کد خبر: ۲۲۵۸
تاریخ انتشار: ۲۶ تير ۱۳۹۷ - ۲۲:۵۵-17 July 2018
محمد آقاسی/تابناک
عرفان، علی رغم معنای بلندی که دارد و دشواری رسیدن به آن در عمل ، بسیار دم دستی و رسیدنی تعریف می گردد.
خاصه در جامعه ما که معنویت در آن به عنوان یک ارزش تلقی می گردد و اهل آن دارای احترام هستند. متن مردم تلاش می کنند تا با تََاَسّی به چنین اسوه هایی زندگی خویش را معنا بخشند و آنگونه حیات داشته باشند.

تشییع با شکوه حضرت آیت الله بهجت(رحمه الله علیه) از مراجع عظام تقلید که در شهر قم ، و همین طور مشایعت استاد اخلاق شهر تهران حضرت آیت الله مجتهدی (رحمه الله علیه) نمونه های تازه ای از این گونه عرض ارادت به ساحت معنویت است ؛ و شاید به همین دلیل باشد که بسیاری و نه همه ، تلاش می کنند در این جرگه وارد شده و اظهار نظر نمایند. ظهور و برزو عرفان های نو پدید و اقبال به آنان نیز نشانه ای دیگر بر اهمیت معنویت است و جالب آنکه بسیاری از سردمداران و پیروان این گروه ها را پس از مطالعه گروه هایی که شناسایی شده اند ، جوانان می بینیم. این در حالی است که به نظر می رسد میان تعریف شدن عرفان ، اخلاق و دین داری از سوی صاحب نظران و همین طور تعریف داشتن ما از این مفاهیم خلط جدی اتفاق افتاده است.

از اين رو مهم است كه بدانيم در فيلمي مثل «طلا و مس» كه در آن فضاي طلبگي به تصوير كشيده و شد و آن هم فضايي كه طلبه به دنبال سير كمالات است و نه فقط از بر كردن كلمات در چه مسيري گام برداشته : عرفان يا اخلاق ؟ و اين مسير چگونه ترسيم شده است؟ آیت الله جوادی آملی(حفظه الله) در کتاب حماسه و عرفان ، از معرفت قلبی که از طریق کشف و شهود حاصل می شود را عرفان می نامند.

عرفان قدم نهادن در مسیر سیر و سلوک الی الله است و عارف کسی است که در این مسیر قدم می گذارد. وادی اخلاق ، مرتبه ای پائین تر از عرفان است و بالاتر از دیندارنی که به فقه ، یعنی رتق و فتق امور روزمره بپردازد. انجام جدی اعمال مستحب و سنتها (مثل آنچه در کتاب شریف سنن النبی (صل الله علیه و آله) نوشته علامه طباطبائی(رحمه الله علیه) آمده است) و نیز ترک مکروهات را می توان در دروس اساتید اخلاق یافت که بعدها ، شاگردان مستعد به وادی عرفان رو می نهند.

اخلاق پایه و زمینه ساختمان بلند عرفان است. و اين دقيقا كاري است كه نقش اول اين فيلم هم طي مي كند. عرفان در آثار هنرمندان بیش از دیگران تجلی دارد ، چرا که هنر خاصه در منظومه اسلامی ، نوعی معرفت نه صرفا استدلالی ، بلکه عرفانی و شهودی است. (فهیمی فر ، 1388) شاید سخت به نظر بیاید با آنچه که ما در سینمای غرب شاهد بوده ایم و نیز سینمای ایران پیش از انقلاب را تجربه نموده ایم که سینما هم هنری باشد که توانایی و پویایی بازتاب دین و محور و پایه هنر اسلامی باشد و یا این که سینما می تواند تجلی عرفان باشد سخنی گزاف خوانده شود. برای رفع و دفع این نکته شبهه وار مطالعه یک نقل قول می تواند کارساز باشد.

تهیه کننده ای به نام داریل اف . زانوک به نویسندگانش گفته که فیلم مذهبی مطلوب فیلمی است که «معجزه ایمان را در جایی منعکس کند که دست خداوند را هنگامی نشان دهد که همه چیز از دست رفته است.» توحید کلاسیک در اولین سال های فیلم سینمایی به طور بارز وجود داشت و حتی هنگامی که مفاهیم دینی دیگر غالب بودند کاملا محو نشد. (رضایی یزدی و مختارزاده بهادرانی ، 1386) علاوه بر این حداقل هفتاد فیلم با مضامین پایه ای انجیل در ایالات متحده و اروپا پیش از شروع جنگ جهانی اول ساخته شد. این فیلم های سینمایی مذهبی که از داستانهای کتاب مقدس هم به دور نبودند نظریات و معجزات الهی را به روشی ساده و آسان به نمایش درآوردند که اغلب با دقت فراوان هم تولید شده بودند. (رضایی یزدی و مختارزاده بهادرانی ، 1386) این در حالی است که پس از انقلاب اسلامی نیز ما تجربه های موفقی را در زمینه حضور دین در سینما به انحاء مختلف داشته ایم.

فیلم خوب 97 دقیقه ای «طلا و مس» همایون اسعدیان نیز گامی نو و نوین در این زمینه است که داستان شیفتگی طلبه ای به نام «سید رضا» است که به شوق یافتن استاد اخلاقی نام آور از شهر خود کوچ می کند. نکته جالب آن که این استاد اخلاق فارغ از تصور رایج عامه نه در قم و نه در مشهد و در شهر تهران حضور دارد (امیدوارم این مسیر روایت داستان ارتباط وثیقی با تهیه کننده فیلم ، یعنی سازمان فرهنگی – هنری شهرداری تهران نداشته باشد). گام برداشتن در مسير اخلاق كه به طور سنتي مي بايست پاي درس استاد باشد ، ‌لزومي ندارد كه در مكان خاصي باشد و در شهري مثل تهران هم يافت مي شود. مهم آن است كه از كه مي آموزيم ؟ آنكه به سمت خودش دعوت مي كند يا به سمت خداي خودش. آن كه متخلق به اخلاق است و يا اشتهار دارد به درس گفتن.

هرچند داشتن استاد كه مسير را نشان دهد نكته مهمي است كه در فيلم هم به آن اشاره شده و اساسا خط روايي اصلي بر همين محور است كه : « شب تار است و ره وادی ایمن در پیش ... » سيد‌رضا كه با خانواده‌اش به تهران می آید و در اوج دروس طلبگی و در آستانه حضور در کلاس اخلاق ، متوجه بيماري خاص همسرش زهرا مي‌شود. زهرا ستون خيمه خانواده اوست و زندگي را به خوبي اداره مي كند و با دار و ندار طلبگي سيد مي سازد و نبودش كار را بر او سخت مي نمايد. هزينه درمان و نیز مراقبت از کسی که بیماری خاص دارد باعث تغييراتي در شيوه زندگي‌ خانوادگی آنها مي‌شود.

او مجبور است برای کسب درآمد و پرداخت هزینه های بیمارستان ، به شغل قبلی خود رجوع کند و برای همسرداری و خانه داری ، قالیبافی کند. شبها و روزها کمی درس می خواند و بیشتر به قالیبافی می پردازد. رسیدگی به بچه ها از غذا پختن تا آماده کردن برای رفتن به مدره همه و همه به دوش سید رضا می افتد. در این گیر و دار نه تنها از کمک به فرزند عقب مانده همسایه باز نمی ماند ، بلکه همسایه داری هم به لیست کارهایش اضافه می گردد. مهر و محبت صادقانه او به دور از انواع کلیشه های سینمایی عشق شرقی فقط به دل مخاطب نمی نشیند ، بلکه پرستار بیمارستان و دوست و رفیق سید رضا را هم با این رفتار تغییر می دهد. در حقيقت سيد رضا كلاس عملي اخلاق را طي مي كند و گام به گام به آن چه استادش در انتهاي فيلم مي گويد و محبت به خلق خدا را كليد وصل مي داند آرام آرام طي مي كند.

او در اين راه عصباني مي شود. هر چند آرام است ،‌اما خسته مي شود و در سكانسي بر سر همسرش كه دوستش مي دارد فرياد مي زند و اين يعني جذاب تر شدن شخصيتش و اين كه دست نيافتني نيست و يافت مي شود. طلا و مس فیلم خوبی است که بسیاری از خوبی هایش در پس به تصویر کشیدن زندگی طلبگی مغول مانده و خواهد ماند. توجه به همسر و فداکاری برای یکدیگر ، تلاش برای تربیت فرزند و در یک کلام خانواده محوری ، توجه به حقوق همسایه و دیگران ، طرح مساله دوستی و رفاقت و بسیاری از نکات دیگر را می توان از موارد حسن فیلم دید و دانست.

کارگردان به خوبی توانسته زندگی بی غش و غل طلبگی را که امروز هم به واقع می توان دید به تصویر بکشد. هم کسی را که اهتمام به درس خواندن و بالاتر از آن «آدم» شدن دارد در فیلم و روایت داستانی خود دارد و هم طلبه ای که به لباس روحانیت به چشم ابزار می نگرد. البته این نخستین بار نیست که در سینمای ایران زندگی طلبه ای به تصویر کشیده می شود.

«سید حسن» نقش اول زیرِ نورِ ماهِ رضا میرکریمی ، و مارمولک که در آن پرویز پرستویی مثل همیشه خوش درخشید - که با همین فیلم - سه گانه تهیه کننده طلا و مس را تکمیل می کنند نمونه های به یادماندنی تصویر زندگی طلبگی است. نمونه هایی که تلاش داشت کلیشه های رایج شکل گرفته ذهن مردم را بشکند. اما این نمونه ها به جهت تاخر در ذهن ها باقی مانده است و مثالهای دیگری را هم می توان به آن اضافه کرد. مرحوم هادي اسلامي در سريال «مرغ حق» و مرحوم خسرو شكيبائي در نقش به یاد ماندنی سید حسن مدرس ظاهر شدند. اما دیگر چهره هایی که با لباس روحانیت در فیلم ها و سریال ها ظاهر شدند عبارتند از : رضا كيانيان در «كيف انگليسي» و «روزگار قريب» ، علي دهكردي در «آخرين گناه» ، فخرالدين صديق شريف در سریال های «پهلوانان نمي ميرند» ، «در چشم باد» و فیلم «اخراجی ها 1 و2» (که به گمانم پر تعداد ترین نقش را داشته است) ، دانيال حكيمي در «روز رفتن» ، احمد علامه در سریال تلویزیونی «ميوه ممنوعه» ، فرهاد قائمیان در «شهریار» ، مهران رجبي که با «زیر نور ماه» به صورت جدی در سینما حضور پیدا نمود ، محمد رضا ناجي در «او» ، پارسا پيروزفردر «وقت چيدن گردوها»، محمد رضا گلزار دقایقی در فیلم «توفیق اجباری» ، سید جواد هاشمی در سریال «دارا و ندار» ، محمود پاک نیت در «زمهریر» ، رضا افشار در «سينه سرخ» ، هدایت هاشمی در فیلم «لطفا مزاحم نشوید» و نقش بسیار زیبا و تاثیرگذاری که حامد بهداد در فیلم نه چندان جذاب «کیمیا و خاک» بازی کرد. با تمام شدن پروژه سینمایی «فرزند صبح» افخمی هم عبدالرضا اكبري را در نقش امام خمینی(رحمه الله علیه) و محمد رضا شريفي نيا نيز در نقش يادگار امام خواهیم دید.

در مجموع فیلمهایی که در آن روحانیت نقشی را ایفا نموده است ، حتی اگر مدت زمان حضور آنان در فیلم زیاد بوده ، نقشی حاشیه ای و جانبی را داشته است. البته اگر فیلمهایی با مضامین انقلاب اسلامی یا تاریخ معاصر را جدا کنیم که کارگردان می بایست به وجه حضور اجتماعی نقش توجه کند چرا كه بناست داستان زندگي او را تصويري كند. اساسا در این فیلمها ، طلبه ای که کاری به چیزی جز درسش نداشته باشد بهتر تصویر می شود و بهتر به كار مخاطب مي آيد. اوج حضور اجتماعی یک طلبه کمک به دیگران و هم نوعان است. در حقیقت به نظر می رسد دو نوع تلقی در جامعه ما از عرفان و اخلاق وجود دارد که بالتبع در فیلمها نیز بازتاب دارد. یک نوع نگاه به عرفان یا حتي به دین و متدینین ، نگاه حاشیه ای و به دور از جامعه و رهبانی محور است و نگاه دیگر عرفان جهادی که حضور در متن جامعه و در مهمترین امور را می طلبد.

در فیلمها نیز معمولا این اتفاق می افتد. فردی گوشه نشین و به دور از جامعه با ذکری یا وردی به مرتبه یا از عرفان می رسد و همه هم به او توجه می کنند. اما از نگاه دوم که به خصوص پس از انقلاب اسلامی و بروز اجتماعی مکتب فکری امام خمینی (رحمه الله علیه) اتفاق افتاده است توجه جدی نمی گردد و یا نهایتا به بعد کمک به فقرا و محرومین توجه می گردد. حتی در بسیاری از فیلمهای دفاع مقدس مثل اخراجی ها هم روحانیت علی رغم حضور در صحنه ها ، پرچمداری ندارند. هنوز هم طلبه ای و روحانی که کاری به هیچ چیز ندارد و به تعبیر بهتر در سیاست وارد نمی شود بیشتر مورد پسند سینما و مخاطب آن است و یک علت آن را در به تصویر نکشیدن چنین شخصیتهایی تا کنون می توان جست. باید از خودمان به طور جدی سوال بپرسیم که چرا تا کنون فیلمی از «امام موسی صدر» و بسياري شبيه به او و يا ملهم از زندگي آنان ساخته نشده ؟ چرا داستان طلبه ای که به گابون آفريقا برای تبلیغ رفت و به دست صهیونیستها ، خود و خانواده اش به شهادت رسیدند به تصویر کشیده نشده ؟ (هر چند شاید شمای خواننده هم او را نشناسید!) چرا طلاب جوانی که به امر تبلیغ مشغولند در سینمای ایران جایی ندارند ؟ علی رغم حضور جدی روحانیت در عرصه سیاسی کشور ، چرا تصویری از آنان به صورت سینمایی عرضه نمی شود؟ آیا این همان جدا کردن دین از سیاست در عرصه تصویر نیست ؟ و این که بهتر است روحانیت گوشه ای باشد و به امورات دین مردم رسیدگی کند و باقی جنبه ها را به دیگران واگذارد؟ و این یعنی شکل گیری دین رهبانی و عرفان گوشه نشینی که با محتوای دین اسلام و خصوصا آنچه پس از انقلاب اسلامی در عمل دیده شده ، تفاوت جدی دارد. اساسا به روحانيت نگاهي فردي و شخصي داريم تا نهادي و ساختاري. این در حالی است که سینمای غرب علی رغم آنچه ما می پنداریم به تصویر سازی از روحانیت مسیحی و یهودی می پردازد و ذهن ها را آنگونه كه مي خواهد شكل مي دهد.

حتی در برخی فیلمها مثل «بازگشت» عالم مسلمان را به عنوان بنیادگرانی خشن که دستور قتل و غارت صادر می کنند را به تصویر می کشاند. «لوتر» به عنوان یکی از رهبران مهم و موثر جریان پروتستانتیزم مسیحی با تصویر سینمایی و فیلمی به همین نام برای مخاطب معنا می یابد. جریان پروتستانتیزم مسیحی به شدت در فیلمهای بازاری و غیر بازاری خود ، کاتولیکیسم را زیر سوال می برد و به انحاء مختلف و با گونه های مختلف سینمایی ، به مخاطب چنین القاء می کند که این گرایش مسیحییت ، چیزی جز خشونت ، فساد اخلاقی و جنسی ، دورویی و ریاکاری به بار نمی آورد. در فیلم سینمایی «بی پدر و مادر» (2009) دختر معتقد مسیحی که همواره با خود کتاب مقدس را دارد و مطالعه می کند و به آن ارجاع می دهد و خاستگاهش از یک کلیسای کاتولیک است ؛ قاتلی حرفه ای معرفی می گردد که حتی پدر و مادر خود را هم به قتل رسانده است.

البته توجه به این نکته ضروری است که این موارد به صورت کاملا غیر محسوس بیان می گردد و از خطوط فرعي فرعي روايت داستان به حساب مي آيد. یا در فیلم «پنج دختر» کشیش کلیسا در معرض سو استفاده جنسی است و در نهایت هم با جادو تلاش می کند چنین مسائلی را از خود و کلیسا دور نماید. كليساي كاتوليك در اين فيلم سراسر به استفاده از جادو و سحر متهم شده است.

در سریال «پرنده خارزار» هم داستان کشیشی است که عاشق دختر خوانده خود می شود و علی رغم اصرار دختر ، هنگامی که به سن ازدواج می رسد برای برقراری رابطه با کشیش ، او استنکاف می کند و این امر را مانعی برای رسیدن به مراتب بالای روحانی و اسقف شدن می داند. یا در فیلم مشهور سینما پارادیزو کشیش به عنوان یک سانسورچی دیده می شود. همه اين ها براي اين تصوير مي شود كه جامعه نسبت به كاتوليكيسم نگاه منفي پيدا كرده و پروتستانتيزم به عنوان نيروي مولد و محرك آبادي و آباداني مدرنيته به حركت خويش ادامه دهد. مقصود بنده این نیست که ما هم چنین کنیم و این چنین بی محابا عمل نماییم. بلکه باید بدانیم غرب هم با استفاده از ظرفیت سینما تلاش می کند ذهن مذهبی مخاطب را بسازد و یا به آن جهت دهد که ما از آن غافلیم.

ممکن است به این متهم شوم که شما همه چیز را با غرب مقایسه می کنید و آن را ملاک و اصل می دانید. باید چنین گفت که هم سینما در غرب متولد شده و آنها زودتر به این فضای مجازی دست یافته اند و طبیعتا کارههای بیشتر و بهتری از ما انجام داده اند و فهم کار آنان برای ما یک ضرورت است و اقدام بومی در مرحله بعدی قرار می گیرد. نوع نگاه ما به مذهب و نهادهاي مذهبي و نيز نوع ترويج و تبليغ رسانه اي ما مي تواند در پيشرفت و پسرفت جامعوي ما نقش جدي ايفا كند.

در این نوشتار از منابع زیر بهره جسته ام : - جوادی آملی ، عبد الله (1384) ، حماسه و عرفان ، قم ، انتشارات اسراء - فهیمی فر ، اصغر (1388) ، جستاری در زیبایی شناسی هنر اسلامی ، فصلنامه فرهنگ و هنر ، شماره 2 ، تابستان - رضایی یزدی و مختارزاده بهادرانی (1386) ، توحيد كلاسيك در سينماي هاليوود ، مجموعه مقالات نخستين همايش دين و رسانه ، تهران ، نشر طرح آينده
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان