کد خبر: ۲۲۹۳۷
تاریخ انتشار: ۱۹ بهمن ۱۳۹۹ - ۰۹:۳۲-07 February 2021
سخن در این است که نشئه عنصرى متجدد و متصرم است و صور اشیا یعنى حقایق آنها یکى پس از دیگرى ایجاد می‌شود.
عصراسلام: به مثل نطفه‏اى امروز صورت انسانى پیدا مى‏کند و درختى فردا شکوفه می‌دهد و دیگر پیدایش‌ها، حال آن که فاعل على الإطلاق که معطى الوجود است، حق جلّ و علاست و او در فاعلیتش تام است. حالت منتظره‏اى براى حقیقت واجب الوجود نیست. سؤال می‌شود پس چرا این شی‏ء امروز پیدا شد و آن دیگرى فردا پدید مى‏آید. حال مى‏پرسیم وجه ربط این اشیا حادثه یوما فیوما آنا فآنا به فاعل قدیم تام چگونه خواهد بود؟ 

پاسخ: وجود یک حقیقت واحده ذات مراتب است که به اصطلاح، حقیقتى مشکک است. اما یک چیز است و مشکک. 

از کران أزلی تا به کران ابدى‏ 

درج در کسوت یک پیرهنش ساخته‌‏اند 

یکى شمس حقیقت مى‏درخشد در همه عالم‏ 

تعینهاى امکانى بود مانند روزنها 

حال این حقیقت ذات مراتب را در هر مرتبه حکمى خاص است که: 

هر مرتبه از وجود حکمى دارد 

گر حفظ مراتب نکنى زندیقى‏ 

یک مرتبه این حقیقت واحده مشکک، نشئه عنصرى یعنى عالم جسمانى و مادى است. در این نشئه نه فقط اعراض در حرکتند بلکه جوهر ذات این مرتبه وجود نشئه عنصریه در حرکت است که به اصطلاح، حرکت جوهریه گویند. جناب حکیم الهى سبزوارى گوید: 

و جوهریة لدینا واقعه‏ 

إذ کانت الاعراض کلّا تابعة 

یعنى اعراض چون استقلال وجودى عینى ندارند و نحوه وجود آنها عین وجود موضوعات آنهاست. پس اعراض تابع محل خود هستند و اینها که در حرکتند محل آنها نیز در حرکت است. و چون اقتضاى ذاتى این نشئه تجدد و تصرم است، بر اثر حرکت جبلّى او استعدادات و قابلیتها بر اثر تأثیر و تأثر و فعل و انفعال عوامل سفلى و علوى پیدا مى‏شود و فیض حق همواره بر همه محیط است.
 
دائما او پادشاه مطلق است‏ 

در مقام عزّ خود مستغرق است‏

صورتى مى‏‌گیرند که به آن اعتبار حوادث یکى پس از دیگرى پیش مى‏آید. پس حوادث به خوبى به فاعل تام قدیم یعنى حق جلّ و علا ارتباط دارند و لطمه و ثلمه‏اى به قوانین محکمه و براهین معصومه حکمى وارد نیست بلکه ارتباط حوادث موجود به خالق عالم از این بیان به طریق اوفى تأکید و تشدید مى‏شود. 

تبصرة: 

حال که دانستیم ذات این نشئه عنصرى یعنى جوهر أجسام و عناصر و حقیقت وسایط و مرکبات عالم جسمانى در حرکتند پس هیچ مقامى در نشئه عنصرى ساکن نیست و در دو آن به یک حال نیست. 

جهان کل است و در هر طرفة العین‏ 

عدم گردد و لا یبقى زمانین‏ 

حال که حرکت جوهرى این معناى شامخ و این نکته باریک‏تر از مو را به ما افاده فرمود پس جهان نشئه عنصرى، حادث به حدوث زمانى هم هست یعنى این عالم جسمانى اینک و الان در آن پیش نبود و در آن بعد هم نیست. در هر آنى جهانى است پس جهان این آن مسبوق به عدم زمانى خود است و به متکلم که عالم را حادث به حدوث زمانى می‌داند مى‏گوییم این هم حدوث زمانى جهان. ولى هیهات که متکلم این نکات را درک کند لیکن ما یک مرتبه از عالم را که نشئه عنصرى است حادث زمانى هم دانستیم و ربط حوادث را به قدیم به وجه احسن پى بردیم.

ممد الهمم فی شرح فصوص الحکم/انتشارات وزارت ارشاد اسلامی/چاپ ۱۳۷۸/علامه ی حسن زاده ی آملی/ ص۲۹      وبلاگ عیسی شیروانی 


نظريه ملاصدرا راجع به حدوث 

از نظر ملاصدرا يکی از مهمترين مباحث فلسفی کيفيت ربط حادث به قديم است([۱]) 

وی در تعريف اقسام حدوث مي‌گويد: 

حدوث ذاتی يعنی وجود شیء به ذات خودش نباشد, بلکه مستند به غير خودش باشد, خواه اين استناد مخصوص به زمان معيّنی باشد و يا در هر زمانی استمرار داشته باشد و يا اينکه از مرز زمان و حرکت بيرون باشد. اما حدوث زمانی يعنی؛ حصول شیء پس از آنکه نبوده, بعديتی که با قبليت جمع نمي‌آيد. ([۲]) 

علاوه بر اين, ملاصدرا معتقد به نوع ديگری از حدوث است و آن فقر ذاتی است. يعنی شیء ذاتاً تعلق به جاعل خودش دارد و به ذات خود از آثار واجب است. ([۳]) 

بعد از بيان توضيحات بالا لازم است به اين نکته اشاره شود که از نظر صدرا منشاء نياز موجود محدِث بسبب و علت نه امکان است آنگونه که فلاسفه مشا معتقدند و نه حدوث بنابر رأی متکلمين, بلکه منشاء نياز آن, توصيفی بودن وجود شیء است که متقّوم بغير خودش و مرتبط بدان است. ([۴]) 

از نظر صدرالمتألهين جملة موجودات اعم از مفارقات و غيره حادثند و حدوث آنها به فقر ذاتی مربوط مي‌شود؛ يعنی وجود شیء ذاتاً متعلق به جاعل خود است. 

وی بر اساس مبنای خود در حرکت جوهری, عالم جسمانی را حادث به حدوث زمانی تجددی مي‌داند و همه موجودات عالم را جزءً و کلاً از مفارقات و غير مفارقات حادث بنوعی حدوث ذاتی به نام فقر ذاتی مي‌داند. ([۵]) 

صدرا مي‌گويد: همه اشياء محدثند از خداوند؛ يعنی نه تنها هر ممکنی حادث است، بلکه هر ممکنی حادث از واجب است و هيچ موجود امکانی بغير واجب بسنده نمي‌کند. وی مي‌گويد نسبت واجب به ما عدا نسبت قيوميت است؛ مانند نسبت نور شمس به اشيائی که نور مي‌گيرند.([۶]) 

حاج ملاهادی سبزواری در حاشيه اين سخن ملاصدرا که: «پيشينيان در وجوب متناهی بودن حوادث گذشته گويند: چون هر يک از آنها حادث است، تمامی حادثند» مي‌فرمايند: 

چون برای کل هيچ وجودی غير از وجودات هر يک از حوادث نمي‌باشد و چون کل را وجودی نيست, پس از باب اجرای حکم هر يک بر کل نمي‌باشد و کل جز حادثات و متناهيات نيست, نه يک حادث و يا يک متناهی و همينطور کلی از آن, زيرا کلی طبيعی را جز وجود افرادش, وجود ديگری نيست. بنابرين قدم و بقا و ثباتی که در کلی توهم مي‌شود از باب اشتباه آنچه در ذهن است با آنچه که در خارج است مي‌باشد.([۷]) 

از نظر صدرا مجموع کائنات مادی و البته همه موجودات غير مادی در لازمان و لامکان واقعند و بدين روی, فعل الهی که همان خلقت مجموعه کائنات است در لازمان واقع مي‌شود و بر اين اساس ازليت و ابديت خدا و جهان جز بمعنای بي زمانی نيست.([۸]) 

بعبارت ديگر, ازليت و أبديت خداوند بمعنای عمر بی آغاز و پايان نيست بلکه بمعنای خارج از زمان بودن است و برای موجودی که خارج از زمان است گذشته و آينده و آغاز و پايان زمانی مفهوم ندارد.([۹]) 

بنابر رأی صدرا ضرورتی نيست که حتماً تأخر زمانی باشد بلکه اصلاً بين اين دو تأخر زمانی نيست و بطور کلی واجب نيست که بين علت و معلول فاصله زمانی باشد. بعبارت ديگر, شرط علّيت اين است که معلول زمانی نبوده باشد و سپس علت او را حادث کرده باشد همانگونه که شرط تعلّق چيزی به فاعل اين نيست که وجودش بعد از عدم باشد.([۱۰]) 

از نظر ملاصدرا واسطه در ربط حادث به قديم طبيعت است و طبيعت دارای دو امتداد است يکی تدريجی زمانی قابل انقسام وهمی, انقسام به متقدم و متأخر زمانی و ديگر دفعی مکانی قابل انقسام به متقدم و متأخر مکانی. خلاصه همه حرکات در مقولات جوهری و عرضی ناشی از طبيعت است و طبيعت بالذات عين سيلان و حرکت است, حرکت نيز از لوازم ذاتی طبيعت و معلّل به علل نيست. 

وی مي‌گويد چون طبيعت در عين تجدّد استمرار دارد استمراری که تجدّدی است پس مي‌تواند واسطه ربط حادث به قديم باشد. 

بنابرين آنچه بطور خلاصه در خصوص واسطه بين حادث و قديم بايد گفت اين است که رابط, وجود جوهری طبيعت است که تدريج, ذاتی وجود آن است بگونه‌اي که خودش هويت و حقيقت و عين حرکت و در عين حال, عين اتصال است, حدوث دائم و فنای دائم که اين حدوث و فنا از آن, لاينفک است.([۱۱]) 
 

۱. مشاعر, ص ۵۲. 

۲.  اسفار اربعه, ج ۲, ترجمه محمد خواجوی, ص ۲۰۲. 

۳.  همانجا. 

۴.  همان, ص ۲۰۵. 

۵.  فرهنگ اصطلاحات فلسفی ملاصدرا, ص ۱۹۰ به نقل از اسفار, ج ۷, ص ۴۹ _ ۵۲. 

۶.  شرح حکمت متعاليه اسفار اربعه, ج ۶, بخش دوم, ص ۱۷۵. 

۷. اسفار اربعه, ج ۲, ترجمه محمد خواجوی, پاورقی, ص ۱۷۳. 

۸. سروش, عبدالکريم, نهاد ناآرام جهان, ص ۸۴. 

۹. همان, ص ۶۸. 

۱۰.  فرهنگ اصطلاحات فلسفی ملاصدرا, ص ۴۶۴ به نقل از اسفار, ج ۲, سفر اول, ص ۲۰۲. 

۱۱. فيض و فاعليت وجودی از فلوطين تا صدرالمتألهين, ص۲۸۳.


عبدالله نیک سیرت 

پایگاه اطلاع رسانی بنیاد حکمت اسلامی صدرا

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان