کد خبر: ۲۲۱۳۴
تاریخ انتشار: ۰۸ دی ۱۳۹۹ - ۰۵:۲۷-28 December 2020
چند سالی است که دی‌ماه در ایران نه یادآور برف و باران و ننه سرما و این قصه‌ها که  راوی حکایت بابانوئل و عکس‌های برخی ایرانیان غیرمسیحی با چراغ‌های رنگینٍ آویزان از درخت‌های کاج کریسمس است و شماتت و سرزنش مردم از سوی برخی از اهل قدرت که این کارها خود باختگی فرهنگی است و ترویج فرهنگ غرب و ... 
من هم شگفت زده‌ام از این تب فراگیر. اینکه خانواده‌هایی با درآمد متوسط، فرارسیدن سال میلادی را با هزینه جشن می‌گیرند که بسیاری از آنها بعید است حتی ترتیب ماه‌هایش از ژانویه تا دسامبر را بدانند. اما چرا برخی در ایران (و هر سال تعداد بیشتری) این روز را جشن می‌گیرند؟

در کنار همه دلایلی که جامعه‌شناسان قاعدتاً باید آن را کشف کنند یکی از مهمترین دلایل فقدان شادی است.
وقتی گرانی و فقر و تبعیض و بیکاری و ... قلب مردم را فشرده می‌کند و آنها را در خود می‌شکند به صورت طبیعی دنبال بهانه‌های شادی می‌گردند.  چرا باید آنها را سرزنش کنیم؟ 

نمی‌شود با همان ملودی که سینه می‌زنیم، کف بزنیم و گمان کنیم که بله! کار فرهنگی کردیم و مردم باید شادمان شوند و چه مرگتان است که خوشحال نمی‌شوید و کیف نمی‌کنید؟!
اصلاً مگر شادی دستوری است؟ اینکه فکر کنید تلویزیون از قول یک مقام خیلی مسئول بفرماید: «لبخند بزنید»! و مردم ریسه بروند خیال‌پردازانه نیست؟

اینجا کره شمالی نیست. اینجا ایران است و این مردم حتی اگر گاهی از سر ترس یا احترام به شوخی‌های بی‌مزه کسی خندیده‌اند به این معنی نیست که در اعماق وجودشان شاد هستند! 
آقای قرائتی می‌گفت: «ما دکترای گریه داریم اما برای خنده سیکل هم نداریم»!
اعتراف صادقانه‌ای است. آنقدر که در این سال‌ها مردم را به گریه کردن بر گناهان کرده و نکرده تشویق کرده‌اید برای خندیدن واقعی آنها کاری کرده‌اید؟ 

یادتان می‌آید سالها بلند خندیدن نشانه جلف بودن و سبکسری بود و گریه کردن و غمگین بودن نماد فضیلت و ملکوتی بودن!
اصلاً قبول دارید که خنده و شادی مهم است و تنها با خندوانه و دورهمی به دست نمی‌آید؟ قبول دارید که ممانعت از برگزاری یک جشن باستانی در پاسارگاد برای بخشی از مردم شادی آفرین نیست و بغض ایجاد می‌کند؟

تا زمانی که شادی ملی مثل عزای ملی به رسمیت شناخته نشود، از آن استقبال نشود و لبخندآفرینان مثل اشک‌آفرینان اگر تشویق نمی‌شوند دستکم تنبیه نشوند، حق نداریم به مردم بگوییم که چرا در کریسمس جشن گرفتید؟ چرا ولنتاین به هم گل و خرس هدیه دادید؟ 
فرهنگ عمومی با بخشنامه و دستورالعمل و اخم و تخم درست نمی‌شود. زیاد هم فشار بدهید که این مردم بروند بهشت از آن ور جهنم می‌زنند بیرون!
ما یاد گرفته،ایم که در مقابل فشارها، خم شویم اما نمی‌شکنیم، خم می‌شویم تا تیزی و تندی توفان‌ها بگذرد و دوباره قامت راست می‌کنیم. 

این مردم شادی و امید واقعی می‌خواهند. برای همین از فیلم‌های کمدی حتی کم‌مایه هم استقبال می‌کنند. برای همین حتی بلیط‌های گران کنسرت‌های داخلی را می‌خرند.
گمان نکنید همه آنها که می‌روند کنسرت، مرفه‌های بی‌درد و پورشه‌سواران هستند. اتفاقاً این بخش برای دیدن کنسرت «آن جای دیگر» می‌روند و «اصل جنس » را گوش می‌دهند نه بعضی «بدل» های داخلی را!

ما را به خاطر بابانوئل با آن ریش پت و پهن و یک درخت کاج و چهار ریسه که معنایش را هم نمی‌دانیم این همه شماتت نکنید. سرزنش نکنید. به جای این همه طلبکار بودن بفرمایید برای شادی عمومی چکار کرده‌اید؟

شما حتی به اندازه کافی برای مرگ احتمالی ما در  زلزله ها کفن ندارید، حتی هوا نداریم که نفس بکشیم، چطور به خودتان حق می‌دهید این همه شادی‌هایی که مردم در کنج دنج خانه‌هایشان با هزینه شخصی خلق می کنند را سرزنش کنید؟ 
شماتت مردم آسان است. ما سالهاست سرزنش می‌شویم که زلزله و خشکسالی و سیل و رعد و برق محصول گناهان ماست. حتی باورمان هم شده! 

می‌توانید رشته‌ی این چنگ را پاره کنید، می‌توانید کاسه‌ی آن تار را بشکنید، می‌توانید فرمان بدهید: هان ای طبل گران زین پس خاموش بمان. به چکاوک اما نمی‌توانید بگویید نخوان!... چکاوک یک‌دفعه می‌پرد روی درخت کاج و کریسمس را جشن می‌گیرد!

احسان محمدی 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان