کد خبر: ۲۳۸۲۳
تاریخ انتشار: ۱۱ فروردين ۱۴۰۰ - ۱۱:۱۹-31 March 2021
چگونه ابرقدرتی که قوی‌ترین ارتش جهان را در اختیار داشت، بر کل اروپا سلطه یافته و نیروهایش از اقیانوس اطلس تا قفقاز و شمال آفریقا در حال نبرد بودند، متلاشی شد؟
عصراسلام: پیش از پاسخ به این سوال باید ببینیم که متمایزترین ویژگی قدرت آلمان نازی که آن را به بزرگترین تهدید تاریخ علیه بشریت و آزادی تبدیل نموده بود، کدام بود؟ آلمان نازی وحشتناک‌ترین ترکیب دیده شده از فن‌آوری و مدیریت پیشرفته غربی با یک ایدئولوژی توده‌ای و ارتجاعی بود. چیزی که با این سطح از کارایی و کیفیت نه پیش از آن و نه پس از آن هرگز دیده نشده است. 

آلمان نازی تا اواخر سال ۱۹۴۲ قدرتمندترین ارتش جهان را در اختیار داشت. قدرت بلامنازع این ارتش مخوف بیش از آنکه زاده تعداد سربازان و سلاح‌هایش باشد، نتیجه دو عامل بود: اول کیفیت بالا و بی‌رقیب آموزش و شیوه جنگاوری در کلیه سطوح نیروهای مسلح آلمان و دوم این واقعیت که آلمان نازی مبدع و تدوین‌گر جنگ جدید آن عصر یعنی جنگ مکانیزه بود و این در شرایطی بود که دیگر قدرت‌ها دستکم تا اواسط جنگ دوم هنوز شیوه جدید و پیشرو رزم در عصر خود را فرا نگرفته بودند. این برهه، مقطعی بسیار مهم در تحول شیوه نبرد در کل تاریخ جنگاوری بشر بود. 

نبرد جدید که آلمان‌ها آن جنگ برق‌آسا یا بلیتزکرایگ نام نهاده بودند، نخستین جنگ ماشینی متحرک در تاریخ بود که به طور کامل برپایه موتورهای درون‌سوزی قرار داشت که با مواد نفتی کار کرده و تانک‌ها، کامیون‌ها و هواپیماها را به حرکت‏در می‌آوردند. اگر جنگ جهانی اول جنگ توپ و مسلسل بود، جنگ جهانی دوم جنگ تانک و هواپیما به شمار می‌رفت. جالب است بدانید که در جنگ اول، مسلسل پایه‌دار یعنی سلاحی کوچک که دو یا سه نفر خدمه داشت، سرنوشت‌سازترین و انقلابی‌ترین جنگ‌افزار به شمار می‌رفت. در آن دوران هنگامی که در سطح فوقانی فرماندهی سیاسی یا نظامی کشورها می‌خواستند قدرت ارتش‌های رقیب را برآورد کنند، در درجه اول به این موضوع تمرکز می‌کردند که آن ارتش چند توپ و مسلسل دارد. اما در دوران جنگ دوم دیگر در سطح بالای فرماندهی ارتش‌ها، تعداد توپ‌ها و مسلسل‌ها خیلی مهم نبود، حالا دیگر بیش از هرچیز به تعداد تانک‌ها و هواپیماهای دشمن توجه می‌شد. 

تفاوت مهم توپ و مسلسل با تانک و هواپیما در چیست؟ 

توپ و مسلسل سلاح‌هایی فاقد موتور یا پیشرانه بودند، آنها را با وسایلی دیگر نظیر گاری، اسب، نیروی بازوی سربازان یا کامیون حرکت می‌دادند. بنابراین قدرت حرکت، سرعت و انعطاف‏ آنها در نبرد خیلی کمتر از تانک و هواپیما بود. تفاوت دیگر آن بود که توپ و مسلسل خیلی ساده‌تر و ارزان‌تر از تانک و هواپیما بودند و هزینه‌ها، آموزش‌ها و سازمان تعمیر و نگهداری آنها به هیچ وجه با مقیاس‌های سرسام‌آور تانک و هواپیما قابل مقایسه نبود. 

مسلسل نخستین بار در جنگ داخلی آمریکا به کار رفت و ابتدا در اروپا چندان به آن توجه نشد تا اینکه در آغاز جنگ اول جهانی در ۱۹۱۴ فرماندهان نظامی متوجه شدند که این سلاح تغییر عمده‌ای در میدان‌های نبرد پدید آورده است. مسلسل بنابر ماهیت خود یک سلاح ثابت و ایستا محسوب می‌شد. سنگین‌تر از‏آن بود که سرباز پیاده بتواند آن را با خود حمل و در حین حرکت شلیک کند. در واقع مسلسلی که ما از آن صحبت می‌کنیم یک سلاح انفرادی نبود و به طور کلی با مسلسل‌های انفرادی و سبکی که در سال‌های بعد ساخته شد متفاوت بود. می‌توان آن را معادل با تیربارهای سنگین و نیمه سنگین امروزی نظیر دوشکا یا کالیبر-۵۰ براونینگ قرار داد. 

بنابراین این سلاح جدید بنابر ماهیت خود قدرت آتش را به میزان بسیار زیادی افزایش می‌داد، بدون آنکه تحرک را افزایش دهد و در واقع تحرک را کاهش می‌داد. بدین ترتیب مسلسل عملیات تدافعی را آسان و عملیات تهاجمی را دشوار می‌کرد. این راز پیدایش نبرد راکد و ایستای جنگ جهانی اول بود که به جنگ سنگرها مشهور و به کابوس تمام فرماندهان نظامی، سربازان و حتی رهبران سیاسی تبدیل شده بود. مسلسل سواره نظام اسبی را که قرن‌ها در میدان‌های نبرد تاخت و تاز و تحرک تهاجمی را تامین می‌کرد، برای همیشه از صحنه خارج کرد. تانک‌ها و خودروهای زرهی برای مقابله با این وضعیت اختراع شدند. 

در واقع آنها جانشین ماشینی سواره‌نظام اسبی یا جنگجویان زره پوش قدیمی بودند. اختراع تانک و نفربر زرهی تحولی بزرگ در میدان نبرد بود. جنگ مکانیزه و ماشینی متولد شده بود. به میدان آمدن هواپیمای جنگی میدان‏جدید نبرد را تکمیل کرد و جنگ عصر صنعتی را به نسخه تکامل یافته و نهایی خود رساند. این سلاح‌های جدید و انقلابی به یک فلسفه و دکترین نظامی مخصوص خود نیاز داشتند. بی‌میلی دمکراسی‌های غربی سبب شد که آلمان نازی در این امر پیش‌قدم شود. 

‏دکترین مورد نیاز برای جنگ جدید ماشینی/مکانیزه در انگلستان متولد شد. دو افسر و نظریه‌پرداز انگلیسی به نام‌های لیدل هارت و فولر آنرا تدوین کردند. هسته بحث آنها این بود که ورود تانک و خودروهای زرهی تمام جنبه‌های نبرد را تغییر داده است و ما وارد عصر جدیدی از جنگ به نام جنگ مکانیزه‏ شده‌ایم. این واقعیت به همراه ورود هواپیما به جنگ نبرد کلاسیک مدل جنگ اولی که براساس مواضع دفاعی خطی طولانی و ایستا قرار داشت را منسوخ کرده است. در جنگ جدید تانک خدای جنگ بر روی زمین است و تمام نیروهای دیگر باید پیرامون آن و متناسب با ویژگی‌های آن سازمان یابند. تانک‌ها را باید‏ در دسته‌های بزرگ سازمان داده و برای خط شکنی‌ راهبردی مورد استفاده قرار داد. از نظر آنان نظریه قدیمی ستاد ارتش انگلیس که تانک‌ها را پراکنده کرده و برای پشتیبانی پیاده نظام مورد استفاده قرار می‌داد، کاملا منسوخ بود. 

از دیدگاه هارت و فولر پیاده نظام، توپخانه و تمام عناصر یک لشکر‏ باید مکانیزه شده و خودروهای زرهی مخصوص خود را داشته باشند. به علاوه یک نیروی هوایی قدرتمند تاکتیکی که از طریق بی‌سیم و فرماندهی مشترک در ارتباط و هماهنگی دائمی با نیروی زمینی است باید تشکیل شود که همچون یک توپخانه هواپایه موانع را در زمان مناسب از پیش پای واحدهای‏ تصفیه‌های خونین و گسترده استالین کشته شد و برنامه‌های ارزشمند و موثرش برباد رفت. در شوروی هم همان آموزه‌های قدیمی و منسوخ دوباره حاکم شد. بدین ترتیب فرصتی طلایی برای گروهی از افسران زبده آلمانی فراهم شد که زیر نظر ژنرال هانس گودریان ایده‌های هارت و فولر را تکمیل کرده و به بهترین ‏شکل در سازمان رزمی ارتش آلمان پیاده سازند. 

تیم گودریان در ارتباط دائمی با صنایع تسلیحاتی آلمان قرار داشته و تسلیحات لازم برای شیوه جدید نبرد را سفارش داده و روند ساخت و تکمیل آنها نظارت داشت. زمانی که گودریان نخستین واحد مکانیزه سریع خود را به هیتلر نشان داد، او از خوشحالی فریاد کشید که این همان چیزی بود که می‌خواستم! این واحدهای جدید زرهی یا مکانیزه که در آلمانی به آنها پانزر می‌گفتند، خیلی گران و پرخرج بودند. گودریان محاسبه کرده بود که می‌تواند با ساخت ۲۵۰۰ تانک ۱۲ لشکر پانزر تشکیل دهد. این لشکرها تمام منابع ارتش آلمان را می‌بلعیدند، بطوریکه به‏ بسیاری ازلشکرهای دیگر یک کامیون هم نمی‌رسید و آنها می‌بایست به همان ترابری اسبی قناعت کنند! اما گودریان مطمئن بود که این کار ارزشش را دارد و او با همان ۱۲ لشکر جدید مکانیزه می‌تواند بخش اعظم اروپا را تصرف کند. 

این لشکرهای جدید پانزر آلمانی طلایه‌دار عصر جدید نبرد بودند و دارای چند عنصر اساسی در رده جنگ‌افزار بودند: از آنجا که می بایست پیاده نظام هم متحرک و مکانیزه شود تا بتواند با سرعت تانک‌ها همراهی کند، چند نوع نفربر زرهی طراحی شد که توانایی عبور از زمین‌های ناهموار را داشته و با تجهیز به مسلسل‌های سنگین دارای قدرت آتش مناسبی بودند. مشهورترین و پرتیراژ آنها اس‌دی‌کی‌اف‌زد-۲۵۱ بود که از یک طرح ابتکاری نیمه شنی‌دار-نیمه چرخ‌دار بهره می‌برد. تا اواخر جنگ ۱۵ هزار دستگاه از این نوع نفربر تولید شد و در اختیار ارتش آلمان قرار گرفت. 

طهماسبی

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان