تهران می­ کند. استاد غلامرضای اصفهانی از اشخاص اثرگذاری است که در این دوره در ساخت تهران و ساختمان­ هایش نقش مهمی ایفا می­ کند.

ـ فتعلیشاه دوره­ ی طولانی، قریب به 37 سال حکومت می­ کند اما توسعه­ ی تهران در این دوره محدود به فضای داخلی حصار طهماسبی است؟

بله، ساختار تهران همچنان محدود به حصار طهماسبی است.

ـ با این حال فتعلیشاه آن سوی دیواهای شمالی شهر ـ که با نام دارالخلافه­ ی تهران خوانده می ­شود ـ باغی ییلاقی را برای اقامت خود بنا می­ کند؟

بله، باغ نگارستان در این دوره بنا می ­شود. جیمز موریه در کتاب حاجی بابای اصفهان ذکر می­ کند که در تهران در دوره فتعلشاه دو باغ در حال ساخت بود؛ یکی باغ قصر و دیگری باغ نگارستان. باغ نگارستان البته دیوار به دیوار، حصار تهران بود.

ـ با فوت فتعلیشاه، دوره نه چندان بلندمدت محمدشاه آغاز می­ شود. در این دوره حال و احوال پایتخت چگونه است؟

محمدشاه حکومت خود را مدیون قایم مقام بود. چراکه پس از فوت فتعلیشاه، اغتشاش زیادی ایجاد شد. فتعلیشاه 35 پسر داشت که با مرگ شاه برخی از آن­ها با جمع آوری 25 هزار نیرو در تهران قیام می­ کنند. این قایم مقام است که در همراهی ولیعهد از تبریز به تهران، موفق می­ شود تا سفیر انگلیس و روسیه را با کاروان خود همراه تهران کرده و بدون ایجاد درگیری محمدشاه را بر تخت سلطنت بنشاند. این تنها، یکی از ظرایف رفتار سیاسی قایم مقام است. اما کمی بعد شاهدیم که شاه و سفارت انگلیس، موجبات کشتن قایم مقام را فراهم آورده و شخصی همچون میرزا­آغاسی را به جای ایشان می ­نشانند. تهران در این دوره توسعه­ ی قابل اشاره­ ای نمی­ یابد.

ـ از پس دوره نه چندان پر فروغ محمدشاه، دوره ناصری آغاز م ی­شود. ناصرالدینشاه حدود 1227 ه.ش در تهران تاجگذاری و ظرف مدت کوتاهی، شرایط مملکت و به تبع آن پایتخت سر و سامان نسبی می­ گیرد. تهران، ذیل برنامه­ ها و پروژه ­های توسعه­ ای، شاهد تغییرات متعددی است. پایتخت با سرعت از دارالخلافه ­ی تهران به جای مانده از دوره زندیه فاصله گرفته و به لحاظ تجربه­ ی زیسته­، فضاهایی نو را پیش روی جامعه ­ی قرار می ­دهد. فضاهایی که الگوی تهران را در نسبت با الگوی رایج شهر کهن تغییر می­ دهد. در گذار از دارالخلافه تهران به دارالخلافه ناصری و ظهور چنین تجددی، اساسا چه جریان ­های فکری موثر و پشتیبانی قابل شناسایی است؟

با فوت محمدشاه، ولیعهد که ساکن تبریز است به زحمت و به کمک امیرکبیر راهی تهران می­ شود چراکه هیچ بودجه ای در این دوره وجود نداشت و امیرکبیر مبالغی را از حاج حسین خان ملک به عنوان قرض دریافت می­ کند. امیرکیبر شخصی روشنفکر بود که سال­ ها در خارج از ایران زندگی کرده بود و تاثیر بسزایی بر شخص شاه داشت. با حضور او در تهران به عنوان صدراعظم حکومت قاجار، تهران شاهد توسعه­­ ای چشمگیر می شود که تا پیش از آن، رخ نداده بود. امیرکبیر در حدود 200 خانه در تهران بنا می­ کند. از پس این اصلاحات فضاها و محله­ ایی نو در شهر همچون سنگلج شکل می­ گیرد. تهران در این دوره به شمائل یک پایتخت نزدیکتر می شود. از این دوره به بعد است که به سبب اهمیت تهران، بسیاری راهی تهران می­ شوند. هر یک از قومیت­ ها­­ در تهران این دوره دارای محله­ ی­ ویژه­ ی خود بودند. امیرکبیر در حکومت قاجار به عاقبت قایم­ مقام دچار شده و کشته می­ شود. دکتر پولاک که در دوره ناصری به دعوت امیرکبیر جهت تدریس در دارالفنون از اتریش وارد ایران شد و مدتی پزشک شخصی ناصرالدینشاه بود، نقل می­ کند: « شاه هیچ گاه درخصوص امیرکبیر با من حرفی نگفت فقط گفتند که ایشان خیلی سختگیر بودند». از دیگر علل ایجاد تغییرات در جامعه و شهر این دوره، باید به بازگشت دانش­ آموختگانی که از دوره فتعلیشاه به اروپا فرستاده شده بودند، افرایش آمد و شد خارجی­ ها به ایران، سفر مداوم رجال، تجار و دیگر مردم به خارج از کشور و تاسیس مدرسه دارالفنون اشاره نمود. ناصرالدینشاه سه مرتبه راهی اروپا شد. حتی می ­توان ادعا کرد ایده­ ی طراحی خیابان لاله­ زار را ناصرالدینشاه بعد از بازدید از شانزه لیزه پاریس با خود به تهران می­ آورد.

ـ به این اعتبار شما نقش شخص ناصرالدینشاه را در این اصلاحات اساسی می ­دانید؟

نقش رجال و تحصیل کردگان را مهمتر می­دانم. این­ افراد در اواخر دوره ناصری حتی خواستار تغییراتی در ساختار سلطنت و جایگاه شاه در کشور بودند. اما به هر حال نقش ناصرالدینشاه در حمایت و پشتیبانی از اقداماتی متجدد که موجبات استحکام شهر و جامعه­ ی شهری تهران را سبب ساخت، حائز اهمیت است.
 

ـ استاد انوار همانطور که در خلال گفتگو هم اشاره شد، توسعه تهران طی قرن 10 الی 13 به طور اخص در داخل حصار طهماسبی است که شکل می­ گیرد. با آغاز قرن 13 اگرچه شاهد محدود توسعه­ هایی توسط شاه و دیگر رجال در بیرون حصار هستیم اما بیشتر توجه به فضاهای داخلی حصار است. این مهم تا اواسط قرن 13 ادامه دارد تا اینکه ایده­ی توسعه­ ی تهران در خارج از محدوده حصار طهماسبی ارائه و مستوفی­ الممالک بعنوان وزیر مالیه­ ی وقت و میزرا­عیسی­ خان وزیر تهران، از سوی ناصرالدین شاه متولی اجرای طرحی می­شوند که بهلر، معلم فرانسوی دارالفنون با اقتباس از طرحی برای حصار پاریس آن را تهیه و طی 10 سال بر ساخت آن نظارت کرد. این تهران که با نام دارالخلافه ناصری شناخته شد به عرصه مهمی در تاریخ معاصر ایران بدل شد. در خصوص این طرح بلند پروازانه که تهران را به جایی آنسوی حصار طهماسبی می‌کشاند، توضیح دهید؟

با تخریب دیوارهای طهماسبی تهران، شهر از جهت شمال 1500 قدم و از دیگر جهات هر کدام 1000 قدم گسترش یافت. به دور شهر خندقی حفر شد که درآن آب  می انداختند. اگرچه در این دوره از کشیدن دیوار به دور شهر صرفنظر می­شود اما هنوز در جغرافیای کشور حذف خندق، پذیرفته شده نبود. در این توسعه باغ­­ های زیادی وارد محدوده شهر شدند. علت این گسترش علاوه بر افزایش جمعیت شهر برقراری روابط بیرونی بود که سبب تغییرات داخلی می­ شد. در محدوده تازه گسترش یافته­ ی تهران، پروژه ­های متعددی توسط حکومت، رجال و صاحب منصبان اجرا شد.

ـ به نظر می ­رسد عموم این پروژه­ های در بخش شمالی شهر اجرا می­ شوند به عنوان مثال میدان توپخانه، میدان بهارستان، خیابان مریضخانه و یا لاله ­زار همگی پروژ­های در حد شمالی شهر تازه گسترش یافته­ ی شهر می باشند؟

در حقیقت تهران ناصری ساختاری نظامند و دقیق داشت. شهر به درستی تقسیم شده بود بخشی از شهر، منطقه تجاری بود که از قضا در آن بخش هم می ­توان به توسعه­ های قابل توجه ی همچون ساخت بازار عباس آباد اشاره نمود که مشابه آن را در شمال شهر نداریم. لذا نظام فعالیتی شهر بود که نوع توسعه و شکل پروژه­ ها را تعریف می­ کرد. با این حال در گسترش شهر در این دوره شاهد جابجایی بسیاری از خانواده­ های ثروتمند از محلات قدیمی به سمت محلات تازه توسعه­ یافته­ ی شهرهستیم که بالطبع سبب تغییراتی در شهرمی­ شود.

ـ در توسعه تهران ناصری، یکی از اولین پروژه­ هایی که اجرا می­ شود میدان توپخانه است. میدانی با ابعاد 110 در 220 که برای نخستین بار تناسباتی جدید را وارد فضاهای شهر ایرانی می­ کند. اگرچه میدان در ابتدا کارکرد غالب نظامی دارد اما به تدریج کارکردی اجتماعی آن مورد توجه و تقویت قرا می­ گیرد. بطوریکه در دوره مشروطه به یکی از مهمترین آوردگاه­ های رویارویی نیروهای سلطنت­ طلب و مشروطه­ خواه بدل می ­شود. در تحلیل کنش­ های سیاسی ـ اجتماعی دوره ناصری به نظر می ­رسد این کنش ­ها در شهر دارای فضا می­ باشند. نقش فضاهای عمومی تازه شکل یافته در تهران ناصری را در پشتیبانی از کنش­های سیاسی ـ اجتماعی این دوره چگونه تحلیل می ­فرمایید؟

میدان توپخانه و بهارستان از مهمترین فضاهای شهری بودند که در جریان مشروطه نقش ایفا کردند. میدان توپخانه عموما به پایگاه سلطنت­ طلب ­ها بدل شده بود که لوتی­ های معروف شهر همچون خسروخان ­فشفشه و صنیع­ حضرت در کنار واعظانی همچون شیخ­ فضل ­الله نوری و پیروانش و ... در آن حضور داشتند. این میدان پس از فتح تهران توسط مشروطه خواهان شاهد اعدام سلطنت­ طلب­ ها است. میدان بهارستان هم که به سبب حضور مجلس ملی در آن هویت یافته بود به پایگاه اصلی مشروطه خواهان در این دوره بدل شده بود. بعدها در خاطرات پدرم خواندم که در شب پیش از به توپ بسته شدن مجلس، گویا پدرم به همراه جمال­زاده در یکی از حجره­ های مشرف به خیابان مسجد سپهسالار، میهمان یک طلبه بودند. صبح پدرم که برای وضو برمی ­خیزد میدان را پر از نیروهای لیاخوف می ­بیند به سراغ جمال­زاده رفته و می­ گوید: ای نکرده خواب راحت یک دمی بیدار شو. پدرم همان روز در میدان بهارستان دستگیر و 90 روز در غل و زنجیر نگه داشته می­ شود. مشروطه­ خواهان پس از فتح تهران چند روز در میدان بهارستان جشن برگزار می­کنند.

ـ به میدان بهارستان اشاره داشتید، نقش سپهسالار را در شکل­ گیری این میدان تا چه حد حایز اهمیت ­می ­دانید؟

با گسترش تهران، سپهسالار در بخش شمال شرقی، دو قطعه باغ خریداری می­کند. یکی از باغ­ ها به مسجد و باغ دیگر به عمارت مسکونی بدل می­ شود. بعد از فوت سپهسالار، بخشی از باغِ عمارت در اختیار قمرالسطنه همسر سپهسالار که دختر فتعلیشاه بود، قرار داده شد و بخشی از آن به خواست ناصرالدینشاه در اختیار ملیجک قرار گرفت. بعدها این عمارت و باغ پیرامون آن به مجلس ملی اختصاص پیدا کرد و در دوره دوم مجلس با پیگیری آیت­ الله مدرس به تملک مجلس درآمد.

ـ توسعه در بخش غربی میدان تازه تاسیس توپخانه ـ بعنوان مرکز تهران ناصری ـ اگرچه به لحاظ کنش ­های اجتماعی به قوتِ بخشِ شرقی میدان نیست اما تاسیس نهادهایی مدرن در هم ­پیوندی با فضاهای مذهبی این بخش از شهر به نوبه خود واجد اهمیت است. توسعه کلان در این بخش شهر چگونه رخ می ­دهد؟

با توسعه شهر، باغ علاء­الدوله در بخش غربی میدان از سال 1285 به بعد گسترش یافت. در مجاورت خیابانی که از میدان توپخانه به سمت غرب کشیده می­ شود، مریضخانه دولتی بعنوان اولین بیمارستان تهران تاسیس شد. ناظم ­الاطبا پدر سعید نفیسی و معتمد­الاطبا از افرادی بودند که در کنار فووریه و تولوزان ـ پزشکان ناصرالدینشاه ـ نقش مهمی را در شکل گیری مریضخانه ایفا می­ کنند.

در بخش غربی میدان مشق و شرقی ساختمان مریضخانه، خیابان شمالی ـ جنوبی شکل می­ گیرد کلیسا و مدرسه­ ی آمریکایی­ ها با حضور شخص ناصرالدینشاه در سال 1258 افتتاح شد. سال­ها بعد در بخش شمالی خیابان، مدرسه ارمنی­ ها، آدریان زرتشتی­ ها بر روی زمین­ های سعدالدوله بنا می­ شود. این ابنیه در دوره قاجارهمچنان محدوده­ ی خارج از شهر به حساب می ­شدند که عموما یهودی ­ها و زرتشتی­ ها در آن سکونت داشتند.

ـ استاد انوار، جنابعالی علاوه بر پژوهش­ های مفصل بر روی تهران، تجربه­ زیسته­ ی دوره ­های متفاوتی از زندگیِ تهران را به شکل بی­واسطه ­ای با خود به همراه دارید. تهران هیچگاه با قضاوت­ های یکدستی همراه نبوده است. از یکسو کسانی تهران را شهری قابل ستایش دانسته که انسان را به آگاهی و رستگاری سوق می ­دهد و برخی دیگر، تهران را تخریب­ کننده­ روح، جسم و شرافت آدمی ­می ­دانند. این نظرگاه­ های دورازهم نسبت به تهران، نه در روزها و سال­ های اخیر که دهه ­ها ا ست نسبت به تهران وجود دارد. از روایت دخترلُرِ اردشیر ایرانی تا داستان تهرانِ ­مخوفِ مشفق کاظمی و تا روایت دخترها و پسرهای جوانی که تهران خود را در قالب عکس­ ها و پست­ هایی در فضاهای مجازی احضار می­ کنند. شما تهران امروز را چگونه می­ بینید؟

بنده معتقدم شهر و مکان زندگی با مردم و رابطه­ های اجتماعی­ شان نسبت عمیقی دارد. شاید تهران در دوره آقامحمدخان جای خوبی برای زندگی بود اما قطعا در این دوره اینگونه نیست. امروزه چنان آنارشیست، تهران را دربرگرفته که هرگونه اقدام موثری دور از ذهن می ­رسد. تهران خودش، طبیعت­ اش و نامش که از تف، تاف به معنی گرم می ­آید، اشاره به منطقه­ ی گرمیسری داشت در مقابل شمیران که از شم و چم به معنی سرد و سرما می ­آید. این نسبت ­ها و این ساختارها درهم ریخته شده که اشتباهی بزرگ برای حضور در تهران بود. از دیگر سوی خطر بزرگی که تهران را به طور جدی، تهدید می کند بی آبی آن است. سه دورخانه­ ی کرج، لار و جاجرود بعنوان منابع تامین کننده آب تهران صرف شده­ اند. همچنین منابع آب­های زیرزمینی تهران از دست رفته­ و متخصصان امر معتقدند که بخش ­هایی از تهران در سال با 36 سانت نشست مواجه است. به نظر بنده این شهر هیچگاه بضاعت بارگذاری چنین حجم فزاینده­ای از جمعیت را نداشت و به سبب عدم مدیریت­، بسیاری از داشته ­های تهران از دست رفته است.

همشهری معماری/ مجید منصور رضایی
 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان