کد خبر: ۲۲۹۸۱
تاریخ انتشار: ۲۲ بهمن ۱۳۹۹ - ۰۸:۰۵-10 February 2021
هوالباقی، در عام الحزن حوزه های علمیه، خصوصاً حوزه علمیه تهران غم بزرگ دیگری بر دل نشست.
فقدان عالم ربانی، مفسر قرآن کریم، معلم اخلاق و آموزگار پارسایی آیت الله سید محمد ضیاءآبادی ضایعه ای جبران ناپذیر بر پیکر حوزه های علمیه است. 

اینجانب به رغم آن که توفیق تشرّف و تلمذ مستقیم در محضر علمی آن بزرگوار را نداشتم اما از اوان طلبگی تاکنون هماره خود را عمیقاً در قید شاگردی آنجناب میبینم.  هر رفتار و گفتار استاد ضیاء آبادی درس آموز و اثرگذار بود. درس آموزی و اثرپذیری از او حتا به هم سخنی و مخاطبه مستقیم نیز نیاز نداشت بلکه بی‌هیچ اغراق، دیدن آن سیمای روحانی برای هر کس در هر موقعیت و شرایطی می توانست آموزنده و برانگیزنده باشد. هر کس که او را می دید، خواه ناخواه وی را شاگردی می کرد و معنویت و آرامشی ناب را تجربه می نمود. 

در آن روزگار که به دلیل وفور نعمت بهره مندی طلاب از تعداد پرشمار نمونه های علمی و اخلاقی در حوزه، هنوز بساط مرید و مرادی چنین بسیار دامن نگسترانده بود و افسونگری ها و افسانه سازی‌ها خیلی عرصه منطق تفقه و بصیرت دینی را تنگ نکرده بود و طلاب و نیز طیف متدینان و دینداران به سادگی مجذوب و شیفته افراد و اشخاص نمی شدند، در همان زمان اما ، استاد ضیاء آبادی از تک شمارانی بود که در حوزه تهران کمتر طلبه‌ای یافت می‌شد که از خاطره و تجربه ای معنوی از طعم شاگردی او بی نصیب باشد. 

به خاطر می آورم در همان سال‌ها ، دیوار حجره‌ای که محل اجتماع بسیاری از طلاب و فضلای تهرانی در حوزه علمیه قم بود مزین به موعظه ای اثرگذار از استاد ضیاء آبادی بود که توسط یکی از دوستان طلبه خطاطی شده بود و همان یک خط هر روز و هر ساعت برای معاشران، برانگیزنده و یادآورنده بود. 

از حضرت عیسی (علی نبینا وآله وعلیه السلام) به نقل از حضرت ختمی(ص) روایت شده که برهمنشینی با کسانی دعوت کرده است که " دیدن ایشان، یادآور خداوند باشد وسخنشان برآگاهی بیافزاید و عملشان شوق و رغبت به جهان پسین (آخرت) را برانگیزد." 
( عن ابی عبد الله (ع) قال: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص قَالَتِ الْحَوَارِيُّونَ لِعِيسَى يَا رُوحَ اللَّهِ مَنْ نُجَالِسُ قَالَ مَنْ يُذَكِّرُكُمُ اللَّهَ رُؤْيَتُهُ وَ يَزِيدُ فِی عِلْمِكُمْ مَنْطِقُهُ وَ يُرَغِّبُكُمْ فِی الْآخِرَةِ عَمَلُهُ) 

استاد ضیاء آبادی بی هیچ اغراق و مبالغه، از نوادری بود که این سه ویژگی اصلی عالمان ربانی را به وفور در خود جمع کرده بود. او نمونه‌ای بود از آموزگاران اخلاق و پارسایی که بی آنکه نیاز باشد زبان بگشایند ویا فعلی انجام دهند، سیمایشان دلگشا و مصداق "ذکر الله " است و چنین سیمایی است که نظر بر آن عبادت می باشد. ( عن رسول الله (ص): النَّظَرُ إِلی وَجْهِ الْعالِمِ عِبادَةٌ)  
وگرنه عالمی که چنین نباشد نگاه به چهره اش  کدورت آفرین و فتنه برانگیز است.  
(عن الصادق (ع): هُوَ الْعَالِمُ الَّذِی إِذَا نَظَرْتَ إِلَیْهِ ذَكَّرَكَ الْآخِرَةَ وَ مَنْ كَانَ خِلَافَ ذَلِكَ فَالنَّظَرُ إِلَیْهِ فِتْنَةٌ..) 

علاوه بر آن، استاد ضیاء آبادی هر فعل و حرکتش دعوتگر به نیکی و برانگیزنده شوق و رغبت به خیر و صلاح بود و به فضل پروردگارش از منطقی استوار و گفتاری نیکو و زبانی فهم پذیر برای عموم و کلامی بس نافذ برخوردار بود. او که سالیانی در کسوت یک مدرس کوشا و تمام عیار در مَدرس استاد آیت ا... مجتهدی، برای طلاب و فضلا افاضه می نمود، برای عموم مردم نیز، تمام شئون یک مربی معنوی و آموزگار اخلاق و یک امام جماعت و روحانی مشفق را تماما عهده دار بود. 

از مهم ترین نشانه های شخصیت های معنوی که از جان توحیدی برخوردارند، شمول و تنوع دایره مخاطبان ایشان است و در محضر تربیتی و اخلاقی استاد ضیاء آبادی این ویژگی عیان و چشمگیر بود. در مجلس درس و وعظ او مجموعه‌ای از زنان، مردان، پیران، جوانان و نوجوانان از اقشار و اصناف مختلف، با شوق و نشاط حضور بهم می‌رساندند. 

نسل جوان امروز از بد حادثه بعضا با نمونه هایی از تریبون داران دینی و منتسبان به روحانیت مواجهه دارند که به فرموده پیامبر اکرم (ص) به جای آنکه اضطراب ِ تردید را به آرامش ِ یقین، چندگانه شرک و ریا را به یگانه اخلاص و توحید، گردن فرازی و خودبرتر بینی را به فروتنی، دنیا زدگی را به وارستگی و دشمنی‌ها  را به تفاهم و نیکخواهی برای دیگران تبدیل نمایند، "دعوتگران پر مدعایی" هستند که بذر تردید، ریا، تکبر، نفرت، دشمنی و دگر ستیزی را در دلها می‌نشانند... 

( لَا تَجْلِسُوا عِنْدَ كُلِّ دَاعٍ مُدَّعٍ‏  يَدْعُوكُمْ مِنَ الْيَقِينِ إِلَى الشَّكِّ وَ مِنَ الْإِخْلَاصِ إِلَى الرِّيَاءِ وَ مِنَ التَّوَاضُعِ إِلَى التَّكَبُّرِ وَ مِنَ النَّصِيحَةِ إِلَى الْعَدَاوَةِ وَ مِنَ الزُّهْدِ إِلَى الرَّغْبَةِ وَ تَقَرَّبُوا مِنْ عَالِمٍ يَدْعُوكُمْ‏ مِنَ‏ الْكِبْرِ إِلَى التَّوَاضُعِ وَ مِنَ الرِّيَاءِ إِلَى الْإِخْلَاصِ وَ مِنَ الشَّكِّ إِلَى الْيَقِينِ وَ مِنَ الرَّغْبَةِ إِلَى الزُّهْدِ وَ مِنَ الْعَدَاوَةِ إِلَى النَّصِيحَةِ)

این مدعیان در حالی چنین ، جایگاه تبلیغ و دعوتگری را غصب و تصاحب کرده اند که فاقد ابتدایی ترین شرایط مرجعیت علمی واخلاقی برای دیگران می باشند. چرا که فراتر از مجموعه ای از انباشته ها و دانسته ها ،هیچ شناخت و آگاهی بر معیارهای دینی و اخلاقی ندارند ولذا در تشخیص درست از نادرست، ناتوان و از قدرت ِنقد و داوری بی بهره‌اند.
( وَ لَا یَصْلُحُ لِمَوْعِظَةِ الْخَلْقِ إِلَّا مَنْ خَافَ هَذِهِ الآْفَاتِ بِصِدْقِهِ وَ أَشْرَفَ عَلَی عُیُوبِ الْکَلَامِ وَ عَرَفَ الصَّحِیحَ مِنَ السَّقِیمِ وَ عِلَلَ الْخَوَاطِرِ وَ فِتَنَ النَّفْسِ وَ الْهَوَی). 

صدها دریغ و افسوس که این گروه کم شمار، ولی پرطمطراق و پرصدا، ظلم مضاعفی را براین نسل تحمیل می کنند که گذشته از انتساب ِ به ناحقی که به دین و روحانیت دارند، با اشغال جایگاهی که روزگاری به ضیاء آبادی ها و حاج آقا مجتبی تهرانی‌ها و ... تعلق داشته است، بدبینی و سوء داوری گروه انبوهی از نسل امروز را نسبت به دین و روحانیت موجب شده اند. شاید برای بسیاری از نسل جوان، به افسانه می مانَد، آنگاه که بشنوند برخلاف عرف رایج و معمول که همجواری و همسایگی منازل و ساختمانهای مسکونی با مراکز عمومی  پررفت و آمد، کاهنده ارزش مادی آنهاست؛ همسایگی با مسجدی که محل اقامه جماعت و درس مرحوم آیت ا.. ضیاء آبادی بود، به گونه ای شگفت، از ارزش افزوده برخوردار می گردید. چه از یکسو کسی حاضر به ترک و فروش چنین خانه ای در این موقعیت ممتاز نبود، و از سوی دیگر انبوهی مشتاق ، متقاضی سکونت در این همسایگی بودند. و آنگاه که بیش از دو دهه پیش، آن مرحوم به توصیه پزشکان و اصرار برخی دوستان و آشنایان و به دلیل بیماری، ناگزیر از انتقال از مرکز به مناطق شمالی شهر شد – گرچه اندوه و غم بسیاری را در پی داشت- اما وارستگی و بی پیرایگی، صدق و صفای آن بزرگوار، آنچنان جانها را إقناع و إشراب کرده بود که نه تنها یک نفر نیز این جابجایی را سوء تعبیر نکرد، بلکه همگان به فراخور توانایی خود کوشیدند تا بار دیگر شرایط بهره مندی از محضر پرفیض ایشان را فراهم سازند و از آن پس علاوه براقامه جماعت وخطابه در مسجد جدید، درس تفسیر صبحهای جمعه، به صورت سیار در منازل داوطلبان با مشارکت انبوه مشتاقان با همان تنوع و فراگیری تشکیل می شد. شگفت و شنیدنی است که شدت شوق و اشتیاق مردمی به این جلسات آنچنان بود که بارها افرادی اظهار می کردند که سالی و سالی، در لیست انتظار به امید آن نشسته‌اند که صبح جمعه ای پذیرای آن محفل نورانی در منزل خویش باشند... 

وامروز بیش از هر زمان دیگری، نیازمند توصیف و شناخت چنین الگوهایی از روحانیت هستیم که از یکسو حجت موجهی از امکان و شدنِ عینی تخلق و اتصاف به مکارم والای اخلاقی را در برابر دیدگان می نشانند و از سوی دیگر، غبار و کدورت دل می زدایند و بذر شوق به حقیقت می افشانند و عزم و تصمیم را در طالبان و تشنگان حقیقت برمی انگیزند. و این حق نسل جوان معاصر است که با شناخت و معرفت این نمونه ها بر توان ِ نقد و داوری خود در برابر کاسبکارانی که هر رطب و یابسی را به نام دین عرضه می کنند و نشانی از میراث معنوی و علمی روحانیت اصیل همراه ندارند، بیافزایند و سهم و نصیب خود از حقیقت را از کف ندهند...  

غمگنانه این ضایعه مؤلمه را به حوزه‌های علمیه و همه دلدادگان فضیلت واخلاق تسلیت عرض می‌کنم و عاجزانه از پیشگاه حضرت احدیت مسألت دارم که به فضل عظیم خود، این ضایعه های پی در پی را جبران نماید. 

والسلام علیه و علی جمیع عبادالله الصالحین 
سید عباس حسینی قائم مقامی 
۲۱/۱۱/۱۳۹۹
۲۶/ج۲/ ۱۴۴۲

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان