کد خبر: ۲۱۸۹۲
تاریخ انتشار: ۲۸ آذر ۱۳۹۹ - ۰۳:۳۳-18 December 2020
«اُغوز» نام یکی از بزرگترین قبایل ترک زبان است که تا حدود صد سال پس از ظهور اسلام، اکثریت مردم چادرنشین دشت های شمال و شمال شرق ماوراءالنهر و خراسان را تشکیل می دادند و در همسایگی جهان اسلام می زیستند. 
خاستگاه اصلی این قوم احتمالا  شمال غربی چین، میان سرزمین های کنونی آلتای چین، روسیه، قزاقستان، قرقیزستان و مغولستان کنونی بود. نخستین اشاره ها به نام «اغوز» و گروه بندی های قبیله ای آنها مانند «اوچ اغوز» (سه اغوز) و «توقوز اغوز» (نُه اغوز) در سنگ نوشته های چینی، ترکی اُرخون و اویغوری قرن هشتم میلادی دیده می شود.

بنظر میرسد اغوزها و قپچاق ها تحت فشار دیگر اقوام ترک زبان شرقی از جمله قارلوق ها و اویغورها به تدریج به سرزمین های میان دریاچه آرال و دریای خزر رانده شده بودند (3). در قرن های نهم و دهم موج جدیدی از فشار قبایل چادرنشین ترک های شرقی بر اغوزها، آنها را بیش از پیش به کوچ به سوی سرزمین های اسلامی مجبور کرده است. در میان نخستین اشاره ها به قبیله اغوز در منابع اسلامی می توان به «مفاتیح العلوم» ابوعبدالله خوارزمی (فوت 850 م) و «الکامل» ابن الاثیر اشاره کرد. ابن الاثیر میگوید «غُزان قومی هستند که در روزگار خلیفه المهدی (775-785، -م) از دورترین سرزمین های مرزی ترکان به ماوراءالنهر آمدند» (4). بعد از این کوچ بزرگ به همسایگی سرزمین های ایرانی، اغوزها بیش از دیگر قبایل ترک آسیای میانه با همسایگان یکجا نشین و ایرانی خود تماس و اختلاط داشتند و تحت تاثیر زبان و فرهنگ ایرانی قرار گرفتند.  در این مرحله زبان ترکی اغوزها تا حد زیادی از ترکان شرقی کاشغر، اویغور و جمعیت اصلی دولت قراخانیان متمایز شده بود (5). کاشغری در «دیوان لغات الترک» درباره لهجه ترکی اغوزها می نویسد «آنگاه که اغوزها با ایرانیان امتزاج یافتند، آنان (اغوزها، -م) بسیاری لغات ترکی را فراموش کرده، به جای آن از واژگان فارسی استفاده نمودند» (6).

«سلجوق» نام «یابغو» یا خانِ خان های اُغوز ها بود که اهل قبیله خود را در طی این کوچ بزرگ رهبری نموده بود. خان ها و خاندان سلجوق مسئول تامین گذران روزمره طایفه و قبیله خود بودند. این کار اغلب با جنگ با قبایل همسایه تاخت و تاز به شهر ها و ولایات همسایه دور و نزدیک میسر می شد. قبیله اغوز متشکل از تیره ها و طایفه های گوناگون مانند بیات، افشار، بایندیر، سالور (یا سالغور)، بیگدلی، و قیمیق بودند که همگی به صورت یک اتحادیه قبیله ای با دیگر قبیله ها از جمله خَلَج ها در شمال و شرق خراسان و جنوب روسیه کنونی زندگی می کردند. احتمالا حملات اغوزها هرقدر وسیع تر می شد، تعداد بیشتری از این قبایل در آن شرکت می کردند و با یکدیگر و مردم مناطق همسایه امتزاج می یافتند. آنها در پی مراتع جدید برای گوسفندانشان و امکانات نو جهت دست اندازی و عملیات نظامی بودند. انگیزه دیگر کوچ های ترکان به سوی خراسان و مابقی دنیای اسلام افق امکاناتی بود که پس از قبول اسلام به روی آنان باز شده بود: گذران زندگی، حتی در صورت امکان ثروت و قدرت، شاید هم فرماندهی و سلطنت از راه نشان دادن مهارت و شجاعت خود به عنوان سرباز، نگهبان، فرمانده و حاکم.  

با فتوحات عرب، انبوهی از ترکان قبایل مختلف از جمله قارلوق ها و اغوزها به ازبکستان کنونی و بسیاری اغوزها به ترکمنستان، افغانستان و شمال ایران کنونی کوچیدند. ترک های نواحی شرقی کاشغر، قزاقستان و قرقیزستان کنونی غالبا در همان مناطق ماندند. اغوز ها که از دیگر قبایل ترک به ایرانیان و دنیای اسلام نزدیک تر بودند و اکثریت ترک های مناطق مرزی را تشکیل می دادند، به صورت قبایل و طوایف مختلف و یا به عنوان غلام، کنیز، جنگجو و فرمانده وارد دنیای اسلام شدند. گروهی از آنان جنگاور بودند. گروه دیگری چراگاه های مناسب برای احشام خود و یا اشتغال به کشاورزی در داخل ایران و بخصوص خراسان، گرگان، حاشیه دریای خزر و همچنین آذربایجان یافتند و در این مناطق سکنی گزیدند. در نتیجه سه عاملی که ذکر شد، یعنی سلاطین اصالتا ترک، سربازان، فرماندهان و امیران ترک و همچنین افزایش جمعیت ترک زبان در نتیجه کوچ ها، زبان مردم صفحاتی از این مناطق تبدیل به ترکی شد (7). 

از قرن های دهم و یازدهم به بعد منابع اسلامی ترکان اغوز و قپچاق را که مسلمان شده بودند «ترکمان» و «ترکمن» نامیدند. این تعابیر به موازات تعبیر «ترک» و به همان معنا به کار می رفت (8). به نظر می رسد تعابیر «ترکمان» و «ترکمن» برای نخستین بار در سال 985 م از طرف مقدسی در کتاب «احسن التقاسیم» به کار برده شده است (9). درباره ریشه و پیدایش نام «ترکمان» و «ترکمن» که هر دو در آن دوره به یک معنا به کار برده شده اند، نظر واحد و مشترکی وجود ندارد. به نظر باسورث و کلاوسون «با در نظر گرفتن اینکه مردمی که چنین (ترکمان، -م) نامیده شدند، در ارتباط نزدیک با ایرانیان بودند، احتمالا این توضیح ساده درست خواهد بود که تعبیر نامبرده عبارت از ترکیب نام «ترک» و پسوند فارسی «-مان» به معنی «مانند» است» (10). واسیلی بارتولد قبلا در «دوازده درس درباره تاریخ ترکان آسیای مرکزی» (1927) این نظریه را رد کرده و گفته بود که «ریشه شناسی ایرانی لفظ «ترکمن/ترکمان» و تفسیر لغوی و فارسی آن مبنی بر اینکه شاید اصل این نام «ترک-مانند» بوده که در دیوان لغات کاشغری هم آمده، طبعا قابل اعتماد نیست، اگر چه ظاهر معمولی ترکمن‌ها از ظاهر معمولی ترک‌ها فرق می‌کرد و به تیپ ایرانیان نزدیک تر بود. ولی قارلوق‌ها بیشتر از اغوزها تحت تاثیر عنصر ایرانی قرار داشتند و حتی پیش از پذیرش اسلام نیز از دیگر اقوام ترک به فرهنگ اسلامی نزدیک‌تر بودند» (11). اگر تفسیر جدیدتر باسورث و کلاوسون در باره ریشه شناسی ایرانی نام «ترکمان» درست باشد، احتمالا باید «ترکمان» شکل فارسی و «ترکمن» شکل ترکی این نام باشد، زیرا تا جایی که نگارنده می تواند قضاوت کند، در زبان های مختلف «ترکیک» مانند قرقیزی، ازبکی، تاتاری، ترکمنی، آذری و ترکی ترکیه، شکل «ترکمان» مشاهده نمی شود و تنها شکل «ترکمن»
 (Türkmen)
رایج است.

پس از قبول اسلام از طرف اغلب ترکان دیگر کسی برای اسیر گرفتن و فروش آنان به دشت های شمال و شرق نمی رفت. در ایران هم اکثر مردم به اسلام گرویده بود. اما هنوز ترکانی که به عنوان «غازی» شور جهاد و یا ثروت و قدرت در سر داشتند، از طریق آذربایجان و ارمنستان به آناتولی مسیحی می رفتند. برای نمونه، به گزارش ابن مسکویه، در سال 353 ق (964 م) پنج هزار و در سال 355 ق (966 م) تعدادی «پیرامون بیست هزار غازی خراسانی» که اکثرا عبارت از ترکان بودند، به ری در سرزمین آل بویه آمدند، پول هنگفت و اجازه خواستند که از سرزمین آل بویه گذشته، جهت «جهاد» به سوی روم (آناتولی) بروند (12). آنها در ری نیز شروع به دست اندازی به مردم و غارت آنان زدند، اما حاکم بویهی رکن الدوله با وجود کمی تعداد لشکریان خود، بر آنان چیره گشت و «غازیان خراسانی» که بسیاری از آنان ترکان مسلمان ماوراءالنهر بودند، به سوی قزوین روانه شدند. 

این تحولات در اواخر سامانیان، مدت کوتاهی پیش از قراخانیان و غزنویان و حدود هشتاد سال قبل از سلجوقیان بود.

از میانه های قرن یازدهم به بعد، سلجوقیان ترک اغوز بر غزنویان و قراخانیان غلبه یافتند. آنها با سرعتی شگفت انگیز حکومت خود را نه تنها در خراسان و دیگر سرزمین های ایرانی، بلکه در همه سرزمین های اسلامی به استثنای آفریقای شمالی گسترش بخشیدند. سلجوقیان می کوشیدند از کوچ های بی بند و بار ترک های اغوز از آسیای میانه پیشگیری کنند. اما خواهی نخواهی هر بار به دنبال فتوحات سلجوقیان تعداد بیشتری از طوایف ترک به سرزمین های سلجوقیان سرازیر می شدند.

باسورث می نویسد: «ترک ها خود هنوز فنون و هنر اداره دستگاه دولت را کسب نکرده بودند، اما در اختیار داشتن اتوریته نهایی حاکمیت و قدرت نظامی، عملا به آنها امکان میداد که تقریبا همه خواست های خود را عملی کنند» (13). در سرزمین های ایرانی، سلطنت غزنویان، سلجوقیان، اتابکان سلجوقی و خوارزمشاهیان غالبا تحت مدیریت وزیران و مسئولان ایرانی بود. در آناتولی یعنی ترکیه کنونی، فرهنگ، زبان و دولتداری ایرانی تا اواخر دوره سلجوقیان روم در اوایل قرن سیزدهم، عنصر حاکم در حکومت های ولایتی سلجوقیان روم بود. اما با شکست سلجوقیان روم و برآمدن بیک لیک ها یا «ملوک طوایف» ترکی روم و سپس عثمانی ها به عنوان گروه غالب  این ملوک، ترک ها به تدریج دولتداری خود را تحکیم بخشیدند و به ترویج نوع جدیدی از زبان ترکی یعنی «ترکی رومی» (در تمایز با لهجه های دیگر مانند ترکی قزلباشی یعنی ایرانی، ترکی جغتایی آسیای مرکزی) شروع نمودند.  در شام و بعد مصر «مملوکان» یا «ممالیک» که عبارت از غلامان و فرماندهان سابق ترک بودند، از نیمه های قرن سیزدهم تا سیصد سال بعد خلافت خود را مستقر کردند و خود به تدریج در جامعه و فرهنگ عربی اسلامی این سرزمین ها استحاله یافتند. دوره مملوکان با وجود آشوب ها و اختلافات داخلی، همراه با شکوفایی علم و ادب در این سرزمین ها بود.

گروه دیگر عبارت از طایفه ها و دسته های مسلح اغوز بودند که به چهارگوشه خراسان و مابقی ایران و بعد ها آناتولی حمله کرده و به  قتل و غارت می پرداختند. این نوع دست اندازی ها بخصوص پس از زوال قدرت مرکزی حکومت سلاطین بزرگ سلجوقی یعنی طغرل، آلپ ارسلان و ملکشاه شدت گرفت که سعی می کردند مانع اینگونه دست اندازی ها و قتل و غارت ها شوند. در نهایت کار بدانجا کشید که در دوره سلطان سنجر، فرزند ملکشاه، دسته های اشرار اغوز در همدستی با دسته های قراختائیان، خوارزمشاهیان و حتی غوریان کوهستانی به جنگ های رودررو با لشکریان سلطان سنجر شروع کرده، آخرین سلطان قدرتمند سلجوقی را شکست دادند. این دوره قتل، غارت و بی قانونی که مرکز آن در خراسان بود و به زودی به اقصی ولایات ایران سرایت کرده بود، مایه خرابی،  کشتار و خرابی شهرها و روستاها گردید.

عباس جوادی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان