کد خبر: ۲۱۴۵۱
تاریخ انتشار: ۱۱ آذر ۱۳۹۹ - ۲۰:۵۴-01 December 2020
دکتر نصرت الملوک کاشانچی اولین بانوی پزشک_قانونی در ایران،،بانو نصرت الملوک کاشانچی در سال ۱۲۹۳ شمسی به دنیا آمد.
 پدرش علینقی کاشانچی تاجر معروف و از ثروتمندان طراز اول زمان خود بود. وی علیرغم عشق به تحصیل طبق رسم معمول آن زمان در سن ۱۴ سالگی در پایان دوره دبستان به عقد و ازدواج پسر عمویش در آمد. .
اما اختلاف فکر و علایق در عموزاده ها که یکی عاشق علم و آموختن و زنی آزاده بود و دیگری تاجر پیشه ، کار را به جدایی زود هنگام کشاند.

 بانو نصرت الملوک پس از یک سال با پسر نوزاد خود خانه شوهر را ترک گفت و طلاق گرفت و به تربیت تنها فرزندش و تحصیل پرداخت و تا پایان عمر دیگر همسری اختیار نکرد. او با ادامه تحصیلات ، در سن ۱۸ سالگی جزو اولین زنانی بود که وارد دانشکده پزشکی تهران شد و سپس عازم اروپا شد. تا جنگ جهانی دوم در برلین به تحصیل و تحقیق ادامه داد. 

سپس به پاریس رفت و تحصیلات تخصصی را در رشته مامایی تکمیل کرد و به ایران بازگشت و ضمن کار در رشته پزشکی زنان دکترا گرفت. بانو کاشانچی در جنوب شهر تهران در یکی از ساختمانهای پدرش پلی کلینیکی تخصصی زنان و مامایی تأسیس کرد که بطور رایگان در خدمت زنان محروم بود و به ارشاد زنان ستم کشیده نیز می پرداخت. وی بدبختی زنان آن دوران به خصوص در طبقات آسیب پذیر را ناشی از بیسوادی آنان می دانست و عقیده داشت حداقل زنان باید تحصیلات دوره ابتدایی داشته باشند. 

بنابراین در جوار درمانگاه یک کلاس اکابر برای زنان بیسواد دایر کرده بود و انجمنی از بانوان تحصیل کرده و رو شنفکر تشکیل داده بود و از آنان برای آموزگاری اکابر استفاده می کرد. او هرچه بیشتر به زنان محلات جنوبی تهران کمک می کرد آنان را نیازمند تر می دید و به تأسیس یک زایشگاهی برای آنان مصمم شد بنابراین دست به ابتکاری جالب زد. روزی که عده ای از تجار سرشناس و طراز اول ایران میهمان پدرش بودند او ناگهان وارد مجلس آنان شد و تا پدر و برادرانش متوجه شوند و او را بیرون کنند در بیچارگی زنان محروم نطق گیرایی ایراد کرد و خاطر نشان کرد به علت عدم وجود دارو پزشک در جنوب شهر زنان بسیاری در هنگام زایمان می میرند. یک زایشگاه خیریه کوپک برای آنان کافی است. در این هنگام برادران بانو کاشانی موفق شدند او را که جرأت کرده بود حریم و جو آن روزگار را بشکند و وارد مجلس مردان شود از مجلس بیرون کنند. اما وی در هنگام خروج با صدای بلند به تجار گفت من حجت بر شما تمام کردم حال شما می دانید و وجدانتان.

 او بعدها در هنگام شرح ماجرا برای یکی از دوستانش گفته بود آن روز انتظار توسری خوردن و شماتت را داشته است ولی پس از نیم ساعت برادرش به سراغش رفت و گفت آقایان با تو کار دارند تو پشت در بمان و به پرسشهای آنان پاسخ بده. به هر حال کار آن روز وی باعث شد که تجار خرج تأسیس یک درمانگاه مجهز را تقبل کنند. از این پس با کمک دوستان دوران تحصیل در آلمان که اغلب مهندس بودند کار ساخت درمانگاه را شروع کرد و تجار خیر آنقدر پول جمع کردند که او توانست یک بیمارستان مناسب تآسیس کند و نام آن را بیمارستان « بازرگانان » گذارد که در خیابان ری واقع بود و علاوه بر بخش زنان و مامایی بازبخش جراحی و داخلی نیز داشت. بانو دکتر کاشانچی در ادمه فعالیت به وزارت دادگستری منتقل شد اما نظارت بر بیمارستان بازرگانان را ترک نکرد.

 پس از زمان کوتاهی که از خدمت او در دادگستری گذشت از او خواستند کار نظارت بر ساخت بیمارستانی را برای کارکنان دادگستری برعهده بگیرد. این بیمارستان اولین بیمارستان دادگستری بود که در طبقات زیرین قسمت غربی کاخ دادگستری در مجاورت خیابان خیام ساخته شد. و ریاست آن را برعهده بانو دکتر کاشانچی نهادند. این بیمارستان بعدها به محل فعلی آن یعنی ساختمان وقفی مرحوم فاضل عراقی منتقل گردید.

بانو نصرت الملوک کاشانچی اولین زن پزشکی است که به استخدام وزارت دادگستری و پزشکی قانونی درآمد. در پزشکی قانونی نیز وی بنیانگذار بخش زنان بود. او زیر بار سفارش و خواهش این و آن نمی رفت. وی با طبعی بلند تمام حقوق خود را صرف دستگیری از بینوایان و تأمین پول داروی کامندان ضعیف می کرد. یکی از شاگردانش می گوید از کارهای خیر بانو دکتر کاشانچی تأمین مخارج تحصیل پسران و دختران با استعداد بود که برای آنان خانه تهیه می کرد و انان را در رفاه نگه می داشت . چند تن از زنان و مردان تحصیل کرده در رشته های مهندسی و پزشکی با حمایت او در تحصیل موفق شدند. تنها فرزند خانم دکتر کاشانچی مهندس شرکت نفت بود که ده ماه قبل از فوت مادر درگذشت. دو نوه دکتر کاشانچی از افراد تحصیل کرده و فرهیخته اند که بسیار مورد علاقه و احترام بانو کاشانچی بوند. دکتر گودرزی در تمجید از استاد خود می گوید : « مهمترین خصیصه اخلاقی خانم دکتر کاشانچی آن بود که علیرغم آن که در زمره اعیان ترین و تحصیل کردگان اروپا بود به جای حضور در مجالس آنچنانی افراد متمول وقت خود را صرف خدمت به زنان بینوای تهرانی می کرد.در خانه آشپزی داشت که از کودکی او را تربیت کرده بود برایش همسری اختیار کرد و با کودکان او به گونه ایی رفتار می کرد که اگر کسی نمی دانست متوجه نمی شد که آنها نوه های دکتر نیستند.

پس از انقلاب موقعیت خانم دکتر چند برابر شد زیرا فرزندان بسیاری از بانوانی که مورد حمایت خانم دکتر کاشانچی بودند جوانان برومند شده بودند و گاهی در گردهمایی آن بانوان خانم دکتر مهربان قدیمی خود را دعوت می کردند. پس از جنگ روزی برای تجلیل از ایشان دعوت به عمل آوردند. خانم دکتر تلفنی از من خواست فورا به دیدنشان بروم. رفتم و او در حال گریه یافتم . علت را جویا شدم گفتند : ببین چقدر این مردم شریف و مهربانند. مرتب حال مرا می پرسند و مرا به جمع خود دعوت می کنند. در حالیکه فامیل یادی از من نمی کنند. آن روز به علت بیماری به من دستور دادند به آن مجلس بزرگداشت بروم و به نمایندگی از ایشان صحبت کنم. در آنجا بود که به ارزش خدمت خانم دکتر کاشانچی به این مردم شریف پی بردم.» بانو دکتر نصرت الملوک کاشانچی در اردیبهشت سال ۱۳۶۹درگذشت
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان