کد خبر: ۲۲۰۱۸
تاریخ انتشار: ۰۵ دی ۱۳۹۹ - ۰۸:۱۸-25 December 2020
چرا گاهی این خطاب تغییر کرده و از خداوند با ضمیر غایب یاد می‌شود؟
عصراسلام: شبهه: یکی از اسلام‌ستیزان ادعا می‌کند در سوره حمد اشکال وجود دارد؛ می‌گوید «این آیه {إیاك نعبد وإیاك نستعین} با آیات قبل تفاوت گوینده و مخاطب دارد. در آیات قبل این الله بوده است که خود را شناختگری می‌کرده است. اما از این آیه به بعد با گویندگانی غیر از الله مواجه هستیم که الله را مخاطب خود قرار داده‌اند.»

پاسخ: کاش می‌شد حداقل بگوییم این معترض مو می‌بیند و ما پیچِش مو؛ اما متأسفانه ایشان مویی هم نمی‌بیند چه برسد به پیچِش آن!

چراکه چنین اعتراضی نسبت به سوره حمد نه تنها اشکال نیست بلکه بلاغت و زیبایی قرآن را اثبات می‌کند؛ اما چه کنیم با کسی که کوچکترین دانشی نسبت به زبان و ادبیات عربی یا حتی زبان و ادبیات فارسی ندارد؟!

موردی که شبهه‌پرداز از آن به‌عنوان ایراد نام برده است، در واقع یکی از فنون بلاغی در زبان عربی و حتی زبان فارسی است که به آن «التفات» می‌گویند.

أحمد الهاشمي در کتاب معروف جواهر البلاغة می‌گوید:
«الإلتفات: وهو الإنتقال من کل من التکلم، أو الخطاب أو الغیبة إلی صاحبه» [۱]
یعنی: التفات آن است که اسلوب از تکلُّم (متکلّم‌بودن)، یا خِطاب (با مخاطب سخن‌گفتن) و یا غیبت (درمورد غائب سخن‌گفتن) به دیگری منتقل شود.

این صنعت ادبی و بلاغی هم به‌منظور زیبایی کلام، نشاط شنونده، خسته‌نشدن، متمرکزکردن توجه و حواس او و... انجام می‌شود که بسته به جایگاه کلام، هدف از انجام آن مشخص می‌شود.

از این نوع فن بلاغی در قرآن بسیار وجود دارد و فقط در سوره حمد نیامده است.

به‌عنوان مثال الله متعال در سوره نساء آیه ۶۴ می‌فرماید:

{وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُوٓا۟ أَنفُسَهُمْ جَآءُوكَ فَٱسْتَغْفَرُوا۟ ٱللَّهَ وَٱسْتَغْفَرَ لَهُمُ ٱلرَّسُولُ لَوَجَدُوا۟ ٱللَّهَ تَوَّابًۭا رَّحِيمًۭا}

«و اگر آنان بدان هنگام که (با نفاق و دروغگوئی و زیرپاگذاشتن فرمان خدا) به خود ستم می‌کردند، به نزد تو می‌آمدند و از خدا طلب آمرزش می‌نمودند و پیغمبر هم برای آنان درخواست بخشش می‌کرد، بی‌گمان خدا را بس توبه‌پذیر و مهربان می‌یافتند.»
اگر دقت کنید، الله متعال ابتدا فرمودند (جَآءُوكَ) = «به نزد تو می‌آمدند.» و از اسلوبِ خطاب استفاده کردند؛ اما در ادامه به اسلوبِ غیبت منتقل شده و می‌فرمایند (وَٱسْتَغْفَرَ لَهُمُ ٱلرَّسُولُ) = «پیغمبر هم برای آنان درخواست بخشش می‌کرد.»
زمخشری [۲] و أبوحیان أندلسی [۳] رحمهما الله در تفسیر این آیه و در بیان معنای التفات صورت گرفته، نکات زیبایی بیان می‌کنند:

۱- بزرگداشت و تعظیم شأن و جایگاه رسول (پیغمبر) و رسالت الهی
۲- بیان اینکه این شفاعت ایشان که رسول خداست، نزد خداوند جایگاهی بالا دارد.

سبحان الله، چگونه این بلاغت بالا می‌تواند اشکال باشد؟

صنعت التفات در شعر عربی قبل و بعد از اسلام هم به کثرت یافت می‌شود؛ به‌عنوان مثال امرؤ القیس شاعر جاهلی در سه بیت زیر چند بار این اسلوب را بکار می‌برد و می‌گوید:

تطاول ليلك بالإثمد
ونام الخلي ولم ترقد
وبات وباتت له ليلة
كليلة ذي العائر الأرمد
وذلك من نبأ جاءني
وخُبِّرته عن أبي الأسود

حتی اگر این معترض به زبان فارسی رجوع می‌کرد، هیچ‌وقت چنین اشکال عجیب و بی‌موردی را ذکر نمی‌کرد؛ به‌عنوان مثال خاقانی شاعر فارسی زبان می‌گوید:

دهرا چه کشی دهره به خون ریختن من
خود ریخته گردد تو مکش دهره و مشتاب
هان ای دل خاقانی اگرچه ستم دهر
برتافتنی نیست مشو تافته برتاب

آیا کسی هست که به خاقانی ایراد بگیرد؟ خیر. چون این اسلوب ادبی بسیار رایج بوده و مقاله‌های علمی زیادی هم در این‌ باره نوشته شده است که امثال این معترضان پرادعا از آن بی‌خبرند!

بنابراین نه تنها در این آیه از سوره حمد ایرادی وجود ندارد، بلکه چنین اسلوبی در زبان و ادبیات عربی، فارسی و... رایج است و اتفاقاً نشان از بلاغت گوینده و متن دارد.

نویسنده: بهمن بادینی

کانال إعجاز القرآن
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان