کد خبر: ۲۱۰۳۹
تاریخ انتشار: ۲۵ آبان ۱۳۹۹ - ۰۶:۵۷-15 November 2020
ما خبردار شده بودیم که روز هفتم ساواک می‌خواست یک مراسم هفتمی به خاطر کشته شدن آن دانشجویان [دانشجویان کشته در درگیری با پلیس چهل روز بعد از واقعه قم] برگزار بکند و بعد رادیو و تلویزیون هم بیایند مراسم را ببینند و منعکس بکنند از رسانه‌ها و ختم را برگزار بکنند و غائله را جمع کنند. ...
 ما هم نگران این بودیم که دستگاه بیاید و از این ماجرا بهره‌برداری بکند و یک برنامه تلویزیونی بگذارد و بعد ختم برگزار کند و بعد خودش غائله را جمع کند و از همین هم به نفع خودش بهره‌برداری بکند و سوءاستفاده بکند. ...

در جلسه محرمانه‌ای که با چند نفر از همکارانمان داشتیم به این نتیجه رسیدیم که ما نمی‌توانیم جلوی این ماجرای هفتم را، مراسم هفتم را بگیریم و بهتر این است که ما شرکت کنیم. منتهی چون ساواک برنامه درست و حسابی ندارند، اگر ما الان برنامه‌ریزی بکنیم، احتمال دارد که جریان را اصلاً ما به دست بگیریم. تنها کاری که ما باید بکنیم این است که اگر ببینیم که برنامه تلویزیونی می‌خواهد بیاید، اینها به اصطلاح خط را به بچه‌ها بدهیم که آنها مزاحمت ایجاد بکنند و به فیلم گرفتن و اینها نرسد و ما کاری بکنیم که مسیر را آن‌طور که دلمان می‌خواهد هدایت بکنیم و اگر ماجرا در دست ما باشد، دیگر معلوم نیست آن‌ها اصراری هم داشته باشند که فیلمشان را بگیرند. چون این فیلم به درد آن‌ها نمی‌خورد... 

ما آمدیم ده نسخه از یک قطعنامه‌ای نوشتیم. گفتیم فردا ما باید کاری بکنیم که یک قطعنامه‌ای از دانشگاه دربیاید و برای اینکه قطعنامه دربیاید اگر آن وقت ما بخواهیم به مردم بگوییم بنشینند قطعنامه بنویسند یک عده‌ای جرأت نمی‌کنند کسی هم افکار منظمی ندارد که بنشیند بنویسد ... گفتیم اگر فردا قرار شد قطعنامه‌ای داده بشود من فکر می‌کنم این چیز خوبی است شما این را تو جیبتان داشته باشید. اینها هم نگاه کردند و گفتند «باشد». 

فردا ما رفتیم جلوی دانشکده ادبیات همین‌جور مردم آمدند و گروه گروه با هم درد و دل می‌کردند. ... در یک لحظه به‌خصوصی گفتیم آقایان مثل اینکه خوب یک عده‌ای جمع شدند بفرمایید برویم تو سالن اینجا ایستادن فایده ندارد و بعد اینها پیشنهاد کردند برویم تو آمفی‌تئاتر روباز. گفتیم برویم. ما رفتیم آنجا و ما قبلاً هماهنگ کرده بودیم که چه کسی چه سخنرانی بکند، چه جمله‌هایی را بگویید و چه کارهایی را بکند و البته یک عده‌ای از همکارانی که می‌بایستی همکاری بکنند به دلیل اینکه دانشگاه در محاصره بود و پلیس مسلح همین چند روز پیش عده‌ای را کشته بود، شهر حالت حکومت نظامی داشت و اینها آماده بودند هر لحظه دو دفعه هم تیراندازی بکنند. مردم ترسیدند و برخی از وظایف حذف شد و همه اینها را ریختند رو دوش بنده حقیر و ما هم دیدیم که در هر حال شبکه ما دیگر لو رفته، یعنی یک مقدار از چیزهایی که رژیم نمی‌دانست الان دیگر می‌داند ...

 در آن اجتماع ما یک تسلیتی گفتیم و یک فاتحه‌ای طلب کردیم و یک سخنرانی کوتاهی کردیم و بعد گفتیم که می¬دانید که الان اجتماع خوبی تشکیل شده. بد نیست اگر یک قطعنامه‌ای یا یک نامه سرگشاده‌ای چیزی صادر بشود و چون الان ما در شرایط بسیار خفقانی هستیم و پلیس مسلح هم اطراف ما اینجا ایستاده و ممکن است آقایان ناراحت باشند من خواهش می‌کنم اگر شما با این موافق هستید سکوت کنید. مردم به آن‌ها برخورد فریاد زدند موافقیم و حتماً باید قطعنامه بدهیم و ما هم که خوب افرادی که قبلاً قرار بود قطعنامه بنویسند شناسایی شده بودند. گفتیم که الان لازم نیست که ما انتخابات بکنیم که مثلاً چه کسی قطعنامه بدهد، من فکر می‌کنم از همکارانی که هستند مثلاً آقای الف، آقای ب، آقای ج و این الف و ب و ج همان کسانی بودند که ما قبلاً آن نسخه را به آن‌ها داده بدیم. آمادگی فکری برای تهیه قطعنامه داشتند، یک چهارچوب در ذهنشان داشتند. 

اینها بلافاصله تشریف بردند تو یک سالنی و ظرف کمتر از هشت دقیقه آمدند بیرون و متن قطعنامه هم در پنج هزار نسخه تکثیر شده. ما قطعنامه را هم خواندیم ماده به ماده و مردم تأیید کردند و الله اکبر می‌گفتند.

مصاحبه سعید رجائی خراسانی با پروژه تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد، نوار اول
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان