کد خبر: ۲۱۰۹۲
تاریخ انتشار: ۲۷ آبان ۱۳۹۹ - ۰۷:۰۸-17 November 2020
مطلب زیر بیوگرافی زندگی حرفه ای «آیدا تاربل» است. روزنامه نگاراقتصادی که سیطره ،نفوذ وانحصاربزرگترین سرمایه دار قرن بیستم آمریکا را می شکند.
پیش از مرور باید اشاره کرد که از چند بعد کار «تاربل» قابل تامل است.اول اینکه برای اولین بار یک رسانه بعنوان نماینده افکار عمومی درمناسبات تجاری بنگاه مداخله می کند. اینکه چگونه یک نشریه ، سوء کارکردهای یک بنگاه تجاری و صنعتی را دستمایه گزارش رسانه ای خود قراردهد ،بطوریکه در مظان اتهام« تعدی به حقوق یک شخصیت حقوقی» یعنی  «شرکت» قرار نگیرد،در زمان خود مساله کم نظیری بود ،منظور، چالش های حقوقی است که همچنان در کشورهای درحال توسعه در عرصه روزنامه نگاری اقتصادی مورد مجادله است.

 موضوع پوشش رسانه ای سوء رفتارها و تخلفات بنگاههای تجاری و صنعتی، هنوز در کشور های درحال توسعه از استاندارد و نُرم معینی برخوردار نیست و این مساله برای بسیاری از رسانه ها و روزنامه نگاران به یک سوال جدی مبدل شده است.اینکه یک روزنامه نگار ،تا چه اندازه و درچه صورتی می تواند سوءکارکردهای یک بنگاه تجاری را افشا کند،هنوز محل اختلاف است.این که حریم حقوق تجاری کمپانی ها و تعدی از آن کجاست، نیز موضوع مناقشه برانگیزی است.  این سوال،  به ویژه در رسانه های اقتصادی در کشورهایی که از رتبه آزادی مطبوعات(Rate Of Press Freedom )-حتی ایالات متحده- بالایی برخوردارنیستند،و از سویی،شاخص فساد(Corruption Index) در فضای کسب و کارشان هم بسیار بالاست و همچنین از نظام قضایی مترقی و تخصصی در برخورد با جرایم ویژه برخوردار نیستند،بیشتر دیده می شود.

محسن ایلچی
بعنوان نمونه، در رسانه ایرانی شنیده می شود که «سری که درد نمی کند، چرا دستمال ببندیم»بر همین اساس فعالیت یک شرکت کرم سازی(کرم حلزون)با 30 میلیارد تومان درآمد تبلیغاتی برای صدا و سیما به اوج ابهام و پرسش همگانی می رسد،نهادهای رسمی به آن واکنش نشان می دهند،اما هیچگاه به سوژه ای برای انتشار گزارش تحقیقی مبدل نمی شود! سوال:«چه کسانی پشت این ماجرا هستند؟»آخر سر هم سازمان استاندارد با فرافکنی، سازمان غذا و دارو را مسئول  می داند و آنها هم طرف مقابل را؛صدا وسیما هم هم می گوید:«کی بود بود؛ من نبودم؛ چون بودجه ندارم»بطوریکه اگر همین مجادله دولتی هم نباشد،خبری از فعالیت های سوءکارکرد(Disfunction  )یک شرکت تجاری در سطح ملی منتشر نمی شود.

این واقعیت را باید عنوان کرد که بسیاری از روزنامه ها به ویژه روزنامه های اقتصادی پر تیراژ آنقدر که از شکایت بنگاههای تجاری واهمه دارند که از شکایت دستگاههای دولتی  نسبت به فعالیت شان نگران نیستند،چراکه می توان شکایت دولتی را با لابی و مذاکره رفع و رجوع کرد،اما بنگاههای تجاری حاضر به ورود به فرایند مبادله و بده بستان نیستند؛یا اگر هم حاضر می شوند، خیلی مصرانه آن را پیگیری می کنند.در چنان فضایی، بسیاری از روزنامه ها، همچنان از قدرت اداره حقوقی شرکتهای تجاری در مجرم شناختن آنها در دادگاه نگرانند، بنابراین در این واهمه حرفه ای، این حقوق عمومی است که قربانی خلا در مقررات ناظر بر فعالیت رسانه ها یا قوانین حامی عملکرد مطبوعات کشورها می شود و...

 سرگذشت«آیدا تاربل»در پیگیری چند ساله  برای نگارش گزارش های تحقیقی نشان می دهد که مساله خلا های قانونی و آزادی مطبوعات بخشی از چالش های  ساختار موجود در هر نظام سیاسی است،اما ممارست گزارشگر هم جای خود را دارد.

                                                                                                                      *****                      

تاریخ تکامل روزنامه نگاری اقتصادی مملو از نام هایی است که سهم بسزایی در توسعه دانش و فنون این حوزه روزنامه نگاری داشته اند،اما بدون شک «آیدا تاربل» نقش بی بدیلی در ابداع سبک روزنامه نگاری تحقیقی داشته است.خانم «آیدا تاربل» در پنجم نوامبر سال 1857 در ایالت پنسیلوانیا آمریکا چشم به جهان گشود.از او در تاریخ روزنامه نگاری بعنوان مبدع جریان اصیل و پیشرو روزنامه نگاری تحقیقی  در عصرترقی و بیداری آمریکا یاد می شود.

وی بر ای بسیاری نشریات معتبر مقاله، بیوگرافی و گزارش می نوشت.همگان «آیدا» را بیشتر برای نگارش کتاب «تاریخ کمپانی استاندارد اویل» می شناسند؛کتابی که درسال 1999در  فهرست یکصد اثر مکتوب روزنامه نگاری آمریکایی در قرن بیستم،از سوی دانشگاه نیویوریک شناخته شد و در این رتبه بندی،جایگاه پنجم را بخود اختصاص داد. او اولین فردی است که درباره وضعیت کمپانی بزرگ« استاندارد اویل» تحقیق و بررسی کرد.الگوی حرفه ای او،«هنری دمارست لوید» روزنامه نگار   و فعال سیاسی وقت بود.او تحقیق درباره« استاندارد اویل» باعنوان «گزارش از یک تراست نفتی» را از زمانی آغاز کرد که در سمت سردبیری نشریه «مک کلور» قرارگرفت.

دوران اولیه زندگی و آموزش

خانم« ایدا مینروا تاربل »( (Ida Minerva Tarbell در پنجم نوامبر سال 1857 در شهر«آمیتی» در ایالت  پنسیلوانیا متولد شد. او در یک خانه  متعلق به پدر بزرگ مادری اش یعنی «والتر مک کلاچ» که یک کارآفرین پیشرو اسکاتلندی  در منطقه غرب ایالت پنسیلوانیا بود، پرورش یافت،  در منطقه ای جدید که از سال1869 ،کانون توسعه چاه های نفت در آمریکا بود.او فرزند معلمی بود که با راه انداختن  تجارت محدود نفتی توانسته بود با ایجاد چند تانکر چوبی،انبار نفتی احداث کند. بعدها پدر او یکی از تولید کنندگان و پالایشگران نفت در منطقه «وینانجو» پنسیلوانیا شد[ و...]«تاربل»در همین سالها مشغول تحصیل درمقطع دبیرستان بود.بعد از سپری کردن دوره تحصیلات متوسطه ،او درسال 1870 از کالج «آل گینی» در رشته زیست شناسی فارغ التحصیل شد.بعد از فارغ التحصیلی،او در سمت معلمی در مدرسه ای در «اوهایو» اولین دوران کاری خویش را تجربه کرد. او در این مدرسه درس هایی نظیر زمین شناسی،گیاه شناسی،مثلثات وهندسه را تدریس می کرد تا اینکه بعد از دو سال تدریس،به این نتیجه رسید که آموزش در مدرسه برای او کاردشواری است ،آنگاه به کار نوشتن روی آورد.او مجددا از ایالت «اوهایو» به «پنسیلوانیا» بازگشت، جایی که با «تئودور. ال فلود» سردبیر ویژه نامه  «شیتوکیم» یا ویژه نامه آموزشی برای دوره های آموزش خانگی آشنا شد. او[پس از این دیدار] پیشنهاد نگارش برای بخش انتشارات را پذیرفت.تاربل درباره آن دوران گفت:« من خشنود بودم، به دلیل اینکه احساس می کردم، مفید هستم.من با این سوال که «جنبش آموزش بزرگسالان» چه بود؟بزرگ شدم و توانایی هایی[فردی ام] توسعه پیدا کرد.»

درسال 1886، مسئولیت بازخوانی متن ها به او واگذار شد.مسئولیت او خوانش متن ها،پاسخ به سوالات خوانندگان، ترجمه برخی از اصطلاحات،تعریف مفاهیم و موارد دیگر بود.خودش گفته:«کار ویراستاری،مرا به تفکر درباره مستندات و مطالعه مدارک و دلیل واداشت.این یک شغل یا کار جذابی بود که که هرگز مرا به اشتباه نمی انداخت.اگرچه برخی واژگان وگویش ها در جای خودش قرار نداشت  و اشتباهات دیگر»

در سال 1890،«تاربل» برای دریافت مدرک فوق لیسانس به پاریس سفر کرد. درهمین زمان بود کتاب سرنوشت «مادام رولاند»(م: نویسنده، شخصیت های سیاسی و آزادی خواه مشهورو با نفوذ در سالهای ابتدایی انقلاب کبیر فرانسه که درنهایت به اتهام خیانت در سن جوانی همانند بسیاری از انقلابیون با گیوتین اعدام شد.) را به رشته تحریر درآورد.هنگامی که«تاربل» در فرانسه  مقالات متعددی برای نشریات گوناگون به رشته تحریر درآورد، توانست نظر یک ناشر به نام «ساموئل مک کلور»را بخود جلب کند.این گونه شد که «مک کلور» پست سردبیری نشریه اش را به او پشنهاد کرد. هنگام فعالیت در این نشریه، مجموعه ای از مقالات عمومی و عامه پسند را نیز درخصوص «ناپلتون بناپارت» نوشت.

افزون براین، سلسله مقالات 20 شماره ای او درباره «آبراهام لینکلن»، شمارگان این مجله را به دو برابر افزایش داد و با استقبال خوانندگان روبه روشد. با انتشار مجموعه مقالات او در یک کتاب، زمینه شهرت ملی او نیز  بعنوان  یک نویسنده بزرگ فراهم شد. او مدتها  به مناطق دوردست ایالات «کنتاکی» و «ایلی نیوز» می رفت تا به جستجوی داستان های واقعی، اما منتشر نشده، دوران جوانی و کودکی «آبرهام لینکلن» بپردازد. [با این مجموعه داستانها] سرانجام او به روشنی، روند تاریخی به ریاست جمهوری رسیدن «آبراهام لینکلن» را گزارش کرد.

  پایان انحصار  غول نفتی

درسال 1900( 113 سال قبل) «تاربل» با دستیاری «جان سیدال»، شروع به تحقیق در خصوص تراست یا کمپانی «استاندارد اویل» کرد.وی در ابتدا مصاحبه هایی را با «هنری اچ. روجرز» انجام داد،مدیری که حضورش در این کمپانی به دوره جنگ های داخلی آمریکا در مناطق نفتی پنسیلوانیای غربی باز می گشت.منطقه ای که خود «تارابل» هم در آنجا بزرگ شده بود.در سال 1902،او مصاحبه عمیق و جزیی را با افراد متنفذ شرکت«استاندارد اویل» ترتیب داد. درطول این مصاحبه ها،«روجرز» بطور زیرکانه ای از موضوعاتی  تجاری و مالی که درخصوص کمپانی وجود داشت و ممکن بود«تاربل» را تحت تاثیر قرار دهد،تعریف و تمجید می کرد.اما او ظاهرا از نتایج غیر منتظره کار خود هیچ اطلاعی نداشت. [اطلاعات] مصاحبه های «تاربل» با« روجرز»،داده های پایه ای را درباره آثار منفی شیوه کسب و کار [سرمایه دار و صاحب صنعت معروف تاریخ آمریکا] «جان دی.راکفلر» و تشکیلات بزرگ «استاندارد اویل» را شکل داد.

مساله ای که وجود داشت، این بود که نه جنسیت[زن بودن] «تاربل» ونه مخالفت و اعتراض «راکفلر»، مانع فعالیت گزارشگری او نشد، بلکه بزرگترین مانع فعالیت او سبک وهنر نگارش روزنامه نگارانه بود.رویکرد نگارشی او در خصوص فعالیت «راکفلر»و کمپانی  «استاندارد اویل» ،سبک روزنامه نگاری تحقیقی یا جستجوگرانه بود. «تاربل»صدها هزار صفحه سند پراکنده از سراسر کشور را برای نگارش مطالب خود گردآوری و مورد استفاده قرار داد. او اطلاعات مناسب و سرنخ های خوبی از مصاحبه های پر محتوا با مدیران وقت و سابق کمپانی،رقبا شرکت و ناظران و مجریان دولتی و حقوق دانان ضد تراست و کارشناسان آکادمیک و دانشگاهی[درخصوص موضوع گزارش خود]  پیدا کرد.

[بخشی از]روش کار «تاربل» به این صورت بود که او در جزییات مورد علایق اولیه و ویژگی های[شخصیتی] «راکفلر» دقت کرد؛ اینکه چگونه تجارت او آغاز شده و توسعه پیدا کرده است. سرانجام گزارش های سریالی او منتشر شد؛ اگرچه «تاربل هیچگاه[بصورت حضوری] «راکفلر» را ندید و گفت و گویی هم با او نداشت.

این زن روزنامه نگار با انداختن نورافکن بر شیوه کسب و کار «راکفلر»، افکار عمومی را متوجه رفتار این کمپانی کرد.خوانندگان در سراسر کشور در هر شماره[از انتشارگزارش] در انتظار شماره بعدی از گزارش های تحقیقی «تاربل» از شرکت مزبور بودند. این مجموعه از گزارش های تحقیقی او در 19 شماره در نشریه «مک کلور» از سال 1902 تا 1904 بصورت سریالی منتشر شد.همین  از مجموعه  گزارش ها همچنین در کتابی تحت عنوان«تاریخ کمپانی استاندارد اویل» در تاریخ 1904 منتشر شد.

تاکیتک های گزارشگری «تاربل»

 «تاربل» با کندوکاو و جستجو در مدارک عمومی که در سراسر کشور(ایالات متحده) وجود داشت،بصورت جداگانه، مدارک وشواهد فردی درباره شگردهایی که ازسوی«استاندارد اویل» علیه رقبا نظیر کمپانی های راه آهن که در مسیرش قرارداشته اند؛را جمع آوری کرد.مستندات بصورت تسلسل وار و اقناعی- تاریخی درگزارش ها سازماندهی، ساخته و پرداخته شده بود.مستندات موجود در گزارش ها، شواهد تصویری از یک کسب و کار بزرگ را به نمایش می گذاشت.بنا به تعبیری از عنوان کتاب «وینبرگ» می توان دریافت که چگونه یک زن در مقام روزنامه نگار تحقیقی، بزرگترین غول جهان را به پایین کشید و انحصار «استاندارد اویل» را شکست.

درخصوص اهمیت حرکت «تاربل» باید اشاره کرد :«سبک گزارشگری  و ونوشتار «تاربل»، به دو دلیل از اهمیت بالایی برخوردار است. نخست اینکه، برای اولین بار در تاریخ، یک  شرکت، تحت پوشش [رسانه ای ] ازاین جنس قرار گرفت؛ دومین اینکه در این گونه گزارش ها، به عملیات تجاری «راکفلر»،مشهورترین مدیر اقتصادی وقت در سراسر آمریکا، حمله شد. «راکفلر» یک شخصیت برجسته در جامعه آمریکایی محسوب می شد که توانسته بود کمپانی بزرگی را راهبری کند و حالا  شگردهای نامشروع یا ناخوشایند تجاری آن در برابر دید افکارعمومی قرار می گرفت.

«تاربل» از برچسب و عنوان افشاگر [که به او می زدند] بیزار بود، بطوریکه[این اتهام] او را واداشت تا در مقاله ای با عنوان «افشاگر یا مورخ »، تلاش هایش برای روشنگری درخصوص تراست نفتی مورد اشاره را توجیه کند.

اودر این مقاله اشاره کرد:« من از تمامی افشاگران و منتقدان بیزارم. من خیلی زود فهمیدم که آنها[روزنامه نگاران افشاگر] دائما در حال یورش و حمله هستند.من می توانم شماری از دوستانم را نام ببرم که از من می خواهند به جنبش افشاگری محلق شوم. اما من خیلی زود فهمیدم که آنها قصد دارند فقط به دیگران حمله کنند.آنها تمایل کمتری به ایجاد تعادل در یافته های روزنامه نگارانه شان دارند. حالا دیگر متقاعد شده بودم، آن جماعتی را که آنها(افشاگران) درصدد تحریکشان بودند، در درازمدت از توهین (یا سرزنش) خسته می شوند، ،شما هم اگر جای من بودید، به همین نتیجه متقن می رسیدید»

درنهایت «آیدا تاربل» در روز ششم ژانویه سال 1944(3) در سن 86 سالگی در بیمارستان «بریج پورت» بعد از یک ماه مبارزه با بیماری عفونت ریه از دنیا رفت. بعد درگذشت «تاربل»، دهه ها از نام او در عرصه روزنامه نگاری به نیکی یاد شد. درسال 1993 ،بعد از حدود نیم قرن از فوت او، خانه «آیدا تاربل»درفهرست آثار تاریخ ملی آمریکا و در سال  2002  ،نام او در تالار زنان مشاهیر ملی کشورش قرار گرفت.در سپتامبر سال 2004 نیز شرکت پست ایالات متحده ،تمبر یادبودی  به مناسب افتخار «تاربل» بعنوان یک قطعه از چهار روزنامه نگار زن منتشر کرد.

پی نوشت:

-این مطلب ترجمه ای آزاد از سرگذشت«آنا تاربل»برگرفته از وب سایت ویکی پدیا به  نشانیhttp://en.wikipedia.org/wiki/Ida_Tarbell است

 ۱-«جان راکفلر» (John D. Rockefeller)‏ (۱۸۳۹-۱۹۳۷) یا دوره ۱۳۱۶-۱۲۱۸ خورشیدی، بزرگترین سرمایه دار تاریخ آمریکا بود.«جان دی.راکفلر» در نیویورک متولد شد. در زمان خود در آمریکا بخاطر وقف به عموم شهرت پیدا کرد. او که بنیانگذار شرکت استاندارد اویل بود، چهل سال پایانی عمرش را در بازنشستگی گذراند.وی دارایی اش را با رویکردی مدرن و ساختمند عمدتاً صرف ساختن بنیادهایی کرد که تاثیری اساسی در داروسازی، آموزش و تحقیقات علمی داشتند. این بنیادها در توسعه تحقیقات پزشکی مانند ریشه کنی کرم قلاب دار روده و تب زرد پیشگام بوده اند.در آمریکا، بسیاری از نقاط، بخاطر همین وقفهایی که انجام شده است، به نام اوست،همانند دانشگاه راکفلر و راکفلر سنتر در منهتن نیویورک.

 ۲- استاندارد اویل (Standard Oil)‏، اولین شرکت نفتی چندملیتی آمریکایی بودکه در سال ۱۸۸۲ از سوی« جان دیویس راکفلر» تاسیس شد. زمینه فعالیت این شرکت تولید، حمل و نقل، پالایش و بازاریابی نفت و مشتقات آن بود.در سال ۱۹۱۱ بر اساس قانون ضد تراست «شرمن»، دیوان عالی ایالات متحده حکم به انحلال و ورشکسته شدن شرکت استاندارد اویل داد و این کمپانی به شرکت های کوچکتر تقسیم شد. بر اثر این حکم شرکت‌های اکسون (استاندارد اویل نیوجرسی که بازمانده شرکت اصلی بود) موبیل (استاندارد اویل نیویورک که بعدها با ادغام با اکسون، شرکت اکسون موبیل را تشکیل داد.) چورون (استاندارد اویل کالیفرنیا) و آموکو (استاندارد اویل ایندیانا) شکل گرفتند. این شرکتها بعدها در کنار شرکت‌های نفت ایران و انگلیس (یا بریتیش پترولیوم)، گلف و تکزاکو هفت خواهران نفتی را تشکیل دادند.

3- «راکفلر » حدود هفت سال زودتر از «تاربل» از دنیا می رود.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان