کد خبر: ۲۲۷۹۸
تاریخ انتشار: ۱۲ بهمن ۱۳۹۹ - ۱۴:۰۶-31 January 2021
نقدی بر سخنرانی اخیر دکتر سروش «پیامبر عارف مسلح»
عصراسلام: دکتر عبدالکریم سروش در آخرین دیدگاهش در آغاز سال ۲۰۲۱ میلادی، پیامبر اسلام را عارف مسلح و نبی بالسیف نامیده و محمد(ص)، قرآن و کل سنت فقهی و فلسفی و عرفانی اسلامی را اقتدارگرایانه و پروژه بسط قدرت ولایت پیامبر تییین کرده است. 

تصور می‌کنم نقد این دیدگاه اخیر دکتر سروش بر روحانیون و مبلغین گفتمان دینی رسمی در ایران ناممکن خواهد بود تنها به این دلیل ساده که دکتر سروش اینبار بر همه زحمات چهل ساله منابر و تلویزیون صحه گذاشته و بر خلاف دیدگاه‌های قبلی خود که با تکیه بر خوانش صوفیانه می‌کوشید اسلامی رحمانی را معرفی کند، همان اسلام اقتدارگرایانه آشنایی را روایت می‌کند که هدف آن تشکیل حکومت و بسط اقتدار و سلطه است، مرزهای آن  در برابر همه مخالفین هویتی و عقیدتی‌اش خونین است و خشونت یا نیروی نظامی و امنیتی را بنیان استقرار حاکمیت مقدس تلقی می‌کند. در یک کلام همان خوانش آشنایی که اسلام را تسلیم، بندگی را بردگی، دین را دستگاه ارعاب و دولت را سازمان پدرسالار کنترل، مهندسی اجتماعی و هدایت عمومی می‌داند و دشمن دولت دینی و دین دولتی را دشمن خدا و محارب معرفی می‌کند. 


فراموش نمی‌کنم که محمد قمی رییس جوان سازمان تبلیغات اسلامی در مراسمی که به اصطلاح بعنوان مجلس ختم فارغ‌التحصیلان کشته شده در فاجعه سقوط هواپیمای اوکراینی با شلیک پدافند خودی در مسجد دانشگاه شریف برگزار گردید، در پاسخ به معترضان خواهان دادخواهی با استناد به سیره پیامبر و این آیه که «الفتنة اشد من القتل»، چنین استدلال کرد که به هم زدن نظم در حکومت اسلامی بدتر از قتل است و این دقیقا همان اسلامی است که  اینبار مورد تأیید دکتر سروش قرار گرفته است. 

عبدالکریم سروش آن روی دیگر سکه آیت الله مصباح یزدی است و با این سخنرانی همزمان با وفات مصباح یزدی، این دو مدافع حکومت اسلامی در برابر گروه‌های چپ در صدر انقلاب، بار دیگر در ‌تلقی واحدی از اسلام به اشتراک‌ رسیدند با این تفاوت که یکی اینرا عین حقیقت و خیر و دینداری دانسته و در آغوش می‌گیرد و دیگری عین ناراستی و شرارت تا قدرت و سیاست را به کلی واگذار کند.

جنبه طنز ماجرا این است که در این منازعه نسل اول انقلابیون چه در کنار مصباح بایستی و چه در کنار سروش نتیجه یکی است، چون مستقل از بحث اسلام، هر دو به تعبیر مائو بنیانگذار چین کمونیست، «قدرت را خارج شده از لوله تفنگ» می‌دانند و دقیقا به همین دلیل است که قوچانی اصلاح‌طلب را در کنار تسنیم می‌نشاند تا یکی از موضعی سکولار و دیگری از موضعی بنیادگرایانه اما همزمان با هم بگویند «مدافع اقتدارگرایی هستیم» و «اگر نظام با درایت رهبری در آبان ۹۸ دست به خشونت نمی‌زد دولت سقوط می‌کرد». 

دیدگاه اخیر سروش مهر تأییدی بر این ادعاست که دوگانه‌ اصولگرا-اصلاح‌طلب /سروش-مصباح نسل قبل نه تنها کمکی به ما نمی‌کند بلکه بخاطر زیرساخت معیوب، گره‌های بیشتری بر کلاف سردرگم تاریخی ما می‌زند. آنچه سروش و مصباح «قدرت» می‌دانند به زعم من تنها همان قدرت مردانه و البته آشنایی است که از لوله تفنگ خارج می‌شود. اما مساله اینجاست که نسل اول چپ و راست ایرانی بعد انقلاب اصلا امر سیاسی (که ذاتا بیرون دولت زیست می‌کند) را نمی‌شناسند و قدرت زنانه‌ای که به تعبیر هانا آرنت نه بر‌پایه خشونت بلکه بر پایه اراده آزاد جمهور انسان‌ها خلق می‌شود. 

از همینجا مشخص می‌شود که الیگارشی حاکم جمهوری اول و دوم هردو در عمق تئوریک خود انقلاب را عین خشونت می‌دانند و حال آنکه انقلاب و اسلام سیاسی اساسا از قماش دیگری است. عزت‌الله فولادوند حکیم بزرگ‌ زمانه ماست که کتاب خشونت هانا آرنت را خیلی زود و برای توجه به تفاوت ماهوی «قدرت و زور» و در آسیب‌شناسی زودهنگام انقلاب ۵۷ ترجمه کرد، اما انقلابیون ما که درگیر حفظ امنیت دین و دولت و پاسداری انقلاب بودند و حتی روشنفکران منتقد آنها، تا همین امروز هرگز فرصت نکردند که آنرا بخوانند. 


احمد شریعتمداری
جمهوری سوم
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان