کد خبر: ۲۳۸۸
تاریخ انتشار: ۰۷ مرداد ۱۳۹۷ - ۲۰:۰۲-29 July 2018
یک نگاه/
در سال‌های اخیر مکرر از چهره‌های شاخص جناح اصلاح‌طلب عبارت «آشتی ملی» را شنیده‌ایم. علیرغم اینکه این عبارت را به عنوان راه‌حلی برای مشکلات گوناگونی مطرح می‌کنند هنوز حتی تعریف دقیق، معین و واحدی از این اصطلاح توسط افرادی که به کرات آن را استفاده می‌کنند ارائه نشده است.
  با این حال می‌توان حدس زد که این اصطلاح پیش از اینکه به مشکلی «ملی» مرتبط باشد به مشکل خود جناح اصلاح‌طلب با نظام جمهوری‌اسلامی ایران مربوط است. در واقع کسانی که از این عبارت استفاده می‌کنند به وضعیتی نظر دارند که برای جناح اصلاح‌طلب پس از انتخابات جنجالی سال ۱۳۸۸ بوجود آمده است. پس از این انتخابات، جناح اصلاح‌طلب تقریباً به عضوی شبیه شد که تا حد زیادی از بدن جدا شده است.

 با انتخابات ۱۳۹۲ تغییری نسبی در این وضعیت بوجود آمد ولی مشکل نظام جمهوری‌اسلامی با این جناح سیاسی که زمانی کاملاً خودی محسوب می‌شد حل نشد. این جناح سیاسی نیز نتوانست به عضوی عادی از همان بدن سابق بدل شود بلکه مانند عضوی پیوندی شده است که هنوز خطر پس‌زده شدن توسط بدن میزبان را حس می‌کند.

حل این مشکل بدون درک ریشه آن ممکن نیست. ریشه این مشکل نیز به سال‌ها پیش از انتخابات سال ۱۳۸۸ باز می‌گردد. اولین نمود برجسته از پس‌زده‌شدن جناح اصلاح‌طلب توسط نظام جمهوری‌اسلامی ایران رد صلاحیت گسترده نمایندگان مجلس ششم برای انتخابات مجلس هفتم بود. این خود واکنش حکومت به نامه‌ سرگشاده‌ای بود که گروهی از نمایندگان خطاب به آیت‌الله خامنه‌ای نوشتند. نامه‌ای که گرچه مفاد گوناگون و متنوعی داشت ولی به این دلیل جنجالی شد که برای اولین بار طی دوران رهبری آیت‌الله خامنه‌ای اختلاف نظر بخشی از حکومت با راس آن بر سر راهبرد کلان سیاست خارجی و برنامه دفاعی ایران را برای افکار عمومی به یک مقابله آشکار و علنی بدل می‌ساخت.

 ظاهراً پیش از این نامه، سه نامه با محتوای کم‌وبیش مشابه توسط همین نمایندگان برای رهبر جمهوری‌اسلامی ایران بصورت محرمانه ارسال شده بود. بنابراین آنچه این نامه را متمایز می‌کرد و واکنش تند حکومت را در پی داشت تبدیل اختلاف نظر به تقابل و کشاندن این تقابل به افکار عمومی بود.

آنچه بیش از همه این نامه را در حافظه‌ها ماندگار کرد تقارن زمانی آن با فشارهای غرب بر ایران برای توقف برنامه هسته‌ای خود بود و جمله‌ای در این نامه که ناگزیر بودن تسلیم در مقابل خواست غرب را به ذهن متبادر می‌کرد: «اگر جام زهری باید نوشید، قبل از آنکه کیان نظام و مهمتر از آن، استقلال و تمامیت ارضی کشور در مخاطره قرار گیرد، باید نوشیده شود». اما توجه به مفاد دیگر نامه نشان می‌دهد که امضاءکنندگان آن به هیچ‌وجه توصیه‌های خود برای عقب‌نشینی و تسلیم در مقابل غرب را محدود به برنامه هسته‌ای نمی‌دیده‌اند بلکه اساس راهبرد کلان سیاست خارجی و برنامه دفاعی ایران را هدف قرار داده بودند. در نامه آمده است «آنچه مانع عملي شدن تهديدات خارجي مي شود، نه توپ و تانک و موشک و سلاح، بلکه افزايش مشروعيت نظام، وحدت ملي و يگانگي حکومت و ملت است». شکی نیست که عوامل گروه دوم نیز برای رفع تهدیدات خارجی لازم هستند ولی وقتی این عوامل به قصد نفی ضرورت دسته اول عوامل صورت می‌پذیرد نتیجه‌ای نمی‌توان گرفت جز اینکه هدف امضاءکنندگان نامه تحدید برنامه دفاعی برای جلب رضایت غرب است. 
 

توجه به رابطه بین این نامه و رد صلاحیت‌های انتخابات مجلس هفتم سستی بنیان کلیشه‌ای را آشکار می‌کند که در سال‌های اخیر بین برخی افراد از نسل جدید متعلق یا متمایل به جناح اصلاح‌طلب باب شده است؛ کلیشه‌ای که «سیاست خارجی» جمهوری‌اسلامی را تا حد زیادی قابل دفاع می‌داند و «سیاست داخلی» آن را به دلیل تبعیض‌آمیز بودن و «رویکرد حذفی» کاملاً غیرقابل دفاع. بنیان این کلیشه تصور امکان ترسیم خطی ساده است که «سیاست خارجی» را «سیاست داخلی» جدا می‌کند. این در حالی است که این دو به شدت درهم‌تنیده هستند و اکیداً بر یکدیگر اثرگذار. رابطه بین نامه مورد بحث و ردصلاحیت‌های انتخابات مجلس هفتم دقیقاً بر همین درهم‌تنیدگی و اثرگذاری متقابل گواهی می‌دهد. در واقع تبدیل اختلاف نظر جریان غالب جناح اصلاح‌طلب با آیت‌الله خامنه‌ای بر سر «سیاست خارجی» به یک تقابل تمام عیار در افکار عمومی ایرانیان سرآغاز تنش‌هایی در «سیاست داخلی» ایران بود که تا امروز نیز برجای مانده است و استفاده مکرر برخی چهره‌های شاخص جناح اصلاح‌طلب از عبارت «آشتی ملی» گواهی بر زنده و سرنوشت‌ساز بودن این تنش برای آینده این جناح سیاسی است.

اگر جناح اصلاح‌طلب می‌خواهد به عضوی ارگانیک و نرمال از نظام حکومتی ایران بدل شود نمی‌تواند انتظار داشته باشد دارویی که «آشتی ملی» می‌نامد به مولفه شیرین‌کننده آن، رفع حصر از میرحسین موسوی یا اموری از این دست، محدود گردد. مولفه‌ درمانگر این دارو، هر نامی که بر آن بگذارند، برای جناح اصلاح‌طلب تلخ است. مولفه درمانگر این دارو پذیرش حداقل دو واقعیت مهم است: اولاً در موارد حیاتی و کلیدی در سیاست خارجی که موضوع اختلاف بین گرایش غالب جناح اصلاح‌طلب و آیت‌الله خامنه‌ای بوده است نه تنها نظر رهبر جمهوری‌اسلامی ایران بر حق بوده که در عمل نیز توانسته تهدیدات بسیار بزرگی را از سر کشور دفع کند؛ ثانیاً ریشه بسیاری بدبینی‌ها و به تبع آن محدودیت‌های اعمال شده علیه این جناح سیاسی توسط حکومت تبدیل اختلاف نظرات در راهبرد کلان سیاست خارجی و برنامه دفاعی ایران به تقابل مستقیم و غیرمستقیم با آیت‌الله خامنه‌ای و کشاندن این اختلاف نظرات به افکار عمومی با هدف اعمال فشار به رهبر جمهوری‌اسلامی بوده است. 
 
 
در مورد برنامه هسته‌ای موضع اصلی آیت‌الله خامنه‌ای، جدای از عقب‌نشینی‌های مقطعی و تاکتیکی، عدم پذیرش محدودیتی فراتر از ان‌پی‌تی بوده است که نه محدودیتی برای میزان غنی‌سازی قائل شده و نه محدودیتی برای تولید آب سنگین یا پلوتونیوم. در مقابل، گرایش غالب در جناح اصلاح‌طلب، آنطور که از نامه سرگشاده مشهور نمایندگان مجلس ششم برمی‌آید، جلب نظر قدرت‌های غربی بوده است به هر قیمتی ولو پذیرش محدودیت‌هایی که هیچ کشور دیگری نپذیرفته است. ارزیابی این دو دیدگاه را می‌بایست با توجه به این دو واقعیت در نظر داشت که ایران کشوری است که از یکسو در همسایگی یک قدرت هسته‌ای قرار دارد و از سوی دیگر حکومت ایران در تعارض با کانون‌های قدرت موسس دولت اسرائیل شکل گرفته که تعداد کلاهک‌های هسته‌ای آن بین ۷۵ تا ۴۰۰ عدد برآورد می‌شود. در چنین وضعیتی توصیه خفت‌بار نمایندگان مجلس ششم در آن نامه معروف حداقل برآمده از جهل نسبت به بدیهیات است.

برتری رویکرد آیت‌الله خامنه‌ای در مورد پرونده هسته‌ای اما محدود به لحاظ کردن واقعیات فوق نیست بلکه از منظر پراگماتیک نیز برتری آن امروز ثابت شده است. نوبت اولی که رویکرد اصلاح‌طلبان مبنای عمل قرار گرفت نتیجه طوری بود که حتی اعتراض فردی چون میرحسین موسوی را در پی داشت که تعارض جناحی با دولت خاتمی و متولیان مذاکرات هسته‌ای در آن مقطع نداشت. اگر همان تیم مذاکره‌کننده و اصلاح‌طلبان حامی ایشان تصور یا ادعا کنند که کاری کرده‌اند قدرت‌های غربی حق غنی‌سازی ایران را به رسمیت بشناسند به این خاطر بود که با هدایت آیت‌الله خامنه‌ای برنامه هسته‌ای ایران تا حدی پیش رفت که قدرت‌های غربی ناگزیر بودند حدی از پیشرفت برنامه هسته‌ای ایران را بپذیرند. پس از حصول توافق مورد نظر اصلاح‌طلبان و دولت مورد حمایت ایشان ثابت شد نظر رهبر جمهوری‌اسلامی درست بوده که می‌گفت برنامه هسته‌ای برای غرب بهانه است و به محض جلب نظر غربی‌ها در این موضوع خواست‌های دیگری در رابطه با برنامه دفاعی ایران پیش خواهند کشید. ماجرا به همین جا هم ختم نشد و برخلاف پیش‌بینی و نظر دیپلمات‌هایی که به عنوان قهرمان مورد تشویق جناح اصلاح‌طلب بودند با تغییر دولت در آمریکا مهم‌ترین عضو برجام از این معاهده خارج شد.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان