کد خبر: ۲۱۴۶۵
تاریخ انتشار: ۱۲ آذر ۱۳۹۹ - ۰۷:۱۷-02 December 2020
كودتاي ٧ ثور سال ١٣٥٧ هجري شمسي نقطع عطفی در تاريخ معاصر افغانستان است و ميتوان انرا شروع و مقدمه جنگ هاي داخلي افغانستان دانست
 اين كودتا توسط نظاميان وفادار به حزب دموكراتيك خلق افغانستان به فرماندهي دگرمن(سرگرد) اسلم وطنجار از نيروهاي زرهپوش و دگروال(سرهنگ)عبدالقادر  از نيروهاي هوايي افغانستان بود، مقدمات اين كودتا بزرگ توسط اسدالله سروري،حفيظ الله امين،دگروال عبدالقادر و دگرمن اسلم وطنجار حدود يك سال قبل از ٧ ثور در اواخر سال ١٣٥٥ ه.ش برنامه ريزي و بعد از دستگيري رهبري حزب دموكراتيك خلق و دور شدن حكومت وقت افغانستان از شوروي اجرا شد.

طرح عمليات سيلاب طوفان(هلمند دريا):

طرح کودتا در خانه سروری در اواخر سال ۵۵با حضور حفیظ‌الله‌امین،اسدالله‌سروری،اسلم‌وطنجار و عبدالقادر کشیده شده و زمانی اجرا میشد که دولت به رهبری حزب صدمه وارد کند،کودتا از نيروهاي چهارم زرهي كابل واقع در پلچرخي به فرماندهي وطنجار با شش تانك نوع T55 باید اغاز میشد،چهار تانك راه‌های کابل به ولایات را میبستند تا از امدن نیروی کمکی جلوگیری نمایند و دو تانک بعدی با وطنجار وزارت دفاع و ارگ ریاست جمهوری و فرماندهی دفاع هوایی را هدف قرار میدادند و بعدا باقی نیروهای زمینی خودجوش وارد معرکه میشدند، در مرحله دوم کودتاگران به فرماندهی دگروال عبدالقادر باید فرماندهی نیروی هوایی را بدست گرفته و نباید بگذارند که طرفداران دولت جنگنده ها و هلیکوپتر ها را به نفع دولت وارد عمل نمایند، و دگروال عبدالقادر باید  جنگندهای میگ ۲۱ را برای برقراری برتری هوایی و جنگنده های سوخو۷ و هلیکوپترهای میل می ۲۴ را برای درهم کوبیدن مواضع نیروهایی طرفدار داوود خان به زودترین فرصت به هوا بلند کند.

شروع عملیات سیلاب طوفان:

عملیات صبح زود با حرکت شش تانک تی۵۵ که هرکدام به تعداد ۱۰ مرمی برای خود که بنام مانور نظامی علیه دشمن فرضی گرفته بودند،طبق نقشه راه های موصلاتی بسته شد اما تانکهای همراه با وطنجار در نیمه راه او را به دلایل نامعلوم رها نمودند،بازهم وطنجار با شلیک یک گلوله به ارگ خیلی زود از صحنه فرار نموده و به عوامل خود در نیروهای چهارم و پانزدهم زرهی خبر دادند تا عملیات را شروع نمایند.در اثنا ساعت ۹ صبح یک تانک با چند زرهپوش به ساختمان فرماندهی مدافعه هوا شلیک نمودند،در این اثنا داوود خان به فرماندهی مدافعه هوا(پدافند)به تماس میشود که از قضا تلیفون را عبدالقادر در غیاب فرمانده مدافعه هوا جواب میدهد، داوود خان به او فرمان میدهد تا چند هلیکوپتر از بگران به سوی کابل بفرستد تا تانک های کودتاچیان را نابود کنند، عبدالقادر موضوع را با فرمانده مدافعه نورستانی در جریان میگذارد اما موقعیت را مشخص نمیکند، اما چون نورستانی چون یک فرد غیر مسلکی بود میگوید امکان ندارد هلیکوپتر در بین شهر دست به بمباران بزند،عبدالقادر از این موضوع سواستفاده میکند و به میدان هوایی کابل میرود و از انجا به بگرام.

اما در صبح زود زمانی که تعدادی از تانک نیروهای چهار و پانزده زرهی در نزدیکی دانشگاه پولتخنیک بودند، مورد حمله راکتی دو فروند سوخو ۷ قرار میگیرند، و راکت ها در چند متری تانکها برخورد کرده و چند افسر و عضو حزب دموکراتیک را زخمی میکنند، اما تانک به سرعت خود را در شهر از نگاه سوخوها پنهان میکنند.
ارگ:

در ارگ شورای وزیران برقرار بود و داوود خان در اول توجه زیادی به شلیک نمیکنند اما بعد از شنیدن صدای غرش سوخو ها فهمید که اوضاع  خراب است، و به فرمانده مدافعه هوا بتماس شد،که بسیار اتفاقی عبدالقادر( فرمانده نظامی کودتا)جواب میدهد و چون داوود نمیدانست که او فرمانده کودتا است و همچنان داوود خان به حساب اعتمادی که به او داشت به او امر داد و او هم گفت اجرا میکند،

تا نمیه های روز و تا ورود نیروی هوایی به نفع کودتا گارد ریاست جمهوری توانسته بود ۷ تانک و ده‌ها تن از حزبی ها را بقتل برساند.
بگرام:

عبدالقادر با نگاهی که به میدان هوایی کرد و دید ۲ هلیکوپتر ۲ میگ ۲۱ و دو سوخو۷ در احضارات جنگی است، فهمید که امر داوود به انجا رسیده است، اما بازهم در انجا فرود امد، کودتاگران توانستند فرمانده نظامی بگرام را دستگیر نمایند، او امر داد اولتر از همه ۲ جنگنده سوخو ۷ به همراه او یکجا تیکاف نمایند و به به ۲ میگ ۲۱ هم گفت به اشاره او بسرعت خود را به کابل برسانند.

کابل:

وطنجار که فرماندهی زمینی و کابل را به عهد داشت توانسته بود موفقیت های زیادی را نایل شود،او ارگ ریاست جمهوری را به محاصره گرفته بود اما گارد ریاست جمهوری به شدت مقاومت میکردند،

اما بازهم انها رادیو افغانستان را اشغال کردند، موفقیت کودتاگران در لوگر که توانستد سایت های رادار سام ۲ دوینا و سام ٣ پیچورا را از نیروی های دولتی بیگیرند باعث خاطر جمعی کودتا گران شد زیرا انها حالا میتوانستند که در اسمان بدون هیچ خطری گشت زنی و نیروهای دولتی را تار و مار کنند.
وزیر دفاع حیدر رسولی به قرغه به فرقه(تيپ) هشتم که به فرماندهی نوازخان بود پناه برد،نواز خان از جمله نظامیان خبره و اگاه در سطح افغانستان بود و میتوانست معضلی بزرگی به کودتاگران باشد به همین دلیل عبدالقادر به دو هواپیما دستور داد که فرقه هشتم قرغه را در ارتفاع پایین زیر نظر بیگیرند و در صورت دیدن کوچکترین حرکت انها را به شدت درهم بکوبند، به این ترتیب فرقه هشت زیر تاثیر هواپیماها نتوانستند به کمک داوود خان بشتابند.

فرقه ریشخور هم مقاومت نسبی میکردند و موضوع جالب جدال بین حزبی ها در فرقه ریشخور بود، خلقی ها ۴ هم حزبی مود را فقط به خاطر اینکه پرچمی بودند تیرباران کردند، اما تنها این ها نبود، نورستانی فرمانده مدافعه،و تعدای از افسران تحصیل کرده امریکا به عنوان جاسوس امریکا و ۲ نفر از اخوان‌المسلمین با تیرباران شدند،حیدر رسولی هم بعدها به خانه باغبان وزارت دفاع پناه برده بود هم به این سرنوشت دچار شد،بلاخره ۲ سوخو تواستند ارگ را با بمب و راکت هدف قرا دهند، و حالا تیم دوم یعنی دو فروند میگ ۲۱ به اسمان کابل رسیدند،و همچنان ۲ سوخوی که فرقه قرغه را زیرنظر داشتند به بلگرام نشستند، و عبدالقادر به جای انها دو هواپیما ترانسپورتی را فرستاد زیرا در شب انها نمیتوانستند که نوعیت هواپیما را تشخیص بدند و فکر میکردند انها هواپیمای بمب افکن است.

مرگ داوود خان؛

‎ در اواخر روز پیامی به مرکز کودتا رسید، داوودخان میخواهد تا با عبدالقادر و وطنجار صحبت کند( داوود خان به این ۲ خیلی اعتماد داشت چانچه یکبار وطنجار توانسته یک کودتا به علیه داوود خان را هم سرکوب کنند و عبدالقادر هم قبلا در کودتایی ۲۶ سرطان به او خیلی کمک کرد اما استخبارات وقت توانست بود تا بوی از خیانت را حس کند و یک فهرست از افراد مشکوک برای داوود خان ارایه نمود که وطنجار و قادر هم در فهرست شامل بودند و اما داوود خان بعد از دیدن اسم این ۲ در فهرست فورا اسم انها را خط زد.) با این حال حفیظ الله امین مانع رفتن این ۲ به ارگ شد و بجایی انها اسدالله سروری امام الدین فرمانده یک واحد کماندو به همراه یک کروهی کماندویی شش نفره به ارگ ریاست جمهوری رفتند.

انها در ورودی قصر گلخانه در منزل پایین با وزیر داخله عبدلاله و معینش برخوردند وزیر داخله فورا دست خود را به طرف کلاشینکوف دراز کرد اما اسدالله سروری پایی خود را بالای سلاح گذاشت و گفت:شما نباید دیگر سلاح بدست گیرید! و همانجا جادرجا هردوی انها را تیرباران میکنند.

انها به منزل بالاتر رفتند و با داوود خان روبرو شدند که یک هفت‌تیر بدستش بود،
امام‌الدین سلام عسکری میزند و مكالمه زير بين ايندو رخ ميدهد؛
امام‌الدین:صاحب تسلیم شوید!
داوودخان:به کی؟
امام‌الدین: به ما
داوودخان:به امر کی!؟
امام‌الدین:به امر ریس شورای انقلابی
داوودخان:او کیست؟
امام‌الدین:عبدالقادر،
در این اثنا داوود خان به سوی امام‌الدین شلیک میکند و امام‌الدین زخمی میشود و اسدالله سروری و شش نفر کماندو همه افراد حاضر را به رگبار گلوله میبدند.
اخرین گلوله های ناامیدی؛

جمال الدین عمر همراه با فرقه زیر امرش حالا دارد به نزدیکی های داخل شهر نزدیک میشود،او حالا در نزدیکی های سفارت شوروی بود(سفیر شوروی در اوایل کودتا با یک دستگاه مخابره به غزنی میرود و از انجا خبر کودتا را به کرملین میدهد بنابراین ساختمان سفارت خالی بود)عبدالقادر سعی در جذب او داشت و به او دایم در مخابره میگفت حکومت سقوط کرده انقلاب پیروز شده همراه با ما شو! اما او سکوت اختیار کرد و در سکوت پیشروی میکرد با وجودی که میشنوید اما سکوت میکرد؛

بلاخره نیروهای او رسما معضل بد نه که بدتر برای کودتا شد و حتی امکان شکست کودتا هم میرفت زیرا اگر ولایات باخبر میشدند که در کابل دولت به شدت مقاومت میکند ممکن بود سکوت خود را بشکناند و همراه با دولت شوند و در این صورت کودتاگران چانسی نداشتند زیرا نیروهای کودتاگر در سراسر افغانستان از ۲۰۰۰ نفر نهایتش تجاوز نمیکرد،نیروی های با ارایش نظامی منظم حالا از سفارت شوروی گذشتند و مرش کرده بسوی مرکز کودتا به حرکت بودند،اما در این اثنا دو هواپیما با سرعت فراصوت و غرشکنان از بالای فرقه(تیپ)جمال‌الدین‌عمر گذشتند،بلی این دو همان ۲ میگ ۲۱ بگرام بود که در کابل گشتزنی میکردند،

عبدالقادر با انها به تماس شده و فرمان میدهد از بالای سر نیروهی جمال‌الدین‌عمر از ۲ جهت مخالف با سرعت بالا لوپس کرده و چند مرمی هم شلیک کنند، این عمل زیرکانه نتیجه داد و ارایش نظامی انها خراب شد و این نیروها به هر طرف فرار کردند،در نتیجه جمال‌الدین‌عمر دستگیر شد و به این ترتیب جمهوری دموکراتیک خلق افغانستان تشکیل شد.

در اینروز بروی چوبی جنگ داخلی کبریت زده شد،چوبی که داوودخان در ۲۶ سرطان بروی آن تیل انداخت و در شش جدی این چوب اتش گرفت،آتشی که چهل سال است افغانستان را میسوزاند و میلیون ها تن را در خود سوزانیده است، و معلوم میشود که این چوب به اینزودی ها هم خاموش نمیشود.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان