کد خبر: ۲۳۲۱۰
تاریخ انتشار: ۰۷ اسفند ۱۳۹۹ - ۱۰:۵۶-25 February 2021
متن بسیار خامی نوشته ام. ابتدا می خواسته ام توصیه ای به دانشجویان هنر کنم. اما در نهایت به بلند بلند فکر کردن، درد دل، شاید هم به نوعی فراخوان برای اندیشیدن و پیدا کردن راهی یا کاری ختم شد. فکر کردم کار کردن روی متن ممکن است خرابش کند. همین گونه نگهش داشتم. خوشحال می شوم شما هم بدون ویراستاری واکنش هایتان را بیان کنید.
سال گذشته وقتی دخترم تصمیم گرفت دانشجوی هنر شود به او سفارشی کردم که فکر می کنم درست بود و می خواهم آن را برای دوستان جوانم نیز تکرار کنم: مهارتی را هم فرا بگیرید که در آینده وابسته به فروش آثارتان نباشید. 

چرا امروز که همه سفارش به حرفه ای بودن و تمام وقت در خدمت هنر بودن می کنند من چنین توصیه ای می کنم؟ به باور من، تا حد زیادی هنر مرده است. هنر از درون تهی شده است. وجه انسانی، روحی، تامل برانگیز و پرسش گرٍ هنر بسیار محدود شده است. هنر به یک نمایش تبدیل شده است. چرا؟ برای اینکه بیش از هر زمان دیگری اقتصاد هنر تعیین کننده شده است. همیشه میان بازار و هنر رابطه ای وجود داشته است.

 اما هنرمند اگر می خواست قادر بود نسبتا مستقل بماند هنرش را آنگونه که دوست می داشت خلق می کرد. امروز سیطره بازار هنر و نهادهای ریز و درشتِ تمامیت خواه آنچنان هنر را تعریف و تبلیغ می کنند که راه گریز بسیار بسیار سخت شده است. آنکه می خواهد هنرش را بفروشد اگر در موضع ضعف باشد ناچار به مصالحه، تمکین، همکاری و گاه خودفروشی است. اگر هنرمند جوان بخواهد به کرامت انسانی و هنری وفادار بماند تن به سلیقه هر گالریست و کیوریتوری ندهد راهی ندارد جز اینکه 1. با مطالعه و چشمانی باز از دام های موجود آگاه باشد و 2. به صورت حداقلی از نظر اقتصادی مستقل باشد. در غیر اینصورت موج آنچنان او را با خود خواهد برد که احساس موفقیت زیادی هم خواهد کرد ولی هنرش چیزی جز خواسته های دیگران نخواهد بود.

اگر با سلطه بازار مقابله کنیم با ده ها مشکل دیگر در میان خود چه کنیم؟ بعضی ها هنر را با یک سری ادا و اطوار عوضی گرفته اند، بعضی اصلا فقط در فکر نشان دادن خود هستند، عده ی زیادی ناآشنا با نظریه اند و از سویی دیگر عده ای با نظریه زدگی مفرط سرخود را گرم کرده اند. سو تفاهم و بدبینی شدید میان اهالی هنر، خود را خدا دانستن و بقیه را بی سواد و بی هنر بیداد می کند. آیا توان مقابله با همه اینها را داریم؟

 آیا تشویق به عزلت و گوشه نشینی می کنم؟ بله! ولی نه به عنوان اولین بلکه آخرین راه حل. هنرمند باید با خلاقیتش راه حلی بیابد فردی و گروهی. راه حل فردی به هنرمند بستگی دارد ولی راه حل جمعی به اراده تعدادی از هنرمند وابسته است. در چنین شرایطی بیش از هر زمان دیگر هنرمندان نیاز دارند به صورت گروهی، از دو سه نفره گرفته تا چند ده نفره به پروژه های مشترک فکر کنند: ایجاد تعاونی های هنری، راه انداختن فضاهای آلترناتیو، انجام پروژه هایی که با ابتکار عمل هنرمندان اداره می شود artist-run initiative و ...  البته خوب می دانم علت اینکه چرا چنین پروژه هایی شکل نگرفته اند این نیست که به فکر کسی نرسیده است بلکه روحیه مایوس، نفرت از دیگران، رقابت نا سالم، بدبینی مفرط و ... به همراه موانع غیرمنطقی ای که نهادهای مسلط ایجاد خواهند کرد کسی را مشتاق اینگونه حرکت ها نخواهد کرد. اما باید تجربه کرد شکست خورد و از آن درس گرفت. به نظر من همه در این زمینه کم کاری کرده ایم. اگر این تلاش ها را بکنیم و به نتیجه نرسیم آن وقت کناره گیری، استقلال ولو در دوری از منجلاب، و خلق اثر برای زمانی که نمی دانیم چه وقت دیده خواهد شد رهایی بخش خواهد بود.

برای فکر کردن به راه حل های جمعی هنوز هم دیر نشده است.

حمید سوری
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان