کد خبر: ۲۱۴۳۵
تاریخ انتشار: ۱۰ آذر ۱۳۹۹ - ۲۲:۳۵-30 November 2020
یازدهم آذر ماه هرسال، یاد آور از جان گذشتگی یکی از آزادیخواهان بنام ایران معاصر است که با نثار جانش، به اعاده حیثیت از دین و میهنش پرداخت و در این راه به شهادت رسید.
عصراسلام: شیخ یونس استاد سرایی که بعدها به "میرزا کوچک جنگلی" نامبردار شد، به سال ۱۲۹۸ هجری قمری مطابق سال ۱۲۵۷ هجری شمسی در محله استاد سرای رشت چشم به جهان گشود. 

پدرش میرزا بزرگ به قولی از ایل کرد رشوند ساکن رودبار یا الموت بود که بعدها به رشت آمدودر خدمت میرزا عبدالوهاب مستوفی سمیعی بعنوان پیشکار اموردفتری قرار گرفت.

میرزا بزرگ در اوان جوانی با بانویی از منطقه فومن ازدواج کرد که ثمره ازدواجشان سه پسر و سه دختر شد. پسرها میرزا کوچک، میرزا محمد علی خان جنگلی(متوفای ۱۳۲۹) و میرزا رحیم خان جنگلی (متوفی ۱۳۴۰) نام داشتند و دخترها هم به نامهای: کربلایی خانم  جنگلی (همسر حاجی رضای فومنی و مادر حاجی تقی فومنی)، سارا خانم جنگلی ( همسر میرزا احمد و مادر میرزا اسماعیل جنگلی) و یک دختر دیگر که همسر میرزا جوادخان ناصرالملکی ومادر دکتر موسی خان فیص بود، خوانده می‌شدند.

اما سردار شهید جنگل, میرزا کوچک جنگلی بعد از گذراندن دوران کودکی و تحصیلات حوزوی در  رشت و تهران، به صفوف مشروطه خواهان گیلان پیوست و سالها بعد در اوان جنگ جهانی اول  به سال ۱۲۹۴ خورشیدی برای مبارزه با روسهای تزاری که در آن زمان گیلان را اشغال کرده بودند، با شماری از همفکران خود هیئت اتحاد اسلام رادر گیلان پایه گذاری کرد وبا چند تن از یاران اندک خود که در راس‌شان حاج احمد کسمایی نیز دیده می‌شد، نهضت جنگل را در جنگلهای خراط محله تولم که در اختیار میر احمد مدنی بود بنیان گذاشت و از آن پس به ندت حدود هفت سال با قزاقان روس و قوای انگلیس در حالت جنگ دفاعی و تعرضی بسر برد. 

میرزا کوچک بدنبال وقایع و حوادث بسیار،در شانزدهم خرداد ماه سال ۱۲۹۹ خورشیدی بود که رژیم سلطنتی وقت قاجار را ملغی و حکومت جمهوری شوروی (شورایی) ایران را بعنوان اولین جمهوری در قاره آسیا در رشت اعلام کرد که بیش از دوماه دوام نیاورد و در پی فعالیت های کمونیستی بلشویک ها و عهدشکنی برخی از مزدوران داخلی،  با باران خود به حالت قهر به جنگلهای فومن برگشت.

چند ماه بعد از این، رضا خان برای قلع قمع کردن جنگلیان به رشت آمد که بدنبال شکست میرزا از قوای رضا خانی و بعد از وداع با همسرش مرحومه جواهر خانم رضا پور گوراب زرمیخی(ایشان به قولی صاحب پسری شدند که کوچک لشکر آرا نان داشته و حقوقدان بوده)، ابتدا برای مدتی در روستای میان رز مخفی گردید، تا اینکه از راه ماسوله و ییلاقات ماسال، به طرف خلخال عزیمت نمود تا خود را به بانوی مقتدر آن منطقه به نام عظمت خانم فولادلو (متوفای ۱۳۱۵، مدفون در بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی) رسانده و از حمایت او برخوردار شود و هم در فرصتی مناسب نیروهای پراکنده خود را جمع کند که متاسفانه در میانه راه دچار سرمای سخت و کولاک شدید شد و در چند قدمی تنها یار باوفایش گائوک آلمانی از پای در آمد و درروز دوشنبه دوم ربیع الثانی سال ۱۳۴۰ قمری مطابق  یازدهم آذر سال ۱۳۰۰ شمسی در گردنه گیلوان خلخال به شهادت رسید و جاودانه تاریخ گردید. 

نوشته اند که؛ سرش به دستور یکی از خوانین مستبدوقت تالش به نام محمد خان سالار شجاع و بدست شخصی به نام رضا اسکستانی خلخالی از بدن جدا شد که بدنش بطور امانت در امامزاده گیلوان خلخال به خاک سپرده شد و سرش هم توسط خالو قربان کرد هرسینی یار خائن سابق میرزا، برای خوشخدمتی نزد رضا شاه به دربار تهران برده شد ودر آنجا در گورستان حسن آباد مدفون گردید. بعدها پس از تبعید رضا شاه به جزیره موریس، سر و تن به رشت منتقل و در گورستان سلیمانداراب به خاک سپرده شدند.


گیلان قدیم
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان