کد خبر: ۲۲۹۹۸
تاریخ انتشار: ۲۳ بهمن ۱۳۹۹ - ۰۲:۱۰-11 February 2021
شنبه ۱۳ تیر ۱۳۷۷ - ۱۹۹۸
شهلا جانم     به اندازۀ یک کوه دماوند – که می دانی چه قدر بزرگ است! – بار شرمساری به دوش دارم که چرا درنوشتن این همه تنبل و کند شده ام. شاید برای این باشد که هیچ نوشته ای نمی تواند جانشین گرمای حضور باشد. تو را، عزیزم، و همه تان را کم دارم، هر کدامتان درهرجا که هستید، آلمان، فرانسه، آمریکا. ولی چاره نیست. روزگارهمین است و باید تاب آورد. اصلا خود زندگی، به تدریج که می گذرد، ما را جدا می کند، گاه به دیگران پیوند می دهد، گاه تنهامان می گذارد. در نامه ات ازدرگذشت بانو نوشته بودی. می دانم برایت چه ضربه ای هست. زنی درمهربانی هم هشیار و هم بی اختیار، و از همین رو تکیه گاهی شایانِ اعتماد. من دوستی تو را با او این جور تصورمی کنم. آیا اشتباه می کنم؟
دوستت، شعله خانم، دیگر باید برگشته باشد. نامه ات، فیلم ویدئویی خانواده تان، و نیز یک رشته طرحهای نقاشی و کاریکاتور میرک به دستمان رسید. به هر حال، از دیدن فیلم و شنیدن صدای تو خوشحال شدیم. هدیۀ خوبی بود. ممنونیم. از پسرها نوشته بودی، بخصوص ازمیرک که دورۀ دبیرستان را به پایان رسانده است و باید به دانشگاه برود. آنچه از او می گویی نشان ازیک دلبستگی شدید به پدر و مادر و خانواده دارد. از یک جهت بسیار خوب است و ازیک جهت هم، برای خودش و شکل گیری آینده اش می تواند مزاحم شود. ولی به گمانم جای دلواپسی برایش نیست. همین قدر که می تواند مستقلا بسنجد و تصمیم بگیرد و پافشاری بکند خوب است. نشانۀ پختگیِ مردانه است، و اگراشتباه نکنم، این را از خود تو (که از بسیاری از مردها سری) دارد. اما چند کلمه دربارۀ نمونۀ کارهای نقاشی و طراحی میرک بگویم، و البته، می دانم که این حرف کسی است که تنها حس می کند و ادعای شناخت هنری ندارد. بنابراین، اگر می بینی بیراه می روم، برمن زیاد خرده نگیر. به هر صورت، این پسر دربالاترین پایگاهِ دید و احساس و توانِ هنری است. دستش در نمایش خط و حجم و شکل قدرت عجیبی دارد، دقیق می بیند و محکم نقش می کند، بی تزلزل، بی صافکاری، و این مرا به یاد طرحهای پیکاسو می اندازد. اما گویی اَشکالِ انبوه و درهم دنیایی که او را احاطه کرده است درذهن او سرریز می کند و مثل سیل می بَرَد و می کَنَد و به خود حتی فرصت نمی دهد که ته نشین شود و آرام گیرد. این جوان ذهنش گویی در و دروازه ندارد، به همۀ احساس هایی که از بیرون براو هجوم می آورند راه می دهد. دنیای بسیارمتنوع و رنگارنگ و بیرحم را به دقّت می بیند. از آن می ترسد و فریاد بیزاری برمی دارد، ولی با کنجکاوی سیری ناپذیر به چهارچشمِ سر و دل بر آن خیره می شود و به تصویرش می کشد. محکومش می کند، اما مجذوبش می شود. و خطر، اگر باشد، همین جاست. We are all infected.  (همه مان آلوده ایم). برای همین است که به شما پناه می آورد. نمی خواهد از شما دور شود. با آنکه فرصت بسیاردرخشانِ پذیرفته شدن درکالج هنری نیویورک برایش هست، از آن سرباز می زند. به مقیاس ما درست باشد یا نادرست، کاری ندارم. او برای خودش دلایلی دارد. به او فشار نیاورید که حتما از چنین فرصت کمیاب استفاده کند. دراو مایۀ آن به فراوانی هست که درهر کاری شکوفا شود و آن کادر را بشکند و بیرون بیاید. من بی اندازه به او امید دارم. سلام مرا به او برسان، بگو که شجاع باشد. تسلیم نشود. خودش را بپذیرد، حتی با تصوّری که ازآلودگی می تواند داشته باشد. نَفَس دنیا همیشه آلوده بود، و امروز بیشتر ازهر وقت در سراسر تاریخ آدمی. همین است که هست. نباید ازآن وحشت کرد. در کناره های باتلاقها و لجنزارها، گلهای بسیار زیبایی می شکفد. برای سلامت زندگی مان، گل را ببینیم و از آن مایۀ شادی بگیریم. 
در بارۀ پسرهای دیگرت، که یقین دارم در خانواده تان و محیطی که برای خودتان و فرزندان تان فراهم آورده اید به خوبی و زیبایی و توانِ روحی شکفته خواهند شد، چون چندان شناختی ندارم چیزی نمی گویم. برای همه شان آرزوی بیشترین موفقیت را دارم. به محسن عزیز سلام می رسانم. شاد و خوش و بارور در عرصۀ هنرتان باشید. تو را می بوسم. همه تان را می بوسم و امید دیدار همه تان را دارم. اقدس جون خوب و پرانرژی هست، مثل همیشه. سلام می رساند و کوچک و بزرگ تان را می بوسد. قربانت       محمود
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان