کد خبر: ۲۱۰۶۳
تاریخ انتشار: ۲۵ آبان ۱۳۹۹ - ۱۹:۴۵-15 November 2020
یکی از مدعیان تاریخ‌نگاری مشروطه، در کتابی که سرمشق افترانامه‌نویسان در تهمت‌زنی بر رهبران مشروطه از جمله ملک‌المتکلمین است (ص۷۸) می‌نویسد: به روایت ملک‌زاده، میدان‌دار اصلی جنبش در این دوره (مشروطة اول) روشنفکران عضو کمیتة انقلاب بودند. یک مورد از تصمیمات اینان، برنامه‌ریزی برای قتل شیخ نوری بود.
در این تصمیم سیدجمال واعظ، ‌جهانگیرخان صوراسرافیل، قاضی قزوینی، میرزا ابراهیم منشی سفارت فرانسه، مساوات،‌ یمین‌السلطنه و ملک‌المتکلمین شرکت داشتند. تصمیمی که به دست یکی از اوباش بازار تهران به نام کریم دواتگر عملی شد و منجر به جراحت در ران شیخ گردید. در این تصمیم که به قول ملک‌زاده پدرش یعنی ملک‌المتکلمین با آن مخالف بود، شیخ بعد از بهبودی از جراحت، ضارب خود را بخشید.

پاسخ: از گزارش ملک‌زاده ـ اگر هم فرض کنیم درست است ـ بیش از این برنمی‌آید که سیدجمال‌الدین واعظ و برخی دیگر، به ملک‌المتکلمین پیشنهاد ترور شیخ نوری را دادند و او با دلایل عدیده، ناروایی این کار را برایشان مبرهن داشت و آنان را قانع کرد از خیالی که دارند منصرف شوند و قضیه به همین خاتمه یافت (تاریخ انقلاب مشروطه، ملک‌زاده، ج۳، صص ۲۰۹ـ۲۰۷). آن‌گاه این گزارش که اگر هم درست باشد، دال بر مخالفت سرسختانة ملک با ترور و منصرف شدن دیگران از پیشنهاد خود پس از سخنان اوست ـ با چشم‌بندی‌های هنرمندانه و معجزه‌آسای تاریخ‌نگار محقق، در کنار گزارش ترور شیخ نوری به دست کریم دواتگر قرار گرفته است تا به خواننده القا شود که کریم دواتگر ـ ضارب شیخ نوری ـ عامل اجرای توطئه و تصمیم ملک المتکلمین و سیدجمال واعظ و صوراسرافیل و همفکران ایشان بوده است! در حالی که اولاً یگانه روایت حاکی از رایزنی نامبردگان برای ترور شیخ، دال بر مخالفت ملک با ترور او و انصراف دیگران از این تصمیم در پی مخالفت ملک است.

ثانیاً ترور شیخ در ۱۵ ذیحجة ۱۳۲۶ هـ . روی داد (مکتوبات… نوری، محمد ترکمان، ص ۳۱۵) و ملک‌المتکلمین و صوراسرافیل، قریب هفت ماه قبل از آن (یعنی در ۲۴ جمادی‌الاول آن سال) و قاضی قزوینی ده دوازده روز بعد از آن دو و سید جمال واعظ چند ماه پس از وی (در ماه رجب یا شوال) به شهادت رسیدند (تاریخ مشروطه، کسروی، صص ۶۵۸ ـ ۶۵۲، ۶۶۶ ـ ۶۶۴) و (شهید راه آزادی، اقبال یغمائی، صص۷۱، ۳۰۱). بنابراین در هنگام ترور شیخ نوری، هیچ یک از آنان زنده نبودند که رأی و نظرشان، نقشی در این حادثه داشته باشد؛ و اگر هم قرار بود پس از مرگ ایشان، نظرشان به مورد اجرا گذاشته شود، باید از اقدام به ترور شیخ بر حذر باشند.

به هر حال شیوة تاریخ‌نگار محقق در نقل از کتاب ملک‌زاده، و تصرفاتی که در گزارش او کرده، و چسباندن آن به گزارش حادثه‌ای که مدت‌ها پس از قتل نامبردگان در گزارش اول روی داده، آری چنین شیرین‌کاری‌هایی فقط از تاریخ‌نگار دانشمند ما برمی‌آید و بس! و شگفت آنکه ایشان از سویی در جایگاه مفتیان و حکام شرع قرار گرفته و نوشته‌اند «ترور به مفهوم حذف خشونت طلبانة مخالفین در بین روحانیون طرفداری نداشت زیرا این امر از نظر شرعی مخالف و متضاد با احکام دینی به شمار می‌آمد (ص۳۶۴) و از سوی دیگر دو خطیب و گویندة بزرگ دینی (ملک و سیدجمال) را که سخنگوی شناخته شدة روحانیان و مراجع مشروطه‌خواه بوده‌اند، به توطئه برای ترور یک روحانی بزرگ و اقدام به کاری «از نظر شرعی مخالف و متضاد با احکام دینی» متهم می‌دارند. راستی که همدستی با دشمنان مشروطه، تاریخ‌نگار محقق را تا کجاها که نبرده و به عرضة چه اکاذیب و مفتریاتی وانداشته است!

در اینجا بی‌مناسبت نیست که دو گزارش دیگر را نیز بیاوریم:
شیخ محمدعلی تهرانی (کاتوزیان)، از نقش ملک‌المتکلمین در تأسیس کتابخانة ملی ایران و همراهی شیخ نوری با وی و دیگر روشنفکران در این کار چنین یاد می‌کند:

مؤسسین کتابخانة ملی، عدة زیادی از روشنفکران بودند که عده‌ای از رجال و علما و دانشمندان ملت را به جلسه‌ای دعوت و از آنان تقاضای دادن کتاب و مساعدت در این امر خیر کردند و عدة زیادی مانند مرحوم حاج شیخ فضل‌الله و حاج معین بوشهری و حاج امین‌الضرب و عده‌ای دیگر از علما و تجار و اعیان هر کدام به فراخور حال خود کتاب داده و شهریه معین نمودند و عمدة اشخاصی که در این تأسیس شرکت نمودند آقای حاج سیدنصرالله تقوی، مرحوم سیدجمال اصفهانی، میرزا محمدعلیخان نصرة‌السلطان، مترجم الملک، حاج میرزا نصرالله ملک‌المتکلمین و حاج میرزا یحیی دولت‌آبادی بودند.۱

* بنابر آنچه در منابع مختلف آمده است۲ پس از شهادت ملک‌المتکلمین و شیخ نوری در مجلس درس خود،‌ از این فاجعه با اندوه یاد کرد و گفت: باید از روی انصاف تصدیق کرد که ایران، مردی را از دست داد که نظیر نداشته است.

مجسمة ملک‌المتکلمین و اعتراض آل احمد

دکتر مهدی ملک‌زاده، فرزند ملک‌المتکلمین در آن سال‌ها که قدرت و نفوذی داشت،‌ مجسمة پدرش را در میدان حسن‌آباد نصب کرد. اما این کار از دو جهت با مذاق شاه سازگار نبود. نخست این‌که ملک‌المتکلمین شهید راه آزادی بود و شاه مثل همة مستبدان، از هر آنچه بوی آزادیخواهی بدهد، نفرت داشت. دیگر آن‌ که ملک، هر چه بود یک روحانی بود و شاه هرگز نمی‌خواست عملی در تجلیل از یک روحانی صورت گیرد و البته تجلیل از هیچ غیر روحانی را نیز برنمی‌تابید.

به این علت‌ها و علل دیگر، مجسمة مزبور را از میدان حسن‌آباد، نخست به پارک شهر منتقل کردند و در دهة چهل که ما بخشی از دورة دبیرستان و سپس دانشگاه را می‌گذرانیدیم، و با گروه‌های دانش‌آموزی و دانشجویی وابسته به جبهة ملی و نهضت آزادی مرتبط بودیم، قرارهامان با دوستان گروه را در پارک شهر در کنار مجسمة ملک می‌گذاشتیم و آنجا را با نام ستاد ملک یاد می‌کردیم. اما بعدها معلوم نشد که چه بر سر آن مجسمه آمد.

در این میان برخورد آل احمد جالب است که با وجود انتقادهای تند و تیز به مشروطه‌خواهان و به فرقه‌های انحرافی، وقتی آن مجسمه را برداشتند، شهردار وقت تهران را به باد نکوهش گرفت و برداشتن آن مجسمه را که نماد آزادیخواهی می‌شمرد، تخطئه و تقبیح کرد و نوشت: آقای شهردار! آخر این مجسمة ملک‌المتکلمین چه عیبی داشت؟ که برش داشتید و جایش لابد قو و مرغابی و اژدها خواهید گذاشت.

مگر نه این بود که این مجسمه فقط صورت ظاهری از مشروطیت بود، در این شهری که هیچ نمای دیگری از مشروطیت در آن نیست؟ بگذارید به عرض سرکار رسیده باشد که این تنها مجسمه‌ای بود که در شهر به این گل و گشادی دیدنی بود ـ چیزی از ایران در آن بود ـ خاطره‌ای را زنده می‌کرد ـ احترامی را می‌انگیخت. واقعاً چرا این کارها را می‌کنید؟ مگر قرار نبود همة مجسمه‌ها را بردارید؟ پس چرا شتر در خانة همین یکی خوابید؟۳

 استاد اکبر ثبوت 

پانوشت‌ها:
۱ـ تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، ص۱۳۳٫
۲ـ از جمله در کتاب حوزة تهران،‌ به اهتمام امیرحسین حیدری، با مقدمة علی‌اکبر رشاد، تهران، امیرکبیر،‌۱۳۹۰، صص ۲ـ۴۰۱، مقالة سیدعباس صادقی فدکی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان