کد خبر: ۲۱۵۷۳
تاریخ انتشار: ۱۶ آذر ۱۳۹۹ - ۲۳:۱۲-06 December 2020
در ایام محرم شعر قشنگی به گوشم خورد که یکی از مداحان معروف آن را میخواند از دوستم که سری در ادبیات داشت پرسیدم این شعر مال کیه ....
در ایام محرم شعر قشنگی به گوشم خورد که یکی از مداحان معروف آن را میخواند از دوستم که سری در ادبیات داشت پرسیدم این شعر مال کیه اون جوابی داد که خیلی تعجب کردم "ناصر الدین شاه !"
 
لذا یه سری تحقیقاتی در این مورد کردم که به نظرم اومد برای شما هم جذاب باشه

همه چیز فکر میکردم به غیر از دیوان ناصرالدین شاه قاجار!گرچه اشعارش از نظر ابیات اندکند اما از نظر غنا و محتوی فوق العاده اند.جالبتر اینکه بسیاری از اشعاردرخشانش درباره ائمه اطهار(ع) به ویژه حضرت امام حسین(ع) است.

نقل میکنند که ناصرالدین شاه قاجار به کربلا مشرف شد.قبل از وارد شدن به حرم مطهر حسینی به صدر اعظمش گفت:یک روضه خوان خوبی پیدا کن تا من گریه کنم.

صدر اعظم طبق دستور رفت چندتا از بهترین روضه خوانهای کربلا را آورد.هر چه روضه خوانها خواندند شاه ابدا گریه اش نگرفت!صدر اعظم ترسید، به علمای کربلا گفت اگر شاه به گریه نیفتد کار خراب میشود.رفتند روضه خوان گمنامی  آوردند.

روضه خوان، سیدی پیر اما خبره وکاردان بود.به صدر اعظم گفت: من شاه را میگریانم.به مجرد اینکه نزدیک شاه رسید خطاب به قبر امام حسین(ع) عرض کرد:یا حسین تو در وسط میدان کربلا،آن وقت که یکه و تنها شدی هی داد می زدی "هل من ناصر"حالا این ناصر آمده،اما حیف که دیر آمده!شاه همین که این را شنید به اندازه ای گریه کرد که صدراعظم ترسید برای شاه اتفاقی بیفتد.به روضه خوان گفت:بس است دیگر نخوان.ناصر الدین شاه بعد از این صحنه که به حال عادی خود بازگشت،با سوز و گداز این رباعی را به حضرت امام حسین(ع) عرض کرد:
 این رباعی را به حضرت امامحسین(ع) عرض کرد:
گر دعوت دوست میشنودم آنروز
من گوی مراد می ربودم آنروز
آن روز  که بود روز هل من ناصر
ای کاش که "ناصر"تو بودم آنروز

ناصرالدینشاه غزلیات دلنشینی هم سروده:
وقت مردن تیشه با فرهاد گفت
عشق را نتوان شمردن سرسری
بس که غارت کرده دلها را به ناز
خسته شد چشمانت از غارتگری
هم نگاهت رشک آهوی ختن
هم خرامت غیرت کبک دری
هم به سیرت از ملک پاکیزه تر
هم به صورت از پری زیباتری

این شعر از ناصرالدین شاه قاجار در وصف امام حسین (ع) است
او با وجود تمام خصائل خود عاشق امام حسین بود و در محرم کلاه خود را کج گذاشته و سبیل خود را به سمت پایین میداد.

عشق بازی کار هر  شیاد  نیست      این شکار، دام هر صیاد نیست
 
عاشقی را قابلیت لازم است        طالب حق را حقیقت لازم است
  
عشق ، از معشوق اول سر زند        تا به عاشق ، جلوه دیگر کند
 
تا به حدی که برد هستی از او            سر زند صد شورش و مستی از او
 
شاهد این مدعی خواهی اگر          بر حسین و حالت او کن نظر
 
****
روز عاشورا در آن میدان عشق     کرد رو را جانب سلطان عشق
 
بارالها این سرم این پیکرم          این علمدار رشید، این اکبرم
 
این سکینه، این رقیه، این رباب          ین عروس دست وپا خون در خضاب
 
این من و این ساربان، این شمر دون        این تن عریان میان خاک و خون
 
این من و این ذکر یارب یاربم           این من و این ناله های زینبم
 
*******
پس خطاب آمد زحق کی شاه عشق        ای حسین یکه تاز راه عشق
 
گر تو بر من عاشقی ای محترم         پرده برکش من به تو عاشقترم
 
غم مخور که من خریدار توام             مشتری بر جنس بازار توام
 
هر چه بودت داده ای در راه ما       مرحبا صد مرحبا خودهم بیا
 
خود بیا که می کشم من ناز تو       عرش و فرشم جمله پا انداز تو

 
لیک خود تنها در بزم یار            خود بیا و اصغرت را هم بیار
 
خوش بود در بزم یاران بلبلی        خاصه در منقار اوبرگ گلی
 
خود تو بلبل ، گل؛ علی اصغرت                زودتر بشتاب سوی داورت

محمدعلی صمدانی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان