کد خبر: ۲۲۵۰۹
تاریخ انتشار: ۲۴ دی ۱۳۹۹ - ۰۹:۰۳-13 January 2021
محمود کیانوش یکی از بازماندگان دهه‌ی درخشان ۴۰ در ادبیات ایران است که دهه‌های پس از آن نیز فعال بود. ویژگی‌ این گروه از چهره‌های ادبی ایران  بی‌قراری برای کار است و تجربه‌های مداوم. او ترجمه کرده است، داستان و رمان برای بزرگسالان و کودکان و نوجوان نوشته است، پژوهش و نقد ادبی دارد، تدریس و نویسندگی و گویندگی رادیو در کارنامه دارد
. روزنامه نگاری و سردبیری کرده است و نمایشنامه نوشته است و این همه در کنار شعر و شاعری و ملحقات آن است که برایش جایگاه ویژه‌ای داشت. دفترهای متنوعی از شعر از او منتشر شده است و پیش از احمد شاملو شعر سپید(بی‌وزن) سروده و آن را رها کرده است و بنیان‌گذار شعر کودک و نوجوان ایران به شکل امروزی است یا دست‌کم صورت‌بندی نظری شعر کودک و نوجوان امروز ایران مدیون اوست.
این بی‌قراری و تجربه‌گرایی اگر چه پس از مهاجرت او به لندن نیز ادامه یافت، اما به ویژه پس از انقلاب اسلامی در ایران پژواک نیافت و تا چند سالی در جامعه ادبی ایران صدایی از او نبود. آن‌سال‌ها مصداق این مصرع بود که از دل برود هر آن که از دیده برفت. برای تاثیر گذاری و حضور در خاطره‌ی مردم حضور در جمع مردم هم گویی لازم بود، یا دست کم در ادبیات چنین بود. از ابزارهای فنآورانه‌ی حالا هم خبری نبود که حضور را در دنیای فارسی‌زبان به رغم غیبت فیزیکی ممکن می‌کند. بر این ویژگی‌های زمانه، وقوع دو حادثه‌ی بزرگ را هم اضافه کنیم که حواس انسان ایرانی را از هرچیز دیگر می‌توانست پرت کند و به خودش مشغول کند: انقلاب و جنگ.
محمود کیانوش و برخی دیگر از نویسندگان و هنرمندان اگرچه کتاب‌هایشان خوانده می‌شد، اما حضورشان در ذهن و خاطره‌ی مردم بسیار کمرنگ‌تر از زمانی شده بود که مدام در مطبوعات و رسانه‌ها می نوشتند و می‌گفتند و کتاب هایشان منتش می‌شد. نزدیک به یک دهه کتابی از او در ایران منتشر نشد. 
با این در این سال‌ها نسل تازه ای در شعر کودک و نوجوان ایران متولد شده بود که ناخودآگاه تحت تاثیر او بودند یا دست‌کم شبیه او شعر می‌گفتند، در همان میراث ادبی و با همان درک و دریافت از شعر کودک و نوجوان. 
این گروه به رغم اینکه او را ندیده بودند، او را دوباره به یاد می‌آوردند و از میان خاطره‌های فراموش شده‌ی ادبیات ایران پیش از اینکه اینترنت به ایران بیاید و همه‌گیر شود، یاد و خاطره‌ی او را به ایران بازگرداندند و او را در کسوت پدر شعر کودک و نوجوان ایران گرامی داشتند. به ویژه که او بر خلاف برخی دیگر از همگنانش به رغم کار در مجلات دولتی کودک و نوجوان مدح شاه پیشین نگفته بود و منعی در گرامی‌داشتش نبود. 
این یادآوری و برقراری ارتباط به دوره ای در زندگی محمود کیانوش انجامید که علاوه بر چاپ کتاب های پیشین او برای کودکان و نوجوانان کتاب‌های تازه ای از او منتشر شده، از جمله دو ترجمه موزون از شاعران انگلیسی زبان برای کودکان که به گمانم هنوز از نمونه‌های درخشان ترجمه موزن - چه برای بزرگسال و چه کودک- است که کاری نزدیک به محال است. 
پس از تحولات اجتماعی و سیاسی دوم خرداد و فضای باز مطبوعاتی خبرنگاران و روزنامه نگاران ادبی فرصتی یافتند تا چهره‌هایی را که فکر می‌کردند، از حافظه‌ی جمعی یا دست کم از صفحات مطبوعات رسمی ایران زدوده شده‌اند، به یاد بیاورند. چندی  پس از آن نیز با فراگیری اینترنت در ایران و راه افتادن پایگاه‌های خبری و ادبی و شبکه های اجتماعی این فرصت و امکان گسترده‌تر شد و مرزهای جغرافیایی کمرنگ‌تر شد.
در چنین فضایی محمود کیانوش که پیش‌تر با ادبیات کودک به فضای ادبی ایران بازگشته بود، در کسوت شاعر و نویسنده و مترجم بزرگسال نیز به فضای ادبی ایران بازگشت و آثار پیشین و تازه اش منتشر شد، اما چنان که انتظارش بود، از این آثار استقبال نشد.
او یکی از چهره‌های مهم و تاثیر گذار ادبیات ایران بود و آثارش کماکان گواهی است بر آن، اما او زیر سایه‌ی خودش گم شده بود، زیر سایه‌ی محمود کیانوش شاعر کودک و نوجوان. ادبیات کودک و نوجوان در زندگی‌اش برای او یک حاشیه بود، حاشیه‌ای که در آن از خودش دور می‌شد تا برای کودکان چیزی بسراید یا بنویسد و این حاشیه آن قدر بزرگ شده بود که وجوه دیگرش زیر سایه‌اش گم شده بود. او اگرچه در آغاز به استقبال این حاشیه رفته بود و با شعرها و نوشته های تازه برای کودکان به فضای ادبی ایران بازگشته بود، اما کم‌کم به این نتیجه رسید که این حاشیه هرچه بزرگ‌تر می‌شود، تصویری از او ساخته می‌شود که ناقص است، تصویر خودش نیست. 
من درباره‌ی نقش او در شعر کودک زیاد نوشته‌ام، اما امروز دوست دارم به احترامش او را در کسوت شاعر، پژوهشگر و منتقد ادبی، نویسنده، مترجم و روزنامه نگاری به یاد بیاوردم که آثارش در زمانه‌ی خودش تازگی داشت و هنوز خواندنی و مهم است و به اندازه‌ی وزنش قدر ندیده است و این البته دلایلی دیگر دارد، دلایلی جز آن که خودش می‌پنداشت، شاید یکی از دلایلش استقلال او بود.
او شعری دارد برای کودکان که نگاهش را درباره‌ی تفاوت شعر کودک و بزرگسال بیان می کند. من مدت هاست از این نگاه فاصله گرفته‌ام، اما فکر می‌کنم یکی از مهم‌ترین مانیفست‌های ادبیات کودک است این شعر:

دارم حکایت‌های دیگر

هر وقت می‌خواهم بگویم

یک قطعه از شعرِ شما را،

پُر می‌شود قلبِ من از مهر،

با مهر می‌بینم خدا را

  

انگار در یک قلبِ کوچک

صد آسمان خورشید دارم؛

انگار در یک سینه‌ی تنگ

صد باغِ پُر امید دارم.

   

انگار هستم شبنمی پاک

بر چهره‌ی یک گل نشسته؛

انگار هستم پرتوی نور

در چشمِ یک شبنم شکسته

  

انگار صد عالم کبوتر

پَر می‌زند در دست‌هایم؛

انگار آنی می‌گذارم

صد کهکشان را زیر پایم.

   

انگار بادم، می‌وزم نرم

بر دامنِ ابریشمِ آب؛

انگار تورم، می‌چکم پاک

بر خاک‌ها از چشم‌ِ مهتاب.

   

انگار دیگر نیستم من،

آن من که بودم شد فراموش.

من شاعرِ شعر شمایم،

آری، نه محمود کیانوش.

   

با چشم‌های خسته‌ی خود

دیگر نمی‌بینم جهان را؛

هر چیز می‌بینید، من هم

در شعر می بینم همان را،

   

زیرا که من قلب شما را

با شعرتان در سینه دارم؛

جانِ شما را در تنِ خود

روشن‌تر از آیینه دارم.

     

یعنی که در شعرِ شما من

تنها سخنگوی شمایم؛

با آن دل سرشار از غم

دلشادم و از خود جدایم.

  

غیر از حکایت‌های شیرین

دارم حکایت‌های دیگر.

می‌گویم آن‌ها را همیشه

یک طور دیگر، جای دیگر.

    

آن‌جا منم، یعنی کیانوش،

دور از شما، با دردهایش.

در حرفِ او معنای دیگر،

آهنگِ دیگر در صدایش.

    

وقتی که یک روزی شما هم

آن‌جا که من هستم رسیدید،

آن حرفهای‌ دیگرم را

در زندگی خواهید فهمید.

   

فرزندهای نازنینم

صد سالِ دیگر زنده باشد؛

با تندرستی و دُرُستی

مرد و زن‌ آینده باشید.

     

امروز ما در نوبتِ خود

آن‌چه توانستیم کردیم؛

یا خوب یا بد، کارها را

طوری که دانستیم کردیم.

   

شاید شما با عقل و ایمان

دنیای زیبایی بسازید؛

امروز باید خوب آگاه

باشید و فردایی بسازید.

علی اصغر سید آبادی 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان