کد خبر: ۲۲۶۹۹
تاریخ انتشار: ۰۷ بهمن ۱۳۹۹ - ۱۱:۵۲-26 January 2021
مناظره آقایان صادق زیباکلام و خسرو معتضد بر سر رضاشاه در یک برنامه تلویزیونی که به درگیری لفظی انجامید، تازه‌ترین سوژه بحث در شبکه‌های اجتماعی است.
عصراسلام: خلاصه داستان از این قرار است که زیباکلام اعتقاد دارد معتضد فقط بدی‌هایی را که از رضاشاه نوشته‌اند و باب طبع حکومت است، روایت می‌کند و متقابلا، خسرو معتضد او را متهم می‌کند که کتاب‌ها و اسناد مرتبط با دوره رضاشاه را نخوانده و از روی بی‌اطلاعی حرف می‌زند. 

هر دو درست می‌گویند! آقای معتضد احتمالا مطالعات زیادی درباره تاریخ دوره پهلوی دارد، اما جدا از این‌که تاریخ را مطابق مصالح سیاسی حکومت روایت می‌کند یا واقعا به آنچه می‌گوید باور دارد، روشن است که فاقد چارچوب نظری و روشمندی خاصی برای تبیین رویدادهای تاریخی است و بیشتر به قصه‌گو می‌‌ماند تا مورخ.

اغلب سخنان او عبارت است از نقل قول‌های پراکنده از روی کتاب‌های خاطرات که در دسته‌بندی منابع تاریخی از اعتبار بالایی برخوردار نیستند. وانگهی، او به شکل کاملا غیرانتقادی از منابع تاریخی بهره می‌بَرد؛ کتابی را می‌گشاید و چند سطری را که وافی به مقصود است از موضع «لاریب فیه» می‌خواند؛ در حالی که ممکن است نویسنده خلاف واقع گفته باشد یا در جای دیگر حرف متفاوت و متناقضی زده باشد یا ادعاهایش با سایر اسناد و مدارک تاریخی جور درنیاید. 

به‌گمانم آقای معتضد حتی اگر دانسته‌‌های تاریخی قابل ملاحظه‌ای داشته باشد، فلسفه انتقادی تاریخ را که ناظر به تبیین تاریخی است، نمی‌داند و یا می‌داند و به کار نمی‌بندد. بیان او سطحی و شیوه‌اش از این شاخه‌ به آن شاخه‌ پریدن است و حتی وقتی حرفی می‌زند که بیش و کم با شواهد تاریخی منطبق و مورد اجماع پژوهشگران است، باز هم نمی‌تواند آن را در چارچوب تحلیلی به شکلی درست بیان کند تا به عمق ذهن مخاطب رسوخ کند و او را به اندیشیدن وادارد. از این نظر با تلویزیون «من و تو» شباهتی دارد و تفاوتی: شباهت او در قلب تاریخ است و تفاوتش در شیوه کسالت‌بار و غیرخلاقانه‌ای که برای روایت تاریخ در پیش گرفته است.   

در سوی دیگر، آقای زیباکلام قرار دارد که اگر نتوانیم دانش تاریخی، سیاسی، فلسفی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی او را بستاییم، باید به احترام اعتماد به نفس بی‌انتهایش کلاه از سر برداریم. هم در دانشگاه‌های مختلف تدریس می‌کند و استاد راهنما و مشاور پایان‌نامه‌ها می‌شود؛ هم در حوزه علوم سیاسی و علوم اجتماعی کتاب‌های مفصل می‌نویسد؛ و هم پای ثابت انواع سخنرانی‌ها و مناظره‌ها و مصاحبه‌ها در دانشگاه‌ها و صدا و سیما و رسانه‌ها است. 

حال این وسط چگونه فرصت می‌کند در کنار این همه مشغلات، انبوهی از اسناد و مدارک تاریخی را به دقت مطالعه کند و کتاب‌های مبسوطی را درباره ادوار و موضوعات مهم تاریخ ایران به نگارش درآورد، الله اعلم! از آن مهم‌تر، معلوم نیست روش‌مندی پژوهش و تبیین تاریخی را که علی‌القاعده باید نتیجه سال‌ها کار حرفه‌ای تمام وقت در این حوزه باشد، کی و چگونه کسب کرده است؟ 

با این وصف به نظرم تنها حرف‌های درستی که در این مناظره شنیدیم، همان اتهاماتی بود که این دو بزرگوار به یکدیگر وارد کردند: دروغگویی، بی‌سوادی و پوپولیسم! 

ممکن است شمایی که این نوشته را می‌خوانید، از رضاشاه خوشتان بیاید و حرف‌های زیباکلام را بپسندید؛ یا بدتان بیاید و جانب خسرو معتضد را بگیرید، اما وظیفه مورخ تأیید پیش‌فرض‌ها و احساسات ما نسبت به رویدادهای گذشته و اشخاص درگذشته نیست، بلکه بالا بردن شناخت نسبت به رویدادهای تاریخی و تبیین علّی آن‌هاست؛ با دقت و وسواسی آمیخته به فروتنی و با آگاهی از همه دشواری‌ها و محدودیت‌هایی که در تحلیل رویدادهای تاریخی با آن دست به گریبانیم و در نهایت معطوف به اکنونِ ما که چگونه گذشته را چراغ راه آینده کنیم. 

می‌توانیم فیلم مناظره آن دو بزرگوار را ببینیم و از خود بپرسیم: چه چیزی به دانسته‌های تاریخی ما افزودند؟ با چه دقتی سخن گفتند؟ چه میزان فروتنی به خرج دادند؟ چقدر ما را درباره موضوع بحث (رضاشاه) به فکر فروبردند؟ و جز محملی برای چند روز بحث و طنز در شبکه‌های اجتماعی چه چیز دیگری فراهم آوردند؟ 

از جمله درستی‌های این مناظره، یکی هم انتخاب مجری بود، چرا که این مسؤولیت را به جای فردی آشنا به تاریخ معاصر به یکی از کارگردانان سینما سپرده بودند؛ شاید از آن رو که همه‌اش فیلم بود!


منبع: ناف تهرون
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان