کد خبر: ۲۱۱۶
تاریخ انتشار: ۰۷ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۶:۵۳-28 May 2018
حدود سالهای ۸۲ و ۸۳ با دوستان خوبمون تو گروه علی ولی الله ، فعالیت های منسجمی داشتیم و در راستای همون فعالیت های هدفمند دیدار با مراجع رو در دستور کار قرار دادیم .خوب به خاطر دارم که در آخرین دیدار ، خدمت حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی مشرف شدیم و شرح فعالیت های گروه رو خدمتشون ارائه کردیم و در پایان از ایشون خواستیم که هم راهنمائی مون کنند و هم ما را از دعای خیر خودشون بی نصیب نگذارند .
نماز مغرب و عشا رو هم پشت سر ایشون خوندیم و خب البته اون روز ، در نوع خودش به واسطه ی دیدار با علماء خصوصا حضرت آقای مکارم و دعاهای خالصانه ی ایشون ، روز به یاد ماندنی ای بود .

از مدرسه ی امیر المومنین که اومدیم بیرون ، رفتیم یه چرخی تو قم بزنیم که اتفاقا تو یه کوچه ای تو همون نزدیکی ها برخوردیم به یه کتاب فروشی .

رفتیم تو کتاب فروشی دیدیم نوشته بود انتشارات انصاریان و همه ی کتب اون کتاب فروشی به زبان های خارجی بود .

از اونجایی که پراکندگی اعضای گروه هم در جاهای مختلف دنیا با زبانهای مختلف هم بود ، چنین انتشاراتی خیلی برای ما جلب توجه کرد.

سراغ مدیر انتشارات رو گرفتیم . یه پیر مرد نورانی رو نشونمون دادند و گفتند آقای انصاریان هستند .رفتیم با ایشون نشستیم به صحبت و فعالیت های گروه رو برای ایشون هم توضیح دادیم و گفتیم که به این کتاب ها نیاز شدید داریم .ایشون هم با کمال اشتیاق پذیرفتند که متن ترجمه  شده تمامی کتب رو در اختیار ما قرار بدن .

علیرغم اینکه هیچ ناشری اینکار رو نمی کنه اما ایشون با آغوشی باز پذیرای ما شدند و خاطراتی هم از تبلیغ پیرامون مکتب تشیع برامون تعریف کردند .

همون جا قرارش رو گذاشتیمکه متن سیصد کتاب رو که به زبانهای عربی ، انگلیسی ، آلمانی ، تاجیکی ، فیلیپنی ، آذری و … بود ، در اختیار قرار بدهند و قرار شد ما هم مقدمات کارهامون رو فراهم کنیم و یک سفر دیگه به قم داشته باشیم . از آقای انصاریان خداحافظی کردیم و برگشتیم به سمت تهران.

تو راه برگشت با دوستان صحبت می کردیم که دعای حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی چه زود در حق ما گیرا شد و خداوند بهترین منابعی رو که می خواستیم در اختیار مون قرار داد و تو همون ماشین تصویب شد که بزرگترین کتابخانه ی دیجیتال اسلامی رو در فضای سایبر را راه اندازی کنیم حتی برای نام دامنه و عنوان سایت هم تصمیم گیری شد . قرار شد با چند تا برنامه نویس برای طراحی اونچه که مد نظرمون بود صحبت کنیم . صحبت ها در تهران با گروه های مختلفی آغاز شد و از اونجایی که در اون سالها ، طراحی سایت در فضای مجازی به سادگی این روزها نبود ، هرکس یه قیمت نجومی ای به ما می داد تا اینکه با یه گروه برنامه نویس صحبت کردیم و قرار شد اون چیزی رو که ما مد نظر داریم برامون طراحی کنند و پیش فاکتوری که به ما دادند و از همه ی گروه ها کمتر بود ، مبلغ سه میلیون تومان بود .

داستان از همینجا شروع شد .دنبال اسپانسر می گشتیم . از بازار تهران شروع کردیم و تا بیت برخی آقایان علماء پیش رفتیم .هرجا می رفتیم تا می فهمیدن بحث ، بحث پوله ، همچین مارو می پیچوندن که خودمون هم نمی فهمیدیم چطور پیچیدیم .بعضی ها می گفتن وظیفه ی دولته که به شما کمک کنه . بعضی ها هم …

خلاصه به هر دری زدیم تا این سه میلیون تومان رو که برای خودش در اون زمان پول زیادی هم بود جور کنیم نشد که نشد . داشتیم نا امید می شدیم تا اینکه یکی از همکاران ما گفت یه روحانی ای هست فلان جا  با این مشخصات و خب ، کار فرهنگی هم میکنه .برید پیش این بنده خدا شاید کارتون رو راه انداخت.شماره اش رو داد به من .زنگ زدم و یه وقتی داد حضوری رفتم پیشش .
آدرسش کجا بود ؟ اقدسیه
رفتم به همون آدرس .
خب برام جالب بود که یه روحانی اونجا زندگی بکنه .
وارد خونه شدم .
دیدم یه آقایی با دشداشه سفید اومد به استقبالم .
با روی باز .
اولین برخوردمون بود .
من رو تو آغوش گرفت و کلی تحویل و از این حرفا
انگار که هزار ساله همو می شناسیم و رفیق گرمابه و گلستان هم بودیم .
بعدها فهمیدم این آقا همون روحانی بود که همکارمون به من معرفی کرده بود و از کله گنده های انجمن حجتیه است .
یعنی کله گنده که چه عرض کنم .
شنیدم ایشون بعد از مرحوم آقای شیخ محمود حلبی که همه کاره ی انجمن حجتیه بوده ، نفر اصلی انجمنی هاست .
البته تو ملاقات اول و دوم وسوم نفهمیدم 
ولی بعدش متوجه شدم .
خلاصه خیلی با آغوش باز از ما پذیرایی کرد
و رفتیم تو دفتر خودش که تو همون ساختمان بود .
یعنی طبقه ی پایین خونه اش رو دفتر کارش کرده بود .
نشستیم باهم به صحبت کردن .
خیلی خوب به حرفاهای من گوش میکرد .
و بعضی جاها سوال هایی میکرد که احساس می کردم نسبت به همه چی آگاهی کاملی داره .
خصوصا اینکه می دیدم نسبت به کامپیوتر هم خوب مسلطه .
در جلسه ی اول وقتی توضیحات من رو شنید ، پذیرفت همه مبلغ رو متقبل بشه .
اما قرار شد چندین جلسه ی دیگه هم بشینیم و با هم درباره ی نوع کارهامون صحبت بکنیم .
البته خدا رو شکر به جلسه ی چهارم یا پنجم نرسید و من فهمیدم که این بنده ی خدا انجمنی هست .و کشیدم کنار .

اما برام چند تا نکته خیلی جالب توجه بود که احساس می کنم راز موفقیت این افراد در همین ها نهفته است و ما اگر می خواهیم موفق باشیم باید این نکات رو بیاموزیم و نصب العین قرار بدیم . چون دقیقا سفارشات دینی و دستورات پیشوایان دینی ماست :

۱ – بسیار گرم و صمیمانه :
 متاسفانه من و دوستان همفکرم از این مشخصه ی اخلاقی که مورد سفارش فراوان اسلام نیز هست ، به دوریم و در برخوردها ، همیشه صمیمتی که باید داشته باشیم را نداریم و مدتها طول می کشد که با سایر همفکرانمان به قول خودمان جور شویم و تو رگی . در صورتی که من به محض ورود به خانه ی این فرد احساس کردم به جایی وارد شدم که آنجا متعلق به خود من است و سالهاست با این فرد ، رفیق شفیقم .

۲ -روابط عمومی بالا :
در طی این چهار جلسه ، می دیدم که این فرد بواسطه ی مشغله ها و مراجعاتی که داشت ، روابط عمومی بسیار بالایی داشته  و در ایجاد و برقراری ارتباط بسیار موفق بود که البته بیشتر این خصوصیت در اخلاق خوب این فرد خلاصه میشد .

۳ -بسیار منظم :
با توجه به حجم بالای کاری ای که داشت ، برای کوچکترین کارهایش هم برنامه داشت . در طول این چهار جلسه با خودم میگفتم این فرد دیگه شورش رو در آورده اما بعدا متوجه شدم که من در اشتباهم . اسلام مقدس هم برای تمام شئون زندگی ما برنامه ریزی کرده اما متاسفانه ما از آن بی اطلاعیم .

۴ – دانش برنامه ریزی قوی و حساب شده :
وقتی کارها بر اساس نظم پیش برود شما می توانید در تمام شئون ، یک برنامه ریزی دقیق نیز داشته باشید .همان نظمی که مورد توجه پیشوایان دینی ما بوده است.به عنوان مثال آن فرد با یک برنامه ریزی حساب شده ، می گفت فلان جا ده میلیون تومان هزینه ی تبلیغات دینی می کنیم به نحوی که این هزینه ظرف مدت ۴ سال با سود این مدت به ما برگردد .
ببینید تبلیغ می کرد . پول هم خرج می کرد . اما حساب شده . حساب می کرد که ۴ سال آینده باید این پول با سودش برگردد .

۵ – پایبند و معتقد به هدف :
یادم می آید آن روزهایی که با این فرد آشنا شده بودم روی خطابه ی غدیر کار می کرد .  تمامی شئون زندگی خود را با غدیر تنظیم کرده بود . و همه ی کارهایش را با غدیر سِت می کرد . حتی قنوت نمازش از جمله دعاهای پیامبر اسلام در روز غدیر بود .به تمام زندگی اش رنگ و بوی غدیری داده بود .میگفت : من با تمرکز روی خطبه ی غدیر به ۱۷ روش تبلیغاتی دست پیدا کرده ام که در نوع خود بی نظیر است و اگر کسی اینها را بداند ، میلیونر خواهد شد .

۶ – هزینه کردن برای اعتقادات :
وقتی می دانست که علی علیه السلام بر حق است و به این مهم اعتقاد داشت ، برای این اعتقاد تا جایی که لازم داشت هزینه می کرد . یادم می آید آن روزها به جهت تبلیغ آئین تشیّع از درگاه غدیر ، به چاپ خطابه های غدیر به صورت نفیس پرداخته بود و با کانال هایی که داشت در کشورهای حاشیه خلیج فارس ، به پخش این خطابه اقدام می کرد . مثلا یکی از طرح هایش قرار دادن نسخه ی نفیسی از این خطابه در ماشین هایی بود که افراد از نمایشگاه می خریدند .و آنقدر این کتابچه ها را نفیس چاپ می کرد که هرکس مشتاق میشد حداقل یکبار آنرا بخواند .بماند از اینکه برای خیلی جاها برنامه ریزی کرده بود که به چه صورت این خطابه ها را پخش نماید .

۷ – کار پا به پای همراهان :
می دیدم پا به پای که کسانی که با او کار می کردند  ؛ کار می کرد .

۸ – و یک نکته ی بسیار مهم دیگر که خیلی در پیشبرد اهداف آنها موثر بود این بود که کسانی که می آمدند و گوشه ای از کار را عهده داربودند ، در مقابله با افکار این فرد ، هیچگاه دچار خودعمارپنداری نمی شدند و هرچه میگفت به گوش جان می پذیرفتند .اگر می گفت فلان چا اینقدر پول نیاز هست ، از کوچک و بزرگ می آمدند و در طبق اخلاصشان می ریختند . مثلا اگر بگویم در یک روز آنهم سال ۸۳ یا ۸۲ با یک در خواست در جمع ۲۰ نفری نزدیک به دویست میلیون دست به نقد جمع شد ، باور نخواهید کرد .

اما حیف که جماعت همفکران این کمترین ، همه و همه دچار خود عمار پنداری شده ایم و نمی خواهیم از این خواب خوش بیدا شویم .

نکاتی که ذکر شد از جمله ی نکاتی بود که در طول ۴ یا ۵ جلسه ، به آنها واقف شدم و احساس می کنم راز موفقیت این گروه ، در گرو این نکات خصوصا نکته ی هشتم می باشد .

اما یکی نیست بگوید حسین مداحی ! همه ی اینهایی که درباره ی این انجمنی ها گفتی ، صفات خوبی بود که شایسته است هر مومنی آنرا داشته باشد . چرا اگر خودتان این صفات را ندارید و یا کار فرهنگی بلد نیستید می گوئید : انجمن حجتیه ، اَخ پیف تُف ؟ خب شما هم مثل آنها خوب کار کنید . اصلا مگر این انجمن حجتیه چه مشکلی دارد ؟


حالا اینکه داستان بزرگترین کتابخانه ی شیعی با ظرفیت ۳۰۰ کتاب به ۸ زبان در سال ۸۳ به کجا کشید خودش می شود مثنوی ۸۰ مـَن ، که البته التماس دعا !

حسین مداحی

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
منشاء پدیده داعش را چه می دانید؟
ناشی از تفکر وهابی-تکفیری
محصول توطئه غرب و اسرائیل
آخرین اخبار
رنگ خدا
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
پنجره
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و متون مرجع
نظامی
کسب و کار
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان