کد خبر: ۲۳۰۱۵
تاریخ انتشار: ۲۳ بهمن ۱۳۹۹ - ۱۹:۴۲-11 February 2021
چند وقت پیش قصه جالب گفتید برایم از چگونگی آشنایی پدر و مادرتان که به تازگی از پدرتان شنیده بودید...
عصراسلام: بله چند ماه پیش از مرگ پدرم، در یکی از تماس‌های تلفنی روز‌های یکشنبه‌مان از او پرسیدم: شما و مادرم چطور شد که ازدواج کردید؟ داستانی تعریف کرد که برای من بسیار شگفت‌انگیز بود و تا آن روز نشنیده بودم. 

گفت: "من و مادرت در تئاتر گیلان بازیگر بودیم. نمایش‌های ما هم بسیار موفق و محبوب بود. پس از مدتی مذهبیون و سنت‌گراهای شهر رشت شروع به اعتراض کردند که آقا بروید ببینید در این تئاتر مردها و زن‌های نامحرم با هم‌ معاشرت دارند و با هم روی صحنه می‌روند و معلوم نیست در آنجا چه می‌کنند، این‌ها نامحرم‌اند و چرا باید زن و مرد به شکل مختلط از صبح تا شام با هم به سر ببرند.

عده‌ای آمدند که تئاتر را ببندند. ما حیران مانده بودیم که چه کنیم تا اینکه یکی از دوستان راه حلی به نظرش رسید و گفت کاری ندارد! با هم ازدواج می‌کنیم! اول فکر کردیم شوخی می‌کند، ولی بعد دیدیم که راه حل بدی هم نیست. در جلسه‌ای نشستیم ‌که ببینیم کی با کی مایل به ازدواج است! البته من و مادرت از قبل همدیگر را دوست داشتیم و تکلیفمان روشن بود. 

من به او اشاره کردم و گفتم من که انتخابم را کرده‌ام. دیگران هم شروع کردند به چانه زدن با یکدیگر که ببینند کی مناسب چه کسی است و سرانجام‌ همه جفت خود را پیدا کردند و به توافق رسیدند! ازدواج‌ها خیلی سریع اتفاق افتاد! به سرعت برق و بدون مراسم رایج! بدین ترتیب ما توانستیم تئاتر را از بسته شدن نجات دهیم."

منبع: کتاب گفتگوی محمد عبدی با سوسن تسلیمی/ نشر بیدگل
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان