کد خبر: ۲۲۴۲۷
تاریخ انتشار: ۱۹ دی ۱۳۹۹ - ۱۵:۴۳-08 January 2021
در روزی که شهریور ۲۰ ابلاغ شد، من در دفتر سرگرد مهدی سپه‌پور فرمانده هنگ که بمباران تو دفترش بودم، از ستاد نیروی هوایی احضار شد. رفت به ستاد نیروری هوایی.
عصراسلام: از ستاد نیروی هوایی تلفنی به من خبر داد که بمان تا برگردم. وقتی که سپهبد برگشت گفت: «جنگ شروع شده، فوراً هواپیماهایتان را دور فرودگاه تقسیم بکنید و آماده باشیم برای اتفاقات.» 

ولی در اینجا یک مسئله هست. مسئله عبارت از این بود که ما در دوشان‌تپه در سوم شهریور هواپیمای هوکر اوداکس، هوکر هاین و تایگر موس می‌ساختیم. ما در حدود صد فروند تایگرموس در دوشان‌تپه در زمان رضاشاه ساختیم. این تایگرموس هواپیمای آموزشی بود، کاری برای جنگ نمی‌توانست بکند، ولی دو هواپیمای دیگر هوکر هاین و هوکر اوداکس، من مثل خلبان این هواپیماها را آزمایش می‌کردم، ولی برای این هواپیماها مسلسل نیامده بود. بنابراین، هواپیما به غیر از اینکه پرواز بکند، کار دیگری نمی‌توانست بکند. 

بنابراین، ما متفرق شدم در دور فرودگاه. هواپیما را متفرق کردیم و هواپیماهای انگلیسی آمدند روی تهران، هواپیماهای روسی آمدند تو تهران، روی تهران که آمدند، یکی دو تا بمب خیلی کوچک در مشرق دوشان‌تپه انداختند. چیزی نبودند، اصلاً چیز مهمی نبود. هواپیمای انگلیسی هم یک پرواز نمایشی انجام دادند، رفتند. ما هم بر حسب وظیفه‌ای که می‌توانستیم بلند شدیم، ولی کاری نمی‌توانستیم بکنیم. تنها کاری که می‌توانستیم بکنیم هواپیما خودمان را بزنیم، گو آنکه به آن هم نمی‌رسیدیم یا نرسیدیم.

 در همین روزها، وقتی که من به عنوان یک ستوان یکم با رضاشاه درباره اینها صحبت کردم، من بودم و رضاشاه. بنابراین کسی نبود. نفهمیدم عکس‌العمل رضاشاه چه بود که بعداً فرمان دستور انتقال من از تهران به تبریز آمد، ولی دیگر فرصت نشد، من منتقل نشدم و آنجا که بودم همین دسته‌بندی‌ها در نیروی هوایی هم بود. 

روز سوم یا چهارم شهریور که اصلاً تکلیف هیچ‌کس روشن نبود، من به خاطرم می‌آید که افسرها ریختند آشپزخانه، دیگ غذا را برداشتند و رفتند. افسرها ریختند انبار بنزین، افسران جزء و درجه‌داران، بنزین‌ها را برمی‌داشتند و می‌بردند یا اینکه اسلحه را می‌بردند، اصلاً انضباط به کلی از بین رفت. 

من دوشان‌تپه بودم. در همان موقع احمد وثیق، او هم ستوان یکم بود او یا سروان بود –او سروان بود، من ستوان یکم- او در قلعه‌مرغی بود. او جوان‌ها را برمی‌دارند و انقلاب می‌کنند و شروع می‌کنند. فرمانده نیروی هوایی را می‌گیرند، بازداشت می‌کنند. بعد هواپیما مصطفوی از قلعه‌مرغی آمد به دوشان‌تپه گفت: آنجا شلوغ شده و بالاخره شلوغ شده بود و هیچ انضباطی. به کلی انضباط از بین رفته بود. هیچ انضباطی نبود.

روز دوم سپه‌پور مرا صدا کرد گفت: «باید ما برویم به دزفول»… و یک دقیقه دیگر همان چند لحظه‌ای از این وضعیت گذشته بود که ما دیدیم چند تا هواپیماهای دیگر آمد. سرگرد شیبانی بود، فرمانده هنگ هوایی تبریز. این آمد نشست، لحظه‌ای گذشت. جهانسوزی یک خلبان از اهواز او رسید. این اخباری که اینها دادند، معرف این بود که تبریز و خوزستان و اهواز و اینها، آبادان و اینها، همه متلاشی شده … رفتن ما هم، سپه‌پور و من که ما آماده شده بودیم که با هواپیما پرواز بکنیم و برویم به خوزستان منتفی شد و در هر صورت، ارتش از هم پاشیده شد. انضباطی دیگر وجود نداشت و نیروی دریایی به کلی منحل شد. … انضباط به کلی پاشیده بود که قرارداد به اصطلاح متارکه امضا شد.

ببینید، برای شما این شکلی تشریح می‌کنم. ما یک هواپیمایی داشتیم که می‌توانست با هواپیماهای مشابه متفقین، یک دانه ما داشتیم، که می‌توانست این برابری بکند. یک دانه هاریکن ما داشتیم. سه روز قبل از اینکه سوم شهریور این هاریکن با خلبانش که روی قلعه‌مرغی پرواز می‌کرد، موتورش stop کرد. یعنی کاری روی موتورش کرده بودند که موتور متوقف شد و طیاره آمد نشست هیچی... سقوط نکرد. طیاره نشست ولی موتورش متوقف شد. 

آن‌وقت در دوشان‌تپه یک مستر پیترز متخصص انگلیسی بود و یک متخصص آلمانی هم بود. در مقابل چندین متخصص انگلیسی یک متخصص آلمانی بود، ولی اینها فشار می‌آوردند. این یک متخصص آلمانی برود، این متخصص آلمانی همه چیز این هواپیمای یونکرس را نگاه می‌کرد و اینها نفوذ داشتند، انگلیس‌ها بودند دیگر. مثلاً انگلیس‌ها بودند که به ما کمک می‌کردند ما آن هواپیما را می‌ساختیم. موتورش از انگلستان می‌آمد، لون ژرون و بال و بدنه و اینها قطعاتش از انگلستان می‌آمد. در اینجا پارچه‌کشی می‌شد و اما لیت‌مالی می‌شد و دوخته می‌شد. اینها این طیاره‌ها سرهم می‌شد. طیاره‌سازی این شکلی بود. آن‌وقت مثل حالا نبود. بعد این را مونتاژ می‌کردند و پرواز آزمایشی می‌شد. ولی همان انگلیسی‌ها پیش‌بینی می‌کردند که برای این هواپیماها مسلسل نیاورده بودند.

مصاحبه حسن طوفانیان با پروژه تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد، نوار ۵
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان