کد خبر: ۲۳۸۴۱
تاریخ انتشار: ۱۲ فروردين ۱۴۰۰ - ۱۸:۰۲-01 April 2021
کارل مارکس اندیشمند آلمانی در کتاب هجدهم برومر لویی بناپارت گفته است: «این آدمیان هستند که تاریخ خود را می سازند، ولى نه آن گونه که خود می خواهند، یا در شرایطى که خود برگزیده باشند؛ بل که در شرایط داده شده‌اى که بازمانده از گذشته است و خود، یک راست با آن درگیرند».
عصراسلام: این گفتۀ  مارکس از یک سو بر مسئولیت های اساسی انسان در بروز تحولات تاریخی صحّه می گذارد و از سوی دیگر نقش انکار ناپذیر تاریخ،  سنت و میراث گذشته را یادآور می شود. در واقع مارکس می خواهد به انسان ها بگوید که یادتان باشد تاریخ دارای قانون مندی های خاص خودش است و این گونه نیست که مطابق با خواست و میل شما  حرکت کند. در نتیجه  تاریخ به هیچ فرد یا گروهی ضمانت هم نمی دهد که همواره به آنان وفادار بماند و تا ابد همراهی کند و تمامی آرزوها و خواسته های شان را آن گونه که می خواهند برآورده نماید. 

تاریخ برای ملت های جهان به یک شکل و شیوه  رقم نمی خورد و اساساً تاریخ شرکت بیمه نیست که ضمانت خاصی به کسی یا گروهی بدهد. به عبارت دیگر،  تاریخ به فرمان کسی عمل نمی کند و صدها و بل هزاران عوامل انسانی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و در حقیقت بسیاری عوامل بیرونی و درونی باید در کنار هم قرار بگیرند تا حادثه ای در تاریخ  روی دهد.

نشناختن قانون مندی های حاکم بر تاریخ و همچنین نشناختن قانون مندی های حاکم بر ساحات وجودی  انسان و جامعه چنین می شود که حالا عده ای گمان کنند تمام  آرزوها و امیدهای شان  از دست رفته است و گویی که تاریخ به آن ها خیانت ورزیده است!!!. بسیار ساده دلانه و تقلیل گرایانه است که کس یا کسانی گمان کنند که قانون مندی های حاکم بر تاریخ و جامعه و یا اساساً قانون مندی های حاکم بر این جهان همگی به دست انسان است و هر طور که بخواهند می توانند عمل کنند و هر آرزویی که داشته باشند می‌توانند برآورده نمایند. برای مثال انقلابیون برای توجیه بسیاری از اقدامات و عملکردهای خویش از تاریخ گذشته سود می جویند و صحنه ها گذشته را برای خود شبیه سازی می کنند و قهرمانان تاریخی(چه در جبهۀ موافق و چه در جبهۀ مخالف) را به صحنه می آورند تا از این طریق دل خوش باشند برای به دست آوردن موفقیت ها و پیروزی ها یا توجیه شکست ها!! 

و باز هم مارکس در این زمینه در همان کتاب هجدهم برومر لوئی بناپارت چنین گفته است:« حتي هنگامي كه اين زندگان بر آن مي‌شوند تا وجود و چيزها را به نحوي انقلابي دگرگون كنند و چيزي يكسره نو بيافرينند، درست در همين دوره‌هاي بحران انقلابي است كه با ترس و لرز از ارواح گذشته مدد مي‌طلبند؛ نام‌هاي‌شان را به عاريت مي‌گيرند، شعارها و لباس‌هاي‌شان را، در اين ظاهر آراسته و در خور احترام و با اين زبان عاريتي، بر صحنه جديد تاريخ ظاهر مي‌سازند».

در همین زمینه بارها  از قول بسیاری از ایرانیان شنیده شد  که گفته اند  ما در انقلاب مشروطه آرزوها و امیدهای زیادی داشتیم اما  بسیاری از آن ها نه تنها هرگز برآورده نشدند بلکه بالعکس امور دیگری از راه رسیده اند و قضایا به گونه ای شده اند که خواست و تمنّای ما نبوده است!!!. اینان در واقع  از نتایج ناخواستۀ کنش گری های شان در انقلاب سخن می گویند و گویی  به این نکتۀ  مهم واقف نیستند که هر کنشی لزوماً نتایج مطابق با  آرزوها و خواسته های کنش گران را  به همراه نخواهد داشت. از سوی دیگر و مهم تر این که این موضوع را هم نمی دانند که تاریخ و جامعه قانون مندی های خاص خودش را دارد که ضرورتاً  به هیچ کس ضمانت خاصی هم نمی دهد و اساساً تاریخ شرکت بیمه نیست که ضمانت کننده آرزوها و خواسته های کنش گران اجتماعی و تاریخی باشد. 

انقلابیون گمان می کنند همین که دست به کنش گریِ انقلابی بزنند و در کوچه و خیابان فریاد زنده باد و مرده باد  سر دهند و خوش داشته باشند که پس از  تغییر رژیمی  که مطابق با خواست و علاقه شان نیست لزوماً رژیمی  مطابق با خواست و آرزوی شان از راه برسد و تمامی امور بر وفق مرادشان شود! پس ناگزیر چنین خواهد شد!

این گفته هرگز به این معنا نیست که انسان ها هیچ گونه اختیار و اراده ای برای تغییر امور این جهان را ندارند و کاملا تحت تأثیر جریانات تاریخی قرار دارند و این جبر تاریخ است که اراده و کنش گری شان را هدایت می کند، بلکه تمام سخن در این است که نباید گمان کرد تمامی امور این جهان  در دست آدمیان است و هر آرزو و اراده ای که داشته باشند حتما و به ناگزیر برآورده خواهد شد.  به این معنا هم نیست که انسان ها دست از کنش گری و کوشش بردارند و برای تغییر امور نامطلوب کاری نکنند و در جهت بهروزی و بهزیستی خویش و جامعه اقدامی نکنند که صد البته باید هم چنین کنند اما با آگاهی و شناخت  نسبت به قانون مندی های حاکم بر انسان، جامعه و تاریخ تا بعدها دچار یأس و سرخوردگی نشوند.

دانستن این موضوع مهم ضرورت دارد  که کنش گری های عقلانی و آگاهانه به نتایج مطلوب و سازنده ای بدل خواهد شد و کنش گری های ناشی از  احساسات و خوش باشی ها و از سرِ  عدم شناخت و عدم عقلانیت به نتایج نامطلوب و نادرست. تمام سخن در این است که آدمی  باید هم قانون مندی های حاکم بر ساحات وجودی خویش یعنی پنج ساحت شناختی، احساسی، ارادی، رفتاری و گفتاری خود را به خوبی بداند و آگاه باشد و هم قانون مندی‌های حاکم بر تاریخ و جامعه و هم قانون مندی های حاکم بر این جهان را و اگر غیر از این باشد و دست به کنش گری بزند لازم است بداند که  احتمال قریب به یقین به نتایجی که دنبال شان بوده است،  نمی‌رسد. بر این اساس است  که گفته می‌شود "تاریخ، شرکت بیمه نیست".  


محمد باقر تاج الدین
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان