کد خبر: ۲۲۵۱۳
تاریخ انتشار: ۲۴ دی ۱۳۹۹ - ۱۱:۳۳-13 January 2021
«ناصرالدین شاه قاجار» را شاید بتوان مظهر بارز دودلی و این پا آن پا کردن حاکمان ایرانی در برابر فرهنگ «غرب» دانست: هم کشش و هم هراس؛ اقتباس در ظاهر، رد در عمل و در باطن.
عصراسلام: شاه محافظه کار که پیروی از اصل لذت را مقدم بر تمام امور می دانست در یادداشتهای سفر سومش به فرنگ نوشت از صرف کاهو و سکنجبین (که دومی را با خود به اروپا برده بود) در قصری مجلل در آلمان بسیار لذت برد و افسوس خورد بر "جد امپراطور (آلمان) که در این عمارث کاهو سِکٙنجبین نخورده مُرد."

نمی‌توان به کسی به سبب همراه داشتن خوراک مورد علاقه اش خرده گرفت. نکته داستان اما داوری تفاوت فرهنگهاست:

"در فرنگستان این کاهوهای خوب را کثافت مآب می آورند، روغن زیتون روی آن می ریزند و آن را ضایع می کنند و می خورند..."

در آن زمان اگر کسی از ملازمان شاه در دفاع از ریختن روغن زیتون روی کاهو با او بحث می‌کرد، شاید به شاه بر می خورد و مقام فرد متجاسر به خطر می افتاد. در نسلهای بعد، کاهوی ضایع شده که شاه از آن نفرت داشت با عنوان «سالاد» در فرهنگ ایران هم پذیرفته شد.

او همچنین در آمستردام، درباره خواننده اپرا نظر می‌دهد:

"زن خواننده خوش لباس بود و چندان بدگِل نبود، اما آوازش مثل زوزه سگ به گوش ما می آمد!"

بی علاقگی ناصرالدین شاه به موسيقی اروپایی مانع نشد که دستور بدهد زنان حرمسرایش لباس بالرینهایی را که در روسیه دیده بود بپوشند. به نوشته محمدحسن اعتمادالسلطنه، شاه با ناهار «شراب» می خورد اما عصر، حین شکار در سرخه حصار، در برابر مردم و نوکرانش «نماز» می خواند.

امروز نیز حتی بسیاری از ایرانیانی که به موسیقی پاپ غربی خو کرده اند، تحمل شنیدنِ اُپرا را ندارند، اما به ندرت برای بیان سلیقه خویش از صفاتی مانند آنچه شاه قاجار روی کاغذ آورد استفاده می کنند.

ضرب المثلی عربی می گوید مردم به «دین» پادشاهان خویشند، يعنی فرهنگ غالب متعلق به کسی است که قوی‌تر باشد. وقتی فرهنگهایی بسیار قوی تر از فرهنگ شاه وارد میدان رقابت می شوند، پیروی خلایق از خرده فرهنگ ملوک ایلیاتی خویش اُفت میکند.

پذیرش سماور به عنوان وسیله‌ای اساسی از سوی روس‌ها، پذیرش سالاد به عنوان بديل کاهوسکنجبین از اروپا، و بی علاقگی به اُپرا را می توان موضوعهایی سلیقه ای و پیش پاافتاده انگاشت. در سطوحی دیگر، تأثیرهای فرهنگی بسیار عمیق و اقتباسها بسیار تعیین کننده اند. 

ایرانیان عروض شعر را از عرب‌ها گرفتند، در آن قالبها افکار و آوهامی را که از یونان وارد شده بود، ریختند و چنان به این نوع تولید ادبی معتاد شدند که گویی خودشان آن را در روز ازل ابداع کرده‌اند.

از این بالاتر, «مسلمانان» افکار درخشان یونانیان را به دلخواه خویش چنان مونتاژ کردند که بازشناختنی نبود. یونانیان باستان میگفتند «جهان» واجب الوجود است و نمی‌تواند وجود نداشته باشد, اما «خدایان» ممکن الوجودند و وجود آنها بستگی به سلیقه و خواست فرد دارد. مسلمانان نظر یونانیان را سروته کردند و گفتند «خدا» واجب الوجود است.‌ اما «جهان» ممکن است وجود داشته باشد، ممکن است نداشته باشد.

این چرخاندن مفاهیم سبب فاصله ای عمیق میان فرهنگهای یونانی و اسلامی شد که پیامدهای آن همچنان ادامه دارد در جایی دیگر, «زبان فرانسه» در قرن نوزدهم زبان ادیبان اروپا بود و حتی در دربار روسیه بحث‌های فرهنگی را به فرانسه بیان می کردند. امروز که انگلیسی همان جایگاه را می یابد, اهل ادب و فرهنگ در کشور فرانسه دست به صدور بخشنامه هایی پر سر و صدا می زنند تا راه را بر یورش زبان انگلیسی - به علامت هجوم فرهنگ آمریکایی - ببندند. فرهنگها همواره بی سر و صدا و با خوشرویی بده بستان می کنند, اما برخوردشان حسادت آمیز، پرخاشگرانه و همراه با .داد و فریاد است.


از کتاب «ظلم، جهل و برزخیان زمین»
⁦محمد قائد

رضی‌الدین طبیب
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان