کد خبر: ۲۲۳۰۱
تاریخ انتشار: ۱۳ دی ۱۳۹۹ - ۰۷:۳۹-02 January 2021
اگر بنا شود برای اثبات وجود خداوند، متعال به برهان عقلی، که قابل اعتمادترین طریقه درک حقایق است- روآوریم و از راه قیاسات عقلی- با مقدمات یقینی- وجود او را ثابت کنیم طبق قاعده باید یک چیزی رابط و حد وسط برای اثبات مطلوب (نتیجه) قرار گیرد.
 متکلمان و فلاسفه طبیعی "آثار و مخلوقات” خداوند متعال را از آن جهت که حادث یا متحرکند(۱) واسطه برای اثبات ذات مقدس او قرار می دهند و وجود او را به عنوان محدث عالم یا "محرک نامتحرک اولی” برای حرکات عالم ثابت می کردند. اما حکمای اسلامی از قدیم الایام این دلمشغولی را داشتند که برای اثبات وجود خداوند راه و طریقی را بیابند که در آن آثار و مخلوقات واسطه اثبات ذات او قرار نگیرند و از طریق آثار و معالیل او بر وجود او استدلال نکنند. زیرا ایشان، این گونه استدلالها را مفید یقین کامل نمی دانستند به دلیل آنکه در براهین "انی” که از معلول برعلت و از اثر بر موثر استدلال می شود، از آنجا که معلول ممکن است علل مختلف داشته باشد، علم به علت معینی حاصل نمی شود. و فقط علم به علت نامعینی حاصل می گردد. به عبارت اخروی، از درک وجود معلول فقط انیت و وجود معلول را در می یابیم ولی از صفات و خصوصیات او چیزی دستگیر ما نمی شود. یعنی تنها متوجه می شویم که علتی هست اما آن علت چیست؟ و چه خصوصیاتی دارد؟ از علم به معلول برای ماحاصل نمی شود و بایستی آنها را از دلیل یا دلیل های دیگری به دست آورد. به علاوه ایشان- شاید با الهام از قرآن و روایات- این گونه استدلال را از "راه صدیقین” به دور دانسته اند. زیرا در همه این براهین که معلولات و مخلوقات ذات اقدس الهی واسطه اثبات وجود او قرار گرفته اند، عالم و مخلوقات به عنوان ظاهر و شاهد و خداوند به عنوان باطن و غایب فرض می گردد، آنگاه با ظاهر برباطن و با شاهد بر غایب استدلال می شود. در حالی که خداوند نورآسمانها و زمین است، او ظاهر بالذات است و ظهور همه اشیا به ذات اوست و بدون او برای آنها ظهوری نیست(۲) روی این حساب حکمای الهی با الهام از متون دینی همواره کوشیده اند که برای اثبات ذات مقدس حق تعالی به استدلال عقلی راه یابند که: اولا در آن غیر خدا وسیله شناخت او قرار نگیرد تا هم راه کوتاهتر باشد و هم جهان را ظاهر و خداوند- که ظهور همه چیزها به اوست- را نهان به حساب نیاوریم. بلکه با خود او را بشناسیم که فرمودند "اعرفوا الله با لله” (۳) و با خود او برای او استدلال کنیم که فرمود: "یا من دل علی ذاته بذاته” (۴) و در کتاب وحی الهی آمده است که: "الله نور السموات والارض” (۵)، "اولم یکف بربک انه علی کل شی شهید” (۶) واینما تولوا فثم وجه الله(۷) ثانیا اگر چه برهان لمی واقعی و حقیقی در حق خداوند ممکن نیست، چون او علت العلل است و چیزی علت ثبوت هستی و یا کمالات ذاتی او نیست. ولی برای اثبات ذات مقدسش برهانی اقامه شود که هم مانند برهان لمی قطعی و هم یقین آور باشد و هم مزایای آن یعنی اثبات ذات علت و صفاتش با هم را داشته باشد. روی این ملاحظات آنها به این فکر افتاده اند که از راه "مطلق هستی” که عین ذات خداوند است برای اثبات وجود او و صفاتش استدلال کنند تا هم غیر خدا واسطه اثبات او قرار نگیرد و هم قطعیت و مزایای برهان لمی را داشته باشد. از این رو حکمای اسلامی برهان صدیقین را یگانه راهی دانستند که در جهت نیل به این اهداف قدم برمی دارد لذا برآن شدند که براساس این برهان معتبر، خداوند را اثبات نمایند. از جمله فلاسفه ای که برای اثبات وجود خداوند برهان صدیقین را سرلوحه کار خود قرار داده اند می توان به ابن سینا، ملاصدرا فیلسوفان نوصدرایی چون سبزواری و علامه طباطبایی اشاره کرد که ما در این نوشتار به تقریر آنها می پردازیم.

۲- تاریخچه برهان صدیقین: صدیقین عنوانی است که از عبادت ابن سینا درباره برهانی استفاده می شود که از نظر به خداوند درباره او اقامه می شود او در نمط چهارم کتاب "الاشارات والتنبیهات” بعد از آنکه برهان امکان و وجوب را ذکر می کند در بخش پایانی نمط مدعی می شود که برهان او حاصل تامل در نفس وجود است و به خلق و فعل خداوند نظر ندارد. و این برهان مصداق قول خدواند است که می فرماید: "اولم بربک انه علی کل شی شهید”. این گفتار خداوند ناظم به حکم صدیقین است که به خداوند استشهاد می ورزند و نه بر او.(۹) برهان صدیقین از ابدعات اندیشه اسلامی است و طرح نخستین آن را در آثار فارابی نیز می توان دید.(۱۰) برهان بوعلی بر دو اصل اساسی مبتنی است،اول: امکان ماهوی و دوم: استحاله تسلسل این برهان پس از بوعلی درتاریخ اندیشه و تفکر اسلامی در بسترهای مختلف فکری عرفانی، فلسفی، کلامی و همچنین در مقاطع تاریخی، گفتگوها و مباحث نظری فراوانی را به دنبال آورد. نخستین نقدها و بررسی ها و نخستین تلاش ها برای ارائه صورتنبدیهای جدید از برهان در آثار عرفانی شکل گرفت. این برهان از قرن ششم تا دهم در آثار فلسفی نیز حضور زنده و فعالی داشت و از طریق آثار فلسفی به کتب کلامی نیز راه یافت. شیخ اشراق نخست آن را پرورانید و تقریرهای نوینی را از آن ارائه داد. (۱۱) فخررازی به رغم نقادی های فراوانی که به حوزه حکمت مشاء داشت برهان را با تقریر ویژه خود متلقی به قبول کرد.(۱۲) در نوع تقریرات یاد شده برهان مبتنی بر نفی دور و تسلسل بود. خواجه نصیرالدین طوسی در برخی از آثار خود تقریری از برهان را اقامه کرد که بی نیاز از اعتماد به استحاله تسلسل است(۱۳) زمینه های این تقریر همانگونه که مورد توجه صدرالمتالهین است در آثار فارابی نیز حضور دارد. تلاش هایی که طی این مدت در آثار فلسفی و کلامی می شود هیچ یک ناظر به عنوان صدیقی بودن برهان نیست و استفاده از امکان ماهوی را که موجب نظریه غیر وجود می شود، محل اشکال قرار نمی دهد، بلکه این تلاشها درجهت صورتبندی مجدد برهان با استفاده از امکان ماهوی است، شیخ اشراق در برخی تقریرات خود کوشید تا برهان را بدون استفاده از استحاله اقامه نماید و لکن گام موفق در این مسیر مربوط به تقریر خواجه است. او به جای استفاده از استحاله تسلسل، استحاله تسلسل را مبتنی بر برهان ساخت. طی دوران یاد شده نقد عارفان بیشتر متوجه صدیقی بودن برهان بوعلی بود. آنان به موازات نقدهای خود به دنبال تاسیس براهینی بودند که از نظر به نفس وجود حاصل می شود. و در نهایت گام جدی را در این زمینه صدرالمتالهین برداشت.(۱۴) او با طرح مسئله اصالت وجود و امکان فقری زمینه انتقال برهان را از مدار امکان ماهوی به امکان فقری به وجود آورد و از این طریق صورت جدیدی از برهان را ارائه کرد که به راستی از نظر به اصل وجود شکل گرفت.(۱۵)

۳- برهان وجوب و امکان: برهانی که در میان فلاسفه و متکلمان به برهان "امکان” یا "امکان و واجب” معروف شده است از ابدعات شیخ الرئیس ابن سینا می باشد که به شرح و توضیح آن می پردازیم: ابن سینا در این برهان از طریق موجود از آن حیث که موجود است با قطع نظر از اینکه حادث است یا قدیم، متحرک است یا غیر متحرک... یعنی همان چیزی که موضوع فلسفه الهی می باشد، بر وجود خداوند متعال استدلال کرده است. او این برهان را در کتابهایش مخصوصا "الاشارات و التنبیهات”، "النجاه” (۱۶) و "المبدا و المعاد” (۱۷) بیان داشته است. برهان بوعلی موقوف بر مقدماتی است که به طور اختصار به آن اشاره می کنیم:

۱- برخلاف پندار سوفسطائیان اصل هستی به طور اجمال قابل انکار نبوده و در جهان خارج از اندیشه ما، هستی واقعیت غیر قابل انکاری است۲- موجود یا واجب است یا ممکن. شق سوم ندارد۳ - هر ممکن الوجودی دروجود خود نیازمند علتی است که آن را پدید آورد۴- ممکن الوجود علاوه بر اینکه در حدوث محتاج به علت است در بقا نیز نیازمند علت است۵- چون دور و تسلسل در سلسله علل محال است سلسله ممکنات باید به واجب الوجود بالذاتی منتهی شوند؛ نتیجه: هر سلسله ای بالاخره به واجب الوجود بالذاتی =(خداوند) منتهی می گردد.(۱۸)

ایرادات ملاصدرا بر برهان وجوب و امکان: ابن سینا در پایان نمط چهارم اشارات، برهان معروف خود که در آن از راه تقسیم موجود به واجب و ممکن و نیازمندی ممکن در وجود به مرجح و امتناع دور و تسلسل وارد شده است را "برهان صدیقین” می خواند و مدعی است که برهان او بر سایر براهین شرافت دارد زیرا او اشیاء و مخلوقات را واسطه اثبات حق قرار نداده است، بلکه در برهان او وجود، از آن حیث که وجود است، بر وجود واجب و بعد بر صفات او شهادت می دهد(۱۹) اما صدرالدین محمدشیرازی (ملاصدرا)، با آنکه برهان بوعلی رابزرگ شمرده و آن را نزدیک ترین راه ها به "منهج صدیقین” می داند ولی معتقد است که خود آن (برهان صدیقین) نیست. زیرا در برهان صدیقین استدلال از طریق حقیقت وجود است و در برهان بوعلی از طریق مفهوم وجود (۲۰)، به علاوه در برهان ابن سینا اگر چه آثار و مخلوقات واسطه اثبات قرار نگرفته و از این جهت بر برهان متکلمان و فلاسفه طبیعی مزیت دارد ولی از جهتی دیگر مانند براهین ایشان است زیرا در واقع در آن چیزی واسطه شده است و آن "امکان” است که از خواص ماهیات می باشد. لذا در کتاب هایش مانند "اسفار اربعه” (۲۰) و "مشاعر” برهان بوعلی را در ردیف سایر براهین قرار می دهد و برهان خود را- که بزودی به شرح آن خواهیم پرداخت- برهان صدیقین و”اسدالبراهین و اشرفها” می خواند و مدعی است که در آن هیچ چیز جز ذات اقدس الهی واسطه اثبات قرار نگرفته و راه به سوی مقصود عین مقصود می باشد.(۲۱)

۴- برهان صدیقین ملاصدرا: برهان صدیقین ملاصدرا مبتنی بر مقدماتی است که عبارتند از: ۱- اصالت وجود: معنای اجمالی این اصل آنست که وجود شی ء، همه چیز آن است و هرحکمی به هر چیزی نسبت داده شود آن حکم اولا و بالذات از آن وجود است و ثانیا و بالعرض به آن چیز نسبت داده می شود. (۲۲) ۲- وحدت وجود: حقیقت وجود- درمقابل مفهوم آن - حقیقت واحدی است که دارای درجات و مراتب گوناگون است و هرگز قابل کثرت تباینی نبوده و اختلاف و کثرتی را که می پذیرد تشکیل و مراتبی است و مربوط به شدت و ضعف وجود است که مرتبه ای از وجود غنی و واجب است و مراتب دیگر فقر و ممکن اند و خود مراتب فقیر و ممکن از لحاظ شدت و ضعف و کمال و نقص با یکدیگر متفاوتند. و یا کثرت و اختلاف مربوط است به امتداد ادات و اتصالات که نوعی تشابک وجود و عدم و امتزاج با ماهیت است. به هر حال هر کثرتی که در وجود متصور است کثرتی است که هیچ منافاتی با وحدت ندارد و وجود به اصطلاح دارای وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدت است؛ (۲۳) ۳- حقیقت هستی مساوی است با کمال، اطلاق، غنا، فعلیت، شدت، عظمت و... زیرا همه اینها امور واقعی و حقیقی می باشند و اگر عین هستی نباشند یا از سنخ نیستی اند پس واقعی نیستند و یا از سنخ ماهیات باشند که باز هم اعتباری و غیرواقعی خواهند بود. نقص، تقید، فقر، ضعف، امکان و... همه از معلولیت یعنی تاخر از مرتبه حقیقی هستی ناشی می شود.(۲۴) اکنون به تقریر خود ملاصدرا از برهان صدیقین توجه نمایید: "همان طور که گذشت وجود حقیقتی است: عینی و غیرقابل انکار؛ واحد و بسیط که هیچ گونه ترکیبی در آن متصور و معقول نیست؛ تفاوت و تشکیکشان یا به کمال و نقص و شدت و ضعف در مراتب آن است و یا به خاطر اموری زائد بر حقیقت وجود؛ مانند اختلافی که در بین افراد یک نوع وجود دارد؛ غایت و نهایت کمال این مراتب که دیگر از آن بالاتر و کامل تر نیست آن مرتبه ای است که وابسته به غیر نبوده و از آن کامل تر قابل تصور نباشد، زیرا نقص، ضعف، محدودیت و غیره همه ناشی از معلولیت است؛ هر ناقصی وابسته و متعلق به کامل و هر بالقوه ای مستلزم بالفعل و هر وجودی طارد عدم است. و تمامیت هر چیز عبارت است از صرف و خالص آن چیز و چیزی اضافه؛ بعد از مقدمات فوق می گوییم: پس درنتیجه می توان به طور کلی هستی را به دو قسم اساسی تقسیم کرد و گفت: هستی یا بی نیاز از غیر است و یا وابسته به غیر. قسم اول همان واجب الوجود است که مساوی است با حقیقت هستی یعنی همان وجود صرف و خالصی که از آن کامل تری نبوده و از هرگونه نقص، تقید، ضعف، امکان، محدودیت و غیره که ناشی از معلولیت و توام شدن هستی با نیستی است منزه می باشد. قسم دوم که هستی های مقید و مشوب بانقص و عدم است از حقیقت هستی خارج بوده، بلکه از افعال، آثار و تجلیات او می باشد و هستی آنها عین وابستگی به حقیقت هستی است. زیرا چنانچه گذشت حقیقت هستی منزه از هر نقصی است و قصور و نقص همه ناشی از معلولیت است. مطابق برهان فوق نتیجه می گیریم که: حقیقت هستی- با قطع نظر از هر نقص و تقییدی که از خارج به آن ملحق گردد- مساوی است با ذات لایزال حق. پس اصالت وجود عقل ما را مستقیما به ذات حق رهبری می کند و بعد از اثبات وجود و صفاتش ماسوای او را به عنوان آثار و افعال او به ما می شناساند.(۲۵)

 حمید محمدی


پی نوشت ها:

۱- این عبارت اشاره به براهین متکلمینی چون ابوالحسن اشعری، ابوبکر محمد باتلانی، امام الحرمین جوینی، ابوحامد غزالی، امام فخررازی دارد که براساس براهینی مانند حدوث و امکان به اثبات خداوند پرداخته اند.

۲- این عبارت اشاره به قسمی از دعای عرفه امام حسین (ع) دارد که می فرماید: کیف یستدل علیک بما هو فی وجوده مفتقرالیک، ایکون لغیرک من الظهور مالیس لک حتی یکون هوالمظهر لک...

نک: شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، دعای عرفه، ص. ۴۷۷

۳- ابوجعفر محمدبن یعقوب کلینی، اصول کافی، ص ۸۵-.۸۸

۴- مفاتیح الجنان، دعای صباح امیرالمومنین (ع)، ص ۱۰۴

۵- سوره نور، آیه. ۳۵

۶- سوره فصلت، آیه ۵۳

۷- سوره بقره، آیه ۱۲

۸- نک: مظفر، محمدرضا، المنطق، ذیل بحث صناعات خمس

۹- طوسی، محمدبن محمد، نصرالدین، ۱۳۵۹ ش، نقد المحصل، ج۳، ص. ۶۶

۱۰- حسن زاده آملی، حسن، نصوص الحکم برفصوص الحکم، ص ۸۹

۱۱- سهروردی، شهاب الدین، مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ص. ۱۲۱

۱۲- فخررازی، المطالب العالمیه من العلم الالهی، ص ۱۳۵

۱۳- اکبری، رضا، ارتباط وجود شناسی و زیباشناسی در فلسفه ملاصدرا، پژوهشهای فلسفی- کلامی، ش ۲۵، ص ۸۹

۱۴- پارسانیا، حمید، برهان صدیقین در فسفه و علام اسلامی، انجمن معارف اسلامی ایران، سال اول، ش ۴، پاییز ۸۴، ص ۶۵-. ۶۴

۱۵- ابن سینا، النجاه، ص ۲۳۵- ۲۳۸

۱۶- ابن سینا، المبدا و المعاد، ص ۲۲- ۲۶

۱۷- الاتسارات و التنبیهات، ج ۳، ص ۶۵

۱۸- همان، ص ۶۶

۱۹-ملاصدرا، اسفار اربعه، ج ۸، ص ۲۶

۲۰- نک: مصر، سیدحسین، صدرالمتالهین شیرازی و حکمت متعالیه، ترجمه حسین سوزنچی، انتشارات سهروردی

۲۱- نک: مدرس آشتیانی، مهدی، تعلیقه بر شرح حکمت منظومه سبزواری، ص ۴۸۹- ۴۹۸

۲۲- علیزاده، بیوک، نظریه معرفت شناختی ملاصدرا در بوته توجیه، نامه حکمت، ش ۳، ص ۳۲

۲۳- اسفار اربعه، ج ۲، ص ۷۱

۲۴- اسفار اربعه، ج ۸، ص ۱۶

۲۵- اسفار اربعه، ج ۸، ص ۱۴ و ص. ۱۵

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان