کد خبر: ۲۰۹۴۸
تاریخ انتشار: ۲۲ آبان ۱۳۹۹ - ۰۸:۰۶-12 November 2020
هنگامی که در اسفند ماه 1350 حسن پاکروان، سفیر وقت ایران در پاریس، نامه‌های سری زیر را برای معینیان، رئیس دفتر مخصوص محمدرضا پهلوی، ارسال کرد، بیش از بیست و پنج سال از انفجار نخستین بمب اتمی در ژاپن می‌گذشت.
پاکروان ضمن معرفی سپهبد BUIS ، رئیس مرکز بررسیهای عالی نظامی فرانسه و موسسه  CENTRE DES HAUTES ETUDES MILITAIRES (C H E M)، به تبیین نقش و اهمیت این موسسه در پرورش فرماندهان عالی آینده نیروهای مسلح فرانسه پرداخته، می‌نویسد که به عقیده سپهبد BUIS، آئین سوق‌الجیشی فرانسه متکی بر اصل قدرت بازدارندگی است. پاکروان در ادامه به تشریح استدلالی می‌پردازد که به پذیرش این اصل توسط فرانسه، به تأسی از آمریکا و شوروی، بود.

 

پس از پایان جنگ جهانی دوم و طی جنگ سرد متعاقب آن، اساس روابط بین‌الملل بر پایه این نظریه نظامی بنا گردید: ماهیت بازدارندگی تملک سلاح اتمی، کشورها و قدرتهای بزرگ را از مواجهه مستقیم با دشمنانشان مصون می‌دارد و جبهه جنگ را از اراضی آن قدرتها به خاک سایر دول سوق می‌دهد. حاصل بحرانهای منطقه‌ای نیز آن می‌شد که شماری کشورهای اقماری در حول محور غرب و شرق، و  در راستای بهره گیری از چتر حمایتی این کانونها، شکل بگیرند.
 
پاکروان در نقل مباحثه مذکور ــ به صراحت و سلاست ــ نقش سلاحهای هسته‌ای را در تحول استراتژیهای تدافعی ذکر، و خطر بالقوه شوروی را به تهران گوشزد می‌کند. پیداست که هدف او از نوشتن این نامه، جاسوسی اطلاعاتی نبوده است؛ چرا که وی از مباحث فنی و نظامی گفت وگو با اشاره‌ای مختصر می‌گذرد، که احتمالا براساس تذکر وی، می‌توانسته مبین ناآگاهی او از دانش فنی روز بوده باشد. به نظر می‌رسد هدف او از نگاشتن این مکتوب، تبیین اهمیت و ضرورت پیروی از استراتژیهای اصل مذکور و «قدرت بازدارندگی» سلاحهای هسته‌ای است. این مهم حاصل نمی‌گردد، مگر آنکه تهران به تغییر رفتار قدرتها در مواجهه با اعضای جدید «گروه کشورهای اتمی»توجه کرده و به ضرورت دستیابی به این فناوری واقف شود. پاکروان امیدوار است که برای آگاهی بیشتر در این خصوص، شاه طی سفر آتی سپهبد نامبرده به تهران، با او ملاقات کند.
 
سند دیگر، پاسخ دفتر مخصوص شاهنشاهی، به نامه مزبور است. این سند ضمن اعلام پذیرش درخواست ملاقات سپهبد BUIS  ، با محمدرضا شاه و گزارش ارجاع موضوع به «تشریفات کل شاهنشاهی» برای تدارک ملاقات، بی میلی محمدرضا شاه را برای این دیدار، کتمان نمی‌کند. به نظر می‌آید، آگاهی درباره این استراتژی و تصمیم‌گیری در این مورد، توسط نامه پاکروان و طی این چند روز پیش نیامده و سابقه بیشتری داشته است. مسلم است، تلاشهای وی، از بعد امنیتی، نظامی و فنی، برای مجاب نمودن تهران، به اتخاذ استراتژی مزبور، کمتر از آن بوده است که سبب تحولی به این عظمت، در سیاستهای دفاعی کشور گردد.
 
صراحت لحن و رغبت محمدرضا شاه برای مذاکره با کشورهای دارای سلاح هسته‌ای، گواه استراتژی وی در مواجهه با دنیای دوقطبی و درستی نگرانی غرب، درباره هسته‌ای شدن ایران در آن دوران است.
 
این اسناد در موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران نگهداری می‌شود.
 
[1]
سری                  شماره 10/9/551/21        [نشان شیر و شمشیر]
سفارت شاهنشاهی ایران پاریس                      تاریخ 13/12/50
                                                                  پیوست
حضور محترم جناب آقای معینیان رئیس دفتر مخصوص شاهنشاهی

سپهبدBUIS  که رئیس مرکز بررسیهای عالی نظامی می‌باشد و یکی از مغزهای متفکر ارتش فرانسه است به اینجانب برای تنظیم برنامه مسافرت دانشجویان این مرکز به ایران مراجعه کرد و ضمن صحبت مطالب جالب توجهی درباره آئین نظامی فرانسه بیان داشت.
موسسهCENTRE DES HAUTES ETUDES MILITAIRES ( C H E M) کانون اصلی فرانسه برای تعمق در مسائل نظامی دنیای امروز و برای پرورش آئین و افکار سوق‌الجیشی در این کشور است.
 
این مرکز از قدیم معروف به (ECOLE DES MARECHAUX) می‌باشد و دانشجویان آن کادر فرماندهی عالی آینده نیروهای مسلح را تشکیل می‌دهند.
 
سپهبد BUIS درباره آئین سوق‌الجیشی فرانسه که متکی به اصل می‌باشد توضیحاتی داده و استدلالی که به قبولی این اصل منجر گردید بیان نمود. البته این استدلال قابل بحث است و معلوم نیست که اصل و روشی که برای امریکا یا شوروی مصداق دارد برای فرانسه صحیح باشد. اما در هر صورت طرز استدلال و بیان سپهبد BUIS که طرز فکر زمامداران و مقامات مسئول فرانسه را منعکس می‌نماید، محکم و قاطع است. اساس این استدلال براساس ماهیت سلاح هسته‌ای جدید و اثرات وحشتناک آن استوار می‌باشد. خطر سلاح هسته‌ای طوری است که زمامداران کشورها را مجبور می‌کند که از جنگ و مواجهه مستقیم منصرف شوند. هر کشوری با داشتن حتی تعداد کمتری از این نوع سلاح به خودی خود مصونیتی در مقابل حمله مستقیم پیدا می‌کند در حالی که اگر نداشته باشد باید دفاع خود را به یکی از کشورهای بزرگ SUPER GANDS بسپارد و ارتش خود را در اختیار آن بگذارد.
 
به عقیده سپهبد BUIS وجود این اسلحه ماهیت جنگ را تغییر داده و مفهوم دفاع از اروپا را دیگرگون کرده است خاصه اینکه برتری نیروی شوروی و بلوک شرق به قدری است که دفاع به معنای کلاسیک دیگر امکان‌پذیر نیست. وجود سربازان امریکایی در اروپا در حقیقت وسیله دفاعی نیست اما اگر شوروی حمله کرد شرکت امریکا در جنگ را تضمین می‌نماید.
 
درخصوص دفاع اروپا اخیرا بین مقامات نظامی انگلیسی و فرانسه مذاکراتی شده است که نتیجه نداده و هم چنین بین فرانسویها و آلمانها اختلاف نظر است اما پیشرفت در وحدت سیاسی اروپا و ورود انگلیس به بازار مشترک به احتمال قوی راهی برای توافق باز خواهد کرد. از همه جالب‌تر بیاناتی است که سپهبد BUIS درباره انواع سلاحهای هسته‌ای و طرق حمله به هدف نموده است و حتی توضیحاتی درباره وسائل فعلی در فرانسه و تشکیلات PLATEAU D‘ALBION که شامل سکوهای پرتاب زیرزمینی و زیردریاییهای هسته‌ای می‌باشد اطلاعاتی داده است که برای اینجانب تازگی داشت. بالاخره از طرز کار C H E M و استعمال COMPUTER برای مسائل عدیده شمه‌ای شرح داد.
 
به موازات جنبه نظامی وقتی وضع سیاسی دنیا در سایه اسلحه هسته‌ای حالت تازه‌ای به خود گرفته که سپهبد BUIS به طور خلاصه به طریق زیر شرح داد. ـ از لحاظ جهانی پیدایش اسلحه هسته‌ای یک وضعی ایجاد کرده است که در تاریخ سابقه نداشته است و این وضع را می‌توان به تعادل اتمی خلاصه کرد یک تعادل در عین حال وحشتناک و امیدبخش وحشتناک از لحاظ اینکه این اسلحه آینده عالم بشریت را تهدید می‌نماید و یک اشتباه می‌تواند نسل بشر را به مخاطره بیاندازد. [همین مقوله]،امیدبخش است. زیرا استعمال این اسلحه غیرقابل تصور بوده و در نتیجه جنگ عمومی را منع می‌کند. سپهبد BUIS در این خصوص خاطرنشان کرد از موقعی که چین وارد گروه کشورهای اتمی (CLUB ATOMIE) شده طبعا دید سیاسی آنها تغییر کرد و اثر این تغییر در نزدیک شدن به امریکا مشهود است. به عبارت دیگر: چینی‌ها حس مسئولیت تازه‌ای پیدا کرده و موضوع تعادل اتمی را به خوبی درک کرده‌اند.
 
چون مدت مدیدی است که با مسائل نظامی سروکار ندارم، خود را برای اظهار نظردراین خصوص صالح نمی‌دانم، اما به این فکر رسیدم که اگر سپهبد BUIS در مدت توقف خود در ایران بتواند به پیشگاه همایونی افتخار شرفیابی حاصل نماید، به طور حتم مطالب جالبی به عرض خواهد رسانید. بنابراین از جناب عالی تمنا دارم موضوع را به پیشگاه مبارک ملوکانه معروض داشته تا چنانچه اراده سنیه شاهنشاه آریامهر تعلق گیرد، وقت شرفیابی برای او تعیین شود. مدت توقف او در ایران از 10 تا 19 ماه آوریل آینده خواهد بود.

سفیر شاهنشاه آریامهر : حسن پاکروان
[143 تا 140-240- 145 د]
 
[2]
       سری                  شماره 1-20-600/م   [نشان شیر و شمشیر]
دفتر مخصوص شاهنشاهی                                 تاریخ 21/12/1350
سرلشگر پاکروان سفیر اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر ـ پاریس
گزارش شماره 10/9/551/م مورخ 13/12/1350 پیرامون مذاکراتی که یا سپهبد BUIS رئیس مرکز بررسیهای عالی نظامی دولت فرانسه درباره آئین نظامی آن کشور و سلاحهای هسته‌ای بعمل آمده است متضمن استدعای شرفیابی ایشان به پیشگاه مبارک شاهانه از شرف عرض گذشت و اوامر مطاع همایونی باین شرح شرف صدور یافت :

«البته ممکن است نامبرده را بپذیریم ولی اینکار وقتی مفید خواهدبود که کشوری این سلاح را در اختیار داشته باشد»

برای ترتیب برنامه شرفیابی سپهبدBUIS  به پیشگاه مبارک ملوکانه مراتب به تشریفات کل شاهنشاهی اطلاع داده شد. 

رئیس دفتر مخصوص شاهنشاهی

رونوشت بانضمام فتوکپی گزارش شماره 10/9/551/م مورخ سیزدهم اسفندماه 1350 سفیر اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر در پاریس جهت اقدام لازم برای جناب آقای قریب ریاست محترم تشریفات کل شاهنشاهی ارسال می شود.ق
رئیس دفتر مخصوص شاهنشاهی
سری
[139-240- 145 د]

 ***

 
روز ۲۲ فروردین ۱۳۵۸ سرلشکر حسن پاکروان رئیس پیشین ساواک و عامل مؤثر در حمله به مدرسه فیضیه قم در ۱۳۴۳ش، همراه با ۱۰ نفر دیگر از سران رژیم پهلوی با حکم دادگاه انقلاب اعدام شد .

نام حسن پاکروان برای اولین بار در ۲۴ اسفند ۱۳۳۹ در سطح کشور مطرح شد، در این روز پاکروان بعد از برکناری تیمور بختیار از ریاست ساواک به عنوان دومین رئیس این سازمان از سوی محمدرضا پهلوی انتخاب شد.

حسن پاکروان در سال ۱۲۹۰ ش در تهران به دنیا آمد. پدر او فتح‌الله پاکروان از دولتمردان زمان رضا‌شاه و در واقعه مسجد گوهرشاد مشهد، استاندار خراسان بود. مادرش امینه پاکروان استاد زبان و ادبیات فرانسه دانشگاه تهران بود.

پاکروان پس از پایان تحصیلات ابتدایی، همراه پدرش راهی مصر شد و در دبیرستان فرانسویها در اسکندریه تحصیلات متوسطه را به پایان برد. سپس راهی فرانسه شد و از دانشکده‌های نظامی «پوآتیه» و «فونتن بلو» در رشته توپخانه فارغ‌التحصیل گردید.

پاکروان در آن کشور قصد داشت با دختری فرانسوی ازدواج کند ولی به دلیل مخالفت پدر و مادرش با این ازدواج، با شلیک چند گلوله دست به خودکشی زد ولی از مرگ نجات یافت.

پاکروان در سال ۱۳۱۲ ش به ایران بازگشت و به مدت هشت سال به عنوان مربی دانشکده افسری به تدریس پرداخت. در سالهای ۱۳۲۰ـ۱۳۲۲ ش افسر ستاد ارتش بود. سپس به مدت دو سال فرمانده پادگان بوشهر و افسر انتظامات بنادر جنوب شد. پاکروان دو سال هم به عنوان افسر رکن دوم ستاد ارتش خدمت کرد. سپس با درجه‌ سرهنگی به مدت دو سال به عنوان وابسته نظامی ایران به پاکستان رفت.

پاکروان بعد از بازگشت به ایران به ریاست رکن دوم ستاد ارتش منصوب شد. در ۱۷ دی ۱۳۳۰ نشان افتخار «لژیون دونور» از طرف سفارت فرانسه در تهران، برای تلاش وی در توسعه روابط ایران و فرانسه به پاکروان اهدا شد. پاکروان سال بعد مدتی به عنوان وابسته نظامی به فرانسه رفت.
در زمان نخست‌وزیری محمد مصدق و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ پاکروان ریاست رکن دوم ستاد ارتش را به عهده داشت و پس از کودتا به عنوان وابسته نظامی ایران راهی هند شد.

پاکروان در سال ۱۳۳۵ ش پس از تأسیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) معاون عملیاتی این سازمان شد. چهار سال بعد که تیمور بختیار رئیس ساواک قدرت زیادی پیدا کرد و شاه را به وحشت انداخت، و نیز روی کار آمدن دموکراتها در امریکا با ریاست جمهوری جان اف کندی (۱۹۶۱ـ۱۹۶۳ م/ ۱۳۳۹ ـ ۱۳۴۲ش) و فشار آن کشور برای ایجاد تغییرات سیاسی ـ اجتماعی در ایران، باعث شد که شاه در ۲۴ اسفند ۱۳۳۹ سرتیپ حسن پاکروان را که فردی خونسرد، اهل مطالعه و مخالف تندی و شدت عمل بود به ریاست ساواک بگمارد. هر چند او می‌دانست پاکروان به درد ساواک نمی‌خورد.

در زمان ریاست پاکروان بر ساواک پنج نخست‌وزیر (جعفر شریف امامی، علی امینی، اسد‌الله علم، حسنعلی منصور و امیر‌عباس هویدا) روی کار آمدند.

از حوادث مهم این دوران می‌توان به برگزاری رفراندوم انقلاب سفید در ۶ بهمن ۱۳۴۱، حمله کماندو‌های رژیم شاه به مدارس فیضیه قم و طالبیه تبریز در ۲ فروردین ۱۳۴۲، قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، تبعید امام خمینی به ترکیه در ۱۳ آبان ۱۳۴۳ و ترور حسنعلی منصور در اول بهمن ۱۳۴۳ اشاره کرد.

در قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ با اعلام حکومت نظامی، نعمت‌الله نصیری به فرمانداری نظامی تهران منصوب شد و جنبش مردم سرکوب گردید. پاکروان در آن روزها در مصاحبه‌ای امام خمینی و تعداد دیگری از روحانیان را ـ که زندانی شده بودند ـ متهم به خرابکاری و تماس با عوامل خارجی کرد. ولی این ادعاها هرگز ثابت نشد و حکومت شاه در اثر فشار روحانیون و مردم مجبور شد امام خمینی را آزاد کند. هنگامی که امام در قیطریه تهران زیر نظر ساواک اقامت داشت پاکروان بارها به دیدار ایشان رفت و سعی کرد امام خمینی را متقاعد کند که به دیدار شاه بروند و با این ملاقات موضوع به سازش کشیده شود. ولی امام در مقابل اصرار پاکروان به وی گفت: «این اظهار تمایل دستگاه جهت ملاقات من با شاه به منظور حل مشکلات و اصلاح امور نیست بلکه آنها به خوبی دریافته‌اند که شاه تا آنجا در میان اجتماع ساقط است که اگر انگشت او به دریا برسد دریا نجس می‌شود، لذا می‌خواهند مرا وادار کنند با او ملاقات کنم تا مرا هم مثل او ساقط و آلوده سازند.»
امام خمینی سپس در فروردین ۱۳۴۳ راهی قم شد و پس از سخنرانی تاریخی‌اش درباره کاپیتولاسیون، مأمورین ساواک مجدداً وی را در ۱۳ آبان ۱۳۴۳ بازداشت و با یک هواپیمای نظامی به ترکیه تبعید کردند. اهمیت خبر تبعید به حدی بود که ساواک به طرزی بی‌سابقه آن را طی بیانیه‌ای در مطبوعات به اطلاع مردم ایران رساند: «از آنجایی که طرز فکر و تحریکات آقای خمینی مخالف و در تناقض یا منافع مردم و امنیت و استقلال و تمامیت ارضی شناخته شده است، ایشان از ۱۳ آبان ۱۳۴۳ از کشور تبعید می‌گردند.»

ترور حسنعلی منصور، نخست‌وزیر، در اول بهمن ۱۳۴۳ توسط هیئتهای مؤتلفه‌ اسلامی که نشانه رشد گروه‌های مسلح بود باعث شد که شاه پاکروان را بر کنار کند و به جای وی نعمت‌الله نصیری را که در سرکوب قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ موفق بود، به ریاست ساواک منصوب نماید.
بعد از حسنعلی منصور، امیر‌عباس هویدا به نخست‌وزیری رسید. وی پاکروان را به عنوان وزیر اطلاعات (وزارتخانه‌ای که به امور جهان گردی اختصاص یافته بود) برگزید. پاکروان در شهریور ۱۳۴۵ به عنوان سفیر ایران راهی پاکستان شد و سه سال بعد در مهر‌ماه ۱۳۴۸ به عنوان سفیر ایران به فرانسه رفت. پاکروان در فرانسه فعالیتهای دانشجویان ایرانی مخالف رژیم شاه را کنترل می‌کرد.
 پاکروان در آبان ماه ۱۳۵۲ به ایران بازگشت و تا سال ۱۳۵۶ ش در بازرسی شاهنشاهی در کنار حسین فردوست مشغول به کار شد.

پاکروان در مهر ماه ۱۳۵۶ مشاور و سرپرست امور مالی وزارت دربار شد. در سال ۱۳۵۷ ش با اوج‌گیری حوادث انقلاب پاکروان در مصاحبه‌ای گفت:‌ «تنها راه باقی مانده برای شاه این است که همه دزدهای پیرامون خود را بازداشت و تیر‌باران کند.» ماه بعد، زمانی که شاه قصد فرار از کشور را داشت پاکروان در ملاقاتی با احسان نراقی، جامعه‌شناس و رئیس مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران، گفت:‌ «عزیمت او یعنی فرار از مسئولیتها، نباید بگذاریم برود!»
به هر حال شاه در ۲۶ دی ۱۳۵۷ از کشور خارج شد و با ورود امام خمینی در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷، دولت شاپور بختیار پس از ده روز سقوط کرد.

حسن پاکروان توسط مردم بازداشت و تحویل دادگاه انقلاب اسلامی شد. دادگاه نیز وی را به جرم کشتار ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، تبعید امام خمینی به ترکیه... به اعدام محکوم کرد و در ۲۲ فروردین ۱۳۵۸ سرلشکر حسن پاکروان تیر‌باران شد.

در تاریخ ۲۲ ساله ساواک چهار نفر بر آن ریاست کردند. تیمور بختیار رئیس اول، توسط خود ساواک ترور شد و پاکروان، نصیری و ناصر مقدم نیز بعد از انقلاب اعدام شدند. 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان