کد خبر: ۲۱۳۹۸
تاریخ انتشار: ۰۹ آذر ۱۳۹۹ - ۲۲:۵۳-29 November 2020
به مناسبت سالگرد آزاد سازی جزایر سه گانه
ارتش ایران در نهم آذرماه ۱۳۵۰ جزایر سه گانه ابوموسی و تنب بزرگ و کوچک را از اشغال ۶۸ ساله استعمار انگلیس آزاد و حاکمیت ایران را بر این بخش از سرزمینش اعاده کرد.
عصراسلام:  ۶۸ سال پیش از آن استعمار انگلیس که از سده نوزدهم میلادی در پی محدود ساختن نفوذ و اقتدار ایران در منطقه شبه قاره هند. خلیج فارس و عراق بود با استفاده از زور و تهدید نظامی پرچم ایران را از فراز جزایر به پایین کشید و جزیره ابوموسی را به نام مستعمره اش شیخ شارجه و جزایر تنب را به نام مستعمره دیگر یعنی شیخ راس الخیمه اشغال کرد.

انگلیس‌ها در دوران اشغال این جزایر از هر ترفندی برای جلوگیری از اعاده حاکمیت ایران بر جزایر استفاده کردند و حتی چند بار تا آستانه جنگ با دولت های ایران هم پیش رفتند. اما جدای از رویه استعمار انگلیس، رویکرد دولت ایران و حکومتهای عربی نسبت به موضوع جزایر سه گانه نشان دهنده این واقعیت است که ایران هیچ گاه و حتی در تیره‌ترین شرایط سیاسی و اجتماعی‌اش لحظه ای از تاکید بر حاکمیت خود بر جزایر سه گانه خودداری نکرد و حکومتهای عربی نیز تا سال‌ها هیچ گونه ادعایی بر این جزایر نداشتند و حتی همان شیوخی که انگلیس‌ها به نام آنان جزایر را در اشغال گرفته بودند تا سال‌ها علاقه‌ای به دخالت در امور جزایر ایرانی نداشتند. 

این وضعیت کم و بیش تا رشد و نمو جریان پان عربیسم پس از جنگ جهانی دوم پابرجا بود. اما پس از مسلط شدن جریان ‌های پان عرب در کشورهایی مانند: مصر، عراق، یمن جنوبی و لیبی به تدریج برخی کشورها و محافل عربی نیز با ادعاهای انگلیس ساخته همراه شدند. 

با این وجود پس از این که استعمار انگلیس سرانجام مجبور به ترک خلیج فارس شد و دولت ایران مصمم به اعاده حاکمیت بر جزایر خویش گردید. بازهم رویکرد عمومی در جهان عرب همراهی با ایران بود تا مقابله و رو در رویی، بخش اعظم جلد دوم کتاب تمامیت ارضی ایران در دوران پهلوی "ابوموسی، تنب بزرگ و کوچک" تدوین نگارنده این سطور و نشر موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی به همین واکنش جهان عرب در مقابل اعاده حاکمیت ایران بر جزایر سه گانه اختصاص دارد و حکایت مستندی است از اذعان عمومی عربی به حاکمیت ایران بر جزایر سه گانه، در این نوشتار اشاره‌ای به واکنش جهان عرب در برابر آزاد سازی جزایر خواهد شد.

الف- مصر

مصر به دنبال درگذشت جمال عبدالناصر در ۶ مهرماه ۱۳۴۹ به دوست و متحد منطقه ای ایران تبدیل شد. هنوز چند روزی از مرگ ناصر نگذشته بود كه محمود رياض وزير امور خارجه مصر در ديدار با هويدا نخست وزير ايران به وی گفت:
 
مصر از سياست ايران در خليج فارس پشتيبانی می‌كند و خواستار خروج نيروهاي انگليسي از منطقه است.

محمود رياض وزير امور خارجه مصر در ۱۶ فروردين ماه ۱۳۵۰ به تهران آمد و با زاهدي وزير امور خارجه ايران ديدار كرد. رياض اعلام كرد كه سفرش به تهران مظهري از روابط دوستانه ايران و مصر است.

محمود رياض درباره جزاير سه گانه نيز در اين ديدار به زاهدي گفت كه كشورش در صورت اقدام ايران براي استقرار نيروي نظامي در جزاير سه گانه، در اين ماجرا بي طرف باقي خواهد ماند سخنان محمود رياض به معناي چراغ سبز مصر به ايران براي اعاده حاكميت بر جزاير سه گانه بود. در واقع مصر تأكيد كرد كه اختلاف بر سر اين جزاير يك قضيه همگاني عربي نبوده و مصر هم در اين مسئله بي طرف است. 

اين رويكرد دولت مصر، موجب بهره برداري ساواك و وزارت خارجه ايران نيز شد چنانکه نصيري رياست ساواك در واكنش به سخنان محمود رياض، تأكيد كرد كه جزاير مال ايران است و ايران بايد بر آن اعاده حاكميت نمايد. نصيري در اين باره نوشت:

راه حل معلوم است اعمال حاكميت بر جزاير سه گانه... اظهار وزير خارجه مصر را به آنها (شيوخ امارات) بگوييد، جاي ترديد نيست كه جزاير متعلق به ايران و ايران اين جزاير را از آن خود می داند و روزي كه قرارداد انگلستان با شيخ نشين هاي خليج فارس تمام شود، خود به خود، جزاير مال ايران است.

اردشير زاهدي وزير امور خارجه ايران نیز به وزير امور خارجه آمريكا گفت كه محمود رياض وزير امور خارجه مصر به او گفته است:

بعضي از رؤساي عرب نمی‌دانند اين جزاير در كجا واقع شده است. حاضرم علناً به سوري‌ها و كويتي‌ها اعلان كنم كه اين جزاير مال ايران است و كسي هم در آن جزاير زندگي نمي كند و انگليسي ها كه رفتند، مي بايست آن را به ايران پس بدهند. 

سرانجام مصر همراهي كاملي با ايران در اعمال حاكميت بر جزاير سه گانه نشان داد. با وجود تمام تلاش‌ها و توطئه‌هاي انگليس، در كنار ايران ماند و در عمل از اعمال حاكميت ايران بر جزاير سه گانه حمايت کرد، همچنين به دنبال اعاده حاكميت ايران بر جزاير نيز مصر همچنان در كنار ايران باقي ماند.

عربستان سعودی اگرچه گاه مزاحمت‌هایی برای ایران ایجاد می کرد و در سیاست خود نسبت به ایران متحد عصر پهلوی هم صداقت کامل نداشت اما رویکرد عمومی‌اش در مساله جزایر همراهی با ایران بود. شاه در مذاكرات با ويليام لوس نماينده ويژه انگليس در ۲۴ بهمن ماه ۱۳۴۹ به همراهي ملك فيصل با ايران اشاره كرد و گفت كه ملك فيصل به وي اظهار داشته است:
پاي ما را در اين مورد (جزاير تنب و ابوموسي) به ميان نكشيد . اين موضوع بايد بين ايران و انگليس حل گردد.

موضع گيري‌هاي بعدي مقامات سعودي حاكي از همراهي آشكارتر آنان با ايران بر سر اعمال حاكميت بر جزاير سه گانه بود. ساواك در گزارش ۱۵ اسفندماه ۱۳۴۹ به نقل از يك مقام عالي رتبه سعودي نوشته است:

ما (مقامات سعودي)، مدتهاست كه از نيت شاهنشاه آريامهر درباره تصرف جزاير ابوموسي و تنب اطلاع داشته و با آن كاملاً موافقيم. زيرا حداقل به مراتب بهتر از آن است كه آنها به دست عراق يا سوريه بيفتد. فقط بايد ترتيبي داده شود كه سر و صداي شيوخ مربوطه بلند نشود و به جامعه اعراب شكايت نكنند.

پادشاه و دولت سعودي باز هم بر بي علاقگي خود به مسئله جزاير و بي ارتباط بودن موضوع جزاير با عربستان سعودي تأكيد داشتند. چنانکه اردشير  زاهدي وزير امور خارجه در ۱۰ ارديبهشت ماه ۱۳۵۰ هنگام مذاكره با ویلیام راجرز همتای آمريكايي اش به وي گفت كه ملك فيصل درباره جزاير اظهار داشته است:

موضوع جزاير ارتباطي به عربستان ندارد و نمي خواهد بر سر آنها مشكلاتي ايجاد شود و سر و صدا كند.

ج- قطر
قطر در هنگام مطرح شدن بحث خروج انگليس از خليج فارس يعني در آغاز دهه ۱۹۷۰، از دوستان نزديك ايران در منطقه بود. حكمران قطر، شيخ احمد بن علي آل ثاني از سال ۱۹۶۰ (۱۳۳۹ خورشیدی) به قدرت رسيده بود. امير قطر در ديدار با مأمور ساواك در ۵ بهمن ماه ۱۳۴۹ ضمن تأكيد بر اين كه هيچ گاه با ايران مخالفت نخواهد كرد ، بر همراه بودن قطر با ايران در مسئله جزاير تصريح كرد.

شيخ احمد بن علي آل ثاني در اين باره گفت:
در مورد جزاير هم ما هيچ گاه طرف مخالف ايران را نمي گيريم. بلكه در اين موردبا ايران هستيم .
 
امير قطر در ۲۵ فروردين ماه ۱۳۵۰ نیز پيرامون همراهي اش با ايران در مورد جزاير سه گانه به مأمور ساواك گفت:
به طور خصوصي و سري، نظرم اين است كه صددرصد با نظر ايران موافقم.
 
امير قطر هم چنین گفت:
ايران سياست عاقلانه و دورانديش و بجايي را در پيش گرفته، ضرورت دارد ايران جزاير را تصرف كند . چون در مدخل خليج فارس قرار دارند. هر كس آنها راتصاحب كند بر مدخل خليج فارس مسلط و مي تواند، رفت و آمدها را كنترل كند.
 
امير قطر در ديدار خود با مأمور ساواك در ۲۵ فروردين ماه ۱۳۵۰، انگليسي ها را اشغالگر جزاير دانسته و طرح ادعاي دروغين مالكيت شيوخ شارجه و رأس الخيمه برجزاير را ساخته و پرداخته آنان دانست. 

به باور امير قطر:

حقيقت اين است كه تمام مشكل جزاير را انگليسي ها ايجاد كرده و مي كنند كه بعداز خروجشان اين مشكلات در منطقه باشد . جزاير را انگليسي ها گرفتند و به دروغ گفتند متعلق به دو امارت رأس الخيمه و شارجه است . چون مي دانستند آن دو حاكم جرأت ندارند برخلاف نظريات آنها رفتار كنند.

حكومت قطر صرفاً به ابراز موافقت با اعمال حاكميت ايران بر جزاير و همراهي بامواضع ايران بسنده نكرد، بلكه حتي به دولت ايران توصيه نمود كه با شدت عمل و قاطعيت، موضوع اعمال حاكميت بر جزاير سه گانه را پي گيري كند. امير قطر در ديدا ۲۵ فروردين ماه ۱۳۵۰ خود با مأمور ساواك ، به اهميت و ضرورت شدت عمل ايران دراعمال حاكميت بر جزاير اشاره كرد و گفت:

عقيده من اين است كه ايران به همين شدت تا حصول نتيجه و عدم تشكيل فدراسيون تا قبل از حل مسئله جزاير عمل كند.

د-امارات
۱. دبی
حكمران دبي با تأييد نظرات ايران در مورد جزاير سه گانه و حتي همكاري با ايران درجهت اعاده حاكميت ايران بر جزاير، در عمل حاكميت ايران بر جزاير را پذيرفته و تأييد کرده بود. ضمن اين كه حكمران دبي شخصاً هم به حاكميت ايران بر جزاير اذعان داشت، چنانكه در روزهاي پاياني اسفندماه ۱۳۴۹ به دنبال ديدار حاكمان رأس الخيمه و شارجه با سفير ايران در كويت و درخواست آنان از سفير ايران براي ديدار با شاه و مذاكره درباره جزاير، حكمران دبي اين درخواست حاكمان رأس الخيمه و شارجه را بی مورد دانست و تأكيد كرد كه با توجه به اين كه ايران جزاير را متعلق به خود مي داند، خواسته حاكمان رأس الخيمه و شارجه در اين باره را نخواهد پذيرفت. در گزارش سوم فروردين ماه ۱۳۵۰ نمايندگي ساواك در دبي درباره اين موضوع به نقل از حاكم دبي آمده است:
 
حاكم رأس الخيمه در ملاقات با سفير شاهنشاه آريامهر در كويت ، درباره جزيره تنب بزرگ و كوچك به وي گفته كه تابع نظريات شاهنشاه آريامهر مي باشد و ... ومنتظر پاسخ مي باشد و من [حاكم دبي ] در مورد صحت و سقم گفته حاكم رأس الخيمه از كنسول انگليس سئوال كردم .

او ضمن تأييد اظهارات حاكم رأس الخيمه گفت: حاكم شارجه هم در مورد جزيره ابوموسي، همين جواب را به سفير شاهنشاه آريامهر در كويت داد و حال آن دو منتظر پاسخ و نظريات شاهنشاه آريامهر هستند، تا هر چه بگويد، آن دو عمل كنند.

نظریه حاکم دبی:

نمي دانم اظهارات حاكم رأس الخيمه و حاكم شارجه و تأييد آنها از طرف كنسول انگليس تا چه حد صحت داشته باشد . ولي شاهنشاه آريامهر بارها فرمودند جزيره تنب بزرگ و تنب كوچك و جزيره ابوموسي، متعلق به ايران است و آن دو چه طور منتظرپاسخ ايشان هستند و شكي نيست كه شاهنشاه آريامهر ، امر به دادن دو جزيره فوق الذكر به آنها نخواهند فرمود.

بدين ترتيب حكمران دبي به طور ضمني به مقامات ايراني توصيه مي كرد كه باتوجه به اين كه جزاير متعلق به ايران هستند، دولت ايران نبايد زير بار هرگونه تفاهمي با شيوخ برود.

حكومت دبي نه تنها حاضر بود تا با ديپلماسي و مذاكرات سياسي به اعاده حاكميت ايران بر جزاير سه گانه ياري برساند، بلكه حتي آمادگي داشت تا از طريق رسانه ها ومطبوعات دبي به تبليغات درباره حق حاكميت ايران بر جزاير بپردازد . در اين راستا درتيرماه 1350 يكي از مقامات شهرداري دبي به مأمور ساواك در دبي گفت كه نشريه اخبار دبی حاضر به چاپ اسناد مرتبط با مالكيت ايران بر جزاير است تا افكار عمومي اعراب روشن شده و به نفع ايران گردد.

۲. ابوظبی

شیخ زاید بن سلطان آل نهیان حاکم ابوظبی و بنیانگذار امارات متحده عربی تا جایی که می توانست و فشارهای تندروهای عرب به وی اجازه می داد تلاش می کرد تا از هرگونه ادعا علیه حاکمیت ایران بر جزایر سه گانه خودداری نماید و با پرهیز ازچنین اقدام خصمانه ای از متشنج کردن مناسبات خود با ایران جلوگیری می کرد.

شیخ زاید در ۱۷ اسفند ماه ۱۳۴۹ در مذاکره با نماینده ساواک در دبی بر عدم ارتباط موضوع جزایر با شیخ نشین ابوظبی تاکید کرده و تصریح می دارد:
"به ایران اطمینان می دهم که در مورد جزایر ، علیه ایران  اقدامی نکرده ام ، نه مالک جزایر هستم و نه به خودحق می دهم  در اختلاف ایران با حکام شارجه و راس الخیمه دخالت کنم."

در همین جلسه مذاکره بار دیگر بر عدم اتخاذ هر گونه سیاست خصمانه علیه ایران تاکید می نماید:

"نمی دانم چه کسی در این مورد گزارش خلاف واقع به ایران داده و یا شاید برای ایران این تصور به وجود آمده که من علیه ایران اقدام می کنم.....اگر ثابت کند که در مورد جزایر اقدامی علیه ایران کرده ام حق با ایران است وگرنه چرا با این گله ها ، دوستی ما خراب شود ."

زاید در همین دیدار هم چنین بیان می کند:

"من به هیچ کشور غیر از ایران ، نمی توانم اعتماد کنم و تا زمانی که ایران ، عقیده خود را در قبال من تغییر نداده و طالب دوستی با من است ، من تغییری نمی‌کنم."
شیخ زاید در دوم اردیبهشت ماه ۱۳۵۰ هم در پاسخ به نصیری رییس ساواک اذعان کرد:
"مساله جزایر هیچ ارتباطی به ابوظبی ندارد،مساله ای بین ایران و حکام شارجه وراس الخیمه است"
شیخ زاید در ۱۶ اردیبهشت ماه ۱۳۵۰ هم در دیدار با نماینده ساواک به وی گفت:
"برای من و شیخ نشین ابوظبی ، دوستی ایران مهم است نه وجود این چند جزیره ، ما به دوستی مان با از جهات مختلف از جمله این که ایران قوی ترین همسایه است که در خلیج فارس داریم ،احتیاج داریم."

شیخ زاید در ادامه این مذاکره تصریح می دارد:
"اتکا ما فقط به ایران است ، هرچه بخواهیم از او می خواهیم."

شیخ زاید درسوم آبان ماه ۱۳۵۰ نیز به فرستاده وزارت خارجه ایران  می گوید:
من نمی دانم این جزایر در کجا واقع هستند ؟ شن زار هستند یا سنگی؟ من خدا را شاهد می گیرم که تا سرحد امکان به شیوخ شارجه و راس الخیمه نصیحت کردم که با ایران کنار بیایید و موجبات رنجش ایران را فراهم نکنید."

شیخ زاید در هشتم آذرماه ۱۳۵۰ نیز  یادداشت تفاهم در حال انعقاد ایران و شارجه را پذیرفته و مورد ستایش قرار داده است.

به دنبال آزاد سازی جزایر سه گانه از اشغال استعمار انگلیس در نهم آذرماه ۱۳۵۰ و اعاده حاکمیت ایران بر این جزایر هم موضوع حاکمیت ایران بر جزایر از دیدگاه شیخ زاید تمام شده بود . وی نه تنها در مذاکرات با مقامات ایرانی بلکه در دوسفر خود به ایران در سالهای ۱۳۵۴ و ۱۳۵۶ و بیانیه های رسمی پس از این دیدارها نیز هیچ گونه  اشاره و ادعایی علیه حاکمیت ایران بر جزایر نداشت. 

تنها و تنها شیخ زاید زیر فشار کشورهای تندروی عرب و بعد از انقلاب اسلامی زیر فشار اسراییل و آمریکا و به اکراه ادعای مصنوعی و تحمیل شده بر امارات در مورد بخشی مسلم از خاک ایران یعنی جزایر سه گانه را گاه به گاه طرح می کرد. اما رویه عملی او ترک چنین ادعای سخیفی بود . موضوعی که می تواند الگویی برای جانشینان آن مرحوم هم باشد.

۳. فجیره

حكمران فجيره معتقد بود كه ايران مالك جزاير است و  شيخ محمد بن حمدالشرقي البته نه تنها به مالكيت ايران بر جزاير اذعان داشت بلكه حاضر بود تا در راستاي اعاده حاكميت ايران بر جزاير، عليه شيوخ اقدام نمايد. شيخ محمد بن حمدالشرقي در مذاكرهبا تاجبخش سفير ايران در كويت در سوم مهرماه ۱۳۴۹ به وي تصريح كرد:.

ما جزاير را متعلق به ايران مي دانيم و با حكام صحبت مي كنيم كه وظيفه خود رادر اين باب انجام دهند . من و مردم فجيره ، آمادگي داريم با كمك نيروهاي مسلح ايران عليه رأس الخيمه و يا هر كس ديگر در تأمين نظر ايران اقدام نمائيم.

شيخ فجيره در ادامه اظهاراتش ، خود را فرزند ايران دانست و تأكيد كرد آنچه را كه ايران بخواهد، مي خواهد و آنچه را ايران نخواهد، نمي خواهد. وي در اين باره تصريح كرد:
درباره خودم مي گويم فرزند ايران هستم و آنچه را ايران دوست دارد به آن علاقه مند و آنچه ايران دوست ندارد، من هم دوست ندارم.

حاكم فجيره نه تنها حاكميت ايران بر جزاير را تأييد مي كرد و به ايران وعده همراهي وهمكاري براي اعمال حاكميت بر جزاير مي داد، بلكه حتي ايران را به شدت عمل براي اعمال حاكميت خود نيز ترغيب و توصيه مي كرد تا شيخ نشين ها را تهديد نمايد كه درصورت حل نشدن مسئله جزاير، فدراسيون امارات را در هم مي كوبد . در گزارش ۲۵ فروردين ماه ۱۳۵۰ نمايندگي ساواك در دبي آمده است كه شيخ محمدبن حمدالشر قي درباره اين موارد تصريح كرده است:

موافق شدت عمل ايران هستم، در گذشته وقتي ايران مي گفت، فدراسيون امارات خليج فارس را به رسميت نمي شناسم، حكام توجهي نمي كردند، مي گفتند دهها دولت ديگر به رسميت خواهند شناخت، ولي وقتي امروز مي گويد فدراسيون رادرهم مي كوبم، همه حكام خواهند فهميد كه ديگر به رسميت شناختن يا نشناختن نيست و حكام روي آن حساب خواهند كرد.

سایر شیوخ هم به همین گونه تصریح بر حاکمیت ایران بر جزایر داشتند و حتی شیوخ شارجه و راس الخیمه یعنی مدعیان انگلیس ساخته حاکمیت بر جزایر هم به حاکمیت ایران بر جزایر اذعان داشتند. که نظر به اهمیت بسیار زیاد این موضع گیری ها . بررسی آن مجالی مستقل را می طلبد

محمدعلی بهمنی قاجار
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان