کد خبر: ۲۱۳۷۳
تاریخ انتشار: ۰۹ آذر ۱۳۹۹ - ۰۷:۲۶-29 November 2020
معمولا چنین انگاشته می شود که ورود گفتمان مذهبی به سپهر سیاسی ایران، بویژه پس از کودتای ۱۳۳۲ ناشی از انسداد فضای سیاسی و سرکوب جریانات سکولار بوده است. احسان طبری از برجسته ترین اعضای حزب توده، در مقاله ای با عنوان سوسیالیسم علمی و بینش توحیدی که در سال ۵۸ منتشر شد، نوشت:
"این امر که رژیم، همه ی راههای مخالفت و اپوزیسیون سیاسی را بسته بود ولی مذهب را به ناچار تحمل می کرد، موضوع تبدیل مذهب به یک ایدئولوژی سیاسی مبارز علیه رژیم را به نیاز روز بدل ساخت." [۱]

ورود مذهب به مبارزه ی سیاسی علیه رژیم را اما نه چنان که طبری گفت صرفا با "تحمل آن توسط حکومت" که به دلایل دیگری نیز می توان توضیح داد. یکی از این دلایل، تلاش حکومت و شخص شاه  در استقاده از احساسات مذهبی توده های مردم جهت مشروعیت بخشیدن به اقدامات خود و گسترش مقبولیت سیستم بود، بویژه آنکه در برنامه ی کودتا، تقایل با مصدق از طریق تحریک انگیزه های مذهبی مردم و برانگیختن حساسیت علماء نیز دیده شده بود، خطی که پس از کودتا نیز کماکان تعقیب می شد.

آزموده - دادستان - در بیست و ششمین جلسه ی دادگاه دکتر مصدق، در حالیکه دکتر غلامحسین صدیقی در جایگاه گواه حاضر شده بود، صراحتا گفت: " آقای دکتر محمد مصدق احتیاج به مردانی داشته است که دو خصلت اصلی داشته باشند، یکی اینکه برخلاف مذهب اسلام باشند و دیگر اینکه برخلاف اصول سلطنت." [۲]

 اکنون که شاه مجددا به مصدر امور بازگشته بود، می بایست به مردم و روحانیت نشان داده شود که مقام سلطنت تا چه اندازه در این باره متفاوت،حساس و مسئول است. پاسخ او به تلگراف علماء در عید غدیر - هفتم شهریورماه ۳۲ - هفت روز پس از بازگشت به ایران، رویکرد جدید او به مذهب را نشان می داد: "من در عتبات عالیات هنگام تشرف عهد و پیمانی با ائمه اطهار کرده‌ام، حالا موقع خدمت رسیده است آن هم خدمت به خدا و خلق خدا و امیدوارم با کمال پشتکار و زهد و تقوا این وظیفه را به خصوص در مورد طبقات پایین انجام دهم." [۳]

شاه در همین راستا "اندکی پس از بازگشت به ایران دستور داد یک ضریح خاتم برای مزار حضرت زینب در دمشق و ضریحی دیگر برای حضرت علی در نجف بسازند و آنها را همراه هیئتی به ریاست سرلشکر ضرغامی به سوریه و عراق فرستاد. هر دو ضریح را با کامیون از راه قزوین و همدان و کرمانشاه به عراق بردند. مردم در مسیر آن کاروان می ریختند بیرون و زار زار گریه میکردند و به نشان تبرک نخ می بستند." [۴]

در چنین فضای آلوده ای در حالی که مذهب به شکلی موثر به حربه ای در دست حکومت برای عادی سازی وضعیت تازه بدل شده بود، نمی توان پذیرفت که نیروهای حامل گفتمان مذهبی، صرفا به این دلیل وارد سپهر سیاسی شده باشند که "رژیم مذهب را تحمل می کرد " بلکه ضرورت خارج کردن این حربه از دست حاکمیت به منظور آشکارسازی ماهیت واقعی آن نیز از جمله دلایلی بود که ظهور نیروهای سیاسی حامل گفتمان مذهبی را اجتناب ناپذیر می ساخت.

نگاهی به اسناد به جا مانده از نهضت مقاومت ملی، آشکارا افزایش بسامد نشانه ها و تعابیر مذهبی را در مواضع نیروهای ملی، در مقابله با حکومت کودتا نشان می دهد. نتیجه اما غیرقابل پیش بینی بود لیکن هنگامی که از موضع امروز به گذشته نگاه می کنیم می توانیم ببینیم که پیامد چنین روندی در نهایت، زمینه را برای نقش آفرینی بیشتر روحانیت در سپهر سیاسی فراهم می ساخت. نامه ی نهضت مقاومت ملی به آیت الله بروجردی در اردیبهشت ماه سال ۱۳۳۳ یک سند قابل توجه در این رابطه است. نامه ای که آشکارا از "روحانیت عظمی" به عنوان ملجاء و پناهگاه مسلمانان دعوت می کرد که با کمک مردم در مقام چاره جویی و طرد حکومت غاصب و اعاده ی حکومت ملی برآید. 

 در خرداد ۱۳۴۲ عملا چنین اتفاقی افتاد و روحانیت، نظر به جایگاه نهادی اش در مذهب، در صدر جنبش اجتماعی پرشوری قرار گرفت که در نوع خود، اولین مقابله ی گسترده با حکومت پس از کودتا محسوب می شد. این قیام، آخربن گام در خارج ساختن مذهب از دست کودتا گران بود. جامعه ی سوسیالیست ها به رهبری خلیل ملکی متعاقب این قیام در یک بیانیه ی تحلیلی نوشت:

"نتایج قابل پیش بینی این قیام نیز بسیار مهم است.مهم ترین نتیجه آن این است که از این پس تا مدت ها، مذهب به عنوان عاملی برای پشتیبانی دستگاه حاکمه نیست بلکه درست به عکس، تبدیل به هسته مقاومتی در برابر حکومت گشته است.از دست رفتن پایگاه مذهبی هیات حاکمه بزرگترین شکستی ست که در این مبارزه نصیب حکومت گشته است و پایه های تسلط او را سخت لرزان خواهد ساخت... یک نتیجه فرعی و ضمنا مهم این قضایا نیز نقش بر آب شدن نقشه های شاه در درآوردن خود بصورت یک رهبر مذهبی ست. می دانیم شاه کوشش می کرد به توده های ساده بقبولاند که نظر کرده است و بیش از هر کسی به خدا و ائمه اطهار نزدیک است.اگر شاه در این تقشه موفق می شد,از لحاظ آینده جنبش خطری بسیار جدی بوجود می آورد ولی رهبران مذهبی و مردمی که به دنبال آنها راه افتادند این نقشه را نیز باطل کردند." [۵]

اکنون سالیان درازی از آن روزها گذشته و ضرورت های جهت دهنده به کنش سیاسی فعالان اجتماعی آن دوران از خاطره ها رفته است. بویژه در آندسته از تحلیل های سیاسی که فاقد نگاهی تاریخی به روندها هستند، این دسته از مبارزان متهم اند که نادانسته شیشه را شکسته و غول مذهب را از بطری خارج کرده اند، غولی که اکنون خودشان را نیز گرفتار کرده است! چنین تحلیلی البته به لحاظ اینکه رافع مسئولیت نیروهای غیرمذهبی در برابر وضعیت جاری ست، ممکن است با استقبال این نیروها مواجه شود - هرچند همین نیروها در موقع خود، ورود نیروهای مذهبی به میدان مبارزه را شادباش و تهنیت گفته بودند - اما در برون رفت از وضعیت موجود، عملا ناکارآمد و عقیم است چه آنکه با توصیه به کناره جویی از اندیشه ی مذهبی در میدان سیاست، اعتنایی به تجربه ی تاریخی ما در برابر حکومتی که این بار به شکلی کاملا متفاوت مذهب را با قدرت سیاسی در آمیخته و از آن بهره می برد، ندارد!


ارجاعات:

[۱]احسان طبری، برخی مسایل حاد انقلاب ایران،مجموعه مقالات، ص ۴۹

[۲]جلیل بزرگمهر، مصدق در محکمه نظامی، جلد دوم، ص ۶۴۲

[۳]محمدعلی موحد،خواب آشفته نفت، از کودتا ۲۸ مرداد تا سقوط زاهدی، ص ۱۵۵

[۴] همان، ص ۱۵۷

[۵]قیام ۱۵ خرداد به روایت اسناد، جلد  سوم
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان