کد خبر: ۲۳۷۶۴
تاریخ انتشار: ۰۷ فروردين ۱۴۰۰ - ۱۹:۴۶-27 March 2021
فروپاشی یک «تمدن» با هجوم دشمن خارجی اتفاق نمی‌افتد. بلکه یک روند درونی است که با «نفرت از خود» آغاز میشود و با اوراق کردن تمام اجزای هویت خود ادامه میابد تا لحظه فروپاشی فرا رسد.
وقتی بخشی از جامعه از هویت خود متنفر می‌شود و این روند تخریبی را در پیش می‌گیرد، بخش دیگر جامعه، از وحشت فروپاشی و برای حفظ بقای خود، با چنگ و دندان می‌کوشد تا ساختارهای سنتی و هویتی موجود را نگه دارد و در این راه از هیچ افراط و تعصب و  خشونتی دریغ نمی‌ورزد.

این دو قطبی‌ شدن ‌و تضاد درونی جامعه به تدریج به یک «جنگ سرد» درون‌تمدنی تبدیل میشود و روند فروپاشی را سرعت می‌بخشد. 

اگر امروز نگاهی به جهان بیاندازیم، می‌توانیم نشانه‌ها و آثار این نوع فروپاشی تمدنی - با شدت و ضعف‌های مختلف - را در بسیاری از جوامع - از جمله جامعه خودمان - مشاهده کنیم.

مثلاً در جوامع غربی، نسل جدید انسان سفیدپوست با حس «شرم‌ تاریخی» و عذاب وجدان از گذشته برده‌داری، استعماری، نژادپرستی، تبعیض، نسل‌کشی و جنگ‌افروزی تمدن خود، تیشه به دست گرفته و بر ریشه‌های هویت خود می‌کوبد. یا بهتر بگوییم «پیچ‌گوشتی» به دست گرفته و تمام پیچ و مهره‌های هویت نژادی، ملی، دینی، سنتی، عرفی و حتی بیولوژیکی و جنستی خود را از هم جدا می‌سازد و نقش بر زمین می‌کند، و این خودکشی هویتی ‌و تمدنی را به عنوان تنها مصداق «اخلاق» و «کنش‌گری» اجتماعی می‌داند. 

بخش دیگر جامعه در واکنش به این فروپاشی، به دامان گفتمان‌های پوپولیستی، نژادپرستانه، سنت‌گرایانه، خودبرتربینانه و سلطه‌جویانه با وعده‌های بازسازی «بزرگی» و «جلال» تمدنی و «دیوار»کشی در برابر هجوم مهاجران و دفاع از هویت خود از طریق «پاکسازی» درون‌ساختاری به اسم «انقلابی‌گری» ولو  با اسلحه و خشونت، پناه برده است. 

پدیده «ترامپ» در آمریکا، هجوم تاریخی معترضین آمریکایی به ساختمان کنگره در واشنگتن دی‌سی، افزایش چشمگیر خرید اسلحه، حملات مسلحانه و عملیات تروریستی توسط افراد سفیدپوست در آمریکای شمالی و اروپا، حکایت از این دوقطبی‌ خطرناک و روند تخریبی در آن جوامع دارد.

اما ما در جامعه خودمان نیز با مقیاسی کوچک‌تر نشانه‌های «نفرت از خود» و «دو قطبی» شدن جامعه و آغاز یک روندی تخریبی را مشاهده می‌کنیم. با این تفاوت که ‌‌ریشه‌های این پدیده در جامعه ما با جوامع غربی تفاوت دارد.  

شاید سه عامل اصلی خارجی و داخلی را بتوان برای بروز این پدیده در ایران نام برد: 

- جنگ‌ روانی و رسانه‌ای تمام عیار و بی‌امان از سوی شبکه‌های خارجی فارسی‌زبان، که با دامن زدن مدام به احساسات خشم و ناامیدی و نارضایتی و حسرت و افسردگی و با هدف فروپاشی روانی جامعه، علیه سلامت روانی جامعه ایرانی اعمال می‌شود.

- تلقین و تقلید از «شرم تاریخی» و خودکشی هویتی جوامع غربی به عنوان تنها شیوه «کنش‌گری» اجتماعی و مبارزه با تبعیض و بی‌عدالتی، در قشر آکادمیک و روشنفکر جامعه.     

- احساس بیگانگی و غریبی و «غیرخودی» بودن بخش عظیمی از طبقه متوسط جامعه نسبت به نظام سیاسی کشور که از طریق انحصارطلبی جناحی، به رسمیت نشناختن - و بعضاً سرکوب - سبک‌زندگی و مطالبات اجتماعی و فرهنگی و سیاسی آنها و حذف کامل دیدگاههای آنها از «رسانه ملی» و سوق دادنشان به سمت رسانه‌های خارجی و کنش‌گری تقلیدی.

جدی گرفتن معضل «نفرت از خود» و تلاش برای آسیب‌شناسی و درک و درمان ریشه‌های آن، ‌از ضروری‌ترین اقدامات یک تمدن برای بقای خود در جهان فرداست.

شاید جهان آینده متعلق به تمدنی باشد که نه تنها «نفرت از خود» ندارد و درگیر تنش‌ها و تضادهای درونی نیست، که با موفقیت در راستای جهانی شدن «علاقه» و «تحسین» به تمدن خود قدم برمی‌دارد. کاری که زمانی آمریکا در آن موفق بود و امروز چین در این راستا با تمام توان می‌کوشد. تا جای ما در این میان کجا باشد.

نویسنده: علی نصری

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان