کد خبر: ۲۲۲۷۱
تاریخ انتشار: ۱۲ دی ۱۳۹۹ - ۰۹:۴۰-01 January 2021
در قسم چهارم و چهاردهم از اقسام مفروض برای تغیر کل موجود بالقوه در ضمن موجود بالفعل باقی میماند و جوهر دیگری بعنوان جزء جدیدی به آن اضافه میشود و نوعی اتحاد میان آنها بر قرار میگردد با این تفاوت که در قسم چهارم صورت در ماده حلول میکند و ماده محل آن محسوب میشود ولی در قسم چهاردهم نفس به بدن تعلق میگیرد و بدن محل آن شمرده نمیشود .
اکنون سؤال این است که آیا صورت موجود قبلی زایل و فاسد میشود و بجای آن صورت کاملتری بوجود میآید که دارای کمال صورت قبلی هم هستیا اینکه در موقعیت جدید واقعا دو صورت وجود دارد که یکی از آنها فوق دیگری و در طول آن قرار دارد نه اینکه صورت قبلی نابود شده باشد .

مثلا هنگامی که صورت نباتی در مجموعهای از عناصر بوجود میآید آیا عناصر مزبور با علیتخودشان در ضمن گیاه باقی میمانند و میتوان گفت که در این گیاه اکسیژن و ئیدروژن و ازت و کربن و ... بالفعل وجود دارد و صورت گیاهی با مجموعه آنها متحد شده استیا باید گفت که تنها صورتی که در آن وجود دارد صورت نباتی است و عناصر مذکور فقط بالقوه موجود هستند .

و آیا هنگامی که نفس حیوانی به مواد خاصی تعلق میگیرد میتوان گفت که آنها وجود خاص خود را حفظ میکنند و در ضمن وجود حیوان وجود بالفعل دارند یا باید گفت که آنچه فعلیت دارد صورت نفس حیوانی است و بدن آن بالقوه موجود است و آیا مواد تشکیل دهنده بدن انسان و میلیونها سلول زنده آن هر کدام صورت و فعلیتخاص خود را دارند و نفس انسانی بعنوان صورت فوقانی به آنها تعلق میگیرد یا آنچه در انسان زنده فعلیت دارد فقط روح اوست و بدن وی بالقوه موجود است .

همچنین در صورت پنجم و پانزدهم که جزئی از موجود سابق نابود میشود یا از آن مفارقت میکند آیا در آغاز دو فعلیت جوهری وجود دارد و سپس یکی از آنها رخت برمیبندد و دیگری با همان فعلیتسابق باقی میماند یا اینکه در آغاز یک صورت کامل وجود دارد و با رفتن آن صورت ناقصتری پدید میآید .

مثلا هنگامی که گیاه میخشکد و تبدیل به خاک میشود آیا صورت خاکی در ضمن گیاه وجود بالفعل داشته و با همان فعلیت باقی مانده استیا اینکه در موقعیتسابق تنها صورت کامل گیاهی موجود بوده و با رفتن آن صورت خاکی از نو پدید آمده است .

و در مورد مفارقت روح حیوانی و انسانی از بدن حیوان و انسان آیا مواد بدن قبلا وجود بالفعل داشتهاند و بعد از مفارقت روح با همان فعلیتسابق باقی ماندهاند یا اینکه در موقعیتسابق فعلیت مخصوص روح آنها بوده و بعد از مفارقت آن صورتهای جدیدی از نو پدید آمدهاند .

بنابر این آنچه محور بحث را در این اقسام تشکیل میدهد این است که آیا اجتماع دو صورت در یک موجود جایز استیا نه یعنی اگر اجتماع دو صورت در موجود لاحق جایز باشد قسم چهارم و چهاردهم از قبیل کون بدون فساد بحساب میآیند و اگر اجتماع دو صورت در موجود سابق جایز باشد قسم پنجم و پانزدهم از قبیل فساد بدون کون بشمار میروند اما اگر اجتماع دو صورت ممکن نباشد همه آنها از قبیل کون و فساد خواهند بود .

بعضی از فلاسفه اجتماع دو صورت در شیء واحد را جایز ندانستهاند و چنین استدلال کردهاند که صورت همان فعلیت و شیئیتشیء است و لازمه تعدد آن تعدد شیء میباشد در حالی که مفروض وحدت آن است .

اما این استدلال قانع کننده نیست زیرا اولا وحدت موجود مرکب چنانکه در درس بیست و نهم اشاره شد وحدتی است بالعرض به لحاظ وحدت صورت فوقانی و در حقیقت موجود مرکب موجوداتی است که با یکدیگر بنوعی متحد شدهاند نه اینکه موجود واحد حقیقی باشد و ثانیا میتوان مسئله را به این صورت مطرح کرد که آیا اجتماع دو صورت در ماده واحده جایز استیا نه چنانکه در عنوان بحث ملاحظه میشود و روشن است که مباحث واقعی را نمیتوان با استناد به الفاظ و عناوین حل و فصل کرد .

به هر حال سؤال این است که آیا مواد تشکیل دهنده گیاه و حیوان و انسان صورت و فعلیتی غیر از صورت گیاهی و نفس حیوانی و انسانی دارند یا هنگامی که صورت نباتی در مواد اولیه بوجود میآید یا نفس حیوانی و انسانی به بدن تعلق میگیرد مواد قبلی صورتها و فعلیتهای خود را از دست میدهند و به اصطلاح صورت آنها فاسد میشود و پس از مردن گیاه و حیوان و انسان و تبدیل شدن آنها به مواد اولیه مجددا صورتهای جدیدی روی مواد بوجود میآید .

بنظر میرسد که نباید تردیدی روا داشت در اینکه صورتهای قبلی به حال خود باقی هستند و صورت جدیدی در طول آنها بوجود میآید و با آنها به نحوی اتحاد پیدا میکند و سپس با فاسد شدن یا قطع تعلق همان فعلیتهای قبلی به حال خود باقی میمانند و دیگر صورت جدیدی از نو برای آنها پدید نمیآید .

مؤید آن این است که بسیاری از ذرات عناصر و مواد معدنی و آلی را میتوان با چشم مسلح بصورت جداگانه مشاهده کرد و در بدن انسان میتوان میلیونها بلکه میلیاردها جانور زنده و از جمله گلبولهای سفید و قرمز خون را مشاهده نمود و میتوان آنها را از بدن وی بیرون آورد و در شرایط خاصی نگهداری کرد پس نه تنها مواد معدنی و آلی با فعلیتها و صورتهای خاص خودشان در ضمن وجود نبات و حیوان و انسان موجود هستند بلکه موجودات نباتی و حیوانی بیشماری در ضمن یک حیوان کاملتر و انسان بالفعل وجود دارند و روح حیوانی و انسانی بعنوان صورت فوقانی در مرتبه عالیتر و در طول صور و نفوس آنها تحقق مییابد .

آیا براستی میتوان پذیرفت که بدن حیوان و انسان هنگام تعلق روح به آن وجود بالفعلی جدای از وجود روح ندارد و هنگامی که حیوان یا انسان میمیرد و روح از بدنش مفارقت میکند بدن وجود بالفعل مییابد و صورت جدیدی از نو در آن پدید میآید .

بنابر این نباید تردید کرد که اجتماع دو صورت طولی یا بیشتر در ماده واحده ممکن بلکه کثیر الوقوع است و آنچه ممکن نیست اجتماع دو صورت متضاد در ماده واحده است که در عرض یکدیگر قرار میگیرند .

در اینجا سؤالی مطرح میشود که به چه وسیله میتوان صورتهای طولی را از صورتهای عرضی باز شناخت .

پاسخ این است که شناختن صورتهای طولی و عرضی تنها بوسیله تجربه ممکن استیعنی هر صورتی که با تجربه ثابتشد که قابل اجتماع با صورت دیگری نیست عرضی و هر صورتی که قابل اجتماع با صورت دیگری باشد طولی خواهد بود مثلا صورت آب و بخار و صورتهای عناصر گوناگون از قبیل صورتهای عرضی و متضاد هستند اما صورتهای عناصر با صورت نباتی یا حیوانی یا انسانی قابل اجتماعند و از اینروی از قبیل صورتهای طولی بشمار میروند همچنین اجتماع صورتهای جانوران پست مانند سلولها و گلبولها با صورت عالیتر مانند صورت حیوانات کاملتر و انسان ممکن است و از این جهت صورت حیوانات عالی و صورت انسان نسبت به دیگر صورتها طولی میباشد .

با توجه به این اختلاف میان صورتها میتوان آنها را به دو دسته تقسیم کرد صورتهای متعاقب یا متضاد یا عرضی و صورتهای متراکب یا طولی و روشن است که این تقسیم از قبیل تقسیمهای اضافی و نسبی است و از اینروی ممکن است صورتی نسبت به صورت معینی متعاقب و نسبت به صورت دیگری متراکب محسوب شود

محمدتقی مصباح یزدی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان