کد خبر: ۲۲۶
تاریخ انتشار: ۲۸ اسفند ۱۳۹۵ - ۰۲:۰۴-18 March 2017
بطورى كه از اخبار معتبره و كتب تفسير برمى آيد، آيات قرآن كريم به دوازده قسم به شرح ذيل تقسيم گرديده:

1ـ محكم 2ـ متشابه 3ـ ناسخ 4ـ منسوخ 5 ـ خاص 6 ـ عام 7 ـ مُجمَل 8 ظاهر 9ـ باطن 10ـ مطلق 11 مقيّد 12ـ مُهمل

اينك به شرح و توضيح آن توجه فرماييد:

1ـ محكم: به آيات و سخنانى گفته مى شود كه معناى آن واضح و روشن باشد و كوچكترين ابهامى در آن نباشد مانند «قُلْ هُوَ اللهُ اَحَدٌ» يعنى اى پيامبر به مردم بگو كه خدا يكى است.

2ـ متشابه: و آن عبارت است از الفاظى كه داراى معانى متعددى باشد مانند «يَدُ اللهِ فَوقَ اَيْديهِمْ» يعنى دست خدا بالاى دست آنها است كه در اينجا مراد از دست قدرت الهى است يعنى قدرت الهى بر تمام قدرت ها حاكم است.

3 و 4ـ ناسخ و منسوخ: كه عبارت است از برداشته شدن حكمى بوسيله حكم ديگر كه حكم بردارنده حكم قبلى را ناسخ و برداشته شده را منسوخ مى گويند، مانند نسخ توجه از بيت المقدس به كعبه معظمه و تغيير قبله مسلمين كه آيات 143 و 144 سوره بقره گوياى آن است.

امام صادق (عليه السلام) درباره ناسخ و منسوخ مى فرمايد: ناسخ آيات ثابت العمل و منسوخ آياتى است كه قبلا بر آن عمل مى شده و سپس آيه ديگرى نازل و جايگزين آن گرديده است.

5ـ خاص:به آياتى گفته مى شود كه درباره شخص معين و يا مورد خاصى نازل شده باشد مانند آيه «اِنَّما وَلِيُّكُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا اَلَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلواتَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاتَ وَ هُمْ راكِعُونَ» يعنى فقط و فقط رهبر و صاحب شما خدا و رسول و كسانيكه ايمان آورده اند و نماز مى خوانند و زكات مى دهند در حاليكه در ركوع هستند، كه تفسير اين آيه بالاتفاق شيعه و سنى همه معتقدند كه آن كسى كه در حال ركوع زكات (يعنى انگشتر) داده، مولا على(عليه السلام) بوده.

عام: كه بر خلاف خاص است و معنى آن اين است كه اين آيه همه را در بر مى گيرد مانند «يا اَيُّهَا النّاس» و «يا اَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا» يعنى اى مردم و يا اى مؤمنين كه آيه خطاب به مردم و خطاب به مؤمنين شامل همه مردم و همه مؤمنين است.

مُجمل: يعنى آياتيكه به طور اختصار مطلبى را بيان كرده و تفصيل و تفسير آن با پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) و ائمه معصومين(عليهم السلام) است مانند «اَقيمُوا الصَّلواةَ وَ اتُوا الزَّكاتَ» يعنى نماز را بپا داريد و زكات را بپردازيد، اما شرايط و كيفيت نماز چگونه است و يا زكات در چه چيز و چقدر است بيان نشده و تفسير آن به عهده مفسّر واقعى قرآن يعنى اهل بيت(عليهم السلام)است.

ظاهر: به آياتى گفته مى شود كه معنى واقعى آن واضح و روشن است و ترجمه آن داراى ابهام نيست مانند «مَن يَعْمَلْ سُوءً يُجْزَ بِهِ» يعنى كسى كه كار زشتى را انجام دهد سزاى آن را خواهد ديد.

باطن: و آن بر خلاف ظاهر است يعنى آيه اى كه ظاهر آن با باطن آن منافات دارد و يقيناً ظاهر آن مراد نيست و باطن آن چيز ديگرى است مانند «انّا فتحنا لَكَ فتحاً مبينا لِيغفِرَ لَكَ الله ما تقَدَّمَ من ذنبِكَ و ما تأخَّرَ...» يعنى (اى رسول ما غم مخور كه) ما تو را به فتح و پيروزى آشكارى نائل مى گردانيم و گناه گذشته و آينده تو را خواهيم آمرزيد.

شاهد بر سر اين كلمه است كه مگر پيغمبر گناهى مرتكب شده بود كه خداوند مى فرمايد ما از گناه تو صرف نظر مى كنيم در صورتيكه همه مسلمين بر اين عقيده اند كه پيغمبر هيچ گناهى مرتكب نشده است بنابراين آيه باطنى دارد كه بايد ائمه طاهرين(عليهم السلام)از باطن آن خبردهند، كه در اين باره روايتى از امام صادق(عليه السلام)رسيده كه مى فرمايد: به خدا قسم پيامبر گناهى را مرتكب نشد ليكن منظور اين آيه اين است كه خداوند ضامن مى شود كه گناهان شيعيان على(عليه السلام)رابيامرزد چه از گذشته باشد و چه از آينده.(16)

10ـ مطلق: يعنى رها شده و در قرآن مجيد آياتى كه مقيد به وحدت و كثرت و خصوصيتى نباشد مطلق ناميده مى شود مانند «اِنَّ الله على كلِّ شيى قديرٌ» يعنى خداوند بر انجام هر كارى توانا است و در اين آيه قدرت خداوند مطلق است و قيد نخورده كه بر چه چيز قادر است و بر چه چيز قادر نيست بلكه بر همه چيز و در همه وقت قادر است.

11ـ مقيّد: كه بر خلاف مطلق است و آن آياتى است كه مقيد به خصوصيتى باشد مانند آيه «و لِلّهِ على النّاسِ حِجُّ البيتِ مَنِ استَطاعَ اليهِ سبيلا» يعنى حج و زيارت خانه خداوند بر كسانى واجب است كه توانايى رفتن به آنجا را داشته باشند كه در اينجا زيارت خانه خدا مانند نماز و روزه بر هر مكلفى واجب است اما به شرط توان مالى و جانى، پس اگر كسى توان مالى نداشته باشد يا راه باز نباشد و يا از نظر جسمى سالم نباشد واجب نيست.

12ـ مُهمَل: به آياتى گفته مى شود كه خداوند متعال بنابر حكمت و مصلحت، ماهيّت و حقيقت و يا زمان آنها را معين نكرده باشد مانند آيه 85 سوره اسرى كه مى فرمايد «وَ يَسئَلونَكَ عَنِ الرّوحُ قُلِ الرّوحُ مِن اَمرِ رَبّى وَ ما اوتيتُم مِنَ العِلمِ اِلاّ قَليلا» يعنى (اى پيامبر) از تو سئوال مى كنند درباره ماهيت و حقيقت روح، در جواب آنها بگو حقيقت و ماهيت روح از امر پروردگار من است و شما پى به حقيقت آن نمى توانيد ببريد، زيرا آنچه از علم به شما داده شده بسيار اندك و ناچيز است.

قوارِع قرآن: يكى ديگر از نام آيات قرآن كه در بعضى از تفاسير آمده است «قوارع» قرآن است.

سخاوى مى گويد: قوارِع قرآن به آياتى گفته مى شود كه بوسيله آنها، انسان در پناه خدا قرار مى گيرد و از آن جهت آنرا قوارع گفته اند كه شيطان را بيم مى دهد و شر او را رفع و دفع مى نمايد، مانند آية الكرسى و معوذتين و امثال آنها.

آية العزّ: در كتاب مُسند احمد بن حنبل از معاذ بن انس نقل شده است كه آيه «الحمدُ للهِ الّذى لَم يَتَّخِذ وَلَداً...» را آية العزّ مى گويند.

باقر حسينى زفره اى اصفهانى


نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
متون اسلامی
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان