کد خبر: ۲۲۹۵۰
تاریخ انتشار: ۱۹ بهمن ۱۳۹۹ - ۲۲:۳۸-07 February 2021
آیا غفلت حضرت یوسف(ع) از یاد خدا و درخواست ایشان از یک زندانی برای یاد کردن او نزد فرعون مصر، با عصمت او منافات ندارد؟! «وَقَالَ لِلَّذِي ظَنَّ أَنَّهُ نَاجٍ مِّنْهُمَا اذْكُرْنِی عِندَ رَبِّكَ فَأَنسَاهُ الشَّيْطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ»!
پاسخ: عبارت «فَأَنسَاهُ الشَّيْطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ» به معنی فراموشی آن زندانی از ذکر بی گناهی یوسف نزد اربابش می باشد، نه غفلت یوسف از یاد خدا. با فرض غفلت یوسف از یاد خدا بخاطر این تقاضا نیز عصمت ایشان زیر سؤال نمی رود؛ زیرا متوسل شدن به اسباب در زندگی امری فطری است و منافاتى با اخلاص ندارد و در جمله «اذْكُرْنِي عِندَ رَبِّكَ» هم قرينه‌اى بر دلبستگى يوسف (ع) به غير خدا وجود ندارد. تنها اشتباه یوسف بیان این درخواست در شرایطی است که خدا همیشه در کنارش بوده و در اینجا هم شایسته بود صبر کند و منتظر عنایت پروردگار باشد.

حضرت یوسف(ع) و چشم امید به بنده خدا!

در آیه ۴۲ سوره یوسف می خوانیم: «وَقَالَ لِلَّذِي ظَنَّ أَنَّهُ نَاجٍ مِّنْهُمَا اذْكُرْنِي عِندَ رَبِّكَ فَأَنسَاهُ الشَّيْطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ فَلَبِثَ فِي السِّجْنِ بِضْعَ سِنِينَ»؛ (و [یوسف] به آن يكى از آن دو كه مى دانست رهايى مى يابد گفت: مرا نزد صاحبت [سلطان مصر] يادآورى كن، ولى شيطان يادآورى او را نزد صاحبش از خاطر وى برد و بدنبال آن چند سال در زندان باقى ماند). بر اساس این آیه حضرت یوسف برای رهایی اش از زندان به جای اینکه به خدا توسل کند، از یاد خدا غافل شده و به بنده او چشم امید داشت و بخاطر این کار مجازات شد؛ چراکه توحيد تنها در اين خلاصه نمى شود كه خداوند يگانه و يكتا است، بلكه بايد در تمام شؤون زندگى انسان پياده شود، و يكى از بارزترين نشانه هايش اين است كه انسان موحد به غير خدا تكيه نمى كند و به غير او پناه نمى برد. 

ممكن است عدم توجه به اين واقعيت بزرگ درباره افراد عادى قابل گذشت باشد، اما اندکی بى توجهى به اين اصل براى اولياى حق، گناه محسوب می شود و مستوجب مجازات است. آنچه از این جریان به ذهن می آید این است که این کار حضرت یوسف با عصمت او منافات دارد. پاسخ این شبهه را پی می گیریم.

لزوم دقّت در معنای کلمات و ساختار نحوی آنها برای فهم دقیق معنای آیه

این شبهه در صورتی مطرح می‌شود که ضمیر «ه» در عبارت «فَأَنسَاهُ الشَّيْطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ» به حضرت یوسف برگردد و معنی آیه این باشد که «شیطان یوسف را از یاد خدا غافل کرد!»، درحالی که بر اساس قرائن و شواهد بسیاری که در آیه وجود دارد و با توجه به روایاتی که ذیل این آیه آمده است، در این عبارت ضمیر «ه» به همان یار زندانی (ساقی) که از زندان نجات یافت، برمی گردد نه به «یوسف(علیه السلام)» و ساحت آن پیامبر پاکنهاد که طبق آيه ۲۴ سوره يوسف از مخلصین می باشد، از این که شیطان یاد پروردگار را از دلش برده باشد پاک می باشد؛ چراکه طبق آيات قرآن شيطان راهى به بندگان مخلص ندارد.(۱) به برخی از دلائلی که ضمیر «ه» به آن یار زندانی «الَّذِي ظَنَّ أَنَّهُ نَاجٍ»، بر می گردد اشاره می کنیم:

۱) دلیل اول آن که طبق قواعد عربی ضمیر به نزدیک ترین مرجع خود، که در اینجا همان «الَّذِي ظَنَّ أَنَّهُ نَاجٍ» است، بر می گردد.

۲) در سه آیه بعد از آیه مورد بحث و درست در آیه ۴۵ سوره یوسف به صراحت بیان شده است که آن یار زندانی پس از مدتی «فراموشی»، به یاد یوسف(ع) افتاده است: «وَ قَالَ الّذِی نَجا مِنهُما وَ ادّکرَ بَعدَ امة ...»، (و يكى از آن دو كه نجات يافته بود - و بعد از مدّتى به خاطرش آمد - گفت‏: ...). به این ترتیب واضح است که فعل «نسیان»؛ (فراموشی) مربوط به یار زندانی بوده است نه حضرت یوسف و این امر کاملاً طبیعی است که کسی که ساقی پادشاه و غرق در مسکرات است حافظه و توجه قلبی اش در درون کاخ از آنچه در زندان گذشته منصرف باشد.

۳) آنچه آن یار زندانی فراموش کرده ذکر بی گناهی یوسف نزد اربابش بود و کلمه «رب» در عبارت «فَأَنسَاهُ الشَّيْطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ» به معنای ارباب و آقا (یعنی همان عزیز و فرعون مصر) آمده است نه «پروردگار» (۲)، چنان که در آیات ۳۹ـ ۴۱ و آیه ۵۰ همین سوره، این معنی مشاهده می شود و در جمله پيش از آن نیز كه حضرت يوسف(ع) به هم نشينش در زندان يادآوری نمود تا در نزد اربابش از او نيز يادی كند، همین معنی اراده شده است.(۳)

در نتیجه مقصود از این عبارت فراموشی یاد خدا توسط حضرت یوسف نمی باشد. چگونه ممکن است کسی که درباره ترفندهای طولانی زنان درباری و مراوده های مستانه آنان، مقاومت کرده و زندان را با کمال میل بر اجابت درخواست نامشروع آنان ترجیح داده است، خسته شده و خدا را فراموش کرده باشد؟ درست است که یوسف چنین توصیه ای را بیان کرده بود، امّا دفاع از حق آزادی فراموش شده خود و یادآوری آن نه ترک اولی است و نه توسل به غیر خدا؛ بلکه احقاق حق انسانی خود است.

تمام حکایات قران بهانه است که ما را به توحید برساند

از جمله قضیه یوسف در زندان
ﻣﺮﺍ ﻧﺰﺩ ﺳﻠﻄﺎﻥ ﻳﺎﺩ ﻛﻦ

ﺟﺒﺮﺋﻴﻞ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﻧﺰﺩ ﺣﻀﺮﺕ ﻳﻮﺳﻒ ﺁﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﺍﻯ ﻳﻮﺳﻒ ﭼﻪ ﻛﺴﻰ ﺗﺮﺍ ﺯﻳﺒﺎﺗﺮﻳﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩ؟ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ. ﮔﻔﺖ: ﭼﻪ ﻛﺴﻰ ﺗﺮﺍ ﻧﺰﺩ ﭘﺪﺭ ﻣﺤﺒﻮﺏ ﺗﺮﻳﻦ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩ؟ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﺧﺪﺍﻳﻢ. ﮔﻔﺖ: ﭼﻪ ﻛﺴﻰ ﻛﺎﺭﻭﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻮﻯ ﭼﺎﻩ ﻛﺸﺎﻧﻴﺪ؟ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﺧﺪﺍﻯ ﻣﻦ. ﮔﻔﺖ: ﭼﻪ ﻛﺴﻰ ﺳﻨﮕﻰ ﻛﻪ ﺍﻫﻞ ﻛﺎﺭﻭﺍﻥ ﺩﺭ ﭼﺎﻩ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﺎﺯ ﺩﺍﺷﺖ؟ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﺧﺪﺍ. ﮔﻔﺖ: ﭼﻪ ﻛﺴﻰ ﺍﺯ ﭼﺎﻩ ﺗﺮﺍ ﻧﺠﺎﺕ ﺩﺍﺩ؟ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﺧﺪﺍﻳﻢ. ﮔﻔﺖ: ﭼﻪ ﻛﺴﻰ ﺗﺮﺍ ﺍﺯ ﻛﻴﺪ ﺯﻧﺎﻥ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺖ. ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﺧﺪﺍﻳﻢ. ﮔﻔﺖ ﺍﻳﻨﻚ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﻰ ﻓﺮﻣﺎﻳﺪ: ﭼﻪ ﭼﻴﺰ ﺗﺮﺍ ﺑﺮ ﺁﻥ ﺩﺍﺷﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻏﻴﺮ ﻣﻦ ﻧﻴﺎﺯ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮔﻮﺋﻰ، ﭘﺲ )ﻫﻔﺖ ﺳﺎﻝ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺑﻤﺎﻥ (ﺑﻪ ﺟﺮﻡ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺑﻪ ﺳﺎﻗﻰ ﺳﻠﻄﺎﻥ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﻛﺮﺩﻯ ﻭ ﮔﻔﺘﻰ: ﻣﺮﺍ ﻧﺰﺩ ﺳﻠﻄﺎﻥ ﻳﺎﺩ ﻛﻦ.

پی نوشت:

(۱). پيام قرآن، مكارم شيرازى،‏ ناصر، دار الكتب الاسلاميه‏، تهران‏، ۱۳۸۶ هـ ش، چاپ نهم، ج ‏۷، ص ۱۱۷.

(۲). اصولاً در سوره یوسف، بسیاری از واژه ها در معنای غیر دینی اولیه خود آمده است، همچون: ضلالت، ایمان، زهد، دین، رسول، آیات، امت، تقرب، جزاء، ملک، سجده و... .

(۳). ر.ک: تفسير نمونه، مکارم شیرازی، ناصر، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۷۴ هـ ش، چاپ سى و دوم، ج ‏۹، ص ۴۱۴؛ الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل، مكارم شيرازی، ناصر، مدرسه الامام على بن ابى طالب(ع)، قم، ۱۳۷۹ هـ ش‏، چاپ اول‏، ج ۷، ص ۲۱۲.



پایگاه اطلاع رسانی آیت‌الله مکارم شیرازی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان