کد خبر: ۲۲۸۲۷
تاریخ انتشار: ۱۳ بهمن ۱۳۹۹ - ۲۳:۲۷-01 February 2021
فیلم‌نامه‌ی امیرمهدی ژوله در دستان محمدحسین مهدویان، به‌سان تیغ دو دم است.
از یک‌سو جهانی که نویسنده خلق می‌کند مرعوب‌کننده است و نو، با ظرفیتی بالا برای ساخته‌شدن یکی از تندوتیزترین نقدهای اجتماعی این چهل سال؛ و سوی دیگرش، شوخی‌ها و جنس کمدی سبک‌سرانه‌ای‌ست که علیه خود فیلم، بخشی از آن پتانسیل بالا برای جدی‌گرفته‌شدن را، از بین می‌برد.

قابل حدس است که چه چیزی در این فیلم‌نامه، مهدویان را جذب خود کرده است. «شیشلیک» آشکارا ادامه‌ای بر جهان «لاتاری»ست. حاشیه‌نشینانی نادیده‌گرفته‌شده که تراژدی‌شان برای مردمان چند کیلومتر آن‌سوتر شوخی‌ست. چه این تراژدی ناموس باشد، چه فقر. اگر مهدویان در «لاتاری» درست پیش از حوادث سال ۹۶ هشدار می‌داد که همین کنار گوش‌تان مردمانی زندگی می‌کنند که «نداری» آن‌ها را به سرحد یک خط ترسناک رسانده، حالا «شیشلیک» به‌شکلی نمادین‌تر قرار است هشداری باشد برای یک سرخورده‌گی جمعی، از شماری باور.

جهانی که ژوله می‌آفریند، همه‌چیز دارد: جغرافیا، تاریخ جایگزین و سبک زندگی. چیزی که یک‌بار پیش‌تر زمانی که پیمان قاسم‌خانی برره را خلق کرد درباره‌اش نوشتم «تولد یک ملت». با این حال مهدویان می‌خواهد از این قصه همانی را برداشت کند که در «لاتاری» کرده بود و افتراق با فیلم‌نامه در همین نقطه اتفاق می‌افتد. متن در جزئیات از همان جنسی‌ست که روزگاری قاسم‌خانی برای طنزهای سیاه مدیری می‌نوشت و بعدتر خود ژوله. جنسی از طنز مبتنی بر شوخی‌های روز مردمان کوچه و بازار، که ژورنالیستی‌ست و به‌روز، اما نه عمیق و زخم‌زننده. 

شکاف میان متن و اجرا، این‌جا حاصل می‌شود. اجرا، زیادی برای این فیلم‌نامه جدی‌ست، و فیلم‌نامه زیادی برای این اجرا طناز. هرکجا متن از جهان پیرامونی واقعی و هم‌زمان از جغرافیای ساخته‌شده برای خودش بهره می‌گیرد، «شیشلیک» موفق است و زخم‌هایی که می‌زند، کاری (مصداق‌ش «حماسه‌ی گرسنه‌گان» به‌عنوان بهترین شوخی سیاه فیلم که به ساخته‌شدن بهترین شخصیت اثر یعنی پدربزرگ خانواده که بازمانده‌ی آن حماسه با تمام تناقض‌هاش است ختم می‌شود)، و هرجا، به شوخی‌های تلگرامی و کوچه‌بازاری در دیالوگ‌های روزمره می‌رسد، «شیشلیک» سقوط می‌کند.

این «دو لحنی»، مشکلی‌ست که از همان نخستین دقایق، یقه‌ی فیلم را می‌گیرد و تا پایان هم رها نمی‌کند. هرچه‌قدر هم که گروه بازیگران درجه یک باشند (در رأس: بهترین بازی‌های کارنامه‌ی سینمایی پژمان جمشیدی و وحید رهبانی) و هرچه‌قدر هم که مهدویان تلاش کند آن را در فرم یک‌دست نگه دارد. نقطه‌ی اوج این تناقض در فصل کلیدی اثر خود را نشان می‌دهد. جایی که شخصیت اصلی، درمانده از ناتوانی در وفای به قولی که به دخترش داده، مقابل مردم سرمست می‌ایستد تا برنامه اجرا کند؛ فصلی میانه‌ی فضای اعتراضی آن سخنرانی معروف مراسم عروسی «عروسی خوبان»، و جایی از «خانم میزل شگفت‌انگیز» که میریام درمانده از نابودی زندگی‌اش مقابل مردم می‌ایستد و حقیقت را می‌گوید اما حقیقت زندگی‌اش را کمدی آن‌ها می‌یابد و همین را می‌کند سرمشق ادامه‌ی راه. «شیشلیک» دقیقن در میانه‌ی همین دو مثال می‌ایستد. نه آن است و نه این، و هم آن است و هم این.

نتیجه؟ فیلمی‌ست جسور (به معنای واقعی آن؛ هرچند نمی‌دانم در نسخه‌ی مثله‌شده چه بر سرش بیاید) اما نه کامل و ماندگار. نمی‌گویم فیلمی فراموش‌شدنی یا زودگذر است، چراکه جهان خودساخته‌اش، در یاد می‌ماند و احتمالن تا مدت‌ها می‌تواند محل شوخی و یادآوری باشد، اما یک فیلم بزرگ و البته در شمار بهترین‌های مهدویان نیست؛ که می‌توانست، با ظرفیت اولیه‌ی طرح، باشد. یک کمدی سیاه خوب است، با یک فهرست بلندبالا از حسرت‌ها.

خسرو نقیبی 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان