کد خبر: ۲۰۸۳۶
تاریخ انتشار: ۱۸ آبان ۱۳۹۹ - ۱۲:۵۶-08 November 2020
مرحوم شریف رازی در احوالات فیلسوف شرق وحکیم الهی مرحوم آیة الله میرزا مهدی آشتیانی قدس سره، این حکایت را نقل می کند:
  «میرزا مهدی آشتیانی خواب عجیبی دیده بودند. در منزل مرحوم آیة الله حجت  در حضور آیة الله العظمی بروجردی و آن مرحوم و آیة الله خوانساری و دیگران  نقل کردند که بسیار مهم و عجیب بود، و مرحوم آقای حجت فرمودند: که باب علمی  از این خواب برای من مفتوح شد.

 مرحوم میرزا مهدی آشتیانی  فرمودند: که در موقع انقلاب دموکرات آذربایجان و فتنه پیشه وری مشرّف به مشهد  می شدم. در نزدیکی سبزوار در ماشین حالم بهم خورد که همه اهل اتوبوس مضطرب  و پریشان شدند. 

در آن حال دیدم که در عرفات هستم و می دیدم از  آسمان انواری به زمین عرفات فرو می آید. و مردم عرفات را دیدم که به یک طرف  متوجه اند. گفتم: کجا می روید؟ گفتند: حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و  آله) تشریف آورده اند. اهل عرفات به خدمت آن حضرت مشرّف می شوند. من هم  آمدم دیدم 14 خیمه مجلّل و با عظمت و نورانی برپاست. و یک خیمه که از همه  بزرگ تر است، مورد توجه مردم است. گفتند: پیغمبر مکرّم خدا در این خیمه  است. نزدیک شدم و اذن گرفتم و وارد شدم و سلام کردم.آقای بلند بالا در برابرم ایستاده بود که مثل خورشید می‌درخشید و بوی خوشی که از وجودش برمی‌خاست، فضا را پر کرده و هوش از سرم برده بود. بی‌اختیار از جا جستم و مؤدبانه در برابرش ایستادم و عرض کردم: «السلام علیک یا رسول‌الله(ص)» نمی‌دانم از کجا فهمیدم که رسول‌الله(ص) است! آقا با مهربانی جواب سلامم را داد و پرسید: تو را چه شده است میرزا مهدی؟ من هم که دل پُری داشتم، از خدا خواسته، سفره دلم را باز کردم: آقاجان! این روزها بدجوری دلم گرفته و گیج و منگ شده‌ام، بی‌پولی و بدهکاری از یک طرف و بیماری و ناخوشی هم از طرف دیگر، چنگ به گلویم انداخته‌اند و دارند خفه‌ام می‌کنند، حالا اینها به کنار، هر طوری شده تحمل می‌کنم. اما چیزی که برایم قابل تحمل نیست این است که شاهد از بین رفتن دین و ایمان در این مملکت باشم، این روزها، دینداری و خداپرستی دارد جایش را به بی‌دینی و ماده ‌پرستی می‌دهد. جوان‌های ما دارند کمونیست می‌شوند و این «تقی ارانی» هم که شده بلندگوی شیطان. می‌ترسم آخر این مرد، ایران را هم مثل روسیه، بی دین کند...
حرف‌هایم که به اینجا رسید، آقا لبخندی زد و فرمود: ما امور ایران را به فرزندمان «رضا» واگذار کرده‌ایم خواستم عرض حوائج کنم،  فرمودند: برو در خیمه هشتمین نزد فرزندم حضرت علی بن موسی الرضا (علیهما  السلام). فوراً امتثال کرده آمدم در آن خیمه. 

حضرت رضا (علیه  السلام) را دیدم نشسته است. سلام کردم و سه حاجت خود را که یکی از آنها  شفاء من از کسالت یرقان بود و دیگری نجات ایران و مسلمانها از شر توده و  حزب ها و حاجت شخصی دیگر. فرمودند: «فلان حاجتت رواست و کسالتت تقدیر چنین  است که تا زنده هستی با تو باشد

و راجع به ایران و نجات از این فتن، *بدانکه ما دامیکه ایرانی ها متوجه به زیارت قبور ما و مجالس ذکر و روضه برای مصائب ما هستند ایمن از شرّ اشرارند و عن¬قریب حزبی های توده و دموکرات از بین خواهند رفت». 

 یک مرتبه متنبّه شده و دیدم اهل ماشین همه گریان و برای من انقلاب و اضطراب دارند.
 پس از مدتی مرحوم میرزا معاودت به تهران و در اثر همان کسالت یرقان و زردی  و قند منزوی شده تا سال ۱۳۳۱ که مرحوم و جنازه از تهران حمل به قم و در  مسجد بالاسر به خاک سپرده شد. 

آثار الحجه، ص221
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان