کد خبر: ۲۰۷۸۹
تاریخ انتشار: ۱۶ آبان ۱۳۹۹ - ۱۳:۰۹-06 November 2020
-همين الان يک دروغ قشنگ بگو، حالم بده!
-دوستت دارم

-منم! يکي ديگه هم بگو!

- بدون تو مي‌ميرم

- منم دروغ قشنگ بهت بگم؟

- نه! بزن کانال سه، فوتبال داره! شام کي آماده مي‌شه؟ گشنمه‌

- الان مي‌يارم

اين داستان مي‌تواند همين جا تمام شود يا مي‌تواند ادامه پيدا کند: مثلا راوي سوم شخص عقل کل ادامه داستان را بگويد، يا ناگهان قاتلي با چاقوي برهنه وارد خانه شود يا....اما...اما... لعنت به اين دراماتيک زدگي و قصه‌پرستي که توقع ما را-بخصوص شرقي ها- از زندگي خراب کرده است.

انگار عادت کرده‌ايم که در زندگي واقعي‌مان همه‌اش منتظر يک اتفاق خاص دراماتيک يا تراژيک باشيم، اين انتظار بي‌معني ناخودآگاه همه‌مان را يکجورايي «عشق فيلمي» کرده است، پايمان هيچ وقت روي زمين نيست، تا وقتي که يک اتفاقي بيفتد، انگار نه انگار که اتفاق و زندگي همين لحظه‌هاي معمولي –ولي مهم- است که مي‌آيد و مي‌گذرد و مي‌رود بدون ثبت شدن و رفتن در زرق و برق داستان و رسانه و تلويزيون يا هر مديوم لعنتي دیگری! مردي که چاي مي‌خورد يا زني که تلويزيون نگاه مي‌کند، کارگري که کار مي‌کند، يا شمايي که داريد اين سطرها را روي ميز صبحانه‌تان مي‌خوانيد، هرکدام يک داستان هستيد، نيستيد؟ هر ثانيه از زندگي، يک سکانس است، فقط گاهي کسي نيست آن را بشنود.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
به روایت مذهبی ها
نظرسنجی
کرونا چه خواهد شد؟
بزودی نابود می شود
هرگز از بین نمی رود
آخرین اخبار
پربازدیدترین
خبری-تحلیلی
اخلاق و عرفان
سیره علی بن ابیطالب(ع)
سیره رسول الله(ص)
تاریخ صدر اسلام
تاریخ معاصر
زمین
سلامت و تغذیه
نماز و احکام
کتاب و ادبیات
نظامی
کمپر و ون لایف
شیطان و گناهان
روشنفکری دینی
مرگ
آخرالزمان