کد خبر: ۲۱۰۵۴
تاریخ انتشار: ۲۵ آبان ۱۳۹۹ - ۱۸:۱۰-15 November 2020
در دوران نوجوانی که شیفته‌ی شریعتی بودم و اندک پس‌اندازِ پرزحمتِ دوران دبیرستان را برای جمع‌آوری و خواندن مجموعه‌ی آثارش صرف می‌کردم، عکسی از او را بر دیوار خانه آویخته بودم تا هر از چند گاهی، بتوانم چهره‌اش را دوباره ببینم
بارها به خود می‌گفتم که چقدر بهتر بود اگر شریعتی بیشتر عمر می‌کرد. او می‌توانست همین الان زنده باشد، بگوید و بنویسد و در گفته‌ها و نوشته‌های پیشین‌اش بازنگری کند. اما چنین چیزی شدنی نبود.

لاجرم خودم را قانع می‌کردم که:

«اما خوب شد که در همان ۴۴ سالگی مرد و نماند. نه فقط به خاطر این‌که سرنوشت هم‌مسلک‌هایش را می‌دیدم، بلکه از آن رو که تصویر چهره‌ی جوانش در ذهن ما مانده و ثبت شده بود (خودش هم مرگ در آن سن و سال را نامبارک نمی‌دانست). البته متفکر می‌تواند پیر شود و مفید و محبوب بماند؛ می‌تواند عصایی در دست بگیرد و لنگ بزند؛ می‌تواند عینک به چشم بزند و باز هم نتواند آن‌چه را که روزگاری خود بر کاغذ آورده بخواند؛ اما برای شریعتی، کسی که عصیان و ساختارشکنی را دوست داشت و شور و شورش با وجودش گره خورده بود، تصویر همان مرد میانسال، مناسب‌تر است.»

همه‌ی آن‌چه گفتم، افکاری است که در همان دوران در ذهنم می‌گذشت. اما از گذر آن اندیشه‌های گذرا، دغدغه‌ای برای همیشه در ذهنم باقی ماند و آن، آخرین تصویرِ به جا مانده از بزرگان است.

البته منظورم از تصویر، صرفاً آن‌چه در قاب بر دیوار می‌نشیند نیست؛ بلکه هر آن‌ چیزی است که در ذهن ما مردم، از بزرگان‌مان نقش می‌بندد و ماندگار می‌شود.

به عنوان مثال، می‌دانیم که نیچه، این میوه‌ی افتخارآمیز گونه‌ی انسان، با وجودی که در ۵۶ سالگی فوت کرد، اما فروپاشی فکری‌اش در ۴۴ سالگی روی داد. این را نه فقط در اراده‌ی معطوف به قدرت (که گردآوری شده‌ی نوشته‌های خام و ناتمام اوست) بلکه در اینک آن انسان (آخرین نوشته‌‌ی رسمی قبل از در هم شکستن فکری‌اش) هم می‌توان حس و لمس کرد.

بنا بر روایت ویل دورانت از اوربک (Overbeck)، او که پس از خواندن نامه‌ی نیچه حال او را فهمیده و به کمکش شتافته بود، نیچه‌ی ۴۴ ساله را در حالی یافت که با آرنج روی پیانو می‌کوبید تا آن را در هم بشکند و با صدای بلند آواز می‌خواند.

اما آیا نیچه باید با آن حال زار و نزار در ذهن مخاطب امروزی تصویر شود؟ یا با آن غرورِ نشکستنی و خِرَدِ عمیقِ زرتشتی که در دوران سلامت، آفریده بود؟

از آن دورها و بالاها، نزدیک‌تر و پایین‌تر بیاییم و به یکی از همین از‌دست‌شدگانِ اخیر، یعنی حسین محب اهری فکر کنیم. تصویری که خود از خودش داشت و می‌خواست و می‌ساخت را – مثلاً در خندوانه‌ی رامبد جوان – ببینید و سلفی‌ها و مصاحبه‌هایی که دیگران در آخرین روزها از او منتشر می‌کردند.

در دوران کهن، ابزارها و رسانه‌ها مانند امروز نبودند. به همین علت، مردم فرصت داشتند تا واپسین لحظات هر کس را، بسته به جایگاهی که نزد ایشان داشت، ترسیم و تزئین کنند و با خاطرات و خیالات، بیارایند. این است که بزرگان دوران کهن، بر اساس روایات رایج، اغلب با مرگی درخور و باشکوه مرده‌اند (می‌گویند ارشمیدس لحظه‌ای پیش از آن‌که به دستِ سرباز مست رومی کشته شود، به او گفت: وقتی نزدیک می‌آیی مواظب باش پایت را روی دایره‌هایم نگذاری!)

اما دنیای معاصر، اغلب چنین فرصتی را دریغ می‌کند. موبایل‌ها، میکروفن‌ها، عکس‌ها و استوری‌ها، به ما ثابت کرده‌اند که آخرین روزها و ماه‌ها و سال‌ها، همیشه هم آن‌قدر که انتظار می‌رود، با شکوه و عظمت نیست. چه بسیار بزرگانی که در بی‌هوشی مرده‌اند، یا با پیکری زار، یا در شرایطی که در آخرین روزها و ماه‌های زندگی، تسلط چندانی بر گفتار و رفتار خود نداشته‌اند.

این را می‌فهمم که روایت آخرین لحظاتِ زندگی انسان‌ها، ظاهراً ارزش تاریخی دارد و مورخ‌ها – که کلاً از سر بریده و دست و پای شکسته هراسی ندارند – از روایت‌های اثرگذار، خصوصاً اگر قابل استناد باشد، به سادگی نمی‌گذرند.

این را هم می‌شود فهمید که اغلب در بلندمدت، آن روایت‌های گذرای آخرین لحظات، در غبار روزگار گم می‌شوند و دوباره‌ قله‌های دستاورد هر کس است که به عنوان حاصل زندگی‌اش در ذهن و زبان‌ها باقی می‌ماند.

اما فکر می‌کنم به عنوان یک مسئولیت فردی در قبال آن‌ها که دوست‌شان داریم، شایسته است به حق‌شان برای داشتن تصویری مناسب و مطلوب احترام بگذاریم و تا حد امکان، در این راستا بکوشیم.

این حرف‌ها و دردِ دل‌های پراکنده را نه برای ارشمیدس نوشتم و نه نیچه. نه محب اهری و نه شریعتی و نه هیچ کس دیگر از گذشتگانِ در گذشته.

برای بعضی از بزرگان‌مان نوشتم که هنوز در «قیدِ» حیات هستند و گاه، شوقِ فخر فروختن با عکس‌های سلفی یا وسوسه‌ی اعتبار خریدن با نشستن در کنارشان، باعث می‌شود که از اهمیت حفظ تصویر مطلوب آن‌ها غافل شویم.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان