کد خبر: ۲۰۸۷۸
تاریخ انتشار: ۱۹ آبان ۱۳۹۹ - ۰۳:۳۸-09 November 2020
سال 56 محمودی 45 ساله بود که از خواندن دست کشید، در حالی که برای یک حنجره خوب و سینه ای صاف لااقل تا 65 - 70 سالگی امید بهره دهی وجود دارد.
 بهر حال وقتی زمینه کار برایش ناممکن شد کنج عزلت اختیار کرد. بعضی از دوستانش به او پیشنهاد جلای وطن کردند اما نپذیرفت. چون از همان اوایل کار خود اعلام کرده بود:‌ من عاشق مملکتم هستم، من اینجا را با همه حال و هوایش دوست دارم و به موسیقی ایرانی عشق میورزم، با اینهمه ادعایی ندارم و خود را هنرمند نمیدانم و منتی هم بر سر مردم نمیگذارم.

حالا دیگر او مانده و اتاقش در یک خانه کوچک و کلنگی در منطقه نارمک که 3 اطاق کوچک و یک آشپزخانه کوچکتر که مالک قانونی اش مادرش بود. کنار طاقچه و چسبیده به دیوار آن تختخوابش قرار داشت با یک قفسه چوبی کتاب هایش با یک ضبط صوت با جعبه نوارهای موسیقی و یک تنبک بر روی زمین و یک سه تار ساخت مرحوم عشقی که به دیوار آویزان و کف اتاق قالیچه ای کهنه پهن بود. کنار پنجره یک بخاری آزمایش قرار داشت و قابی بر دیوار نصب شده بود که با خط خوشی این شعر را در خود جای داده بود:

یارب بر خلق ناتوانم نکنی
بر بوته صبر امتحانم نکنی
از طعنه دشمنان مرا باکی نیست
مستوجب رحم دوستانم نکنی

روی طاقچه هم چند قاب عکس با تصاویری از پدر و دوستان هنرمندش قرار داشت. این اتاق با این محتویات عبارت بود از کل دار و ندارش از این جهان. اتاقی کوچک که انسانی بزرگ را در خود جای داده بود. در آن سالها به حکم جبر و بخاطر بیماری روحی خویش محکوم به حبس در اتاق بود، لاجرم ترجیح میداد که شبها را تا صبح بیدار بماند و روزها را هر چه که میتواند در خواب باشد تا ناچار نشود صدای گوش خراش زندگی را بشنود. از او در این سالها یادداشت هایی بجا مانده که در نثر صمیمی و ساده نوشته شده اند. دیگر به آخرین سالهای حیاتش نزدیک میشویم. در آن اتاق کذایی چراغی هر شب تا صبح روشن است و در تداوم مکرر این خاموش و روشن شدنها، یک شب زنده دار خسته و ملول باقی مانده. تنهایی سرد و کسالت باری را طی میکند.

از آنهمه حرفها که در دل دارد و با کس نگفته، گاه بعضی از مطالب کوتاه و گفتنی اش را بر کاغذی یادداشت میکند. یادداشتی کوتاه برای خودم، نه برای کسی مینویسم: اگر از من در مورد زندگیم بپرسند خیلی کوتاه و مختصر میگویم از کودکی تاکنون دردها و رنجها و شکنجه هایی که کوه هم طاقت آنرا نداشت کشیده ام و هم زیباترین حالهای دنیا را کرده ام. اکنون که این چند خط را رقم میزنم رهاترین و بی آرزوترین دقایق عمرم را میگذرانم. هرگز ناشکر نبودم و برعکس حق شناس ترین بنده های خدای یگانه ام. با افتخار و سرافرازی فریاد میزنم که در اتاقی که چند عکس از سوته دلان روزگار است و یکی دو تا سه تار هم در کنار آنهاست روز و شب میگذرانم و اگر بگذارند سلطان وقت خویشم و میگویم:

بنده پیر خراباتم که لطفش دائم است
ورنه لطف شیخ و زاهد گاه هست و گاه نیست

سرانجام خواننده مظلوم و مورد علاقه بسیاری از نوازندگان بویژه زنده یاد پرویز یاحقی و اسدالله ملک در سحرگاه 2 اردیبهشت 1366 در تنهایی محض رخت از این دنیای فانی بربست 

***

محمود محمودی خوانساری به سال 1313 هجری شمسی در شهر زیبا و سرسبز خوانسار دیده به جهان گشود.پدرش حجت الاسلام آقا سید جمال الدین محمودی که از مقبولیّت و احترام بسزائی در میان اهالی خوانسار برخوردار بود,از همان اوان کودکی محمود به وی توجه خاصی مبذول می داشت,زیرا به طبع حساس فرزندش پی برده بود.به همین لحاظ محمود را زیر نظر گرفته و در فرصت هائی که به دست می آورد فرزند دلبندش را با اصول مقدماتی فقه و عربی و آثار ادبا و شاعرانی نظیر:سعدی,حافظ,مولانا و غیره آشنا می نمود.صوت دلنشین محمود در همان دوران خردسالگی همگان را به تحسین و اعجاب وامیداشت و او که راه خود را شناخته بود با اشتیاق به آواز خوانندگانی مانند:طاهر زاده,ادیب خوانساری و تاج اصفهانی گوش فرا می داد و با استفاده از هوش سرشار و استعداد خدادادش از صدای این بزرگان بهره می گرفت,مضافن این که در سال 1325 با احداث کارخانه ی برق در شهر خوانسار امکان به کارگیری از رادیو در سطح گسترده تری برای مردم فراهم گردید و محمود با شنیدن آوای هنرمندان مورد علاقه اش همه چیز را به فراموشی می سپرد.

در سال 1326 پدرش به طور ناگهانی رخت از این جهان بربست و فقدان پدر ضربه ی سختی به روح حساس محمود وارد ساخت و از طرفی او چون محیط خوانسار را برای پرورش و اعتلای استعداد بی کران خود محدود می دید,مدت زمان کوتاهی پس از درگذشت پدر به تهران عزیمت و در مدرسه ی ادیب به ادامه ی تحصیل پرداخت و ضمن آن از هر فرصتی به منظور فراگیری ردیف ها و گوشه های موسیقی ایرانی استفاده می کرد و در این راستا به تدریج پایش به محافل هنری گشوده شد و با هنرمندانی فراخور سن و موقعیت آن زمان خویش آشنا گردید.

در سال 1335 استاد ابوالحسن صبا در محفلی با صدای محمودی خوانساری آشنائی حاصل نمود و به مصداق قدر زر زرگر شناسد,این ابر مرد موسیقی اصیل ایرانی,صوت محمودی را بسیار گرم و با اصالت یافت و به نامبرده علاقمند گردید و از وی دعوت نمود تا نسبت به تکمیل ردیف های موسیقی و گوشه های مختلف و متنوع هنر آواز زیر نظر وی به کار بپردازد و به تصدیق کسانی که ناظر و مطلع بر دیدارهای بعدی استاد ابوالحسن صبا و محمودی خوانساری بوده اند,استاد صبا به دلیل شناخت صحیحی که از نجابت و شخصیت و نیز آینده ی محمودی به دست آورده بود در کار تعلیم وی اصرار و علاقمندی زیادی نشان می داده است لکن متاسفانه به علت درگذشت استاد صبا این ارتباط دیری نپائید و محمودی خوانساری در سال 1337 تهران را به قصد شیراز ترک و در آنجا با رادیو شیراز به همکاری پرداخت.استاد محمود محمودی خوانساری علاوه بر اجرای برنامه,سرپرستی موسیقی اصیل رادیو مذکور را نیز به عهده داشت.برنامه های هنری محمودی خوانساری با اقبال مردم شیراز روبرو و به سرعت چهره ای شناخته شده به شمار آمد.این هنرمند در نیمه ی دوم سال 1338 به تهران مراجعت و به دعوت شادروان داود پیرنیا در برنامه ی مشهور "گلها" به همکاری پرداخت.اولین کار هنری محمودی خوانساری "برگ سبز شماره ی 56" بود و از آن پس آثار ارزنده ی متعددی را تحت عناوین:"گلهای رنگارنگ,برگ سبز,شاخ گل و گل های تازه" در کنار اساتید و هنرمندان بزرگی چون شادروان:مرتضی محجوبی,احمد عبادی,حبیب الله بدیعی,پرویز یاحقی,همایون خرم,حسن کسائی,جلیل شهناز,فرهنگ شریف و شادروانان لطف الله مجد و رضا ورزنده به وجود آورد.

محمودی خوانساری در آواز از صدائی گرم و سبکی مخصوص به خود برخوردار بود.وی ضرب را خوب می شناخت و می نواخت و در اجرای قطعات ضربی احاطه ی کامل داشت و به سه تار نیز علاقمند و آشنا بود.وی در اثر مطالعات مستمر در امر شعر و موضوع تلفیق شعر و هنر آواز شناخت عمیقی در این کسب نموده بود که در آثار جاودانه ی وی این تاثیر به خوبی مشاهده می شود.

محمود محمودی خوانساری از سال 1349 در برنامه ی "نوائی از موسیقی ملی" که با سرپرستی اسد الله ملک و همکاری دکتر منوچهر جهانبگلو تدارک می یافت همکاری فعالانه ای را آغاز نمود. "نوائی از موسیقی ملی" به سرعت در میان هنر دوستان و عاشقان موسیقی اصیل مقبولیت یافت و ترانه های ارزنده و به یاد ماندنی "مرغ شباهنگ" در مایه افشاری,"میخانه" در مایه دشتی,"سکوت و مستی" در سه گاه هر سه از ساخته های با ارزش اسد الله ملک و "لاله ی پرپر" ساخته ی فرهنگ شریف,حاصل همکاری محمودی خوانساری با برنامه ی "نوائی از موسیقی ملی" طی این سال ها می باشد.طی مصاحبه هائی که با محمودی خوانساری به عمل آمده,وی همواره عنوان می داشته که قبیله اش همه از عالمان دین بوده اند
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان