کد خبر: ۲۱۰۷۹
تاریخ انتشار: ۲۶ آبان ۱۳۹۹ - ۲۳:۰۶-16 November 2020
چرا مردم به امیدآفرینی‌های روحانی بی‌توجهند؟
شاید وقتی اوفلیا، معشوقه هملت در نمایشنامه شکسپیر به گل مروارید (که با خصلت بی‌گناهی هم‌نشینی نمادین دارد) اشاره می‌‌کند، گمان نمی‌‌کرد روزی در تبلیغات انتخاباتی لیندون جانسون دموکرات در 1964، این گل در دستان دخترکی معصوم، بخشی از تصویر نمادین هراس‌آوری، ضد باری گلدواتر جمهوری‌خواه بشود.
جاذبه ترس (Fear Appeal) همواره کاربردی پربسامد در تبلیغات منفی داشته است. دخترک گل مروارید (Daisy Girl) یا (Peace, Little Girl) تبلیغی سیاسی بود که توسط تونی شوارتز برای لیندون جانسون و حزب دموکرات ساخته شد. در این تبلیغ، دخترکی در حال شمارش اعداد همراه با پرپر کردن گل است و یک صدای پس زمینه با شمارش معکوس و پخش تصاویری از انفجار هسته‌ای، القای پرتاب و انفجار بمب اتمی‌ را دنبال می‌‌کند و در نهایت نیز صدای جانسون در حال بیان این نکته که اگر رقیب جمهوری خواه او به قدرت برسد، چنین رویدادهایی ممکن است رخ بدهد پخش می‌شود. این تبلیغ توانست مسیر جدیدی در مبارزات انتخاباتی و پیروزی جانسون باز کند.

روحانی، سوار بر مرکب  ترس‌آفرینی
در آستانه انتخابات ایران در سال 96، رئیس جمهور روحانی در ادامه سیاست رقیب‌هراسی خود، مسیر رادیکال‌تری از این راهبرد بازاریابی را برگزید. او و مجموعه رسانه‌ای پشتیبانش، تلاش وافری را در سلب محصولات و خدمات رقیب خرج کردند که نتیجه آن در سطح کلان سیاست ایران، منحصر در فروش خود و سیاست هایشان نماند و نخواهد ماند. روحانی تا جایی که توانست مردم را ترساند و امروز و فردا نیز اگر بتواند می‌ترساند. ترسی که امروز گریبانگیر خود او نیز شده است.

«من از شما سوال می‌کنم چه شده است که برای عده ای از کاسبان تحریم غصه ایجاد شده است؟ هر چقدر ناراحت و غصه‌دار باشید بدانید که این مردم ۱۲ روز دیگر پاسخ شما را خواهند داد.» (در جمع مردم همدان)

«ملت ما در انتخابات خرداد ۹۲ اعلام کرد خشونت را قبول ندارد. ملت ما اعلام کرد که راه حصر و انزوای ایران را نمی‌پذیرد. ملت ایران یک‌بار دیگر هم اعلام کرد که مسیرش مسیر آزادی است و آن اسفند ۹۴ بود. اردیبهشت ۹۶ هم یکبار دیگر مردم ایران اعلام می‌کنند آنهایی که در طول ۳۸ سال فقط اعدام و زندان بلد بودند را قبول ندارند.» (در جمع مردم همدان)

«۱۲ روز دیگر باید راهمان را به جهانیان یک‌بار دیگر اعلام کنیم. ما انحصارگرایان را نمی‌خواهیم. ما آنهایی که پشت میز نشسته‌اند و حکم صادر کرده‌اند، نمی‌خواهیم. راه ما مشخص است. راه ما هم‌زیستی مسالمت آمیز میان اقوام ایرانی است. ما نمی‌گذاریم درصد درست کنید. ما ملت صددرصدی هستیم. ملت ایران با حقوق شهروندی واحد راهمان را ادامه می‌دهیم.» (در جمع مردم همدان)

«شما اینها را نمی‌شناسید، من اینها را می‌شناسم. اینها روزی در جلسه‌ای تصمیم گرفته بودند در پیاده‌رو دیوار بکشند! می‌‌خواهند پیاده‌رو را مردانه زنانه کنند! همانطور که در محل کارشان بخشنامه جدایی جنسیتی دادند!»  (در جمع مردم همدان)

«ما دولت خیالبافی نیستیم؛ ما دولت فریب نیستیم... آن‌ها از آزادی بیان سخن می‌گویند، یا للعجب! آن‌ها که زبان‌ها را بریدند و دهان‌ها را دوختند، در سال‌های گذشته آنچه از شما صادر شد کلمه ممنوعیت بود؛ ممنوعیت قلم، ممنوعیت تصویر، لطفا شما دم از آزادی نزنید که آزادی خجالت می‌کشد. شما دم از انتقاد نزنید، شما در نهادی کار می‌کنید که هیچ کس جرأت نمی‌کند از آن نهاد حتی یکبار انتقاد کند... از اینکه در این چهارسال شما کاسبان تحریم، کاسبیتان کساد شده ناراحتید؟» (در جمع مردم ارومیه)

«یک عده از پیشرفت ایران و آزادی جوانان نگران هستند... چرا نمی‌‌گویید به جوان‌ها که نظرتان این است آنها فرصت نیستند، تهدید هستند برای کشور. شما می‌‌خواهید ایران در حصر و محاصره بماند. شما می‌‌خواهید ارتباط جوانان ایران را با دنیا قطع کنید.» (در جمع مردم کرمانشاه)

 «دوباره می‌‌خواهید بنگاه‌ها را ببندید.  شما می‌‌خواهید زنان را به خانه بفرستید. شما می‌‌خواهید زنان را به انزوا برسانید. شما می‌‌خواهید اقوام را به انزوا بکشانید. ملت ایران اجازه نخواهد داد، قانون اساسی اجازه نخواهد داد.» (در جمع مردم کرمانشاه)

جاذبه ترس در دستان روحانی
تانر، هات و اپرایت در مقاله «مدل انگیزش محافظت: یک الگوی هنجاری از جاذبه ترس» (The Protection Motivation Model: A Normative Model of Fear Appeals, John F. Tanner, Jr., James B. Hunt and David R. Eppright) شرحی از چگونگی ایجاد پیام‌ها به خصوص جاذبه ترس ارائه می‌دهند که می‌تواند بر رفتار رأی‌دهی اثر داشته باشد. آن‌ها بیان کردند با تبلیغات ترسناک باید اطلاعات زیر به ترتیب ارائه شود:

1)     نمایش دادن تهدید: در مورد الگوی آقای روحانی، او و کمپین او به عنوان بازاریابان سیاسی، در کلان‌راهبرد تولید و توزیع پیام انتخاباتی خود، تمرکز بر همه سویه‌های هراس‌آفرین زندگی امروزی ایرانیان مثل ارتجاع، تحجر داعشی، اعدام، فقر، زندان، ممنوعیت، انزوای زنان، به حاشیه راندن اقوام و اقلیت‌ها، انحصارطلبی، ورشکستگی، فریب، خیالبافی سیاسی، جدایی جنسیتی، مقابله با آزادی، تهدیدانگاری جوانان، انحصارگرایی، خشونت، کاسبی از تحریم و مانند آن‌ها را با راهبرد دیگری سازی (Others-Making) در دیگری‌های خود بازنمایی کردند و از این راه در مخاطب ایجاد نگرانی نموده و آن‌ها را به انجام کاری و نهی از امر دیگری تحریک کردند. 

2)     شناسایی دلیل تهدید: «جریان مخالف حسن روحانی با یک اجمال پر از ابهام ذیل عنوان اصولگرایی» به عنوان دلیل این تهدید بازنمایی شد. تصویرسازی از تهدید بودن حضور پررنگ این دیگری در شئون مختلف حاکمیت، دستور کار کمپین انتخاباتی حسن روحانی بود. او خود و دولتش را تنفس‌گاهی برای مردم ایران در مقابل این دیگری‌ها (که با تصویر بدِ هراس آفرین بودن در اِسنادهای ذهنی مخاطبین ثبات یافته) قرار می‌دهد.

3)     نشان دادن روش های خنثی سازی و یا حذف تهدید: روش ساده حذف تهدید نیز «رأی ندادن به ‌های روحانی و خارج ساختن آن‌ها از دامنه اثرگذاری در جامعه ایران» بیان می‌شود. او (فعلا) مسیر تغییر را از حفظ قدرت در ساختار اجرایی کشور می‌پوید.

نتایج برخی تحقیقات کلاسیک روانشناسی اجتماعی (جانیس و فیشباخ در مقاله پیامدهای ارتباطات هراس‌آفرین (Effects of fear-arousing communications, Janis, I. L., & Feshbach, S)) نشان می‌دهد که ترس و اضطراب زیاد موجب می‌شود که رأی‌ دهندگان نسبت به توصیه‌های موجود در تبلیغات و پیام‌های انتخاباتی محافظت کمتری داشته باشند و در برابر فعالیت‌های اقناعی مقابله‌کننده با منبع ترس، آغوش خود را بازتر کنند. اما این همه ماجرای پیامدهای این جاذبه جذاب نیست!

جاذبه ترس برای بازاریابان سیاسی، به دنبال بازنمایی پیامدهای منفی است؛ مگر اینکه مصرف کننده سیاست، رفتارش و حتی نگرشش را تغییر دهد. بنا به نظر سولومون در 2006 (Michael R Solomon et al, Consumer behavior; a European perspective)، به طور معمول از جاذبه ترس در 15 درصد تبلیغات استفاده می‌شود. اما این مهم در مورد تبلیغات سیاسی روحانی بسیار بیش از حد متعارف بود. این تاکتیک را به شوخی، برش مرگ (Slice of Death) هم می‌نامند. 


آیا خشاب بازاریابان روحانی خالی شده است؟
شاید بتوان مدعی بود که روحانی این تاکتیک را در کمپین انتخاباتی خود نابود کرد. بنا به ادعای سولومون در کتاب رفتار مصرف کننده، جاذبه ترس وقتی یک تاکتیک مؤثر می‌ماند که میزان متعادلی از ترس را القا کند و راه حل مشکل ترس آفرین را نیز به دست دهد. او در نموداری نشان می‌دهد که هر چه میزان القای ترس بیشتر می‌شود، اثرگذاری آن در تغییر نگرش مخاطبین کاهش می‌یابد! البته شاید همین چالش، روحانی را واداشت که به رفتارهای به ظاهر متناقض با گروه‌هایی که مردم را از آن ها می‌ترساند دست یازد. بخشی از این رفتارهای رفت و برگشتی روحانی در مواجهه با افراد یا ساختارهایی که با ترساندن مردم از آن ها رأی آورده (مانند سپاه) را می‌توان تلاشی در جهت معتدل کردن ترس القایی به جامعه دانست. 


قربانیان هراس های موهوم
جدای از جانب اخلاقی، قانونی و تکلیفی این نوع بازاریابی (خصوصا اگر مملو از دروغ و افترا باشد)، به طور مشخص باید اشاره کرد جامعه‌ای که بی‌محابا با اضطراب تزریقی از جانب مسئولانش مواجه می‌شود، پاسخ‌های شناختی نظام‌مند کمتری را در فرایندهای ادراکی خواهد داشت. به مرور اعتماد (به عنوان بن‌مایه سرمایه اجتماعی) خود را حتی نسبت به کسی که هشدار داده است هم از دست خواهد داد و یأس و ناامیدی همه‌گیر می‌شود. همچنین در طرف هشداردهنده نیز این مهم در بلندمدت به کاهش توان واقعی او ختم خواهد شد و خود او از جانب منجی میدان سیاست به طرف مجرم آن کشانده می‌شود. 

افزایش ترس در جامعه، منجر به تغییر فزاینده نمی‌شود. مایکل ری در مقاله مشترک خود با ویلکی بیان می‌کند که تهدید و ترس شدید، رفتار غیرعقلانی را نتیجه می‌دهد و مخاطبین را به این نتیجه می‌رساند که راهی برای منطقی سازی خطر وجود ندارد. در این شرایط، آن‌ها به این نتیجه می‌رسند که علی رغم ادعاهای طرح شده توسط هشداردهنده، راهی برای حل مشکلات و عوامل ترس وجود ندارد. (The Potential of an Appeal Neglected by Marketing, Michael L. Ray and William L. Wilkie) 

اگر به شورش های سال 88 به بعد (و خصوصا درگیری‌های پس از 96 که به وضوح با نوعی ناامیدی از اصلاح و یافتن راه حل در میان مردم همراه بود) و یا نوعی مُردگی سیاسی که این روزها شاهدش هستیم نگاه دوباره‌ای بیندازیم، در کنار همه علت‌های عینی و انضمامی‌آن‌ها، سهم قابل توجهی را به این ترس‌آفرینی‌های گسترده جناح موافق این روزهای حسن روحانی نسبت به رأی دوباره احمدی نژاد در 88، رأی ممکن جلیلی در 92 و رئیسی در 96 بدهیم. سهمی‌که نه مجازات مشخصی را برای خاطیان به دنبال داشته و نه در دستگاه تحلیلی حاکم، جایگاه ویژه‌ای را به خود اختصاص داده است. 

بیراه نیست اگر بگوییم که حسن روحانی و دولت امیدش، بزرگترین سهم این سال‌ها در القای ناامیدی به جامعه را از دیگران ربوده‌اند.

کانال صلاح دید
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان