کد خبر: ۲۱۶۱۰
تاریخ انتشار: ۱۷ آذر ۱۳۹۹ - ۲۱:۵۸-07 December 2020
75سال از ظهور و سقوط آنها میگذرد اما هنوز هم بزرگترین ضعف تاریخنویسی، سیاه و سپید دیدن آنهاست که هم دامن دوستان و هم دامن دشمنان آن دو تشکل را گرفته و این حب و بغض حتی در مورد«جمهوری مهاباد» بیشتر از «فرقه دمکرات آذربایجان» بوده .
 در حالیکه مخالفین هر دو تشکیلات، بجای توجه به عوامل و زمینه های داخلی، سعی میکنند آنها را، ساخته و برکشیده روسها بدانند، در مقابل، دوستدارانشان نیز، از بیان ارتباط آنها با روسها اکراه دارند اما فراموش میکنند که مگر امکان داشت چنین تشکهای گسترده ای بدون ارتباط با همسایه ابرقدرت روسیه شکل بگیرند و فراموش میکنند که  ارگانهای دو تشکیلات مذکور یعنی روزنامه کوردستان و روزنامه آذربایجان در آن زمان، صفحات شان مملو از ستایش از روسیه و استالین بوده و حتی به دوستی با روسها مباهات میکردند...!

 پس از سالها مطالعه و نوشتن در مورد این دو تشکل، معتقدم که هر چند ارتباطات گسترده ای با روسها داشتند اما بدون وجود زمینه های داخلی، امکان بوجود آمدن آنها به هیچوجه وجود نداشت چرا که، چگونه یک کشوری بیگانه میتواند در یک کشوری دیگر بدون وجود زمینه های داخلی، تشکلهایی با این گستردگی خلق کند؟! برای اشاره به زمینه های داخلی تنها به این بسنده میکنم که تعداد اعضای فرقه دمکرات در بهمن1324 به 187000نفر میرسید این یعنی تقریبا از هر خانواده آذربایجانی یک نفر عضو فرقه دمکرات بوده!

    معتقدم این زمینه های داخلی در حکومت 16 ساله رضاشاه فراهم گردید و سیاستهای همانندسازی رضاشاه برای قلع و قمع هویتهای اقوام و انکار آنها، باعث مقاومتها از سوی دو قوم ترک و کرد میگردد یعنی دیالکتیک انکار و مقاومت. 

این مقاومتها با سقوط رضاشاه، بصورت گسترده در شهرهای ترک نشین و کردنشین خود را نشان داد اما با پدیدار شدن نشانه های پایان جنگ جهانی دوم و اولویت نفت در سیاست روسیه، موجب میگردد روسیه سوار بر این تشکلهای متعدد شده و سپس آنها را در تحت دو حکومت فرقه دمکرات و جمهوری مهاباد در آورد.

پس در واقع، این بسیار مضحک خواهد بود که بگوییم روسها این دو حکومت را از هیچ خلق کردند. واقعیت این است که، روسها، تنها آن مقاومتهای عدیده را به دلخواه خود در دو تشکل فرقه دمکرات و جمهوری مهاباد در آوردند تا به عنوان اهرم سیاسی در مسئله نفت استفاده کنند.

 اما سئوال اصلی: چرا معتقدم فرقه دمکرات آذربایجان و جمهوری مهاباد محکوم به شکست بودند؟!

این دو در طول حیات یکساله شان، مدام در میان دو سنگ آسیاب بودند به عبارتی، بزرگترین اشتباه رهبران فرقه دمکرات آذربایجان و جمهوری مهاباد نوع رابطه و تکیه گاهشان به استالینیزم بوده. سرنوشتِ نهایی هر دو تشکل، باختِ باخت بود و هیچ پایانی خوش در انتظارشان نبود. آنان در میان بد و بدتر و یا چاله و چاه گرفتار آمده بودند. 


به زبانی ساده، آنها به استالین تکیه کرده بودند تا از دست استبداد مرکزی ایران نجاتشان دهد اما اگر استالین در وسط، حمایت از آنها را قطع نمیکرد در آنصورت، آنان از دست حکومت ایران نجات پیدا میکردند اما در مرحله بعدی، چه کسی آنها را از دست استالین و روسیه نجات میداد؟!
 پس در نهایت، آنان تنها از چاله در می آمدند اما در پایان را، به چاه استالین می افتادند! چرا که، وجود دو حکومت مستقل در برزخ دو استبداد ایران و روسیه بیشتر به شوخی شبیه بود و در نهایت، در زمانی که جهان بسوی دوران دو قطبی قدم میگذاشت فرقه دمکرات و جمهوری مهاباد، بزودی باید به یک طرف میغلطیدند یا جزو اقمار «دائی یوسف» میگشتند یا با سرکوب و کشتار، بسوی مادرِ دیکتاتور خود باز میگشتند و و سرانجام نیز چنین شد...


یادِ سخن عمیق عصمت اینونو دومین رئیس‌جمهور ترکیه می افتم، زمانی مردم قبرس پیش او آمده و از او میخواستند آنان را از ستم یونانیان نجات دهد و او پاسخ نمی داد. یکبار که زیاد اصرار کردند... عصمت اینونو در پاسخ گفت:

 اگر من شما را از دست یونانی ها نجات دهم در آنصورت، بعدا چه کسی شما را از دست من نجات خواهد داد...؟!

(آنچه آمد برگی بود از آخرین کتاب زیر چاپ اینجانب: انکار و مقاومت: خوانشی جدید از فرقه دمکرات آذربایجان و جمهوری مهاباد در پرتو اسناد فوق محرمانه اتحاد جماهیر شوروی به ضمیمه اسناد)

علی مرادی مراغه ای
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان