کد خبر: ۲۱۹۳۵
تاریخ انتشار: ۳۰ آذر ۱۳۹۹ - ۰۷:۱۳-20 December 2020
در مهرماه ۱۳۲۴، مجلس چهاردهم ماده واحده ای را از تصویب گذراند که برگزاری انتخابات دوره پانزدهم را به خروج کامل قوای خارجی از ایران موکول می کرد. 
تصویب این ماده واحده که به فترت و تعطیلی موقت مشروطیت می انجامید - و از این منظر، مصدق با آن موافق نبود - قوام را در موقعیت مناسبی برای مذاکره با رهبران شوروی در خصوص امتیاز نفت قرار می داد. در پانزدهم فروردین ماه ۱۳۲۵، هنگامی که موافقت نامه ی قوام - سادچیکف در تهران به امضای طرفین رسید، تقریبا یک ماه از پایان کار مجلس چهاردهم گذشته بود. بر اساس این موافقت نامه، شوروی متعهد شده بود که نیروهای خود را تا اواخر اردیبهشت ماه از ایران خارج کند و قوام نیز بر عهده گرفت که موضوع تشکیل یک شرکت نفتی متعلق به ایران و شوروی را که مدت آن پنجاه سال بود، در مجلس پانزدهم مطرح کند، مجلسی که تشکیل آن بنابر مصوبه ی مجلس چهاردهم به خروج قوای بیگانه از کشور موکول شده بود.

خروج نیروهای شوروی از ایران، معمولا ذیل سه تحلیل توضیح داده می شود. نخست ارتباطی که این مساله با موضوع قرارداد نفت داشت. چنانکه گفته شد، هر قراردادی در این باره می بایست به تصویب مجلس می رسید که تشکیل آن به خروج نیروهای خارجی از کشور وابسته بود. دو دیگر، توضیح این مساله ذیل اولتیماتوم ترومن، رییس جمهوری آمریکا به شوروی برای خروج فوری از ایران است و سرانجام توضیحی که استالین در نامه به پیشه وری نوشت. نامه ای که به دلیل طرح یک سلسله انتقادات از سوی پیشه وری مرقوم شد. پیشه وری صراحتا گفته بود که "رهبران شوروی، آنها را فریب داده اند." [۱] 

استالین در بخشی از نامه ای که هشتم ماه مه (۱۸ اردیبهشت ۱۳۲۵) پس از اتمام خروج نیروهای شوروی از آذربایجان به پیشه وری نوشت، در مورد خارج کردن نیروهای خود از ایران، چنین توضیح داد : 

"...دوم آنکه البته اگر نیروهای شوروی در ایران باقی می‌ماندند، شما می توانستید به پیروزی در مبارزه برای خواست های انقلابی خلق آذربایجان امید ببندید لکن ما نمی‌توانستیم بیش از این نیروهایمان را در ایران نگاه داریم زیرا حضور نیروهای شوروی در ایران، به مبانی سیاست رهایی بخش ما در اروپا و آسیا خدشه وارد می‌کرد. انگلیسی‌ها و آمریکایی‌ها به ما می‌گفتند حالا که نیروهای شوروی می توانند در ایران باقی بمانند چرا انگلستان نتواند نیروهای خود را در مصر،سوریه، اندونزی و یونان نگاه دارد و آمریکا، ارتش خود را در چین، ایسلند و دانمارک باقی بگذارد! به این دل دلیل تصمیم گرفتیم نیروهای خودمان را از ایران و چین خارج کنیم تا این سلاح را از دست انگلستان و آمریکا به درآوریم..."[۲]

ذیل تحلیل نخست، قوام نه تنها پشتگرم به مصوبه ی مجلس چهاردهم در خصوص تعویق انتخابات تا خروج کامل نیروهای خارجی از ایران بود، بلکه علاوه بر ظرفیت حقوقی موجود، لازم دید تا ظرفیت دیگری را نیز در ایران فعال کند و آن استفاده از نهاد مرجعیت برای خاتمه بخشیدن به اشغال بود. موضوعی که در روایت این بخش از تاریخ، کمتر به آن پرداخته می شود. قوام از آیت الله بروجردی که در آن هنگام، دو سالی می شد که در قم مستقر شده بودند می خواهد که فتوای تحریم انتخابات مجلس پانزدهم را تا پایان اشغال آذربایجان صادر کند و آیت الله به شیوه ی خود این کار را انجام می دهد. او با اعزام نمایندگان خود به نقاط مختلف کشور - به غیر از آذربایجان - از علما درخواست می کند که طی تلگرافی از او بخواهند که تا آذربایجان از اشغال آزاد نشده، دولت، انتخابات را آغاز نکند. پس از آن و با سرازیر شدن تلگراف ها، آیت الله فتوای تحریم انتخابات را صادر می کند تا نخست وزیر، حربه ی دیگری برای قانع کردن روس ها جهت تسریع در خروج از ایران در دست داشته باشد. نکته ی مهم در اینجا، استقلال نهاد مرجعیت از نهاد دولت است که به فتاوای هرچند محدود اما نافذ آن در این حوزه های خطیر، از منظر بین المللی نیز وزن و اعتبار می بخشید، امری که در دهه های اخیر، با ادغام این دو نهاد در ایران ضایع و کارکرد پیشینی خود را از دست داده است.

دکتر مهدی حائری یزدی (آیت الله) از نزدیکان آیت الله بروجردی، در بخشی از پروژه ی تاریخ شفاهی هاروارد، به موضوع فتوای تحریم انتخابات از سوی آیت الله بروجردی پرداخته است.

حمیدرضا عابدیان 

[۱] فراز و فرود فرقه دموکرات آذربایجان، جمیل حسنلی، ترجمه منصور همامی، نشر نی، ص ۱۷۶
[۲] همان، ص ۱۷۸-۱۷۷
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان