کد خبر: ۲۲۱۰۰
تاریخ انتشار: ۰۷ دی ۱۳۹۹ - ۰۳:۱۴-27 December 2020
در نظام های آموزشی کشورهای پيشرفته، نگارش کارهای علمی، يکی از مهم ترين ارکان آموزش به حساب می آيد و از واپسين سالهای دبيرستان تا عالی ترين مراحل تحصيلات دانشگاهی، دانش آموزان و دانشجويان را همراهی می کند.
آنان تدريجا" ولی بطور پيوسته، با فوت و فن نوشتن مطالب علمی آشنا می گردند و موظفند همه ي کارهای خود را از مراحل نخستين گرفته تا پايان نامه ها، در چارچوب ساختارهای مقرر شده ي کار علمی و با رعايت دقيق معيارها و سنجيدارهای عمومی آن تدوين کنند. اما نوشته های علمی، محدود به نظام آموزشی نيست. بسياری از مجلات علمی نيز از همکاران خود انتظار دارند که در ارائه ی مطلب، اصول و قواعد نوشته های علمی را رعايت کنند. چرا که يک نوشته ي علمی، هرقدر سنجيدارهای ويژه ی خود را بيشتر رعايت کند، از ارزش بالاتر و شانس موفقيت و استقبال بيشتری در نزد خوانندگان خود برخوردار است. در نوشته ي زير تلاش شده است تا ساختار و سنجيدارهای يک نوشته ي علمی، بطور فشرده توضيح داده شود. بايد متذکر شد که اين مختصر، صرفا" يک الگوی راهنماست و جنبه ی ايده آل دارد .

نوشته های علمی گوناگون، اعم از سمينارهای دانشگاهی، مقاله های علمی و پايان نامه های تحصيلی، اکثرا" از يک تقسيم بندی عمومی برخوردارند. اگر از مراحل آغازين و تدارکاتی يک کار علمی که شامل گزينش موضوع، جمع آوری ادبيات و فاکتهای مربوط به آن و مطالعه و پژوهش آنها و نيز تعيين عنوان اصلی است بگذريم، می توان گفت که در ساختار يک کار علمی، معمولا" سه بخش اصلی قابل تفکيک است :

 

1.  بخش پايه .

2.  بخش هسته ای يا مرکزی .

3.  بخش پايانی .

 

اينک بايد ديد که هر يک از بخشهای فوق، از چه ترکيبات و عناصری ساخته شده است .

 

بخش پايه و طرح پرسش

در بخش نخست يا بخش پايه، موضوع اصلی بررسی کار علمی، بصورت يک طرح پرسش و يا طرح مسأله و بطور روشن و دقيق فرمولبندی می شود. در واقع می توان گفت که اين طرح پرسش، به مثابه آينه ای است که خواننده می تواند در آن، هدفی را که نويسنده در بررسی خود دنبال می کند، به روشنی ببيند. نه تنها بايد برای نويسنده کاملا" روشن باشد که درباره ی چه موضوعی می نويسد، بلکه او همچنين از طريق طرح پرسشی دقيق، بايد بتواند اين موضوع را به خواننده نيز منتقل کند. خلاصه کردن موضوع مورد بررسی در يک طرح پرسش آغازين، به کار علمی يک هدف محتوايی روشن می بخشد و مانع از زياده و پراکنده نويسی می گردد. بايد از همان آغاز کار، به پرسش اصلی که قرار است کار علمی به آن بپردازد و بر آن پرتو افکند، در آرامش انديشيد و جنبه ها و سويه های گوناگون آن را به دقت سنجيد. نبايد در جريان مطالعه ی نوشته ای، به خواننده احساس سردرگمی دست دهد و فکر کند که نويسنده خود نيز نمی داند که درباره ی چه چيز نوشته است. بنابراين، برای يک کار علمی، تعيين هدف روشن بررسی از همان آغاز ضروری است .

 

بخش پايه، عموما" با يک ديباچه يا مدخل کوتاه آغاز می گردد که دربرگيرنده ی :

الف ـ توضيحات مربوط به طرح پرسش يا مسأله و تعيين مرزها و چارچوب های آن

ب ـ تبيين نوع رويکرد به پرسش يا مسأله و فرآروند بررسی

ج ـ ايضاح مفهومی و تدقيق مفهوم ها

می باشد. برای روشن تر شدن موضوع، دو نمونه از حوزه های فلسفه و روانشناسی ارائه می دهيم: فرض کنيم قرار است مقاله ای درباره ی مفهوم «لوگوس» نزد هراکليت نوشته شود. نويسنده می تواند در آغاز، چارچوب پرسش اصلی خود را به اين صورت فرمولبندی کند: اين نوشته به دنبال روشن کردن اين موضوع است که لوگوس نزد هراکليت چه معنايی دارد؟ سپس در تبيين شيوه ی رويکرد خود برای پرتوافکندن به اين موضوع، توضيح می دهد که روند بررسی، برپايه ی نوشته های ناقصی است که از هراکليت باقی مانده است، اما علاوه بر آن، به نظرياتی که افلاطون و ارسطو نيز در نوشته های خود در مورد ديدگاه های هراکليت به آن اشاره کرده اند استناد خواهد شد. در بخش سوم که به ايضاح مفهومی مربوط می شود، پيدايش مفهوم «لوگوس»، بار معنايی آن و سير تکوين آن در فلسفه ی يونان باستان توضيح داده می شود. در نمونه ی دوم، فرض کنيم که قرار است مقاله ای در معرفی آرای اريش فروم در مورد روانشناسی اجتماعی اقتدارگرايی نوشته شود. نويسنده می تواند طرح پرسش اصلی را به اين صورت تعيين کند: گريز فرد به دامان اقتدار در روانشناسی فروم از چگونه سازوکاری برخوردار است؟ در توضيح روند بررسی می توان تصريح نمود که از ميان پناهگاه های گوناگونی که اريش فروم برای غلبه فرد بر هراس خود از تنهايی در جامعه ی مدرن می شناسد، در اين نوشته، صرفا" به گريز به دامان اقتدارگرايی بسنده خواهد شد. در ايضاح مفهومی می توان مفهوم «هراس» را شکافت و تدقيق کرد و مثلا" تفاوتی را که ميان مفهوم «هراس» به عنوان احساسی ناشی از يک تهديد با منشاء و انگيزه ی روشن و مشخص و «ترس» به عنوان احساسی ناشی از يک تهديد با منشاء و انگيزه ی نامعلوم در روانشناسی وجود دارد، روشن ساخت و ديدگاه فروم را در اين رابطه توضيح داد .

 

بخش مرکزی و پرداخت به پرسش

بخش هسته ای يا مرکزی کار علمی، پرداختن به طرح پرسش آغازين و حتی المقدور يافتن پاسخ يا پاسخهايی برای آن است. در اين بخش بايد تلاش کرد تا از طرح همه ی مطالبی که نوشته را از پرداختن به طرح پرسش آغازين دور می کند، خودداری شود. حتا بايد از موضوعاتی که شايد برای نويسنده و پژوهشگر جالب باشد، ولی موضوع را از پرداخت به پرسش اصلی منحرف می سازد، اجتناب کرد. بخش مرکزی که در واقع می توان آن را ستون فقرات کار علمی دانست، متشکل از زنجيره ی به هم پيوسته ای از استدلالها، استنادها و برهان ها است. همه ی برهان ها بايد با پشتوانه ی محکمی از فاکت ها و استدلال های عقلی همراه گردد. نبايد اصل را بر اين گذاشت که فاکت ها و استدلال ها برای خواننده روشن است و خود او می تواند از نوشته استنتاج منطقی لازم را بکند. در بخش مرکزی کار علمی، بايد بر پرسش اصلی موضوع مورد بررسی که وعده ی روشن شدن آن در بخش نخست داده شده است، پرتو افکنده شود. بديهی است که بخش مرکزی، بدون ارائه ی فاکتهای روشن، آوردن نقل قولها و استناد به منابع مربوطه، اساسا" انجام پذير نيست. بنابراين، آوردن درست، کامل و امانت دارانه ی يک نقل قول و ذکر منبع آن، از مهمترين سنجيدارهای يک نوشته ی علمی است. (1).

 

بخش پايانی و نتيجه گيری

دايره ای که با طرح پرسش آغازين باز شده بود، با بخش پايانی و ارائه ی نتايج بسته می شود. در نتايج به دست آمده، بايد پاسخ يا پاسخهايی برای پرسش آغازين آشکار گردد. هماهنگی ميان پرسش آغازين و پاسخ های داده شده در بخش پايانی، از اهميت زيادی برخوردار است و طبعا" ارائه ی پاسخ برای پرسش يا پرسشهايی که طرح نشده است، موردی ندارد .

 

ذکر منابع

در پايان نوشته ی علمی، ذکر تمامی منابع مورد استفاده ضروری است، حتا منابعی که مورد استفاده قرار گرفته اما بطور مستقيم از آنها نقل قول نشده است. معمولا" برای اينکه خواننده بتواند به آسانی به منابع ذکر شده دسترسی يابد، فهرست منابع را بر اساس حروف الفبای نام مؤلفين آثار رديف می کنند و برای سهولت بيشتر، نام خانوادگی مؤلف را در آغاز می آورند. (2 ).

 

نکاتی در مورد سبک و زبان کار علمی

کار علمی، از سبک و زبان ويژه ای برخوردار است. انديشه ی نويسنده بايد با شفافيت و از طريق واژگان، جملات و گزاره های روشن، به خواننده منتقل گردد. سبک و شيوه ی نگارش نبايد به گونه ای باشد که در ادراک خواننده نسبت به موضوع مورد بررسی، اخلال ايجاد کند. چرا که عدم رعايت چنين امری، ممکن است به بهای دژفهمی از موضوع تمام شود. زبان کار علمی، زبانی است برخوردار از دقت، وضوح و عينيت. فرمولبندی ها در يک کار علمی، غايت فی نفسه نيستند، بلکه کارکردی در خدمت انتقال موضوع دارند. زبان علمی غيرجدلی و غيراحساسی است. از لفاظی و شعار و پيچيده گويی پرهيز می کند. اين زبان نمی خواهد از طريق شعر و نظم يا با الفاظ خوشتراش و فاخر احساسات و تخيلات کسی را برانگيزد. نوشته ی علمی از يک منطق درونی برخوردار است که تناقض گويی ها و سنجيدارهای متضاد نبايد در آن راه يابد. نوشته ی علمی، تابع تأمل و انديشه است و نه مانند نوشته های ژورناليستی تابع احساسات. زبان علمی، زبانی روشن، واقع نگر، غيرجانبدار و بی غرض است. اما اين امر به معنی آن نيست که چنين زبانی بايد يکنواخت و ملال آور باشد. از طريق توانش ها و نرمش های زبانی و گزينش واژگان و ترکيبات مناسب و متنوع، می توان بر جذابيت زبانی يک کار علمی افزود .

در پايين اين نوشته، شکلواره ای کلی از ساختار يک مقاله ی علمی نمودار شده است .

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

توضيحات :

1. در ذکر منبع نقل قول شده، معمولا" شيوه های مختلفی به کار گرفته می شود که رايج ترين آن به صورت زير است: نام کامل مؤلف، عنوان اصلی کتاب، در صورت لزوم عنوان فرعی کتاب، در صورت لزوم نام مترجم، ناشر، شماره ی چاپ، مکان و زمان نشر، صفحه .

 

 نمونه ای از ذکر يک منبع خارجی (در اينجا آلمانی ):

Immanuel Kant, Kritik der reinen Vernunft, Felix Meiner Verlag, Hamburg 2003, S....

 

در صورت آوردن نقل قول يا نقل قولهای ديگری از همان منبع، ذکر نام مؤلف، در ترکيب با مخفف اصطلاح آلمانی «در همانجا» (a.a.O. ) يا معادل لاتين آن (loc. Cit.) کافيست. نمونه از عنوان بالا :

 

Immanuel Kant, a.a.O., S....

 

نمونه ای از يک منبع فارسی :

ايمانوئل کانت: سنجش خرد ناب، ترجمه ی دکتر ميرشمس الدين اديب سلطانی، موسسه ی انتشارات اميرکبير، چاپ نخست، تهران 1362 خورشيدی، صفحه ی ...

 

در صورت آوردن نقل قول يا نقل قولهای ديگری از همان منبع، ذکر نام مؤلف، در ترکيب با واژه ی «همانجا» و شماره ی صفحه کافيست .

 

نمونه: ايمانوئل کانت، همانجا، صفحه ی ....

 

2. ذکر منبع در نمونه های فوق الذکر (اين بار بدون ذکر شماره ی صفحه) به اين صورت انجام می گيرد :

 

Kant, Immanuel: Kritik der reinen Vernunft, Felix Meiner Verlag, Hamburg 2003.

 

کانت، ايمانوئل: سنجش خرد ناب، ترجمه ی دکتر ميرشمس الدين اديب سلطانی، موسسه ی انتشارات اميرکبير، چاپ نخست، تهران 1362 خورشيدی .

 بهرام محيی


منابع مورد استفاده :

1. Bänsch, Axel: Wissenschaftliches Arbeiten, R. Oldenbourg Verlag, München, Wien 2003

2. Poenicke, Klaus: Wie verfasst man wissenschaftliche Arbeiten? Dudenverlag, Mannheim , Leipzig , Wien, Zürich 1988

منبع:  سایت اندیشه
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان