کد خبر: ۲۱۱۰۳
تاریخ انتشار: ۲۷ آبان ۱۳۹۹ - ۰۷:۳۶-17 November 2020
هيچ کس وارد حرفه روزنامه‌نگاري نمي‌شود تا گزارش‌هاي بدي تحويل خوانندگان داده و جامعه را گمراه سازد يا اخبار مهم درباره رويدادهاي تحت پوشش را حذف و کم ارزش جلوه دهد.
 گزارشگران نشريات و به ويژه روزنامه نگاران، شغل بسيار سختي دارند. آنها تحت فشار ضرب‌الاجل‌هاي بيرحمانه زماني هستند. منظور اينکه قادر به فاصله گرفتن و بيگانه بودن با منابع خبري خود نيستند، زيرا مجبورند بارها و بارها به اين منابع خبري و تحليلي مراجعه کنند. موضوعاتي که گزارشگران اقتصادي با آنها سروکار دارند موضوعات ظريف و پيچيده‌اي بوده و حداقل نصف کساني که با اين گزارشگران گفت و گو و مصاحبه مي‌كنند دروغ‌هاي زيرکانه (و برخي اوقات نه چندان زيرکانه) مي‌گويند.

كجاي کار ايراد دارد و چگونه روزنامه‌نگاران و کساني که منابع خبري و تحليلي روزنامه‌ها هستند و به آموزش عمومي و ارتقاي سطح مباحث اقتصادي علاقه‌مند هستند، مي‌توانند مطالب و گزارش‌هاي اقتصادي بهتري به جامعه عرضه دارند؟ متاسفانه بايد اعتراف کرد در مورد مباحث اقتصادي و به ويژه موضوعات اقتصاد کلان، اکثر روزنامه‌نگاراني که اين مطالب را در معرض ديد خوانندگان قرار مي‌دهند، خود مانع مهمي در درک و فهم آنها هستند. براد دلونگ استاد اقتصاد در دانشگاه برکلي کاليفرنيا، راهنمايي‌هاي کلي براي روزنامه‌نگاراني دارد که با اقتصاددانان گفت و گو مي‌كنند و مي‌خواهند وظيفه اطلاع‌رساني را به درستي و با صداقت انجام دهند. او اين راهنمايي‌ها را به شکل اصول دوازده گانه تهيه کرده و در اختيار روزنامه‌نگاران گذاشته است. وي همچنين ۱۲ اصل براي اقتصاددانان تعريف کرده که به آنها کمک مي‌كند تا هنگام گفت و گو با روزنامه‌نگاران، مفيد فايده‌تر باشند.


۱۲ اصلي که هر گزارشگر اقتصادي بايد رعايت کند
۱)هر کسي از يک زاويه به مساله نگاه مي‌كند: داشتن مدرک دکتري اقتصاد، بي‌طرفي شخص طرف گفت و گو را تضمين نمي‌كند. از کارشناسان اقتصادي طرف بحث بپرسيد مخالفان فکري و ايدئولوژيک آنها در مورد اين موضوع خاص چه نظري دارند. آنچه کارشناسان مي‌گويند و از آن دفاع مي‌كنند را تا آن حد جدي بگيريد که بتوانند دليل محکمه پسندي براي ادعاي طرف ديگر بحث و مخالف فکري خود بياورند. صحبت با «کارشناساني» که علاقه‌مند به آگاهي بخشي و آموزش دادن نيستند، بلکه شما را گيج مي‌كنند در بهترين حالت فقط باعث اتلاف وقت شما مي‌شود. روزنامه نگاران به شرطي ارزشمند و مفيد هستند که به فعاليت اطلاع‌رساني درست مشغول باشند نه اينکه اطلاعات جعلي و گمراه كننده تحويل جامعه بدهند.

۲) هرگز ننويسيد «اقتصاددانان در اين مورد اختلاف نظر دارند.» هر اندازه فرصت و فضاي نوشتن شما تنگ و محدود باشد هرگز ننويسيد «اقتصاددانان اختلاف نظر دارند.» بنويسيد چرا اقتصاددان‌ها اختلاف نظر دارند. کارشناسي که نتواند توضيح دهد چرا ساير کارشناسان به گونه ديگري فکر مي‌كنند کارشناس واقعي نيست. گزارشگري که نمي‌تواند ريشه اختلاف نظرها را پيدا کند و در جاي مناسب قرار دهد روزنامه‌نگار واقعي نيست. روزنامه‌نگاري که نمي‌تواند از منشا و علت اختلاف نظرها سر درآورد، روزنامه‌نگاري است که براي کسي کار مي‌كند که پولدارترين بنگاه روابط عمومي را دارد و البته وي به صورت رايگان براي آنها مشغول کار است.

۳) اعداد مطلق را گزارش نکنيد. از گزارش دادن اعداد مطلق و مستقل بپرهيزيد. اعداد فقط در شرايط و موقعيت خاص خود معنا پيدا مي‌كنند و درک موقعيت تقريبا هميشه بدون مقايسه‌هاي صريح و روشن با ساير اعداد و ارقام ناممکن است. چگونه اين عدد گزارش شده را با ساير شهرها، ساير استان‌ها، ساير کشورها، ساير زمان ها مقايسه مي‌كنند؟ چگونه اين اعداد را با مخارج کل، مخارج کالاهاي مصرفي، کالاهاي ضروري، کالاهاي سرمايه‌اي، مخارج ساير انواع کالاها مقايسه مي‌كنيد؟ اين مقايسه‌ها و نسبت‌ها هستند که ارزشمند هستند، نه صرف گزارش مطلق و جداگانه چند عدد و رقم.

۴) اعداد بي‌معني را گزارش نکنيد. اعداد بودجه کشور، صادرات و واردات، ماليات‌ها يا ساير اعداد را به ميليارد يا هزار ميليارد دلار گزارش نکنيد. اين ارقام را به صورت سرانه جمعيت، سرانه کارگر يا سرانه خانوار گزارش دهيد تا معنادار شوند. مثلا خبر ۷۰ ميليارد دلار کاهش مالياتي در آمريكا اطلاعات چنداني به خواننده نمي‌دهد – مهم اين است که هر ميليونر ۴۳۰۰۰ دلار از اين کاهش ماليات نفع مي‌برد. ۳۰۰ ميليارد دلار کسري بودجه مهم نيست – مهم اين است که دولت باعث شده تا هر خانوار چهار نفره را ۴۰۰۰ دلار در سال بدهکار کند که مجبورند اين بدهي را زماني در آينده بپردازند.

۵) روندهاي ساختگي تهيه نکنيد. از کنار هم گذاشتن سه گزارش بي‌پايه و اساس يک روند واقعي ساخته نمي‌شود. اينکه دبير تحريريه چه به شما گفته است اهميتي ندارد. سه گزارش بي‌مبنا، روند نمي‌سازد. مطمئن شويد گزارش‌هايي که کاملا مناسب هستند نماينده واقعي جامعه آماري باشند. با کساني گفت و گو کنيد که از خلاصه آمارها، حساب‌هاي ملي و آمار تاريخي اطلاع دارند.
۶) چيزي را نامرئي باقي نگذاريد. نصف ماجرا را نگوييد. مطمئن شويد که همه بازيگران، طرف‌هاي ذينفع و شرکت‌کنندگان در بازار را پيدا کرديد. در هر جايي مصرف و توليدکننده، کارگر و کارفرما، داخلي و خارجي وجود دارد. نتيجه منطقي: مطمئن شويد که تمام قطعات متحرک پازل اقتصادي را يافتيد - عرضه و تقاضا، دستمزد و سود، هزينه‌ها و قيمت‌ها.

۷) از انگيزه‌هاي دنياي واقعي پيروي کنيد. اقتصاددانان مي‌گويند مردم به انگيزه‌ها واکنش نشان مي‌دهند. روزنامه‌نگاران مي‌گويند رفتار مردم کاملا قابل پيش‌بيني نيست. مردم به انگيزه‌هايي که مي‌بينند واکنش نشان مي‌دهند. بهترين گزارش‌ها آنهايي هستند که مربوط به پيامدهاي ناخواسته مثبت و منفي است. هميشه از خود بپرسيد مردم چه انگيزه‌هايي را در نظر مي‌گيرند، چگونه به آنها واکنش نشان مي‌دهند و چرا مردم اغلب آنچه را اقتصاددانان فکر مي‌كنند بايد ببينند، نمي‌بينند.

۸) ساير جنبه‌ها را در نظر بگيريد. مردم در زندگي اقتصادي خود چانه مي‌زنند، انتخاب مي‌كنند يا قرارداد مي‌بندند چون فکر مي‌كنند معامله سودآوري مي‌كنند. هر زمان مردم کاري انجام مي‌دهند که به نظر شما انتخاب بدي است، از خود بپرسيد چه چيزي را آنها ديده‌اند که شما نديديد (و چه چيزي را شما مي‌بينيد که آنها نمي‌بينند).

۹) انتخاب‌هاي ديگر را ملاحظه کنيد. مردم چانه زني کرده و قراردادهاي به زعم شما افتضاحي مي‌بندند، سياستمداران نيز چانه زني کرده و تصميمات نامعقولي مي‌گيرند چون فکر مي‌كنند ساير گزينه‌ها حتي بدتر از اين هستند. پس به خاطر داشته باشيد که هميشه از خود بپرسيد اين انتخاب «در مقايسه با چه چيزي؟» و سپس در مورد درستي يا نادرستي آن قضاوت کنيد.
۱۰) اينها صرفا معاملات نيستند. رسالت و وظيفه شما به عنوان روزنامه‌نگار اين است که به مردم ابزارهايي بدهيد تا سياست‌ها و اقدامات دولت را ارزيابي کنند. دولت يک گردهمايي باشکوه از بزرگان نيست. دولت يک مسابقه ورزشي نيست. روزنامه‌نگاري محفل شايعات و حرافي نيست. درباره دولت گزارش دهيد همان طور که به خواهر و برادرتان درباره وکيلي گزارش مي‌دهيد که مادرتان براي فروش خانه‌اش استخدام کرده است.

۱۱) منابع طرف مشورت خود را خوب بشناسيد. از اقتصاددان در حوزه تجارت بين‌الملل درباره قانون حداقل دستمزد سوال نکنيد. از اقتصاددان حوزه بازار کار درباره ذخاير ارزي سوال نکنيد.
۱۲) مشتريان خود را بشناسيد. به دوازده اصلي که اقتصاددانان هنگام کمک به روزنامه‌نگاران بايد رعايت کنند نگاه کنيد.

۱۲ اصل دوم
اما دوازده اصلي که اقتصاددانان هنگام کمک به روزنامه‌نگاران بايد رعايت کنند:
در اين قسمت ۱۲ اصلي آورده شده که اقتصاددانان را راهنمايي مي‌كند تا هنگام گفت و گو با روزنامه‌نگاران، مثمر ثمرتر واقع شوند و تخصص اقتصادي خود را به نحو بهتري به کار گيرند.
۱) مشتريان خود را بشناسيد. آيا خبرنگاري که با شما تماس گرفته است تا در مورد ماليات بر ارزش افزوده اظهارنظر کنيد آن را براي برنامه گفت و گو ي زنده تلويزيوني مي‌خواهد که يک ثانيه هم در آنجا اهميت دارد يا براي نگارش مقاله يک ستوني در روزنامه مي‌خواهد يا اينکه صرفا جهت اطلاع خود که اين ماليات چيست تا در آينده گزارش مفصلي درباره آن بنويسد؟ آيا خبرنگار ضرب‌الاجل محدودکننده‌اي دارد؟

۲) با روزنامه‌نگار بي‌اطلاع خصوصا مهربان باشيد. بايد به او نمره ۱۰ بدهيد همين که با شخص شما تماس گرفته است و به استثناي موارد معدود، تقريبا مسلم است که با سردبيراني کار مي‌كند که کمتر از او مي‌دانند. او را تشويق و دلگرم کنيد و به او کمک کنيد تا بفهمد چه چيزي را بايد از شما بپرسد و شگفت زده خواهيد شد دفعه بعدي که با شما تماس مي‌گيرد چقدر باهوش‌تر به نظر مي‌رسد.
۳) بر فخر فروشي براي حضور در برنامه‌هاي تلويزيوني غلبه کنيد. البته اين فرصتي ناب براي ارتباط با عموم است. بياموزيد که از آن درست استفاده کنيد. به خاطر داشته باشيد که گزارش تلويزيوني درباره قيمت بنزين که امشب پخش مي‌شود را حداقل چند ميليون نفر مي‌بينند. اگر خوش شانس باشيد يادداشت اقتصادي شما در روزنامه را چند ده هزار نفر مي‌خوانند. مقالات تخصصي اقتصادي را چند صد نفر با دقت و جديت خواهند خواند.

۴) هرگز نگوييد «از اين جهت، از جهت ديگر». هميشه بگوييد «من فکر مي‌كنم X چون معتقدم که Y از همه مهم‌تر است، ساير اقتصاددان‌ها به شما Z مي‌گويند چون فکر مي‌كنند Q مهم‌ترين است. آنها به دليل R اشتباه مي كنند.»

۵) جمله‌هاي خود را کوتاه بنويسيد. اين موضوع خصوصا در راديو و تلويزيون اهميت دارد. اما در مورد مطبوعات نيز توصيه مي‌شود. لب کلام را خردمندانه گفتن هميشه مطلوب است.

۶) از مثال استفاده کنيد. هر ديدگاه نظري که داريد لازم است که با مثالي عيني تشريح شود. نگوييد: «به دليل عرضه و تقاضا اين اتفاق افتاده است. چون عرضه سرمايه زياد شده است نرخ‌هاي بهره بلندمدت کاهش يافته است.» در عوض بگوييد: «چون بانک مرکزي چين ۵۰۰ ميليارد دلار اوراق قرضه خزانه‌داري آمريكا را خريداري کرده است، بانك‌هاي آمريكايي که حالا اين اوراق قرضه را نمي‌خرند بايد پولشان را صرف کار ديگري بکنند و به همين دليل است که مايلند وام مسکن ارزان قيمت به شما بدهند.» براي روزنامه‌نگاران و خوانندگان مطالب آنها و براي شنوندگان و بينندگان، مثال‌هايي بر اساس زندگي کارگران و خانوارها به راحتي درک مي‌شود.
۷) به خاطر داشته باشيد که وقايع اقتصادي همان داده‌ها و آمارهاي اقتصادي هستند. به روزنامه‌نگاران کمک کنيد تا وقايع و حوادث اقتصادي را پيدا کرده و استفاده کنند که نمايانگر روندهاي واقعي هستند.

۸) به دنبال عرضه لحظات آموزشي باشيد. روزنامه‌نگاران چنان آموزش يافته‌اند که باور مي‌كنند خبر و گزارش درباره هزينه جراحي زانوي حيوانات خانگي به اندازه گزارش هزينه بيمه خدمات درماني کارگران مي‌تواند جالب و مهم باشد. به آنها آموزش داده نشده است تا بين مسائلي که اهميت حياتي براي همه مردم دارد تا مسائلي که فقط براي اقليتي انگشت شمار مهم است فرق بگذارند. محل آب را به وضوح علامت گذاري کرده و روزنامه‌نگاران را به سمت آن هدايت کنيد. آنها آب را بدون شما پيدا نمي‌كنند.

۹) داستان سرايي و قصه‌پردازي روزنامه‌نگاران را کنترل کنيد. براي مثال حقيقت ماجرا از اين قرار است که بازار نفت در هنگام وجود تقاضاي مازاد و اضافي چگونه عمل خواهد کرد نه اينکه شرکت‌هاي نفتي چقدر شيطان شده‌اند. درجه شيطاني بودن و حرص و آز شرکت‌هاي نفتي از سال ۱۹۹۸  تاکنون افزايش نيافته است. اما اقتصاد کشور چين که در سال‌هاي اخير به شدت صنعتي شده حالا مي‌خواهد نفت بيشتري بسوزاند و دو دهه قيمت پايين نفت باعث شده است تا در آمريكا خودروهاي بزرگ جايگزين خودروهاي کوچک و کم مصرف شود. به همين سادگي.

۱۰) باورهاي موهوم را به هم بزنيد. براي مثال مردم نبايد اينطور فکر کنند که با توقف ارسال نفت به ذخاير استراتژيک نفتي، هزينه جهاني يک گالن بنزين تغيير خواهد يافت.

۱۱) نسبت به همکاران خويش گشاده دست باشيد. گزارشگران معيارهاي ناقصي براي تفسير کارشناسي دارند خصوصا زماني که به دنبال پر کردن سهميه‌هاي صفحه در موعد مقرر هستند. به پرسش‌ها پاسخ دهيد اما به گزارشگران بگوييد چه کسي به اين پرسش‌ها بهتر پاسخ مي‌دهد.
۱۲) فقط بگوييد نه. اين هشداري است که مراقب باشيد بيش از حد مطرح نشده و بر سر زبان‌ها نيفتيد. اگر شما غالب اوقات و در مورد موضوعات بسيار زياد اقتصادي اظهار نظر کنيد از درجه احترام گزارشگران و خوانندگان به تخصص‌هاي دانشگاهي شما به شدت کاسته مي‌شود.

 
نويسنده: براد دلونگ/ مترجم: دكتر جعفر خيرخواهان
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان