کد خبر: ۲۰۸۵۰
تاریخ انتشار: ۱۸ آبان ۱۳۹۹ - ۰۷:۰۵-08 November 2020
تمامی اعضای یک خانواده، تمامی فرزندان، از وقایع تلخی که در اطرافشان می‌گذرد، رنج خواهند کشید. رنج، پنبه و آهن نیست که وزنش را بتوان به آسانی سنجید.
 یک ذره از یک رنج هم گاه کمر را خم می‌کند... اما توزیع رنج هم یکسان نیست. تجربه‌ی اعضای یک خانواده از رنج هم مشابه نیست. طعم رنج، فرق می‌کند. رنج  ِ یک فرزند بزرگتر خانواده از جدایی پدر و مادر، از مشکلات اقتصادی، از فشارها و باید و نبایدهای روزانه‌ی دینی و سنتی با رنج فرزند کوچکتر، احتمالاً متفاوت است. یعنی خود سن و سال، در چگونگی رنج کشیدن ما از وقایع آسیب‌زننده‌ای که در خانواده اتفاق می‌افتند، تأثیر دارد. 

من، فرزند بزرگتر خانواده بودم. پس خودم تجربه‌ی مستقیمی از آن‌چه می‌خواهم بنویسم، نداشته‌ام. اما مدتی است که دور و برم، شاهد آثار رنج‌های فرزندان  ِ آخر خانواده‌ها هستم. چه آن‌ها که رنج‌شان را در سکوت، همچنان به دوش می‌کشند، چه آن‌ها که رنج‌شان را با دوست و مونسی در میان می‌گذارند و چه آن‌ها که به درمان‌های روانشناسانه روی می‌آورند. 

با خودم فکر می‌کنم: چه چیزی جنس رنج فرزند ِ آخر از وقایع نامطلوب زندگی خانوادگی را متفاوت می‌کند؟ فرزند آخر، به دلیل سن کمتر، معمولاً کوچکترین "شاهد" رخدادها و درگیری‌ها و فشارهاست. فرزند آخر، آنقدر بزرگ فرض نمی‌شده که برایش دلیل و علت و چرایی وقوع این رخدادها "توضیح" داده شود. او معمولاً به عنوان موجودی که "فراموش می‌کند" و "هنوز نمی‌فهمد"، نیازمند توضیح دادن تصور نمی‌شده‌است. احتمالاً چون بزرگترها فکر می‌کرده‌اند که "زود فراموش می‌کند"، پس نیازی هم به دلجویی و بازخوانی آن‌چه مشاهده کرده نبوده‌است. 

فرزند آخر، امکان دفاع از خود در برابر اتفاقات بد را هم نداشته‌است: او بی‌آنکه بخواهد، بی‌آنکه خود تصمیمی برای حضور در این فضا گرفته باشد، در موقعیت ِ مشاهده‌ی یک کتک‌کاری خانوادگی، یک مشاجره‌ی شدید لفظی، یک داد و بیداد ناگهانی، یک مرگ یا یک جدایی ِ غیرقابل فهم قرار گرفته‌است. او، بر خلاف فرزندان بزرگتر، حتی امکانی برای خروج از موقعیت ِ نامناسب را نداشته‌است: رفتن از خانه به خانه‌ی دوستی، قدم زدن، رفتن به مدرسه و خروج موقتی از فضای تنش‌زا. او را باید "خارج می‌کرده‌اند" و تا آن زمان، او ناخواسته و بی‌اختیار، باید در آن فضای تنش‌آلود باقی می‌مانده. 

فرزند آخر، آخرین شاهد  ِ "تمامی" ِ تنش‌های خانوادگی است. در واقع او در نقطه‌ی سرازیری و شیبی قرار دارد که تمامی رنج‌ها و حوادث و تنش‌های اتفاق افتاده برای تمام اعضای خانواده به سمتش جاری است. 

تمام ِ این‌ها، به نظرم از "فرزند آخر" خانواده، موقعیت ِ یک "شاهد ِ منفعل  ِ رنج" می‌سازد. شاید به همین دلیل است که در مشاهدات اندکم، فرزندان آخر ِ خانواده‌، گاه انگار تحرک کمتری برای تغییر موقعیت‌شان در آینده دارند. گویی پذیرفته‌اند که باید در سکوت، رنج‌هایشان را فقط در درونشان تلنبار کنند. گویی موقعیت ِ انفعال و تابع، در آن‌ها به یادگار مانده‌است."شاهد ِ منفعل رنج"، موقعیت ِ دردناکی است. شاید آگاهی به چنین موقعیتی از سوی فرزند آخر، در سال‌های استقلال، بتواند پنجره‌ای برای آغاز مرهم گذاشتن و درمان رنج‌های تلنبار شده‌ی پیشین باشد. 

مراقب تمام فرزندان، به خصوص فرزندان  ِ آخر خانواده باشیم. 


ایده‌نوشت‌های مهدی سلیمانیه|اینکجا|@inkojaa


نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان