کد خبر: ۲۱۶۰۹
تاریخ انتشار: ۱۷ آذر ۱۳۹۹ - ۲۱:۵۱-07 December 2020
تقدیم به زنده‌یاد استاد محمدرضا شجریان
فیلم پرستیژ (حیثیت) به کارگردانی کریستوفر نولان (۲۰۰۶) با این جمله‌ آغاز می‌شود که هستهٔ اصلی داستان است: «شعبده‌باز چیزی را به شما نشان می‌دهد،‌ بعد آن را غیب می‌کند، و در آخر دوباره آن را ظاهر می‌کند و هنر او، در این ظاهر کردنِ دوباره است نه غیب کردن»!
به عنوان طرح موضوع مدت‌هاست فکر می‌کنم که این قاعده با نگاهی ویژه، در ادبیات ما نیز کارکرد دارد و بی‌ربط نیست اگر پژوهشی در غزل فارسی با این معیار انجام شود. چه بسا فن هنری و رمز ماندگاری بسیاری از شعر‌ها در این قاعدهٔ بی‌نظیر یعنی «ناپدید کردن» (بیان کاستی‌ها) و «ظاهر کردن» (در مفهوم ارائهٔ راهکار یا راه حل) نیز نهفته باشد.

من حافظ‌شناس و حافظ‌پژوه نیستم، اما به عنوان یک ادبیاتی، بارها در عالم تفنن، برخی از غزل‌های حافظ و دیگران را با این متر و معیار سنجیده‌ام. برای مثال در اولین غزل حافظ (الا یا ایهالساقی...) وقتی شاعر  از «عشق و افتادن مشکل‌ها‌»، «شب تاریک و بیم موج و گرداب»، «بی‌خبری سبکباران ساحل‌ها»، «خودکامی و بدنامی» و... سخن می‌گوید به این معنی است که آرمان‌هایی چون روز روشن، دریای آرام و بدون گرداب، ساحل‌نشینان باخبر از حال او، مصلحت‌اندیشی، خوش‌نامی و... ناپدید می‌شوند. در این مرحله مخاطب پریشان می‌ماند و مثل تماشاگرها با حیرت به صحنه خیره می‌شود و منتظر بقیه‌اش می‌نشیند. 

بر اساس قاعدهٔ فوق تا اینجا هنوز اتفاق هنری خاصی نیفتاده است. چیز‌هایی حذف شده‌اند که مخاطب کم و بیش از نبودن آن آگاه است. مثل بسیاری از شعرهایی که جز بازخوانی آه و نالهٔ شاعر یا «شرح احوال شاعران ناراحت»، نصیبی برای مخاطب ندارد. 
اما حافظ و دیگرانی چون او، هنر پرستیژ،  یعنی ظاهر کردنِ راه حل را در ابیاتی مثل این به نمایش می‌گذارد:

«حضوری گر همی‌خواهی از او غافل مشو حافظ 
متی ما تلق من تهوی دع الدنیا و اهملها»
(هر گاه با کسی که دوست داری دیدار کردی، دنیا را رها کن و نادیده بگیر)
«حدیث از مطرب و می گو و راز دهر کمتر جو»، «نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا»، «هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی»، «یاد مردان خدا باش...»، «ترک افسانه بگو حافظ و می‌نوش دمی»، و امید می‌دهد که «عاقبت روزی بیابی کام را»، «غبار غم برود، حال خوش شود حافظ»، «هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق» و نوید که: «ماه کنعانی من، مسند مصر آنِ تو شد»، و خلاصه اینکه اگر «یوسف گم‌گشته‌ای»غیب شده، دست شعبده‌باز حافظ نوید و امید «باز آید» او را هم ظاهر می‌کند تا حیثیت شعر خود را حفظ کند. به عبارت دیگر اگر نخواهیم بگوییم پایان خوش، می‌توان نوعی سرخوشی بی‌پایان را در شعر حافظ دید و شاید به همین دلیل است که تفأل بر شعر حافظ برای اهل آن معنی‌دار است. چرا که اگر بنا بود همه‌جا «خطا بر قلم صنع» رفته باشد مخاطب «به کجای این شب تیره بیاویزد قبای ژندهٔ خود را»؟ اما اینکه چگونه شاعر چنین کرده خود حکایتی دیگر است.
اکنون تصور کنیم شاعر مخاطب را در آن حالت قبض و بی‌تکلیفی رها می‌کرد و در این بیت‌ها‌ بسط و سرانجامی ظاهر نمی‌شد، نتیجه یا هنر شعر در کجا بود؟
برای اینکه این تصور آسان‌تر باشد بگذارید این یادداشت را با یک غزل از  میر کرمانی شاعری که بین سعدی و حافظ زیسته ادامه دهم:

دلی که شیفته آن عذار گلگون است
معیّن است که چون لاله غرقهٔ خون است
مپوش طلعت میمون که نیک‌بختان را
رخ تو فرخ و دیدار تو همایون است
چنین که چشم تو آغاز کرد خونریزی
چه جای فتنه ایام و دور گردون است؟
ز آب دیده گریان من بگردد سنگ
دل تو هیچ نگردد ز حال خود، چون است؟
تو خود نظر نکنی سوی اشک من هیهات
گر اشک من به مثل جمله دُرّ مکنون است
رسید عشق من و حُسن روی تو جایی
که از تصور اهل زمانه بیرون است
مرا نصیحت بیهوده می‌کند عاقل
چرا که داعیهٔ عشق هر دم افزون است
به ترک شکّر شیرین دلبران گفتن
خلاف مذهب عشاق و طبع موزون است
خموش «میر» که در دور صورت لیلی
کسی ملامت مجنون کند که مجنون است

چنانکه پیداست اگر دستور به «خموشی» را در بیت پایانی این غزل  نادیده بگیریم، شاعر نیمی از مسیر را طی کرده، و شعر خالی از آن پرستیژ مذکور است.
شاعرانی چون میر کرمانی و غزل‌هایی اینچنین فراوان است، نمونهٔ دیگری که در این احوال سراغ دارم  شانی تکلو است از شاعران عصر صفوی که شعرهای استوار دارد با بهترین استفاده از آرایه‌ها و صنایع ادبی، اما چون خیل انبوهی از شاعران، نام و غزلی از او زمزمه نمی‌شود. چرا که حتی چون #سیف_فرغانی دست کم یک غزل از او  بر اساس این معیار نمانده است. منظورم آن غزل معروف است با مطلع:
هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد
هم رونق زمان شما نیز بگذرد...

  حسن قریبی 
 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان